The first 200 lines.
گفتم خوبم
تو خوب نیستی، جنل
ببین، من مجبور نیستم برم
میتونیم یه راه دیگه پیدا کنیم. - جرأت نکن همچین حرفی بزنی
این فرصت یک بار تو عمره و محاله بذارم
همینجوری از دستش بدی
من اصلاً نمیفهمم. خب که چی اگه نمیتونم آزاد برقصم؟
همهش طراحی رقص (کوریوگرافیه). اونا یه روتین بهت یاد میدن
و تو هم یادش میگیری، مگه نه؟ - درسته
هر کسی میتونه همینجوری بیاد و چند تا حرکت انجام بده، آسونه
وایسا، چی؟
منظورت چیه؟
خودت هم گفتی که اونقدر جاهطلب نیستی
فقط نگرانم که اون شور و شوق لازم رو برای دووم آوردن اونجا نداشته باشی
فکر میکنی نمیتونم از پس "های واتر" بربیام؟
من که اینو نگفتم. - خب، فکر کنم همین الان گفتی
فکر میکنی نمیتونم از پس این مدرسه هنر لعنتی بربیام؟
تو هر روز نمیرقصی. نمیدونی رقابت کردن چه حسی داره
شاید من نمیخواستم رقابت کنم. به اون فکر کردی؟
این به این معنی نیست که من نمیتونم انجامش بدم. - به این معنی هم نیست که میتونی
چرا؟ چون مثل یه کمالگرای روانی اینور و اونور نمیچرخم؟
دقیقاً منظورم همینه
آره، خب، متأسفم که به چیزی رسیدم که تو همیشه میخواستی
فکر کنم باید باهاش کنار بیای
نه، خودت باید کنار بیای. آره، ممنون از حمایتت، جنل
هر چی، تل. هی!
درخواست تجدید نظر مادرت رد شد
پس باید هر سه سال رو کامل بگذرونه
آره
من برنمیگردم "گاروی"، باشه؟ نمیتونم
آها، باشه. پس باید اینو امضا کنی
و باید همین الان این کارو بکنی، چون برنامه امروز شروع میشه
چون نمیخوای برگردی "گاروی"؟
من... من نمیتونم برگردم اونجا. لطفاً
داری بهم میگی چه کاری رو نمیکنی
"های واتر"؟ فکر کردم این قضیه رو تموم کردم
خب، همینطوره، ولی برای اون. من برای خودم دارم درخواست میکنم
من روزها میرم و شبها مدرک GEDم رو میگیرم
قول میدم. عمو ال، لطفاً، من اینو لازم دارم
یه خودکار بده. وایسا، داری اون رو امضا میکنی؟
این پسر نیاز به یه موفقیت داره. به صورتش نگاه کن
و از اونجایی که شما فکر میکنید "دوقلوهای شگفتانگیز" هستید
مدارکتون رو بدید به من. بهتره همین الان امضاش کنم
من نمیرم. چی؟
قبول نشدم
لعنتی
تبریک میگم، شما همین الان وارد "های واتر" شدید
هورا!
اوه، اونجاست
بیا. اینو بخور و لباستو بپوش
امم. چیه؟
درمان خماری، تضمین میکنه صد در صد حالت رو بهتر کنه و پاک کنه
میدونی چیه؟ باید بریم
خب، هی، چه عجلهایه؟ هماتاقی داری یا چی؟
نه، ولی... خوبه
هی... روز اولمونهها و نمیخوام دیر برسم
آره. منم همینطور
از خونهت خوشم اومد
عالیه
آره
هی، جورابهات رو پیدا نمیکنم
اوه، امم
اونا رو پام بود
اوه، خدایا
اوهایو! برات یکم زود نیست؟
فقط دارم سعی میکنم این گرما رو تحمل کنم، رفیق
پس، همه و همه دارن
راجع به اون حرکت کوچیکت که دیروز آجر پرت کردی تو پنجره حرف میزنن
بهت افتخار میکنم، رفیق
ولی... خودت میدونی که گند زدی، مگه نه؟
ببین، مارکیز به جهنم، باشه؟ و گاروی هم همینطور
من الان تو "های واتر" هستم پس مهم نیست
اون عوضی رو دیگه نمیبینم
هوم. فکر میکنی یه آدم مثل مارکیز
اهمیتی میده تو ملک کی هستی؟
آره
ببین، این قضیه بالاخره تموم میشه، باشه؟
اما تا اون موقع، ازت میخوام که بیسروصدا باشی
باشه؟
بیا
بیا، چی؟ دارم میرسونمت
تو با اون کت داری میری مدرسه
مثل این میمونه که یه تابلوی نئونی "به من شلیک کن" با خودت راه ببری
فکر کنم منظورت "لگدم کن" بود، چون اونا معمولاً
هیچوقت انقدر یه چیزی رو نخواستی
که بدونی باید به هر قیمتی که شده دنبالش بری؟
چون اون چیز میخواست زندگیت رو برای همیشه تغییر بده؟
نه
ببین، میدونم که باید چیزی در مورد اینکه "زندگی همینه" بگم
و میدونی، "همیشه همه چیز اونجور که میخوای نمیشه،"
یا "قرار نیست همه چیز درست بشه."
نه، ولی این قرار بود بشه
قرار بود قبول شم تا اینکه اونا بهم نارو زدن
اونا بهت نارو زدن. - آره، من قربانی یه دسیسه شدم
یکی با موزیک من دستکاری کرده بود
اونا واست پاپوش دوختن
و میدونی کی بود؟ - صد در صد
پس فقط یه کار میشه کرد
باید بری اونجا و یه شانس دوباره بخوای
واقعاً؟ - قطعاً
یا من میتونستم انجامش بدم. یعنی، الان میرفتم اونجا.
اوه، نه، نه، اشکالی نداره.
خودم انجامش میدم. چرا لباست رو عوض نمیکنی؟
هی
دیگه هیچوقت بهم دروغ نگو.
متاسفم که فکر میکنی کسی... نه، فکر نمیکنم، میدونم.
عملاً داشتن پُزشو میدادن.
و ما بررسیاش میکنیم، اما...
تصمیم من هنوز پابرجاست. اما...
همین؟ فقط همین؟ من همین الان بهت گفتم چی شد. فقط همین رو میتونی بگی؟
متاسفانه، بله. ولی این منصفانه نیست.
ببین، قصد بیاحترامی ندارم ولی مایلم با سِیج حرف بزنم.
به عنوان دو تا رقصنده، فکر میکنم اون یکم بیشتر درک میکرد.
برای اطلاع شما، من هم تو سن شما هم میرقصیدم هم آواز میخوندم.
فقط به صورت حرفهای.
خب، من... نمیدونستم.
به عنوان دو تا رقصنده، جنل تو خیلی خوبی.
و اگه بهش ادامه بدی و روش کار کنی،
شاید یه روزی عالی بشی. کی میدونه؟
اما الان، من کسی رو میبینم که میخواد به عنوان یه رقصنده موفق بشه
نه اینکه واقعاً بخواد خودش رو به عنوان یک رقصنده ابراز کنه.
و بین این دو تا تفاوت خیلی زیادی هست.
پس جاهطلبیات بیشتر از شور و احساست هست.
و وقتی این دو تا به هم برسن،
احتمالاً خیلی پیشرفت میکنی.
اما فعلاً همین رو میتونم بگم.
موفق باشی.
و واقعاً هوای همدیگه رو داشته باشین، باشه؟
چون درست مثل ریگو، کینگ و پاپی اومدن سراغ من،
احتمالاً سراغ شماها هم میان.
من فقط اولین هدفشون بودم.
چقدر مسخرهست. نه، این دیگه فراتر از مسخرهست.
با زندگی و معاش یه نفر دیگه نباید بازی کنی.
هر کسی که بخواد مانع کار ما اینجا بشه،
خیلی زود متوجه میشه.
هی، قبل از اینکه بری میتونیم یه لحظه حرف بزنیم؟
اون طرف ساختمون یه جلسه دارم.
و واقعاً باید برم. ولی... بعداً با هم گپ میزنیم.
قول میدم. آره.
آره.
کولت جونز.
به یه دلیلی تماسهات رو جواب نمیدم، باشه؟
دیگه بهم زنگ نزن. بعداً حرف میزنیم.
باید برم. خداحافظ.
میخوای بهم بگی کدوم لعنتی بچه ایست-او رو گذاشته تو مدرسه من؟
من این کارو کردم. مشکلی هست؟
مشکلی هست... خودت خوب و لعنتی میدونی که یه مشکل لعنتی هست.
بچه ایست-او؟ خواهش میکنم! ایست-او یه روانی لعنتیه.
و من نمیخوام اون دور و بر من یا هیچ کدوم از کارهام باشه.
خب، ایست-او دانشآموز این مدرسه نیست، پسرش دانشآموزه.
لت، ببین، من شوخی ندارم، باشه؟
ریگو یکی از بااستعدادترین بچههای این شهره.
ولی تو اینو نمیدونی چون از وقتی...
از اون مراسم افتضاح کلنگزنی تا حالا اینجا نبودی.
خب، من الان اینجام و میخوام شرش کنده شه.
انجامش بده. اوه، باشه.
تو منو مسئول اینجا کردی و ما تصمیم گرفتیم که من همه تصمیمها رو
برای این مدرسه بگیرم.
پس مگر اینکه یه دلیل واقعی وجود داشته باشه
که چرا باید بره، ریگو میمونه.
این عجیبترین آزمونی بود که تا حالا دیدم.
مثلاً، کفشهاش کدوم گوری بودن؟
آره، ولی جدی جدی، رفیق،
برای من خیلی خیلی احساسی بود، مرد.
اون طوری که اون و خواهرش داشتن از هم جدا میشدن
دیدنش خیلی سخت بود.
آره، اشتباه نکن.
دیروز پسره حسابی رقصید.
هرچی.
چی رو نگاه میکنی، داداش؟
رفیق، به خدا، رفیق،
هیچی جز آدمهای عجیب و غریب تو این کوفتی نیست، مرد.
چه خبر، همه؟ حالتون چطوره؟
یالا، نرمش اولیه. همین الان شروع کنیم.
میخوام انرژی خوب ببینم.
و تمرکز. خودتون میدونید چطور دوست دارم.
راحت باشین!
هی! هی!
عقب!
حرکت به راست، و...
دوبل!
هی! یالا، رفیق!
بگیرش، یالا!
بیا بالا!
بشکن، داداش!
یالا!
دستها بالا!
هی!
بالا! و پایین!
هی!
یالا، رفیق! برو بگیرش!
همینه! همینه!
یالا، بداههتون رو ببینم!
ها!
شروع شد! یالا، میبینمت.
حالا عالی اجراش کن! همینه!
خیلی خب، عزیزم. خوشم اومد!
یالا! ووو!
عالیه، دختر، یالا!
یالا، رفیق! خودتو نشون بده! یالا!
No comments yet. Be the first to leave one.