The first 128 lines.
زیرنویس و ترجمه Patrick
.حق با توئه
...شاید کاملا تصمیم کانکورو رو درک نکردم
!یا حتی شینکی رو
!ولی نمیتونم قبول کنم
.که اینطوری یه دوست رو تنها بذارم
و بگی کاریش نمیشد کرد و .بی خیالش بشی
...حتی اگه کانکورو سان چنین چیزی ازم میخواست
!نمیتونم به راحتی شینکی قبولش کنم
...بخاطر دوست یا ماموریت
تصمیم سختیه که شینوبی همیشه .باهاش درگیره
بوروتو، فکر میکنی الان ماموریتت چیه؟
!به هر قیمتی از شوکاکو محافظت کنم
!بخاطر کانکورو سان هم که شده
شینکی، شانسی داریم؟
فکر نکنم اون قدر ضعیف باشن .که راحت فرار کنیم
...بعلاوه
!باید انتقام عمو رو بگیرم
.شوکاکو ساما، لطفا عقب بایستید
!میخوام همه چی رو از نزدیک ببینم
چی شد؟ فرار میکنیم؟ مگه نمیخواستی مبارزه کنی؟
سوزن سمی؟
دستت فلج شده، نه؟
.خودش یکم دیگه خوب میشه
ای کاش بوروتو اینجا بود، نه؟
دو نفری یه کاری ازتون بر میومد
.که دخل عروسک پاره پوره رو بیارید
میخواین چی بگین؟
،اگه میتونستی شکستش بدی
.این همه حرصش رو نمیخوردی
.اگه کانکورو مرده باشه، باید شکستش میدادی
.هدفم رسوندن شما به کونوهاست
به این نتیجه رسیدم که جنگیدن
.غیر ضروریه
بازگشت اوراشیکی
...تو
!حالا
مراقب باش، این یکی اونقدر قوی بود .که حملهی کانکورو رو دفع کرد
خوبی؟
.چیزی نیست
.فقط یکم بیحس شده
.خودش خوب میشه
.متاسفم
برای چی؟
،من به احساسم اهمیت دادم
.به احساسات تو بی توجهی کردم
،وقتی خاله تماری باهام صحبت کرد .اینو متوجه شدم
.درسته
.اگه شکستشون بده، خوبه
،وگرنه .خودشو با اونا فدا میکنه
.یه شینوبی شن چنین کاری میکنه
چی گفتی؟
.کانکورو سان به همون اندازه برات مهمه
.امکان نداره الان حس خوبی داشته باشی
.و من خودخواهانه احساسی برخورد کردم
.احساس من مهم نیست
.تا وقتی که وظیفهی شینوبی رو فراموش نکنی
آره، ماموریت برای شینوبی .اولویت داره
.با این حال، دوستان برام همون قدر مهمن
چی؟
بالاخره، حتی اگه این فقط یه ماموریت باشه
.نمیتونم بذارم دوستانم قربانی بشن
چرا نمیتونی منطقی فکر کنی؟
منطقی بودن چارهی همه چیه؟
حتی اگه ماموریت موفقیت آمیز باشه
!نمیخوام به خاطرش دوستای عزیزی رو از دست بدم
!هیچی نمیفهمی
.نمیخوام صرفا بخاطر منطقی بودن کاری بکنم
،میدونم حسرتش رو میخورم !اگه مثل تو فکر کنم
.تا الان من که حسرت چیزی رو نخوردم
.و نخواهم خورد. نه الان نه هیچ وقت
!سادگی تو دوستات رو تو خطر میندازه
بدون طرز فکر درست شکست میخوری !حتی تو ماموریتها
!هر دو درستن
برای همین اقدامی میکنم که !هر دو رو انجام بدم
!خب خیر سرت بچهی ناروتویی دیگه !چه باحال
.پس هر طور میخوای انجامش بده
،البته !برنامه هم همینه
.میرم کمک شیکادای و تماری
.تو همین جا استراحت کن
!خیلی سادس
.هیچی نمیفهمه
شوکاکو ساما؟
!وای
رفت دنبال بوروتو؟
...یه عروسک خودکار
!یکی یکی میان بدبختی دارن
.چون عروسکه نبینم دست کمش بگیری
چی!؟
!نفس نکش
!سمیه
!اومدم کمک
.تف! بالاخره برگشتی
تو واقعا حرف تو کلهت نمیره، نه؟
.شرمنده
.ولی من این مدلیام
،حالا بیاین حسابشو برسیم
.تا بعدش با شینکی بریم کونوها
.پس آماده شو
.چون شکست دادنش کار راحتی نیست
!برید، برید
!شوکاکو ساما
!سلام شینکی
چرا با خیال راحت دارین تماشا میکنین؟
!لطفا به موقعیتتون هم فکر کنید
!خفه شو بابا
اگه حساب اونا رو نرسیم
هیچی حل نمیشه، فهمیدی؟
!بوروتو
.من خوبم
.مبارزهشون اصلا کارآمد نیست
باید حملاتشون رو با .عمهی من هماهنگ کنن
این طوری هیجانی حمله کردن .منطقی نیست
.اینطور به نظر نمیاد
!خاله
!بسپارش به خودم
!جوتسوی داس بادی
!انگار به خوبی داره جواب میده
،گفتم مثل ناروتوئه .ولی مهارتش بیشتره و باهوشتره
.انگار خیلی هم بی احتیاط نیست
من که متخصص فلسفه و منطق و .احساسات عام نیستم
هوی، چکار میکنی؟
!تازه اوضاع داره جالب میشه
،وقت طلاس .باید بریم
هوی، نمیخوای تماشا کنی؟
.خودشون زود به ما میرسن
.من باید وظیفهم رو انجام بدم
.ولی الان که خوب داری انجام میدی
No comments yet. Be the first to leave one.