The first 200 lines.
نگران مسابقات محلی هستی؟
میدونم مدرسه کلایتون پرپ اون دختر مکزیکی سریع رو داره
ولی میدونم که میتونی شکستش بدی
ناراحت شدی که به اون گفتم مکزیکی؟ چون واقعاً مکزیکی ه
من یه پسر رو بوس کردم
واو
این یه معنی داره
آره نمیخواستم بهت بگم ولی تو یه جورایی مشاور منی
که بهم حس یه جور بازنده رو میده
واو، اون اولین بوسهت بود هان؟
...اون
اون خیلی مهمه
اوه خدایا، داری عجیب رفتار میکنی من عجیب رفتار نمیکنم
،چرا همینطوره، داری دور از من میدوی دستهات رو عجیب حرکت میدی
نه اینطور نیست، من فقط قدم خیلی بلنده
اینجوری میدوم
وایسا، یه لحظه صبر کن
این پسره کیه؟
کدوم مدرسه میره؟ با هم چه کاری انجام میدین؟
قدش چقدره؟
اسمش ایوان ه و به مدرسهی تکنولوژی میره
و ما بیشتر توی پارک کندی همدیگه رو میبینیم
و اون میاد تا تکالیفمون رو انجام بدیم تکالیف؟
چجور تکالیفی توی مدرسه تکنولوژی میدن؟
میتونه کولرمون رو درست کنه؟ میشه دیگه در این مورد حرف نزنیم؟
کیسی؟
!کیسی، صبر کن
اولین سایت پیش بینی ورزشی با آپشن های بی نظیر bpersia.win | بی پرشیا
:ترجمه و ویرایش از $corpio پژمان
:هر کسی گفته "تمرین باعث میشه بینقص بشین"
یه احمق بوده
آدمها نمیتونن بینقص باشن چون ما ماشین نیستیم
متأسفانه، بهترین چیزی که میتونین در مورد تمرین کردن بگین
اینه که... شما رو بهتر میکنه
برای همین میدونم که برای اینکه بتونم دوست پسر خوبی برای جولیا باشم
اول به یه دوست دختر تمرینی نیاز دارم
توی یه چیزی بهتر میشین وقتی اونو مکرر انجام بدین
وقتی که توی روال عادیش بیوفتین
یادت نره اسپری بدنت رو بزنی دوستات ممنونت میشن
بیداری؟
کیسی
:چرا توی لیست کارایی که باید بکنم نوشته بکش بیرون از ما؟(کنایه از گیر ندادن)
نمیدونم
ولی اگه اونجا نوشته باید انجامش بدی درسته؟
شماها بعد از دویدنتون غذا میخواین؟ کلوچههای دارچینی درست کردم
نه، نه، نه، نه، نه
شیرینی من همینجاست
میدونستین 423 تا دختر توی مدرسه ما هستن
شروع میشهM و 91نفر از اونا اسمشون با
٪که میشه 21
٪و میانگین رسمیش فقط.. 9
اصلاً برام مهم نیست
!بوپ آمار جالبی بود رفیق
دارم میرم فروشگاه کسی چیزی نمیخواد؟
نه مامان، ولی به خاطر همهی کارایی که میکنی ممنونم
توی کلاس دوم، مدیسون گلد بهم یه کارت ولنتاین داد
که روش عکس یه زنبور عسل بود
که داخلش نوشته بود مال من باش
رو غلط نوشته بودbe نفهمیدم چرا کلمه
ولی دختر خوبی بود و به من توضیح داد
اون اولین جُکی بود که یاد گرفتم
هی مدیسون، مال من باش
چی؟
دوست داری با من بیای بیرون؟
لطف داری ولی سرم شلوغه
باشه
صبر کن، بهت نگفتم چه روزیه
جمعه ساعت ۶ عصر، به طرف شرق
هنوزم کار دارم
باشه
همینطور یادم رفت بهت بگم که تو دوست دختر تمرینی منی
دختری که واقعاً دوستش دارم جولیاست دکترم، اگه باعث میشه حالت بهتر بشه
خرابترش میکنه
اگه جمعه خوب نیست میتونم به جاش پنجشنبه ببرمت بیرون
خدای من! نمیخوام با تو برم بیرون
چرا نمیخوای؟ ...چون
ببین اصلاً قصد توهین ندارم اصلاً، اصلاً
ولی... تو واقعاً عجیب غریبی
و هر روز یه لباس میپوشی
همینطور این پسره رو از کمپ دارم که یه مدته ندیدمش
...ولی همیشه به همدیگه پیام میدیم
من لباسهای جدید میخوام
باشه، چرا؟
چون انگار دخترا خوششون میاد وقتی پسرا بیشتر از یه نوع لباس میپوشن، چرا اینجوریه؟
فکر کنم برای اینکه سلیقهت رو بفهمن در مورد یه شخص یه چیزایی رو میگه
مثل ایگواناها که برای جذب کردن جفتشون غبغب رنگارنگشون رو نشون میدن
دقیقاً... مثل همون
فکر کنم
تو چطوری لباسهات رو انتخاب میکنی؟
من انتخاب نمیکنم، مامانم میکنه مامان تو لباسهات رو انتخاب نمیکنه؟
نه دیگه
فکر کنم دیگه وقتشه خودت لباسهات رو انتخاب کنی
ولی... چطوری؟
لباسهای زیادی وجود داره
و رنگها و طرحها و سایزهای مختلف
به این پیراهن میگن خاکستری تیره
...ولی تیره یه رنگ نیست به چیزی که مات و نیمه شفافه میگن
فقط چیزی رو انتخاب کن که احساس میکنی مثل خودته
به محض اینکه مستقل بشی خودت باید لباسهات رو انتخاب کنی
از پسش برمیای سَم
یه آدم باسلیقه درونت داری
منظورت خودمه نه؟
بله
خیلیخب، داری عالی انجامش میدی
خب، کیسی یه دوست پسر داره
اوه
اوه نه، مشکلی نیست، کیسی دختر باهوشیه و میدونه چیکار کنه
فقط عادی نفس بکش خانم داری عالی انجامش میدی
اون در موردش باهام حرف زد پس چیز خوبیه نه؟
مطمئنم جایی واسه نگرانی نیست
اون همون چیزیه که من در مورد دخترم گفتم
جالبه که پدربزرگ بشی
ازش خوشت میاد
ممنون برای ادامه دادن علاقهات
بیا لخت بشیم
مامان، میخوام باهات بیام خرید
چی؟
میخوای بری فروشگاه منم میخوام بیام
دوست دارم که وقتم رو با تو بگذرونم اینو خودت میدونی
ولی راحتتره اگه خودم تنهایی برم فروشگاه
ولی جولیا میگه من باید یاد بگیرم که خریدهای خودم رو انجام بدم
برای وقتی که مستقل شدم
خب خوبه و برای جولیا هم مشکلی نیست که اینو بگه
ولی اون با ما نبود آخرین باری که به فروشگاه رفتیم
خیلی سخت بود
با اون همه صدا و نور
و خدایا، اون منبع ترسناک آب
که آب همهجا راه اُفتاده بود
از اون منبع متنفرم
آره همینطوره
و تو دیگه نباید ناراحت باشی
و اتفاقی که اُفتاد رو یادت میاد؟
من توی رستوران پاندا به اون یارو سیلی زدم
و بعدش برای همیشه بَن شدیم
و غذای مرغ کونگ پائو اونا رو دوست داشتیم
...ولی
جولیا فکر میکنه که من آمادهام
چطوره این کار رو بکنیم؟
چطوره اگه هر چیزی که میبینم جذابه
ازش عکس بگیرم و با موبایلم برات بفرستم
و بعدش تو میتونی با خیال راحت از توی خونه بخریش؟
فکر خیلی خوبیه نه؟
نه
مامان، من دیگه بچه نیستم
میتونم برم خرید
میتونم کارا رو انجام بدم
البته که میتونی
خیلیخب
کارم رو تموم میکنم و با هم میریم باشه؟
میخوای توی جمع کردن خریدها بهم کمک کنی؟
نه
واو، تا حالا اینقدر عکس خانوادگی ندیده بودم
آره، توی این قضیه به خودمون افتخار میکنیم
میشه دیگه تمومش کنیم؟ نه، نه، نه
اوه تو رو ببین توی این عکس !چقدر اخم کردی
آره ناراحت بودم
مامانم هر سال برنامهی این پیادهروی اوتیسمی رو میریزه
و مجبورمون میکنه یه عکس بگیریم تا یادمون بمونه چقدر عرق میکنیم
اوه پسر
اینا عالین
هی، بابات توی این عکس کجاست؟
عجیبه، مامانم هیچ وقت اجازه نمیده غیبت کنیم
وقتی درد آپاندیس میگیرم بهم میگه که راه برو
بابا
این... ایوان ـه
سلام، خوشبختم جناب
ممنون که سر زدی
بابا، چرا تو توی پیادهروی اوتیسم 2004 نبودی؟
هان؟
توی عکس نیستی اوه، نمیدونم
فکر کنم یه کاری داشتم
واقعاً؟ مامان بهت اجازه داد که برای یه کاری بری؟
آره
خب شماها درس خوندنتون تموم شده؟
ایوان میخواد بره؟
نه میخواد منو ببره سر تمرین میتونم خودم ببرمت
خب، نیازی نیست اون هست
اوه، ایوان رانندگی بلده؟ تو رانندگی میکنی؟ بله
سابقهات چطوره؟ پاکم
جریمهی جای پارکی؟ تخلف ترافیکی؟ نه
تعهدی ندادی؟ هیچ کدوم؟ نه
اون یه توبا(شیپور بزرگ) دزدیده کیسی
توبا دیگه چیه؟ یه اصطلاح عامیانهست؟
احتمالاً دیگه باید بریم
احتمالاً تو باید بری !بابا
میشه یه لحظه تنهامون بذاری؟
آره، من توی ماشینم باشه
این دیگه چه کاری بود؟ بهت میگم
داری چیکار میکنی؟ زود اومدی خونه انگار باهام دعوا داری و مثل مامان رفتار میکنی
میدونی، عاشق مامانتم ولی اون دیگه کم لطفیه
باشه، تو رو میشناسمت نگرانتم
نمیخوام حواست پرت بشه
نمیخوام گند بزنی به مسابقه دویدنت
گند نمیزنم، مسابقه برام مهمه
واقعاً؟ آره، مثل یه احمق باهام رفتار نکن
در مورد اون توبا هم بعداً حرف میزنیم
خیلیخب
ممنون که رسوندیم خواهش
پیاده میرفتیم زودتر رسیده بودیم مثل مامانبزرگم رانندگی میکنی
ماشینم رو دیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.