The first 200 lines.
«: مـتـرجـمـيـن: نگار ، مرتضی:» .:: GodBless , Negar FD ::.
فکر میکنم یکی از احساسیترین لحظات زندگیم
شبی بود که کارم تو کلن رو آغاز کردم
به سالن کلاورن راهنماییم کردن که خیلی تاریک بود.
تنها چیزی که میتونستم ببینم یه صلیب آتشین بود.
و اون باعث شد بتونم مراسم رو تموم کنم
با آب مطهرم کردم،دستاشو رو شونههام گذاشت و بهم گفت:
تو بخشی از این امپراطوری نامرئی هستی کلنهای متحد آمریکا
و در سراسر سالن به طرز فوقالعادهای تشویق میکردن.
و من با اشک روی زمین نشستم
چون اون چیزی بود که تمام زندگیم دنبالش بودم.
فرصتی برای شنیده شدن فرصتی برای اینکه یه چیزی باشم
اول بهش گفتم:"عمرا!"
من هرگز چنین کاری رو نمیکنم. ولی بکنشینش، این تمام چیزیه که میخوام.
از ته قلبم میخواستم بکشنش
و توی شهر دورهام چنین شهرتی دارم
بهش افتخار نمیکنم ولی حقیقت داره.
میتونین به مردم دورهام زنگ بزنین اونا بهتون میگن.
نه، من "نه" رو به عنوان جواب قبول نمیکنم. باید جواب "بله" رو بگیرم.
چون وقتی خونمون جاری بشه میبینیم که همهشون یه رنگن.
من تابحال خونی ندیدم که با خون خودم فرق داشته باشه.
و دارم میگم به هر چیزی که باور داری
پاش بمون عزیزم.پاش بمون.
اجارهی برابر میخوایم!اجارهی برابر!
به اینجا میگن شهر جادویی آقای اتکینز.
هیچ جادویی اینجا نیست.
ایب گرینفلد چیزی جز یه صاحبخونهی بداخلاق نیست.
تو میدونی منم میدونم.
و سیاهپوستای شرق دورهام حق و حقوقشون با بقیه متفاوت نیست.
این دختر، آقای اتکینز
این خانم جوان مادر مجرد 3 فرزنده
و امروز صبح بیدار شد و یه حکم تخلیه دم در خونش دید.
ولی هیچ آب گرمی نیست. نه عزیزم؟ برای 2 هفته!
درسته خانم ان.
2 هفته...و دیگه چی؟توالت نیست! توالت نیست!
توالتی نیست. و این سبک زندگی مناسب برای هیچ آدمیزادی نیست.
آقای اتکینز، ما از نامه نوشتن خسته شدیم.
میخوایم تا فردا شب صدامون شنیده بشه.
خانم اتواتر، میدونین که وقت کمی برای جلسات داریم
و نمیتونیم به سادگی به همهی کسایی که میخوان صحبت کنن وقت اختصاص بدیم.
حالا ازتون ممنونیم. بفرمایید بیرون.
آقای تاکر، این افتخار رو مدیون چه چیزی هستم؟
بشین
عصر شما هم بهخیر
حالا بهم گوش کن مشاور شهردار! تو هم همینطور آقای تاکر!
تا وقتی حقیقت حالیت نشه جایی نمیریم.
-فهمیدی چی گفتم؟ -همهچیز مرتبه بیل؟
آقای اولدهم، نیم ساعتی میشه که اینجا نشستیم
و مشاوری که اینجاست کاری جز.... _ان
ان...فردا شب بهت فرصتی برای حرف زدن میدیم.
حالا خوب شد؟
نه هنوز
زودباش
ساموئل گریس. موافقین؟
مخالفین؟
خیلیخب
فرد اگرت، جین وادل و ساموئل گریس
به صورت آزمایشی شهروندان جدید
واحد نه کارولینای شمالی از امپراطوری نامرئی به شمار میان.
کلنهای متحده آمریکا
کیلگرفت راهنمایی میشه برای تائید قضایا
و آماده کردن سوگند برای مراسم.
روی، هفتهی بعد خوبه
آخرین چیز: آموزش مبارزه با سلاح گرم
از این شنبه سر ظهر تا ساعت 4
تحت نظارت افسر دوم: فلوید کلی.
و به اعضای هیئت جوانان یادآوری میکنم
که این آموزش اجباریه
میشنوین؟ با شما صحبت میکنم.
آره
بیاین دعا کنیم
پدر بهشتی، به ما ذهنی قوی قلبی بزرگ
ایمانی واقعی و دستهایی آماده ببخش.
ما را در جهانی که توانایی جنگیدن در آن را داریم
و پاداش با ارزشی میگیریم آزاد نگه دار.
ما را به عنوان برادران و مردان کلن ثابت قدم و استوار کن.
همانطور که ما برای جنگیدن با جهان بیگانه از این کلاورن خارج میشویم
فراموش نکنیم که افتخار اصلی یک مرد کلن خدمت کردنش است.
Non silba, sed anthar.
برای خود نه، بلکه برای بقیه.
آمادش کنین.
آماده به دنیا اومده
چه آماده باشه یا نباشه
آقای الیس
اوه سلام
این پسر جدیدهست که راجع بهش بهتون گفتم.
اوه البته البته
البته بن. بیا به دفترم.
میبینمتون رفقا.
بشین
اسمت چیه پسرم؟
لئونارد، قربان.
نگران نباش لئونارد
بن بهم گفت میخوای عضوی از هیئت جوانان باشی
بله. بله قربان.
چرا میخوای عضوی از هیئت جوانان باشی، لئونارد؟
برای کمک به...
برای کمک در حفاظت از مردم سفیدپوست آمریکا
در برابر کاکاسیاههای کمونیست و یهودیهایی که تهدیدمون میکنن، قربان.
چه پسر خوبی
ولی همش این نیست.
حقوقمون، آزادیمون
و سبک زندگیمون به محافظت نیاز داره.
ما گونههای در خطر انقراض هستیم لئونارد.
اینو میفهمی؟
بله.
بزار یه چیزی نشونت بدم
اینو میبینی؟
یه روزی این ارزشمندترین داراییت میشه.
هرچیزی که تو زندگی نیاز داشته باشی رو بهت میده.
برادری، ایستادن تو جامعه و حس افتخاری
که بهخاطر نقش داشتن تو چیزی بزرگتر از خودت بهت دست میده.
ولی مهمتر از همه روزی رو بهت یادآوری میکنه
که دیگه یه بیگانه نیستی.
به هیئت جوانان خوش اومدی لئونارد.
ازش مراقبت میکنی؟
بله
بن ماشین رو بیار اینجا از در پشتی
حالا چی؟
حالا صبر میکنیم
یه دوستپسر کاکاسیاه داره
همسایهها اعتراض کردن
همینجا بمون
منتظر نور بمون رایلی
هی ممنون
خانم دوپری
بله میدونم خانم دوپری...ولی
صبر کن، خانم دوپری
خانم دوپری میگه نمیتونه بیاد. بچههاش...
اوه نه خانم.بیا اینجا
سیسی، بهتره همین امشب تن لشتو بیاری شهرداری
نه نه .نمیخوام بشنوم.
منم از 16 سالگی یه مادر مجرد بودم
و اون خیلی بیشتر از زمانیه که تو بودی.
خب فرزندم معلومه که سخته.
قراره امشب بیای اونجا یا چی؟
بهتره صورتت رو سیاه و عصبانی ببینم.
بعدی کیه؟
سلام جب این یکی با خودم
البته آقای الیس
کار اون چرخ رو برام تموم کن.میشه؟ خیلیخب
میتونی امشب شیفت بمونی؟
میدونی که میتونم کاروی. چه خبر؟
امشب به ملاقات گرینفلد میریم.
ان اتواتر با اون کاکاسیاهها و عملیاتهای محافظت از کودکانش
میخواد داستان درست کنه. نیاز به افراد دارم.
خدایا گرینفلد...میخوای به اون عوضی کمک کنی؟
میدونی سی.پی
انتخابات داره شروع میشه. اونم جیباش پر پوله.
باید حداقل تظاهر به حمایت کنم.
و تو هم باید دوستاتو تو شورای شهر نگه داری
میدونم کاروی خودمونو میرسونیم.
اوه دیر کردی. آره.
فکر کنم به ساعت رسمی آفریقا اومدی.
اولین موضوع برای بررسی
در رابطه با مسکن اجتماعی محلهی اجمانت
اول با آقای پالسن شروع میکنیم
به نمایندگی آقای گرینفلد.
عصرتون بهخیر
همونطور که میدونین آقای گرینفلد افتخار میکنه که تونسته
خانههایی راحت با اجارهای معقول مهیا کنه
برای مردم عالی دورهام
شورا به سخنان آقای پالسون گوش میکنه
تو هر نقل مکانی هر چند وقت یکبار
بدون شک اتفاقات ناگواری هم رخ میده
آقای گرینفلد قصد دارن به طور کامل راجع به این مشکلات
که مردم ممکنه داشته باشن صحبت کنن.
با این حال، بخاطر آب و هوای نامساعد اخیر
آقای گرینفلد وقت کافی برای رسیدن به همه رو نداشت.
این دروغه
از شورا درخواست داریم
90 روز وقت برای این تعمیرات جزئی بده.
ممنونم.
خانم اتواتر؟
خانههای آزاردهنده و اجارهی بیش از حد گرون
دوتا چیزین که ایب گرینفلد بهمون داده.
حالا اینجا با خودم
79 اعتراض کتبی از ساکنین اجمانت دارم.
تک تک این اعتراضات راجع به نقض قوانینه
با خودم آوردمشون اینجا چون مشخصا
چندباری که اینجا فرستادمشون به دستتون نرسید.
ساکت!
و تنها چیزی که از این مرد به ما میرسه
حکمهای تخلیه و درخواست اجارهست.
هیچ اهمیتی به وضعیت ساکنین نمیده
ما انسانیم.انسانها نباید مجبور باشن که اینجوری زندگی کنن.
از نظراتتون مچکریم خانم اتواتر
و خودم شخصا
در آینده این شکایات رو به گوش
کمیسیون مسکن میرسونم.
هم اکنون شورا 90 روز درخواست شده به اجرا در میاره.
از همگی ممنونیم.
شورا تا هفتهی بعد برگزار نمیشه.
خدانگهدار
اون کاغذو بزار پایین کلیبورن.
بزارش پایین. -اوکی مامان
بابایی
هی وقتشه به بچههات سر بزنی
کلیبورن! من دارم...
No comments yet. Be the first to leave one.