The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
اگه خیلی سرت شلوغ نیست
دلم میخواد باز ببینمت
همه چیز داره خیلی سریع پیش میره
داره به سمت مسیری میره که هردومون میخواستیم
کورتا، تو همه ی چیزایی که
از همسرم میخواستم رو داری
زنان ستون هر جنبشی هستن
چی سرت رو گرم میکنه؟
دوست دارم به مردم کمک کنم
از خودم کار بکشم
فکر کنم از مادرم به ارث بردم
حداقل یه چیزایی رو
وظیفه ی تو اینه که از مالکوم حمایت کنی
نه اینکه روی خودت تمرکز کنی
نقش من به عنوان همسر، تعدیل بوده
مارتین حسابی معروف شده
هر لحظه دارم به این فکر میکنم که چجوری باید
ازش محافظت کنم
اونا رو کجا میبرن؟
وقت رفتنه
برو خونتون بیا
نمیدونم از کی کمک بخوام
نمیدوم باید باهاش چیکار کنم
ولی شماها آدمای خوبی هستین
اهل کلیسایین
بتی توی کفش فروشی کمک میکنه
اشکالی نداره خانم برکز
باعث افتخارمونه که بتی رو قبول کنیم
ممنونم
اینجا هنوز شاد نشده
یه پرده ی قشنگ لازم داره
زرد چطوره؟
اینجوری حسابی نور میتابه
بله خانم ممنونم
هیچوقت لازم نیست ازم تشکر کنی بچه
باعث افتخاره که اینجایی
کباب خوبی پختم، قراره حسابی غذا بخوریم
و بعد درمورد اینکه قراره توی
اتاقت چیکار کنیم صحبت میکنیم
اینجا رو خونه ی خودت بدون
و منم شام رو آماده میکنم
صبحونه آماده ست
مامان، تا حالا به هدفت
در زندگی فکر کردی؟
لازم نیست نگران چیزی باشی عزیزم
خدا برامون برنامه ریزی کرده
و اگه برنامه ی خدا واضح نباشه، من یه ایده هایی دارم
اول، باید از آلباما بری و وارد یه دانشگاه خوب بشی
و تحصیلات داشته باشی
اینجوری مستقل خواهی شد
ازت میخوام چیزی بیشتر از یه همسر و مادر باشی
و این اصلا کار آسونی نیست عزیزم
همسر و مادر بودن خیلی سخته
ولی ازت میخوام زندگی رو تجربه کنی
من چیزای زیادی رو از دست دادم
و کورتا، دنیا قرار نیست راهت رو
برات ساده و هموار کنه
باید قوی باشی
با هر چیزی که مواجه شدی
حالا برو پشت میز
آخرین باری که فقط خودمون بودیم رو به یاد نمیارم
میدونی، درموردش چیزی نگفتی
درمورد چی؟ زندان
یه تابوت تاریک و داغون که مثل سلوله رو تصور کن
کشیش مارتین لوثر کینگ تنها و ترسیده نشسته
شرافتمندانه ترین رهبر مردم
کمتر از روزنامه ی نیویورک تایمز نقل قول کن
حرفی برای گفتن نمونده
حوصله ام سر رفته بود
چیزی جز حروف روی دیوار برای خوندن نبود
برای جلسه ی بازداشت امروز آماده ای؟
آره سریع تموم میشه
چیزی درمورد انتخابات هست؟
کندی داره برنده میشه
اون اسب سیاهه
و آدمای خوبی براش کار میکنن
اون روز کلیر وافورد تماس گرفت
و گفت هریس داره میره
توی بخش حقوق شهروندی کمپین
امیدوارم هریس با سناتور کندی صحبت کنه
درکش از عدالت پایینه
نیکسون کواکره
ولی جنبه ی معنوی جنبش رو درک میکنه
حداقل این چیزیه که ددی کینگ میگه
الو؟ الو؟
کی بود؟ فقط صدا میومد
احتمالا خط رو خط شده
با شرکت تلفن تماس بگیر
باید اینو وارد لیست کارهامون بکنم
بیا بعد از دادگاه شام بخوریم
فکر کردن به شام پختن بهم کمر درد میده
میرم بچه ها رو میارم
دکتر کینگ در تحصن
فروشگاه ریچ شرکت کرده
شرایط دوره ی مشروط خودتون
که در ماه می صادر شده بود رو نقض کردین
بنابراین شما رو به 4 ماه کار اجباری در
سازمان تعزیرات حکومتی ریدزویل محکوم میکنم
این محکومیت فورا اجرا میشود
بدینوسیله شما رو به دست ایالت میسپارم
اشکالی نداره
کوری؟ کوری، گوش کن
ازت میخوام دووم بیاری، باشه؟
باشه؟
خانم ها، بیاین شروع کنیم
صفحه ی 42 رو باز کنین
ببخشید، خواهر گریس
چیشده؟ دیر کردم
نه خواهر
پس چرا کلاس شروع شده؟
خواهر بتی
از این به بعد من تدریس میکنم
اگه سوالی داری
شاید بهتر باشه با جناب وزیر صحبت کنی
ممنونم خواهر
بتی صبر کن متاسفم که بهت اطلاع ندادن
میدونم توی زندگیت با مالکوم
به مشکل برخوردی
خیلی سخته و اگه خواستی درموردش صحبت کنی
گریس، ممنونم همه چیز مرتبه
با همه ی اتفاقاتی که امروز افتاد، قاطی کردم
فقط همین
لطفا منو ببخشین که مزاحم کلاستون شدم
ببخشید میتونم با جناب وزیر
صحبت کنم؟
چرا گریس داره توی کلاس من تدریس میکنه؟
و چرا قبل از اینکه به معبد برسیم
بهم نگفتی؟
کلی کار روی سرم ریخته بتی
فراموش کردم
ولی دیگه قرار نیست توی کلاست تدریس کنی
ازت میخوام خونه پیش عطالله بمونی
ولی تدریس رو دوست دارم
بهم هدف میده
منو به خانم ها و معبد وصل میکنه
هدفت اینه که همسر من باشی
و خونه بمونی و از بچم مراقبت کنی
بچه امون
ببین، میشه درموردش صحبت کنیم؟
وسایلت رو جمع کن
باشه میتونیم بعدا درموردش صحبت کنیم
میرسونمت خونه
آقای موریس ابرام رو میشناسین؟
بله آره
موریس قراره روی پرونده ی مارتین کار کنه
و همونطور که گفتم، از همه میخوام
از همه میخوام با نماینده ی کنگره و
شورای شهر تماس بگیرن
باید وضعیت مارتین رو به اطلاعشون برسونیم، شنیدین چی گفتم؟
منم میتونم تماس بگیرم
من و مارتین داشتیم درمورد دوستمون هریس وافورد صحبت میکردیم
که توی کمپین سناتور کندی کار میکنه
کاندید کاتولیک؟
مامان، صداها خیلی بلندن
بابا کی برمیگرده خونه؟
عزیزم بابا رفته سفر و چند روز دیگه
برمیگرده
و تو رو میبره باغ وحش
عزیزم منم دلم براش تنگ شده
گوش کن، میرم به پدربزرگ کمک میکنم
چند دقیقه بعدش میام و تو رو
میخوابونم، باشه؟
باشه
برو، مامان میاد میخوابونتت
تو برو اونو بخوابون
دیگه خسته شدی
و نگران نباش، همه چیز تحت کنترله
میدونی، تو تنها کسی نیستی که یه راهی داره
موریس، چه برنامه ای برای پسرم داری؟
نه، ممنونم
باید غذا بخوری
قهوه کافیه
لطفا بخور
مالکوم
مالکوم
کلاسم؟
فکر میکردم درموردش صحبت کردیم
تو درموردش صحبت کردی
ولی مالکوم، چند سال اخیر همه چیز خیلی سریع
تغییر کرده و تدریس تنها چیزیه که منو آروم میکنه
بتی، جناب الایژا محمد
بهمون یاد داده که همسر خوب و خونه ی مرتب ساختاریه که
سیاهپوستان قدرتشون رو اطرافش میسازن
آموزه های ایشون رو درک میکنم
پیامبر برنامه ی درستی رو پیدا کرده که
توسط افراد هوشمند میتونه به درستی مورد استفاده قرار بگیره
من نادان نیستم
نگفتم هستی
ولی دلم میخواد که مثال هایی از
حرف های جناب الایژا محمد باشیم
پس ازم انتظار داری که با همه ی
خواسته هات کنار بیام؟
ازت نمیخوام زهر بنوشی بتی
ازت میخوام بمونی خونه و از بچه ام مراقبت کنی
خونه رو مرتب کنی
با اینکه خونه خیلی فرسوده ست
حسابی ازش مراقبت میکنم
ما حتی لوله هایی که
خراب شدن رو تعمیر نکردیم
No comments yet. Be the first to leave one.