The first 200 lines.
آنچه گذشت...
پدر چی میخواد؟
یه نفر از جهنم فرار کرده
به نظرم ازم میخواد که اون فراری رو برگردونم
مامان
چیو داری مخفی میکنی؟
هیچی
این پیشرفتت رو تحسین میکنم
تنهایی مقابله کردن سخته
باید جایگاهم در دنیا رو پیدا کنم
و برای این کار یکم فضا لازم دارم
من یه قولی دادم
بهت گفتم میتونی اینجا بمونی
تا وقتی که بفهمم چه جوری به قرارم با بابا عمل کنم
و حالا اینکار رو کردم
تو میتونی همینجا روی زمین باقی بمونی
بین موجوداتی که اونا رو خوار میشمری
به عنوان یکی از خودشون
ولی اون شوهر داره
تازه بچههاشم هستن، نه؟
به این فکر کردی که دعواتون
چقدر روی بدبختی که بین شما گیر کرده تأثیر میذاره؟
تو خیلی تلاش کردی که جبرانش کنی
حق داشتی. ما مدت زیادی
درگیر گذشته بودیم
وقتشه که طلاق بگیریم
دهنت سرویس، لیروی
دهنت سرویس، لیروی
دهنت سرویس، لیروی
ک-ر-د-ن
"کردن"
ده امتیاز گرفتم دلت بسوزه، میز
میبینم یه اسباب بازی جدید داری
اینو میگی؟ نه، نه، نه
این واسه کاره
باورش سخته که تاحالا از اینا نخریده بودم
راستش یه قانون درمورد تلفنبازی توی جلسه دارم
- جداً؟ - توی جلسهمون گوشی تعطیله
چرا؟
این چیزا خیلی به معالجه کمک میکنن
"هزار قرار تیندر" و "حرفهای سکسی با دوستان"؟
خدایا، از کوکائین روی ناف جندهها هم اعتیادآورتره
باشه
چه خوب. آدامس
عاشقشونم
و راستی، تا حالا نفهمیدم اینا به چه کاری میان
فقط واسه دکوراسیون هستن یا واسه تردستی؟
آخه...
امروز به نظر میرسه حواست پرته
کم مونده بود
بعضی وقتا، وقتی توی شرایط بدی باشیم
برای خودمون یه حواسپرتی به وجود میاریم
بهش سدهایی برای مواجهه با عمیقترین ترسهامون هم میگن
شرمنده
این همون بخشیه که
تو عمیقترین زخمهای روانی منو تشریح میکنی؟
فرزندِ طلاقی که شاید زیر قول و قرارش
با بابا رو با اجازه دادنِ به مادرش برای موندن روی زمین
زده یا نزده باشه
ملاقات با مادرت سخت بود؟
راستش مثل آب خوردن بود
مامان همه جوره ردیفه، مشکلی نیست
جداً؟
چون آخرین باری که اینجا بودی
از کلمهی "وحشت زده" استفاده کردی
و این به خصوصیاتت نمیخوره
خب کاشف به عمل اومد که مامان خیلی گُله
و "قول و قرارت" با بابات چی؟
اینکه مامان رو بفرستم خونه؟
فکر میکنی ازش ترسیدم؟
به نظرم سعی داری از ناراحتیِ دعوای آینده طفره بری
وایسا ببینم
منظورت اینه که حواس پرتی یه راهی برای منحرف کردنِ ذهن از مشکلاته
- نه - پس هر قدر حواسم پرت باشه
کمتر ناراحت میشم
نه، اینو نگفتم
خب لازم نیست بگی دکتر، خودم فهمیدم
خیلی هوشمندانهست
صحیح
کجا میری؟
حواسپرتی کارم داره
واقعاً متحول شدم، ممنون
یه کم بردارم - بفرما -
آخه کی تفنگ و نشان لازم داره
...وقتی من یه دونه
.ناسلامتی صحنهی جرمه ها میشه تمرکز کنی؟
خب، یه نفرو امروز با یه مَن عسلم نمیشه خورد
خب، ببخشید، ذهنم درگیره
آره، شرمنده واقعاً درگیره، آره؟
،طلاق، رفتن از خونهی مامانت ...پیدا کردن جای جدید
آره، خب من الان دیگه بزرگ شدم و باید مستقل زندگی کنم
و الان وقتشه
که با وجود کارم و تریکسی وقت زیادی ندارم
استرس خیلی آدمو پیر میکنه
باید یه جوری حواست رو
از مشغلههات پرت کنی
این یک ابزار بسیار موثر ـه
اوهوم
آخرین باری که خوشگذروندی کِی بود؟
...خب
نه، بیشوخی
اسم سهتا از دوستات رو بگو که میتونی همین الان
.واسه مشروبخوری خبرشون کنی ،درضمن نمیتونی من
بچهات یا مردی که داری ازش طلاق میگیری رو بگی
خب، باور کن
دن تو لیست رفیقای مشروبخوریم نیست
...خب
دنیل - سلام -
منظورِ خاصی نداشتم
چرا داشت
مشخصات قربانی چیه؟
یه زنِ جوون
عامل مسمومیت ناشناخته
یه دختر ترگل ورگل دیگه
واقعاً غمانگیزه - کارت شناسایی چی؟ -
هیچ وسایل شخصیای نبود
فقط یه مهر مثلثی شکل روی دستشه
اوه، صبر کن من شاید بتونم کمک کنم
این چیزا رو میشه تو کلوب شبانه پیدا کرد
جایی که آدما میرن توش حال کنن
ما یه تاکسی بیسیم رها شده هم پیدا کردیم
اثری از رانندهاش نبود
رمزش کارنال با ک بزرگه
کد شناسایی تاکسی بیسیم
،معمولاً به تلفن راننده وصله نه به ماشینش
و حالا که ما این شماره رو داریم
اونطور که از روی نقشه معلومه
طرف الان نبش خیابون کرسنت و سومه
چه جالب
آره، بهش میگن کارای پلیسی
بیا معمای قتل رو حل کنیم
میتونم در این باره کمکتون کنم
خیلی باهوشه
اسمش داریا میچل ـه
ما رد کارت اعتباریش رو تا یه بانک توی نبراسکا پیدا کردم
میدونیم تو آخرین نفری بودی که اونو زنده دیده
!من بهش دستم نزدم - ...خب -
غیر ازین که جنازهی سردش رو انداختی تو بوتهها و الفرار
بهتون گفتم
من نبش خیابون گاور و فانکلین سوارش کردم
رسوندمش
و بعد اون خودشو از ماشینم درحال حرکت پرت کرد بیرون
گذاشتی همونجا بمیره؟
تا ماشینو بزنم کنار و پیداش کنم ...اون قبلش
.من داروی جدید میخورم فکرم سرِ جاش نبود
.تازه این کارو گیر آورده بودم خیلی ترسیده بودم
حرف همیشهی قاتلها: خیلی ترسیده بودم ...به شدت تحت تأثیره
!اونا با اونیکی یارو حرف زدن
کدوم یارو؟ - اون تلفنم رو گرفت -
که به یه نفر زنگ بزنه
دوست پسرش، چه میدونم
میخواست بره خونهاش
یارو تهدید کرد اونو میکشه
اوه! ببخشید
تویی
الا یه چیزی پیدا کرده
به نظر خوشمزه میاد
اومدی نگاه دلسوزانه کنی؟
من فقط اومدم که ببینم
الههی بزرگ به وضعیت جدید عادت کردن یا نه
خب، اگه من بودم فعلاً
بزن و بکوب راه نمینداختم، عزیزم
...نمیذارم این
خوراک مرغ تند شکستم بده
از اونی که فکرشو بکنی قوی ترم
خوشحالم اینقدر خوب جا افتادی
خب، البته مشکلاتی هم پیش اومد
ولی از پس همش بر اومدم
هنوز تو مرخصی کاری به سر میبرم
پس کل روزم رو
تو خونه با بچهها میگذرونم
عوامل کثیفی
گل و شل
راستش رو بخوای اونا منو یادِ تو میندازن
اون شوهرِ آدمت چطوره؟
یه ترفند براش یاد گرفتم
،هروقت ازم سوال پرسید فقط باهاش سکس میکنم
به نظر اینجوری ساکت میشه
من خیلی طول کشید تا این یکی رو بفهمم
همینطور برای بقیهاش
چون واژهی بهتری سراغ ندارم ...باید بگم اینجا
خودِ جهنمه
خب، اگه اینقدر بده پس چرا برنمیگردی؟
چرا؟
که بتونی برگردی سر عذاب دادن من
واسه هزار ساله دیگه؟
خیلی خوش میگذره - آره، این آدما -
خیلی افتضاحن
اونا از دهن نفس میکشن و دست از حرف زدن
راجعبه یه چیزی به اسم گلوتن برنمیدارن
ولی تحمل کردن این عذاب
اجازه میده به خانوادهام نزدیکتر باشم
فهمیدی؟
معلومه که نفهمیدی
چون تو هیچکس رو نداری
ببخشید
No comments yet. Be the first to leave one.