The first 200 lines.
افسانه ی شیائو چو
قسمت 43
متاسفم وو گولی
نتونستم شی یین رو نجات بدم
میدونم
هونیان بهم گفت
این دستور امپراطور فقیدِ
فقط بد شانسی منه
مردی که بالاخره عاشقش شدم
توی دعوای قدرت گیر کرده
وو گولی
ملکه لطفا
سومین شاهزاده ی تای ژو از لیائو ، لوح یاد بود یه لو لی هو
انتظار نداشتم
هنوزم نقاشیه تای زو و ملکه ی مادر شو لو رو داشته باشین
این چیزا
قبلا توسط
تای زو و ملکه ی مادر شو لو استفاده میشد
لی هو جوونترین پسر بود
بر اساس قوانین علفزار
جوونترین پسر که همراه پدر و مادرشه
باید وارث آینده ی تاج و تخت باشه
شاید به همین خاطر که لی هو و پسرش
تمام زندگیشون
اینقدر دنبال تاج و تخت بودن
ملکه ی مادر شو لو به لی هو قول دادن
توی به عهده گرفتن مسئولیت سلسله ی لیائو اونو کنار خودش داشته باشن
چیزی که ملکه ی مادر نتونستن براش انجام بدن
من براش انجام میدم
شوانگ گو
حکم سلطنتی رو اعلام کن
بله
شاهدخت جائو , فرمان رو گوش کنین
فرمان رو قبول میکنم
بر اساس فرمان امپراطور
لی هو سومین پسر امپراطور تای زو بود
در زمان امپراطوری تای زونگ بعنوان برادر سلطنتی شناخته شد
و در زمان امپراطوری مو زونگ درگیر خیانت شد
اون تو زندان بخاطر جرمی که مرتکب نشده بود مرد
امروز کشور در صلحه و ما عزادار آن مرحوم هستیم
و خانواده ی او مورد لطف قرار میگیرند
بدین وسیله بعنوان امپراطور چین شون به لی هو مقامی اعطا میکنیم
تا مایه ی آرامش روح امپراطور تای زو و تای زونگ شود
پایان حکم
از عالیجناب ممنونم
فکرشو نمیکردم تو این کارو بکنی
از زمان مرگ امپراطور تای زو
خود خواهی ملکه ی مادر شو لو
نسلهای
هرسه پسرش
رن هوانگ وانگ ، تای زونگ و لی هو رو
به یه نبرد بی پایان کشوند
تمام این سالها ، مردان زیادی به این خاطر مردن
همه ی اینا باید تموم بشه
اینکارو کردم تا از اون مرده دلجویی کنم
و برای زنده ها
پایانی به این ناخوشی بدم
الان تو ملکه ی مادری
البته که میتونی
هر کاری میخوای انجام بدی
راضی نیستی
چرا باید این انتصاب بعد از مرگو بخوام ؟
اما مطمئنم شی یین و پدر خوشحال میشن
اگر اینجوری فکر میکنی
پس خیالم راحت شد
توی دربار کارایی برای انجام دادن دارم
وقتی حالت بهتر شد
با هونیان بیشتر به دربار بیاین
ما سه تا خواهر میتونیم بیشتر باهم باشیم
ملکه ی مادر رو همراهی کنین
این مثلا انتصاب بعد از مرگ
برای این اینکه نسلهای لی هو گذشته رو پشت سر بزارن ؟
! تو خواب ببینی
ملکه
میخواستی منو ببینی
ملکه
اخیرا ، قبایل روئسا
به رهبری هو گو
همچنان مانع اجرای کارهای جدید ما میشن
اونا حتی
اون خدمتکارا و برده هایی رو که ما
به شهرستانها تبعید کردیم دوباره دستگیر کردن
بنظرم میرسه
اونا حتی هدف مارو برای بدست آوردن هماهنگی با لیائوی جونی نمیفهمن
قدرتشون باید ازشون گرفته بشه
در غیر اینصورت ، کارایی که این سالها انجام دادیم ، هیچ میشه
این روئسا از همون مثال یاد گرفتن
اونا دقیقا همون کار
هو گو رو انجام میدن
بنظر من
اصلا چرا به قبیله ی ایریکین یه رهبر جدید ندیم ؟
پدربزرگ شیه ژن
الان هه لو عالی رتبه ست
ایشون برای بنیان گذاری سلسله ی لیائو خیلی زحمت کشیدن
فقط اینکه خیلی زود مردن
و شیه ژن اون موقع خیلی جوون بود
بخاطر همین وو ژِی تصمیم گرفت
و هو گو مسئولیت رو قبول کردن
اما رهبر اصلی قبیله شون
باید شیه ژن باشه
حتی با اینکه شیه ژن جوونه
توی مسائل نظامی و استراتژی
اون از هو گو بهتر
به نظر من
میتونیم به آرومی آموزشش بدیم
و منتظر بمونیم تا زمانی که با هو گو جایگزین بشه
اونوقت میتونیم هو گو رو مجبور کنیم تا قبیله شو
خوبه
پس بیا اینکارو بکنیم
به هر حال
من قبلا لی هو رو بعنوان امپراطور چین شان تعیین کردم
امیدوارم این به وو گو لی کمک کنه تا گذشته رو فراموش کنه
وو گو لی چطور به این واکنش نشون داد ؟
حکمو قبول کرد
و خیلی نرم شده بود
فکر میکنم
به یه مقدار زمان بیشتری داره
واقعا فکر میکنین وو گو لی نفرتشو نسبت بهتون کنار میزاره ؟
فکر میکنم اون فقط
الان نمیتونه بی خیال گذشته بشه
اما به حر هال ما خواهریم
با هم بزرگ شدیم
باور دارم
اون فقط به زمان نیاز داره تا با این موضوع کنار بیاد
ارباب حوان
حواستون به شاهدخت جائو باشه
بله
شی یین
پدر امپراطور شده
خوشحالی ؟
میدونم
تو داشتی انتقام پدرتو میگرفتی
فکر میکنی پادشاهی رو ازش گرفتن
حالا پدر امپراطور شده
ما بالاخره
کاری کرد آرزوی دم مرگش به واقعیت تبدیل بشه
بخاطر این شهرت دروغی
شما ها مردید
اونجا خیلی سرده , درسته ؟
منتظرم بمونین
من این ریاکارارو مجبور میکنم تاوانشو پس بدن
میام اونجا پیشت
پسر عمو
بهم بگو
چرا مجبور بودی بر علیه ملکه ی مادر باشی ؟
من بر علیه ملکه ی مادر بودم ؟
فقط نمیخوام با قوانین هان درانگ بازی کنم
مردان خیتان از بین نرفتن
چرا باید بزاریم
یه جنوبی به لیائو حکومت کنه ؟
توهین کردن به هان درانگ
از توهین به ملکه ی مادر بدتره
شیه ژن
بهت میگم چی
من و تو به قبیله ی ایریکین
ما باید ستون های لیائو باشیم
ما نباید
از دستور اشتباهی پیروی کنیم
مخصوصا برای تو
نسلهای صدراعظم هه لو
دلیل بیشتری برای مسئولیت پذیریه
خانواده ی هان خیلیبا مهارتن
میتونیم نزاریم هیچوقت برنده بشن
در غیر این صورت
توسط اونا کنترل میشیم
راستی
شیو گه و دالین خائنای قبیله ی ما هستن
دیگه باهاشون نگرد
خیله خوب ، خیله خوب
خیلی دارین فکر میکنین
علایق خودتو به مردم تحمیل نکن
قبلا تو روزی که آبائو جی توسط هفت قبیله گوشه نشین شد
اون فقط بخاطر اینکه طرف جنوبو گرفت تبدیل به بنیانگذار امپراطوری شد
کوش کن
اگه بتونی به یه مرد آموزش بدی
برو بزنشون
اگر نمیتونی
پس فقط از زندگیت لذت ببر
شما خیلی سنتون بالاست
چرا باید خودتونو تبدیل به یه پیاده رو بشی
...تو
چه چرندی داری میگی ؟
دیگه حرفی باهات ندارم
من یه قرار دارم
عذر میخوام
! کافیه
چه قراری ؟
تو که قرار نیست یه دختر جنوبی رو ببینی ، درستی ؟
اون یه دختر مناسب از خانواده ی ملکه ست
دختر شیائو تائو گو
دختری که طرف ملکه ی مادر ؟
بله
توام های لان منو میشناسی ؟
بله
اون مثل یه مروارید
که تو تاریکی میدرخشه
حتی نمیتونه درخششو پنهان کنه - میدونستم -
میدونستم
این باید همون تله ی شیرینی باشه که هان درانگ برای تو گذاشته
گوش کن
No comments yet. Be the first to leave one.