The first 200 lines.
برگشته
نمیدونستم کتابفروشی داری
راستش اصلا نمیدونستم که اینجا یه کتابفروشی واقعیه
این دفعه چقدر میمونی؟
فکر کنم، تا بهار
میخوای همش مثل الان ول بگردی؟
نه، میخوام همینجا بمونم و به کار نیمه وقتم فکر میکنم
کار خاصی برای انجام دادن نیست حتی به سختی مشتری داریم
اون یه دوست دختر جدید داره
اسمش آیرینه
ایشونه؟
کسی هست که دوسش داشته باشی یا نه؟
موک هه وون بود
...چیزی که موقع دورهمی گفتم
امیدوارم اذیتت نکرده باشه
...توی راه خونه با خودم فکر کردم که
فقط می خواستم یه اسمی رو بگم
موک هه وون
درسته اون روز در مورد کیم بویونگ باهات حرف نزدم،آره؟
گفت که یه سوء تفاهمی بینتون به وجود اومده بوده
نمیدونم منظورش از سوء تفاهم چیه
....تمام چیزی که میدونم اینه که اشتباه میکنه
و اینکه هیچوقت عذرخواهی نکرده
کله سحر داری کجا میری؟
سر کار
خیلی خوشحالم که اینجایی
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
bin:سرپرست مترجمین Kimia_PCY, Neda , Sayoo : مترجمین
صبح بخیر
زود اومدی- آره-
زود از خواب بیدار شدم
با قهوه چطوری؟
خوبه
بفرما- ممنون-
واقعا نمیتونی زیاد بنوشی،آره؟
آره، فک کنم
بعد چند تا شات سریع خوابت برد
تمام چیزای قبل اینکه خوابم ببره رو یادمه
ولی هیچی از بعدش یادم نیست
واقعا خیلی سریع خوابت برد
گفتی بی خوابی داری؟
آره شاید باید بیشتر می نوشیدم
راستی یه چیز دیگه هم گفتی
چی؟
"خیلی خوشحالم که اینجایی، آیرین"
چی؟
گفتی "خیلی خوشحالم که اینجایی"
من گفتم؟- آره، تو گفتی-
خیلیم با محبت اسمشو صدا زدی
حالت چطوره، هه وون؟
خیلی از دیدنت خوشحالم
من بویونگم
خیلی وقت گذشته
هه وون
اوه خدای من
ترسیدم
اوضاع چطوره؟
نمیدونم- کسی صدمه دیده؟-
کیه؟- چی شده؟-
اینجا چه خبره؟
...متهم، شیم میونگ جو رو
به هفت سال زندان محکوم میکنم
چی؟- همین؟-
...علی رغم داشتن مسئولیت
...برای انجام وظایف به عنوان یک زن در قبال همسرش
...اون ها رو نادیده گرفت
..و با ماشینش
قربانی رو به قتل رسوند
...با در نظر گرفتن مدل قتل
...و رابطه اش با قربانی
مجازات شدیدش، اجتناب ناپذیره
حتما خیلی دلت شکسته
قول میدم که به هیچکی نگم
رازت پیش من جاش امنه
نباید به هیچکی بگی
باشه، هیچکس
نخند
...موک هه وون
مامانش یه قاتله
چی؟- چی؟-
بدتر از اون شوهر خودشو کشته
منظورت بابای هه وونه؟
مطمئنی؟- آره، بخاطر همینم اومده اینجا-
مامانش توی زندانه
کی بهت اینو گفته؟
آره، کی بهت گفته؟- کی؟-
..کیم
بویونگ
کیم بویونگ؟- کیم بویونگ؟-
می دونستم همیشه یه هاله تاریکی دور و بر هه وون هست
حالا همه چیو فهمیدم
بویونگ و هه وون به هم نزدیکن، نه؟
...آره، که یعنی
خدای من- این دیگه چیه؟-
بدو- بیا بریم-
هه وون هه وون
صبر کن هه وون به من گوش بده
اشتباه فکر نکن، اینا همش یه سوء تفاهمه خب؟
هه وون، لطفا هه وون
بس کن - هه وون-
هه وون، لطفا
عمدی نبود
...جوهی گفت
...میدونم، دخترا
نه من نبودم
خب، ولم کن- هه وون، یه دقیقه صبر کن-
هه وون، صبر کن هه وون
...هه وون- ولم کن-
هه وون هه وون
هه وون
هی بیا بریم
راستی
شنیدم کیم بویونگ اونو زده
هی فراموش نکن که مامانش قاتله
جدی؟- مامانش قاتله؟-
خیلی می ترسم- نگاه کن چقدر خودشو رنج کشیده نشون میده-
اونه، اون دختری که اونجاس- کی؟-
لطفا دیگه منو نزن
بس کن عمدی نبود
عمدا انجامش بده و با آدم کشی های غیرعمدی فرار کن
نمیخواستم اینکارو بکنم منم مثل مامان هه وون، کارم به زندان میکشه
بس کن
میخواستم بگم، واقعا از طرز نگاه هه وون به آدما خوشم نمیاد
خدای من مورمورت نمیشه؟
خدای من- اوه، نه-
ابروهات ناجورن- جدی؟-
بهش چندین بار گفتم
بس کن حتی منم باید بیام سراغشون؟
قسمت پایینی- تو به این میگی شبیه هم؟-
خدای من، واقعا که- تماشا کن، خب؟-
اینجا، دو سانت- واقعا که دیوونه ای-
اینجا سه سانت- واقعا که یه چیزیت میشه-
گفتم باید این خطو دنبال کنی
راستی میخوام بدونم الان هه وون چه حسی داره
مطمئنم خیلی احساس بدی داره- خدای من-
واقعا باعث میشه مورمورم بشه
نمیشه از اینجا بره؟- منم همینو میگم-
نمیخوام توی مدرسه ببینمش
هه وون
موک هه وون
بیا داخل
کیفتو فراموش کردی؟
بیا بریم- بس کن-
نه
عمو
عمو
عمو داری به چی نگاه میکنی؟
عمو
عمو واقعا میتونی روحا رو ببینی؟
هی
با میلیون ها گل رز
عزیز من
...خدای من، این عوضی دوباره اینطوری
دوچرخشو روبروی خونه جا گذاشته، خدای من
..واقعا چه
بابا برگشتی؟
هی، بازی فوتبال امروزه آره؟
مرغ سوخاری میخوای؟
نه، ممنون، بعدا میبینمت- چی؟داری میری کجا؟-
دیدار اعضای باشگاه کتابخوانی- خیلی خب-
هی، مواظب باش- خیلی خب-
بعدا می بینمت
...فردا صبح، پیش بینی شده است که
دما تا 20 درجه زیر صفر پایین بیاید
ما انتظار موج شدید سرما را داریم
...در بعضی نقاط داخلی و مرکزی، دما
تا 15 درجه زیر صفر، سقوط می کند
...فردا صبح- چرا نمیخوری؟-
خدای من، عزیزم- ...دمای بادگیری-
عزیزم، بیا بخور- ...اگه بخاری دارید-
یکم تاس کباب درست کردم- حتما روشنشون کنید-
اگه میخوای بخور- ...و اگه میخواین برین بیرون-
حتما خاموشش کنید
مراقب لوله های یخ زده باشین ...و اقدامات لازم رو
برای مراقبت از محصولاتتون در برابر سرما انجام بدین
همچنین حتما مراقب سلامتیتون باشید
همچنین
درخت زردآلومون
بذار بهش بگم درخت گل یاس
اوه، پسر
در قفل شد
خدای من، سرده
یه زوج سالخورده توی کوه ها زندگی می کردن
یه روز، شوهره یه ماهیخوار زخمی رو نجات داد
...یعد از چند روز، یه زن جوون اومد
و ازشون خواست که سرپرستیشو قبول کنن
...بعدش- اوه، این داستانو بلدم-
هر شب یه چیزی نمی بافت؟
یه جور پارچه نبود؟ مثلا کنف
درسته
... اون هر شب یه تیکه کنف می بافت
...و از زوج میانسال میخواست
که هیچوقت به داخل اتاق سرک نکشن
دختره خیلی باحاله- خیلی-
بعدش چی شد؟
اولش، اون زوج کنفا رو توی بازار فروختن
و سه تاشون با هم خوشحالی می کردن
اما در آخر حس کنجکاویشون طغیان کرد
اونا خیلی کنجکاو شدن
بخاطر همین به داخل اتاق سرک کشیدن
No comments yet. Be the first to leave one.