The Best of Enemies

The Best of Enemies

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Best of Enemies (2019) WEB DEL
A Commentary by Nadernariman
ترجمه از مرتضی و نگار من فقط برای نسخه وب دل تنظیم کردم درصورت ناراضی بودن مترجمین زیرنویس حذف میشود

Tags

web
Published on: 2019-12-13
Downloads: 50
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ «: مـتـرجـمـيـن: نگار ، مرتضی:» ‫ .:: GodBless , Negar FD ::.

‫ فکر میکنم یکی از احساسی‌ترین ‫لحظات زندگیم

‫ شبی بود که کارم تو کلن رو آغاز کردم

‫ به سالن کلاورن راهنماییم کردن ‫که خیلی تاریک بود.

‫ تنها چیزی که میتونستم ببینم ‫یه صلیب آتشین بود.

‫ و اون باعث شد بتونم مراسم رو تموم کنم

‫ با آب مطهرم کردم،دستاشو رو شونه‌هام ‫گذاشت و بهم گفت:

‫ تو بخشی از این امپراطوری نامرئی هستی ‫کلن‌های متحد آمریکا

‫ و در سراسر سالن به طرز ‫فوق‌العاده‌ای تشویق میکردن.

‫ و من با اشک روی زمین نشستم

‫ چون اون چیزی بود که ‫تمام زندگیم دنبالش بودم.

‫ فرصتی برای شنیده شدن ‫فرصتی برای اینکه یه چیزی باشم

‫ اول بهش گفتم:"عمرا!"

‫ من هرگز چنین کاری رو نمیکنم. ‫ولی بکنشینش، این تمام چیزیه که میخوام.

‫ از ته قلبم میخواستم بکشنش

‫ و توی شهر دورهام چنین شهرتی دارم

‫ بهش افتخار نمیکنم ‫ولی حقیقت داره.

‫ میتونین به مردم دورهام زنگ بزنین ‫اونا بهتون میگن.

‫ نه، من "نه" رو به عنوان جواب قبول نمیکنم. ‫باید جواب "بله" رو بگیرم.

‫ چون وقتی خونمون جاری بشه ‫میبینیم که همه‌شون یه رنگن.

‫ من تابحال خونی ندیدم که با خون ‫خودم فرق داشته باشه.

‫ و دارم میگم به هر چیزی ‫که باور داری

‫ پاش بمون عزیزم.پاش بمون.

‫اجاره‌‌ی برابر میخوایم!اجاره‌ی برابر!

‫به اینجا میگن شهر جادویی آقای اتکینز.

‫هیچ جادویی اینجا نیست.

‫ایب گرینفلد چیزی جز یه صاحبخونه‌ی بداخلاق نیست.

‫تو میدونی ‫منم میدونم.

‫و سیاه‌پوستای شرق دورهام ‫حق و حقوقشون با بقیه متفاوت نیست.

‫این دختر، آقای اتکینز

‫این خانم جوان مادر مجرد 3 فرزنده

‫و امروز صبح بیدار شد و یه ‫حکم تخلیه دم در خونش دید.

‫ولی هیچ آب گرمی نیست. نه عزیزم؟ برای 2 هفته!

‫درسته خانم ان.

‫2 هفته...و دیگه چی؟توالت نیست! ‫توالت نیست!

‫توالتی نیست. و این سبک زندگی مناسب ‫برای هیچ آدمیزادی نیست.

‫آقای اتکینز، ما از نامه نوشتن خسته شدیم.

‫میخوایم تا فردا شب ‫صدامون شنیده بشه.

‫خانم اتواتر، میدونین که وقت کمی ‫برای جلسات داریم

‫و نمیتونیم به سادگی به همه‌ی کسایی ‫که میخوان صحبت کنن وقت اختصاص بدیم.

‫حالا ازتون ممنونیم. ‫بفرمایید بیرون.

‫آقای تاکر، این افتخار رو ‫مدیون چه چیزی هستم؟

‫بشین

‫عصر شما هم به‌خیر

‫حالا بهم گوش کن مشاور شهردار! ‫تو هم همینطور آقای تاکر!

‫تا وقتی حقیقت حالیت نشه ‫جایی نمیریم.

‫-فهمیدی چی گفتم؟ ‫-همه‌چیز مرتبه بیل؟

‫آقای اولدهم، نیم ساعتی میشه که اینجا نشستیم

‫و مشاوری که اینجاست کاری جز.... ‫_ان

‫ان...فردا شب بهت فرصتی ‫برای حرف زدن میدیم.

‫حالا خوب شد؟

‫نه هنوز

‫زودباش

‫ساموئل گریس. موافقین؟

‫مخالفین؟

‫خیلی‌خب

‫فرد اگرت، جین وادل و ساموئل گریس

‫به صورت آزمایشی شهروندان جدید

‫واحد نه کارولینای شمالی ‫از امپراطوری نامرئی به شمار میان.

‫کلن‌های متحده آمریکا

‫کیلگرفت راهنمایی میشه برای ‫تائید قضایا

‫و آماده کردن سوگند برای مراسم.

‫روی، هفته‌ی بعد خوبه

‫آخرین چیز: ‫آموزش مبارزه با سلاح گرم

‫از این شنبه سر ظهر تا ساعت 4

‫تحت نظارت افسر دوم: فلوید کلی.

‫و به اعضای هیئت جوانان یادآوری میکنم

‫که این آموزش اجباریه

‫میشنوین؟ ‫با شما صحبت میکنم.

‫آره

‫بیاین دعا کنیم

‫پدر بهشتی، به ما ذهنی قوی ‫قلبی بزرگ

‫ایمانی واقعی و دست‌هایی آماده ببخش.

‫ما را در جهانی که توانایی جنگیدن در آن را داریم

‫و پاداش با ارزشی میگیریم ‫آزاد نگه دار.

‫ما را به عنوان برادران و مردان کلن ‫ثابت قدم و استوار کن.

‫همانطور که ما برای جنگیدن با جهان بیگانه ‫از این کلاورن خارج میشویم

‫فراموش نکنیم که افتخار اصلی یک مرد کلن ‫خدمت کردنش است.

‫ Non silba, sed anthar.

‫برای خود نه، ‫بلکه برای بقیه.

‫آمادش کنین.

‫آماده به دنیا اومده

‫چه آماده باشه یا نباشه

‫آقای الیس

‫اوه سلام

‫این پسر جدیده‌ست که راجع بهش ‫بهتون گفتم.

‫اوه البته البته

‫البته بن. ‫بیا به دفترم.

‫میبینمتون رفقا.

‫بشین

‫اسمت چیه پسرم؟

‫لئونارد، قربان.

‫نگران نباش لئونارد

‫بن بهم گفت میخوای ‫عضوی از هیئت جوانان باشی

‫بله. بله قربان.

‫چرا میخوای عضوی از هیئت جوانان باشی، لئونارد؟

‫برای کمک به...

‫برای کمک در حفاظت از مردم ‫سفیدپوست آمریکا

‫در برابر کاکاسیاه‌های کمونیست و ‫یهودی‌هایی که تهدیدمون میکنن، قربان.

‫چه پسر خوبی

‫ولی همش این نیست.

‫حقوقمون، آزادیمون

‫و سبک زندگیمون به محافظت نیاز داره.

‫ما گونه‌های در خطر ‫انقراض هستیم لئونارد.

‫اینو میفهمی؟

‫بله.

‫بزار یه چیزی نشونت بدم

‫اینو میبینی؟

‫یه روزی این ارزشمندترین ‫داراییت میشه.

‫هرچیزی که تو زندگی نیاز ‫داشته باشی رو بهت میده.

‫برادری، ایستادن تو جامعه و حس افتخاری

‫که به‌خاطر نقش داشتن تو چیزی ‫بزرگتر از خودت بهت دست میده.

‫ولی مهمتر از همه روزی رو بهت یادآوری میکنه

‫که دیگه یه بیگانه نیستی.

‫به هیئت جوانان خوش اومدی لئونارد.

‫ازش مراقبت میکنی؟

‫بله

‫بن ماشین رو بیار اینجا ‫از در پشتی

‫حالا چی؟

‫حالا صبر میکنیم

‫یه دوست‌پسر کاکاسیاه داره

‫همسایه‌ها اعتراض کردن

‫همینجا بمون

‫منتظر نور بمون رایلی

‫هی ممنون

‫خانم دوپری

‫بله میدونم خانم دوپری...ولی

‫صبر کن، خانم دوپری

‫خانم دوپری میگه نمیتونه بیاد. ‫بچه‌هاش...

‫اوه نه خانم.بیا اینجا

‫سیسی، بهتره همین امشب ‫تن لشتو بیاری شهرداری

‫نه نه .نمیخوام بشنوم.

‫منم از 16 سالگی یه مادر مجرد بودم

‫و اون خیلی بیشتر از زمانیه ‫که تو بودی.

‫خب فرزندم ‫معلومه که سخته.

‫قراره امشب بیای اونجا یا چی؟

‫بهتره صورتت رو سیاه و عصبانی ببینم.

‫بعدی کیه؟

‫سلام جب ‫این یکی با خودم

‫البته آقای الیس

‫کار اون چرخ رو برام تموم کن.میشه؟ ‫خیلی‌خب

‫میتونی امشب شیفت بمونی؟

‫میدونی که میتونم کاروی. ‫چه خبر؟

‫امشب به ملاقات گرینفلد میریم.

‫ان اتواتر با اون کاکاسیاه‌ها و ‫عملیات‌های محافظت از کودکانش

‫میخواد داستان درست کنه. ‫نیاز به افراد دارم.

‫خدایا گرینفلد...میخوای به اون عوضی کمک کنی؟

‫میدونی سی.پی

‫انتخابات داره شروع میشه. ‫اونم جیباش پر پوله.

‫باید حداقل تظاهر به حمایت کنم.

‫و تو هم باید دوستاتو تو شورای شهر نگه داری

‫میدونم کاروی ‫خودمونو میرسونیم.

‫اوه دیر کردی. آره.

‫فکر کنم به ساعت رسمی آفریقا اومدی.

‫اولین موضوع برای بررسی

‫در رابطه با مسکن اجتماعی محله‌ی اجمانت

‫اول با آقای پالسن شروع میکنیم

‫به نمایندگی آقای گرینفلد.

‫عصرتون به‌خیر

‫همونطور که میدونین آقای ‫گرینفلد افتخار میکنه که تونسته

‫خانه‌هایی راحت با اجاره‌ای معقول مهیا کنه

‫برای مردم عالی دورهام

‫شورا به سخنان آقای پالسون گوش میکنه

‫تو هر نقل مکانی ‫هر چند وقت یکبار

‫بدون شک اتفاقات ناگواری هم رخ میده

‫آقای گرینفلد قصد دارن به طور ‫کامل راجع به این مشکلات

‫که مردم ممکنه داشته باشن ‫صحبت کنن.

‫با این حال، بخاطر آب و هوای ‫نامساعد اخیر

‫آقای گرینفلد وقت کافی برای ‫رسیدن به همه رو نداشت.

‫این دروغه

‫از شورا درخواست داریم

‫90 روز وقت برای این تعمیرات جزئی بده.

‫ممنونم.

‫خانم اتواتر؟

‫خانه‌های آزاردهنده و ‫اجاره‌ی بیش از حد گرون

‫دوتا چیزین که ایب گرینفلد بهمون داده.

‫حالا اینجا با خودم

‫79 اعتراض کتبی از ساکنین اجمانت دارم.

‫تک تک این اعتراضات راجع ‫به نقض قوانینه

‫با خودم آوردمشون اینجا ‫چون مشخصا

‫چندباری که اینجا فرستادمشون ‫به دستتون نرسید.

‫ساکت!

‫و تنها چیزی که از این مرد به ما میرسه

‫حکم‌های تخلیه و درخواست اجاره‌ست.

‫ هیچ اهمیتی به وضعیت ساکنین نمیده

‫ما انسانیم.انسان‌ها نباید مجبور باشن ‫که اینجوری زندگی کنن.

‫از نظراتتون مچکریم خانم اتواتر

‫و خودم شخصا

‫در آینده این شکایات رو به گوش

‫کمیسیون مسکن میرسونم.

‫هم اکنون شورا 90 روز درخواست شده ‫به اجرا در میاره.

‫از همگی ممنونیم.

‫شورا تا هفته‌ی بعد برگزار نمیشه.

‫خدانگهدار

‫اون کاغذو بزار پایین کلیبورن.

‫بزارش پایین. ‫-اوکی مامان

‫بابایی

‫هی وقتشه به بچه‌هات سر بزنی

‫کلیبورن! ‫من دارم...

More Farsi Persian subtitles for The Best of Enemies

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left