The first 200 lines.
،خيلي خوب خانمها از اونجايي که وقت زيادي
ندارم، پس نظرتون چيه که
من بشم مادرِ بويل و شما واسم گزارش بديد؟ تو اين نوع گزارشگيري، معمولاَ از طرف مقابل ميخوان که لباس] ...زيرش رو دربياره. در اينصورت وقتي طرف لباس زير تنش نباشه
.عمراَ همچين اتفاقي نيفتاده .صداقت بيشتري از خودش نشون ميده ...] [نمونهش صحنه معروف فيلم غريزه اصلي
.مامانم همه چيز رو بهم ميگه
.نه همه چيز، چاکي
.خودش لباس زيرهام رو درآورد
.هي، پرالتا
اون چيه؟
اين؟ - .آره -
.اوه، هيچي
.يه پرونده راحت و بي دردسر
خوب، واسه يه دست و پا چلفتي مثه تو بنظر .سنگين مياد
چي هست؟
جسدِ يه پيرزنـه گم شده
.و هنوز نتونستيم پيداش کنيم
.بذارش به عهدهي جرائم عمده
همين حالاش هم کلي از پروندههاي جناييمون .رو داديم به اونها
شرط بستم که A4 دليلش اينه که با کاپيتانِ بخش
ببينيم جوخه کدوممون ميتونه پروندههاي .بيشتري رو حل کنه
،برنده قرار واسه بازنده يه تتو انتخاب کنه
.و حدس بزنيد ميخوام چي براش انتخاب کنم
!کالوين که داره رويِ هيولاي تاسماني جيش ميکنه؟
.نه، قراره يه تتوي خفن باشه
پسر، صبحها کلاَ تو باغ نيستيها، نه؟
،کاپيتان، ما همهمون ميخوايم که اون شرط رو ببريم
اما فکر نميکنيد بتونيم رو چندتا پرونده درست و حسابي هم کار بکنيم؟
.ببين، بذاريد صاف و ساده واستون بگم
.ما شوشولها، فقط پروندههاي بزهکاري رو حل ميکنيم
.تکرار کنيد
ما شوشولها فقط پروندههاي بزهکاري رو
.حل ميکنيم
.تبريک ميگم
.الان اسم خودتون رو گذاشتيد شوشول
.مرخصيد
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
:تــــــرجــــــمـــــــه از Milad eMJey ميـــــلاد و AlirezAlirezA عـلـيـرضـا
.صبح بخير
صبح کي بخير؟
.شوما
.اوکي، نميتونم ديگه دروغ بگم
.وانچ اينجاست
.اوه، اينجايي که
.پوستهي پژمردهي ريموند هولت
ببين جينا، ايشون کشمش سخنگو تشريف دارن؟
.پيش نوازش کافيه
اومدم که دربارهي
.نيروي ويژهي جديد بخش صحبت کنم
نيروي ويژه؟
اوه، فکر مي کردم قراره
يه ماموريت روابط عمومي خسته کنندهي .ديگه بهم واگذار کني
.دارم همينکارو هم مي کنم
"مي خوايم به جاي "نيروي ويژه
.يه اسم جديد انتخاب کنيم
بخش پژوهش بهمون اطلاع داده که اين اسم .خيلي پرخاشگرانه بنظر مياد
چي؟
.من که ازش خوشم مياد
نيروي ويژه يجورايي مثه
.اسپري بدن واسه چندتا مدل سکسيـه
.اوه، و يه چيز ديگه
از اونجايي که سر قضيه پوسترهاي مترو ،پيشرفت چنداني نداشتي
.فکر کنم بهتره ايندفعه از يه ناظر استفاده کني
.باب زير نظرت داره
.خيلي خوش ميگذره، ري
!اما من رئيسش هستم
.آخـــي
.چقدر خوار و خفيف شدي
.اوه خداي من
،او خداي من، اوه خداي من .اوه خداي من، اوه خداي من
.گروهبان، يه نگاه به اين بنداز
جيک، چيکار ميکني؟
.نميتونيم روي پروندههاي درست و حسابي کار کنيم
.اين که پرونده ورود غيرقانونيـه
.اوه، يه چيزي فراتر از ورود غير قانونيـه
.اين عکسها رو ببين
،طرف از پنجره پشتي وارد خونه شده
اتاق نيشمن رو يجوري درست کرده که انگار ،مهموني چاييِ بچههاست
.و هيچي هم ندزديده
ميدوني معنيش چيه؟
!وسيلههاي قرباني هنوز سر جاشون هستن؟
...طرف نرفته اونجا که چيزي بدزده
.رفته جون انسانها رو بگيره
.شرمنده، هميشه دلم ميخواست اين جمله رو بگم
.فکر کنم کارِ "قاتل اولانگي" باشه
.فکر نکنم اينطوري که ميگي باشه
اگه کار قاتل اولانگيـه، پس چرا اثري از جسد و اينا نيست؟
،نميدونم، شايد قبل از اينکه قرباني برسه خونه
،زده به چاک ...يا شايد هم
،جيک، ميدونم دنبال يه پرونده خفن ميگردي .اما اين پرونده از اونها نيست
.ببين، قاتل پنج ساله خبري ازش نيست
رئيس گارمين يه گروه از نيروي ويژه رو بسيج کرد که
،طرف رو پيدا کنن، اما چيزي دستگيرشون نشد
،و از اون مهمتر لاشخور دستور داد که
.فقط دنبال پروندههاي بزهکاري باشيد، شوشولها
آخه چرا به جاي اينکه دستورات بقيه رو
از يه گوش بگيري و از يه گوشِ ديگه
بدي بيرون، بهشون گوش ميدي؟
هم؟
.وهو، وهو، وهو، وهو
الان صداي يه پرونده آبدار رو شنيدم
که افتاد رو ميز پرالتا؟
.آره، خودش بود
.همين الان امتياز اضافهکاريِ اين ماه رو از دست دادي
.همگي گوش کنن
هرکسي رو ببينم که داره رو پروندهاي که من
.بهش ندادم کار ميکنه، اضافه کاريش رو از دست ميده
افتاد؟
.افتاد
.افتاد
.نيفتاد
."نگفتي "نميتونيد حرفتون رو پس بگيريد
.اينجاييد که
.يه خبر خيلي خاص واستون دارم
عاليه، چي شده؟
.يه ماه ديگه تولدمـه
ازتون ميخوام واسم يه جشن تولد راه بندازيد، باشه؟
.جوري بترکونيد که حسابي سورپرايز بشم
ازمون ميخواي واسه تولدت برنامه ريزي کنيم؟
.آره، هلن کلر
.حواست با من باشه
واسه اينکه زن هستيم مارو انتخاب کردي؟
.زنها عاشق برنامه ريزي واسه مهموني و اينا هستن
.تو انجيل نوشته
.باورم نميشه
.به اين ميگن يه اتلاف وقت کامل
.مخالفم
.يه اين ميگن يه استفاده از وقت عالي
.کنترلِ جشن تولد اين مشنگ کاملاَ دست ماست
.ميتونيم نابودش کنيم
.آره، خيلي خوش ميگذره
.منم عمداَ گند ميزنم به دستورات کاپيتان
...خيلي .فيلمش رو هم نميتونم بازي کنم
،آره عزيزم ،ميرم دنبال تخت خواب بچه
قبلش هم ميرم سوپرمارکت
.و قبلتر از اونم اتاق خواب بچه رو رنگ ميزنم
.آره، بلدم ابر بکشم
.کاغذ برگردون نميخوام
.باشه، کاغذ برگردون هم ميگيرم
.ببين، نميدونم کي ميرسم خونه
بهت پيامک ميدم، باشه؟
.اوه، اين همه کاغذبازي آخر سر منو به کشتن ميده
تو چطوري اينقدر سرحالي؟
.سادهست
،هر دفعه که يه پرونده رو حل ميکنم .يه تيکه کاکائو ميخورم
يه چي؟
.يه تيکه کاکائو
به اين دلخوشيهاي کاکائويي کوچولو و خوشحال که
.از جنگلهاي باروني پرو ميان، ميگن دونه کاکائو
.بيا يکي بخور
بنظرت من شبيه اوناييـم که اهل هله هوله هستن؟
.بنظر من که شبيه هشتتا دايره با يه بندشلواري
.اما اينا ضرري ندارن واست
.تازه پر از فيبر و آنتياکسيدان هستن
.يالا، يکي بخور
.باشه، ميخورم
.فقط يکي
.باشه
.جـــون، خيلي خوبن
و در ضمن هم گياهي هستن و هم .بصروت مشروع خريد و فروش ميشن
.تري عاشقِ معاملههاي کشاورزي مشروعـه
.به به
.او اوه
.جيک، جداَ الان نبايد اينجا باشي
.جينا، اي دوست قديمي که کنار هم بزرگ شديم
،خيلي از ديدنت خوشحالم .و خيلي هم دلم واست تنگ شده بود
هولت هست؟
،آره، معلومه که هست اما جلسه داره
و تو هم نبايد واسه گپ و گفت و اينا
.اينجا ديده بشي
.بايد بري
جينا، نيومدم که وقتش رو بگيرم، باشه؟
يه پرونده شديداَ توپ و بنوعي حتي حال بهم زن الان دستـمه
.و بايد دربارهش با هولت حرف بزنم
پرونده؟
.پس نه به توان دو
،اگه وانچ بفهمه که هولت داره رو پرونده کار ميکنه
.تنبيهش ميکنه
.الان رو دنده لج افتاده، جيک
.دنده لج
.اوکي، دريافت شد
.واضح و بلند
.من هم دلم نميخواد واسش دردسر درست کنم
.پس بدون هيچ حرف اضافهاي فلنگ رو ميبندم
چه خبره اينجا؟
،خوب جينا گفت نبايد باهمديگه ديده بشيم
.و به کمکت هم نياز دارم
.مثه اينکه هردوتامون گير دوتا رئيس عوضي افتاديم
آره، واسه تو که احمقـه
.و واسه من هم يه جادوگرِ مارمولک و دروغگوئه
.قاتل اولانگي
.برگشته
.ميدونستم که حدسم رو تاييد ميکني
.دوباره کارهاي ديوانهوار و باحالش رو از سر گرفته
خبر توپيـه، نه؟
البته جدا از اينکه يه قاتل سريالي داره راست راست .واسه خودش ميچرخه
نقشهت چيه؟
.ميخوام قايمکي رو پرونده کار کنم
.غلطه
.ما قراره قايمکي رو اين پرونده کار کنيم
.يا ابرفرض
No comments yet. Be the first to leave one.