The first 200 lines.
،سياهپوست ها از نظر فکري سطح پايين هستند .طبيعاً زير امرند، و در مواجه شدن با خطر بي شهامتند .بنابراين براي درگيري نامناسبند سال 1925 دانشکده ي علوم نظامي ايالات متحده
آلماني ها. بيايد حسابشونو برسيم
اون جنگنده هاي لعنتي دارن کجا مي رن؟
دارن مي رن دنبال هواپيماها بازم ما رو بدون محافظت رها کردن
لعنت به اون يکه تازهاي نامرد
!راهزن ها! صدها فروند از اونا! پشت سرمون
چيزي براي محافظتمون باقي مونده؟
نه رئيس
لعنتي! چرا اونا بهمون اهميتي نمي دن؟
باورم نمي شه. هيچوقت شکست نمي خورم
نه، همراهم بمون
بانچينگ بتي" هستم. موتور 3 از کار افتاده"
داريم عقب نشيني مي کنيم شماره ي دو، هدايت رو در اختيار بگير
خفه کن لازم داريم
!"هانک"
!پيام اضطراري! پيام اضطراري! آماده ي پريدن بشيد
...تکرار مي کنم، آماده ي
ايتاليا 1944
قرمز يک" به "قرمز دو"، جواب بده"
اون تو بيداري "لايتنينگ"؟
آره، آره، ببخشيد. پسر، من بايد يه چرتي بزنم
خب زودباش نمي خوام اين جنگ رو از دست بدي
جنگ جهنمه. کاري که ما داريم انجام مي ديم به اندازه ي جهنم کسل کننده ست
هر کي که بود اميدوارم ارزش اهميت دادن رو داشته باشه
بهم اعتماد کن، ارزشش رو داره
جونيور"، "جونيور" تو خوبي؟"
"عاليم "قرمز يک آسمون آبيه و مسلسل هام آماده ن
جوکر"، تو خوبي؟"
نه، احساس مي کنم دارم با بيوک پدربزرگم پرواز مي کنم
عقربه ي خنک کننده ثابت نيست
و فکر کنم وقتي اين هواپيما رو تحويل گرفتم به اندازه ي يه راهبه ي کليسا خوشحال بودم
خيلي خب "قرمز چهار"، کار تو تموم شد برگرد خونه
بس کن کاپيتان، عقربه اي که اينجاست يه تيکه آشغاله
کاپيتان، بذار قبل از اينکه برش گردوني يه نگاه بهش بندازم
هيچ ريزش سوخت يا آبي نداره
به نظرم اون يه عقربه ي ناقص نصيبش شده
بس کن، سخت نگير، بذار پرواز کنم قربان، خواهش مي کنم
مي دوني که بدون من خوش نمي گذره
"خيلي خب، باشه. تو بمون "قرمز چهار
بمون، ولي حواست بهش باشه، باشه؟
ممنون عزيز دل، فقط از شانس من يه کشتي پرنده نصيبم شده
"ديگه از انبار عمو "سم P-40 يه
به نظر مياد يه کاميون جلومونه
نشان آلماني ها رو داره
جونيور" نوبت توئه" - بله قربان -
آماده باش که خشم "ري گان" رو احساس کني
"پشت سرتم "جونيور
بجنب
ديدي؟
تبريک مي گم پسر خودت يه کاميون رو از بين بردي
مي تونيم پيروز برگرديم
تمام افرادي که پرواز مي کنن. داريم برمي گرديم خونه
ايزي"، دارم يه چيزي رو مي بينم، يه قطاره" موقعيت ساعت يازده
فکر نمي کنم آلماني باشه هيچ مسلسلي نمي بينم
به نظرم دارن حيوانات اهلي رو حمل مي کنن
نه. نظاميه
مخفيه
ممکنه فقط گاو حمل کنه
اگر مجبور نباشي دلت نمي خواد به هيچ گاوي شليک کني
مگر اينکه برنامه تون کباب کردن باشه
کسي هيچ اسلحه اي مي بينه؟
دارم بهت مي گم "ايزي"، اون يه قطار جنگ افزاريه
و شرط مي بندم تا دندون مسلحه
شما به دوران رسيده ها بهتره سريع فکرتونو بکنيد داره مي ره به سمت تونل
خيلي خب، فقط يه راه هست که مي شه فهميد بياد بريم دنبالش
صبر کن، "ايزي"، بايد رو در رو اين کارو بکنيم از ارتفاع کم، تا مسلسل هاشون به ما آسيبي نزنه
"اين تصميم منه "لايتنينگ در آرايش باقي بمون
به نظر مياد اين گاوها مسلحن
زودباش
رو به روش پرواز کن
!بميريد، نازي هاي کثيف
!لعنت! اون گاوها همين الان به بال من شليک کردن
بدون سختي، بدون سختي
اگر اون قطار وارد تونل بشه، همونجا مي مونن
لايتنينگ" کجاست؟"
کدوم گوري هستي "لايتنينگ"؟
دارم قطار رو از رو به رو هدف قرار مي دم کاري که شما بايد انجام مي داديد
زودباش، زودباش، زودباش
!زدمت
!لعنتي
هيچي مثل يه تازيانه ي قديمي گرجستاني خوب نيست
فقط خواستم مشوق شما پسرا باشم
اين عنوان براي تشويق چطوره؟
خلبان سياهپوست مي ميره چون" "خيلي احمقه که دستورات رو اطاعت کنه
انگار هواپيمات از داخل دستگاه اوراق کني رد شده
چطوري مي خواي اينو به "کافي" توضيح بدي؟
با توضيح اينکه من کسي ام که اون قطار رو منفجر کرد
شما پسرا ادامه بديد من يه چيزي ديدم
لايتنينگ" يکي ديگه رو خراب کرد"
به اون افتضاح نگاه کن. به اون افتضاح نگاه کن
به گمونم بازم کل شب رو مشغول مي شيم
از وقتي که شما معشوقه تون رو ديديد مدت زيادي مي گذره
خيلي بده که اون با يه نفر ديگه مي رقصه
آکسيس مري" هستم که صداي من رو از برلين" همراه با موسيقي مورد علاقه تون مي شنويد
يه بار شد که هواپيمام رو بدون اينکه داغونش کني برگردوني خونه؟
"صبح بخير آقاي "کافي
اينجوري که هواپيماهاي منو داغون مي کني
بعدش بايد به فکر جبرانش باشي
ببين، نمي تونم اجازه بدم اين اتفاق بيفته. چون الان يه الهه ديدم
که قراره بچه هاي خوشکل منو به دنيا بياره
تو يه دلقکي "لايتنينگ". بايد بزرگ بشي
نمي تونيم اجازه بديم به خاطر حماقت ...تو، هواپيماهاي بيشتري از رده
اين چيه ديگه؟ تو چي کار کردي؟
پسر، اين از کجا اومده؟
...اتفاقي که افتاد اين بود که - !بسه -
بيا ببين اين دلقک چه بلايي سر هواپيما آورده
مي دونم چه فکري مي کني
اين ديگه چه کوفتيه؟ کسي به طرفت قطار پرتاب کرده؟
کافي"، مي دونم که ناراحتي"
شايد بايد بعداً در اين مورد حرف بزنيم
اينجا يه سرباز نوآموز جديد داريم
سلام. گم شدي پسر؟
من داشتم دنبال "جيمي وينز" مي گشتم
جيمي" بايد تير خورده باشه" دو هفته پيش بود؟
اينطور فکر مي کنم
خب، "يولي داگلاس" اينجاست؟
آقاي ممتاز مرده. موقع بلند شدن هواپيما سقوط کرد
تو آدم بدشانسي هستي، مگه نه؟
هر کسي که تو مي شناسي به طرز فجيعي کارش تموم شده
بهش توجه نکن پسر اسم من "اسموکي"ه
اين "نيون"ه و اين "جوکر"ه
!افسر پرواز، "موريس ويلسون" هستم، قربان
مي توني اين اداي احترامات رو بذاري کنار پسر الان ديگه خونه اي
اينکه چطوره هر کسي رو که مي شناختي مرده، شايد تو هم بتوني با ما همراه بشي
صبر کن، صبر کن، صبر کن
قبل از اينکه سوار جيپ بشي بگم، برامون بدشانسي نياري
بله قربان - من مي خوام زنده بمونم -
"زودباش "موريس - زودباش پسر -
زودباش پسر، سوار شو - صبر کنيد -
"زودباش "موريس
صبر کنيد، شما بايد برگرديد
اوضاع اون بالا چطوره "ري"؟
دارم بهت مي گم "ديکن". مي شه گفت امروز لايتنينگ" بازم خودش رو به کشتن داد"
اون يه خلبان ديوونه ست
اگر دوباره مجبور بشيم يه نبرد واقعي رو ببينيم مي خوام براش دعا کنم
خب هي، بعد از هر مأموريت همينجا مي بينمت
مطمئنم دعاهاي تو کمک مي کنن
"ممنون "ديک
عيسي مسيح، از تو ممنونيم که گردان هوايي قرمز رو به خونه، پيش ما برگردوندي
لايتنينگ" طبق معمول کارش برازنده ست"
هرچند مي فهمم که هواپيمات بيشتر از اون قطار قيمت نداشت
قربان
اون "لايتنينگ" سابق، هيچوقت از ترمز استفاده نمي کنه
سؤال آقايون
واقعاً اهميت داره قربان؟
چراغ ها رو روشن کنيد - بفرماييد -
سؤالت چي بود؟
کاري که انجام مي ديم، اينکه چطور خوب انجامش مي ديم، اهميت داره؟
به گلوله بستن رديف ها و گشت هاي ساحلي رو مي گم
اونا ما رو آوردن اينجا تا با استفاده از هواپيما گردگيري کنيم آقايون
من معمولاً نسنجيده حرف نمي زنم ولي ما ديگه مدت طولاني اي اين کارو نمي کنيم
به اين خاطر نيست که سرهنگ بولارد" به بخش داخلي ايالت رفت؟"
کار ايالتي سرهنگ، بالاتر از درجه ي توئه
با عرض احترام قربان، اگر مجبور بشن دهن ما رو
بسته نگه دارن، اونا اونجا تصميمي مي گيرن؟
"فقط يه شايعه ست "وينکي
مي شه بگي از چه نظر؟
بده به بعدي
بخونش "ايزي". با صداي بلند
شروع کن پسر
استفاده از سياهپوست ها در نيروي هوايي» «ارتش ممکن است هنوز هم دست و پا گير باشد
گزارشي ارسال شده است که عملکرد» «خلبانان سياهپوست را نشان مي دهد
«مأيوس کننده»
برنامه اي که به عنوان پوشش حفاظتي به» سياهپوست ها واگذار مي شود ممکن است
تمام نتيجه اش براي کساني باشد که به نظر مي رسد نه هوش دارند
«نه شايستگي براي چنين برنامه ي پيچيده اي
...به عنوان حرفه ي خلباني. آزمايش بزرگ
..."آزمايش بزرگ "تاسکيگي»
براي مجوز دادن به سياهپوست ها براي «پرواز دادن هواپيماها شکست خورده است
و همه ي شما همچين نظري داريد؟
شما ليست پر مي کنيد
پوتين هاي براق، يه يونيفرم تحويل مي گيريد
و اينه پايان 100 سال تعصب؟
شما انسان هايي رنگين پوست در ارتش سفيدپوست ها هستيد
اين يه معجزه ست که شما، خلبانان جنگي در ايتاليا هستيد
"و نه به عنوان تميزکننده در "ميلواکي
مي خواي روراست حرف بزنم؟
بله. پيرمردهاي ايالتي براي چيزي که بهش اعتقاد دارن مي جنگن
و وقتي اون ظهور کنه
بهتره مطمئن باشيم که ما هم آماده ايم همين کار رو براي اون انجام بديم
هر کدوم از شما حسي غير از اين داشته باشيد ...هر کدومتون بخوايد خودتون رو خالي کنيد
،خب، سياهپوست، لطفاً انجامش بده و من با اولين وسيله مي فرستمت خونه
تا جا رو براي مردهايي که مي خوان بايستن و بجنگن باز کني
سرت رو بالا بگير پسر
شما خلبانان جنگنده هستيد
بقيه ي فيلم رو تماشا کنيد
يه چيزي ياد بگيريد
وقتي ما تحت فرماندهي شما قرار گرفتيم، سرهنگ
شما خيلي شفاف توضيح داديد که هرگز سياهپوستي رو پيدا نمي کنيم
که تونسته باشه امتحان خلباني رو بگذرونه
اين کار رو از طريق مدرسه ي پرواز و عمليات پايه اي نجات انجام بديد
...سابقه ي جنگي اي که، در اين رابطه
ما تمام اين کارها رو انجام داديم
در اين رابطه، باورم نمي کنم که افراد شما يک هدف هوايي رو هم زده باشن
به خاطر اينکه شما يک مأموريت رو هم به ما واگذار نکرديد
خيلي سخته که 100 مايل پشت خط مقدم به دشمن شليک کنيم
در حقيقت، کِي مي شه که همراهي کردن بمب افکن ها به ما واگذار بشه، سرهنگ؟
چند تا گزارش انضباطي ضعيف وجود داشته
که در هر روزنامه و مجله اي در کشور هست
ما به اندازه ي کافي از اين دردسرهاي رقابتي
No comments yet. Be the first to leave one.