The first 200 lines.
KIESLOWSKI
میدونم داری به چی فکر میکنی.
کیبلکش، عجب شرکت خفنی!
ولی قبلاً اینطوری نبود.
اسم قبلی شرکت کیبلکش نتورث بود.
موسس شرکت یوتا کاتز میخواست محصول اقتصادی جدیدی رو عرضه کنه،
یه درگاه پرداخت آنلاین که کامل نشده بود.
فیلم، بازی و زنگهای موبایل بودن.
ولی فناوری پشتش خیلی خلاقانه بود،
اون بانک آلمانی دو تا مشاور مشکوک رو استخدام کرد،
که شرکت رو بخرن.
نرمافزار نتورث پیشرفتهترین...
نرمافزار پرداخت آنلاین توی جهانه،
ولی پرداخت الکترونیکی جایگزین روشهای سنتی نمیشه.
ادامه بده ماگنوس، اسلاید بعدی.
دیگه چیزی نداریم.
بسیار خب، دقیقاً به همین دلیل نتورث نیاز به شریک قدرتمندی مثل بانک دویچه داره.
باور کنید، به حرفهام مطمئنم.
من هم یه شریک خوب به کارم میاد، مگه نه آقای کرامر؟
خب... تبریک میگم خانم کاتس!
فروشش هم شما رو پولدار میکنه، هم بانک دویچه رو خوشحال میکنه.
خوابت برده؟
واسه همین اصلاً تکون نمیخوری؟
نه، فقط فکر میکنم چند سال دیگه کُل اون پول تموم میشه،
واسه همین هم نتورث بدون پول...
نازیهای بانک دویچه هم مشکلی نداره.
باید ببخشید. ایشون مسئول آیتیمونه،
که البته از رنگ پوست آفتاب ندیدهاش هم میشه فهمید.
این واسه شماست.
چرا نباید نگران...
برنامهنویسی باشیم که داره اسرار مالی رو...
به همهی دوستاش میگه؟
چون هیچ دوستی نداره.
دارم داستان رو لو میدم!
فروش نهایی شد.
نتورث ورشکسته شد و...
به قیمت یک یورو توسط...
منتظر بمونید! ماگنوس کرامر و فلیکس آرماند خریداری شد.
یه پروژهی برندسازی مجدد رو شروع کردن،
ولی صادقانه بگم،
کدوم شرکت آلمانیای بدون داشتن یه گذشتهی سیاه به یه جایی رسیده؟
عالیه.
هفتهی قبل، فکر کردی اسمت همهجای اخبار پخش میشه.
حالا هم که افتادی زندان، عجب عرضهی سهام اولیهای فیلیکس.
مدیر ارشد عملیات کیبلکش.
امیدوارم مافیا رو به خاطر برادران هرمان لعنتی گیر نندازن،
وگرنه مشکلات بزرگتر میشن.
در تحقیقاتی که انجام شد چندین منظنون بازداشت شدند،
لعنتی.
که بزرگ خاندان ویسکانتی هم بین آنها بود.
ببخشید، میشه... میشه این رو بلندش کنم؟
تحقیقاتی در مورد ویسکانتی...
به جرم پولشویی مبلغ...
بیست میلیون یورو و دست داشتن در...
بیش از 20 پروندهی قتل در حال انجام است.
خوشحالم که میبینمت. خیلی ممنونم که...
منتظر موندید. مایوالد هستم. دادستان کل.
- یه سری مشکل ارتباطی شدید داشتیم. - هوم.
یه نفر به طور ناشناس یه سری اطلاعات داد،
که چندتا سایت کارتبازی و...
بازیهای آنلاین رو به خاطر پولشویی بررسی کنیم.
بعد فهمیدیم که شرکت شما...
- درگاه پرداختشونه. - آها.
واسه همین به همکارم گفتم که یه احضاریه برای...
یه مسئلهی کوچیک صادر کنه.
بعد اون توی سیستم تایپش میکنه، درسته؟
ولی بعدش نرمافزار به روز رسانی شد...
بعد همهی شمارههای رهگیری عوض شدن.
پس اون نوشت... ممنون.
پس نوشت ای807 به جای...
- اوهوم. - جی807 یا همچین چیزی،
بعد به جای یه نامهی محترمانه،
آخرش کارت به آژیر پلیس و دستبند ختم شد،
بعدش هم افتادی زندان.
خانم مایوالد، این اتفاقها میفته دیگه، مگه نه؟
بعد هم این که، یه ذره هیجان هم واسه من بد نیست.
حتما همهشون دارن به خاطر عرضهی اولیهی سهامت بهت تبریک میگن. الان اینا رو بهت پس میدم.
اتفاقاً چون اینجایی،
شما آقای اومبرتو ویسکانتی رو نمیشناسی؟
یه سری حساب توی کیبلکش داره. ببین.
اینا استعلامهای بانکشه.
بامزهست.
اینا حسابهای قدیمی نتورثان.
احتمالاً وقتی داشتیم حساب و کتابهای بیشکاتی رو...
- ویسکانتی. - ویسکانتی رو...
بررسی میکردیم احتمالاً از دستمون در رفته. ما مشتریهامون رو نمیشناسیم، ما یه پلتفرمیم..
البته. اتفاقات بد پیش میان دیگه.
قهوه؟
لعنت بهت.
خب، به نظر میاد دیجیتالیسازی...
- چیز خیلی پیچیدهایه. - آم. وقتشه من دیگه برم.
اگه کسی بفهمه دفتر دادستانی...
داره با دستبند بیگناهها رو به خاطر...
به روزرسانی یه برنامه بازداشت میکنه، ممکنه بعضیها رو ناراحت کنه.
مخصوصاً وقتی آدمهای مهمی از یه شرکت مشهور آلمانی باشن.
شما مثل ستارههای دنیای استارتآپید، میبینی؟
هوم.
کار این افراد اخاذی و...
کلاهبرداری و پولشوییه. منظورم مافیاست.
پسرهای ویسکانتی 26 نفر یا حتی بیشتر رو...
- وای. - توی شش سال گذشته کشتن.
آدمهایی نیستن که آدم بخواد بهشون نزدیک باشه.
اینا اتهامات سنگینیان که بدون مدرک زده بشن، شما اینطور فکر نمیکنی؟
آره، همونطور که گفتم، همچین اتفاقی دیگه نمیفته.
مگه این که، مدارک دقیقی داشته باشیم.
- آهان. - گفتم یه کلمه هم بدون من حرف نزن.
بند 136، پاراگراف 1 قانون پیگیری قضایی؟ چیزی ازش شنیدی؟
اون واسه آدمهاییه که واقعاً یه جرمی رو مرتکب شدن.
بلافاصله همهی حسابهای ویسکانتی رو مسدود میکنی.
اونا رو... میدونی چیه؟ به شدت مسدودشون میکنم.
تماماً مسدودشون میکنم.
همه و همهشون رو.
یه قرون هم از اونا جا به جا نمیشه خانم مایوالد.
اصلاً نگران نباشید!
فیلیکس، اگه گندش در بیاد، عرضهی اولیهی سهاممون فقط یه نفس راحت الکی بوده.
یه راه حلی واسه پولشون پیدا میکنیم.
از دیشب نتونستم با ماگنوس تماس بگیرم.
احتمالاً رفته پیششون، داره ناهارشو میخوره.
مافیای لعنتی. یه ذره بهشون رو بدی سوارت میشن.
بریم.
مشتریهای بزرگی بودن و بعضی وقتها...
میخوان مستقیماً با رئیسشون حرف بزنن.
یکی میخوای؟ پرواز طولانیایه.
من اینجور چیزها رو مصرف نمیکنم آقای آرماند. خاطرهی بد دارم.
مدافینیله، واسه بی خوابیه. داروئه. به اضطراب کمک میکنه.
حتماً، بعد دوباره معتاد میشم.
واسه همین درسم رو تموم نکنم.
- به نظر شبیهه توجیهه. - حالا هرچی.
با آدمهای ناجور جور میشم.
حالا داری با آدمهای درستی جور میشی.
واقعاً؟
چی؟
شما آدم خوبی هستی؟
فقط میخوام بدونم. سوال اخلاقیای نیست.
آره، معلومه.
سلام بچهها. من کیبلکشم.
مامانبزرگ! یه نفر از آلمان اومده!
ممنون.
فلیچه! اون یکی مدیرعامل.
نه، نه، نه!
من مدیر ارشد عملیاتم. مدیرعامل نیستم.
یه چیزی شبیه دست راست رئیسه.
اوه.
فیلیکس!
تقصیر شماست که...
رئیسمون رو از دست دادیم، واسه همین سر رئیس شما رو هم میکنیم زیر آب.
ماگنوس، حرف آخری هست...
که بهمون بگی؟
اون هم مدیر عامله.
- باید به جفتمون شلیک کنید. - ببین چقدر حرف میزنه.
حقشه بمیره، مگه نه؟
فیلیکس، کمکم کن!
به نظر من اشکالی نداره.
چی؟!
بدون رئیسم هم مشکلی ندارم.
برعکس شماها.
یعنی، معذرت میخوام ولی میشه فهمید که رئیستون نیست.
حالا هم...
دارید کاری رو میکنید که توی فیلمهای مافیایی دیدید.
به مردم شلیک میکنید،
توی پیتزا فروشیها و بستنی فروشیها پولشویی میکنید.
مثل قدیما ها؟
ولی قبلاً،
نرخش تبدیلش هنوز یک چهارم بود،
یعنی با هر یوروی کثیف 25 سنت میگرفتی.
حالا نرخ تبدیلش چقدره؟
یک به ده؟
یعنی چقدر؟
- ده سنت! - آره، دقیقاً.
- ده سنت. - خیلی خوبه. اون میفهمه.
به زودی اصلاً پولی باقی نمیمونه.
بعد همهی اینا بی ارزش میشن.
دیجیتالیسازی جلوی مافیا رو نمیگیره.
سایتهای بازی آنلاین فقط شروع قضیه بودن.
چیزی که نیاز دارید یه شرکت تجاری عمومیه،
که مجوز بانکی داره که براتون پولشویی کنه.
ما هر سه ماه 30 درصد رشد میکنیم.
کی میدونه سالانه چقدر میشه؟ بگید.
- هوم؟ خب؟ - آم...
- دو برابر! - نه! بیشتر!
هر سال بیشتر از دو برابر بزرگ میشیم.
اگه همینطور پیش بره، میریم توی دکس.
فقط هفتهی پیش، 300 تا قرارداد با مشتریهای جدید امضا کردیم.
مشتریهای تصادفیای که با پیپال پرداخت میکنن رو نمیگم.
نه. همهاشون حقوقیان.
هر دو طرف حقوقیان.
مشتریهای قانونیای که تعداد کمی تراکنش اضافی توی حسابشون دارن.
فقط با یه کلیک.
میدونید؟
نسخهی دوم پولشویی. آخه، دور و برتون رو نگاه کنید.
فقط موقعی که اومبرتو از زندان بیاد بیرون،
No comments yet. Be the first to leave one.