The first 200 lines.
" اين چهره معصومي که ميبينيد ، صورته منه "
. تقديم به تمام پارسي زبانان جهان
" نيتين بانکار ، اين اسمه منه "
" اين عکس بر ميگرده به 26 سال گذشته "
" وقتي بچه بودم ازم گرفته شده بود "
" من ديگه بياد نميارم که بعد از اون عکس ، کسي ازم عکس انداخته باشه "
" من توي يه کاخ کوچيک با تمام تجملات زندگي ميکنم "
" اون پدرمه ، آقاي بانکار "
" اون شبيه خلبان هاست ، ولي در واقع اون يه راننده بود "
" اون براي کولجيت کآور کار ميکرد"
" اون يه ميلياردره "
" پدرم دو سال پيش فوُت شد "
" ولي من خوش شانس بودم که شغل پدرم بهم رسيد "
" يه شغل حاضر و آماده "
" نه بخاطر اينکه خانم لطف کردن "
" بلکه بخاطر اينکه پدرم براي خرج تحصيلاتم يه قرض بزرگ ازش گرفته بود "
" از اون زمان دارم تقلا ميکنم "
" که قرض اونو پس بدم "
" من روزم رو با قهوه درست کردن شروع ميکنم " " ولي نه براي خودم ، بلکه براي خانم "
. صبح بخير ، خانم صبح بخير
روز خوبي داشته باشين
" بيشترين دارايي خانم ، مغازه هاشه "
" مغازه و خانه اش در سنگاپور ، که کرايه داده "
" اون فقط به من اعتماد داره ، براي همين من فقط کاراي خونه رو انجام ميدم "
آقاي "مولچند " حمام کرد ؟ بله ، خانم -
آقاي "مولچند " صبحونه خورد ؟ بله ، خانم -
لباس هاي آقاي " مولچند " رو اتو کردي؟ بله ، خانم -
خب ، آقاي " مولچند " الان کجاست ؟
اون داره تو حياط فندوق ميخوره
پس صداش کن
مولچند ،،، آقا
مولچند ، عزيزم
مولوي عزيزم
مولچند ، بينيمو گاز گرفت
مولچند ، بهم آسيب زد
مولچند ، روم شاشيد
"اون مولچند ـه" "مورد علاقه و عزيز دله خانم "
"من يه نقطه اشتراک مخصوص در رابطه با مولچند دارم"
"ما همديگرو خيلي دوست داريم " " درست عين تام و جري "
" نيتين "
ميخوام بزنمش ... توله سگ ..، کجا رفت ؟ اونجا وايسا ، احمق
احمق
" حالا ، من شمارو به بهترين دوستم ، رام ميشرا معرفي ميکنم "
" 10سال پيش اون مجبور شد از هند به سنگاپور بياد "
" و جواهراته خواهر و مادرش رو فروخت تا در يه فيلم چيني بازي کنه "
اون هيچ حقوقي براي طبعش دريافت نکرد
" حالا ، اون توي سرويس پيک کار ميکنه "
" وضعيت ميشرا درست عين من خوبه " "هنوزم ما خوشحاليم "
" براي اينکه دوست دخترامون خوب خرجمون ميکنند "
*من و تو تا آخرش با هميم*
*قول ميدم که نذارم بِري و ترکم کني*
*حالا ديگه ميدونم که چقدر عاشقمي*
*من و تو تا آخرش با هميم*
*قول ميدم که نذارم بِري و ترکم کني*
*حالا ديگه ميدونم که چقدر عاشقمي*
من پُشتِ سرت ميام و * *بقيه ي دلبستگيهامو ميذارم کنار
من هر راهي که* *به تو ختم نميشه رو ترک ميکنم
*تفسيرِ همه ي خوابها و رؤياهاي من تويي*
*..همه ي رابطه هامو ميذارم کنار* *و فقط تو رو توي قلبم نگه ميدارم*
*..همه ي رابطه هامو ميذارم کنار* *و فقط تو رو توي قلبم نگه ميدارم*
*من و تو تا آخرش با هميم*
*قول ميدم که نذارم بِري و ترکم کني*
*حالا ديگه ميدونم که چقدر عاشقمي*
*من و تو تا آخرش با هميم*
*قول ميدم که نذارم بِري و ترکم کني*
*حالا ديگه ميدونم که چقدر عاشقمي*
*آره، تو الان ديگه جزئي از زندگيمي*
*من ديگه همه ي خوشيهامو در تو ميبينم*
تو گفته بودي که* *!نميدوني چرا همه ي فکرت پيشِ منه
،من که هر بار ميبينمِت * *ميگيرمِت و کنارِ قلبم نگهِت ميدارم
هر صبح که از خواب پا ميشم* *دلم ميخواد فقط تو رو ببينم *تو دليلِ همه ي خنده هام و درخشندگيِ صورتمي*
*..همه ي رابطه هامو ميذارم کنار* *و فقط تو رو توي قلبم نگه ميدارم*
*..همه ي رابطه هامو ميذارم کنار* *و فقط تو رو توي قلبم نگه ميدارم*
آره، تو ديگه همه ي وجودمي* *با هر نفَسم ، بوي خوشِ تو رو به درونم ميفرستم
همش ميگم اون فقط مالِ خودمه* *فکر کنم اينا همَش از اثراتِ عشقيه که بهت دارم
قلبم دوست داره تو رو پيشِ خودش نگه داره و* *ساعتها باهات حرف بزنه
همه ي حرفهام با اسم تو شروع ميشه و* * با تو هم تموم ميشه
*انگار زمان متوقف ميشه هر بار که تو پيشَمي*
*..همه ي رابطه هامو ميذارم کنار* *و فقط تو رو توي قلبم نگه ميدارم*
*..همه ي رابطه هامو ميذارم کنار* *و فقط تو رو توي قلبم نگه ميدارم*
*من و تو تا آخرش با هميم*
*قول ميدم که نذارم بِري و ترکم کني*
*حالا ديگه ميدونم که چقدر عاشقمي*
*من و تو تا آخرش با هميم*
*قول ميدم که نذارم بِري و ترکم کني*
*حالا ديگه ميدونم که چقدر عاشقمي* !!..بابام-
الان نه ، بذار وقتي که ازدواج کرديم
من بابا ميشم و تو هم ميشي مامي
،بابام اينجاست کجا؟
ولش کن
.اونو بزرگ نکردم که تو ببريش اينور اونور
اگه دوباره ببينمت استخون هاتو ميشکنم
بريم
عمو ، قولت رو فراموش نکن
تو و پدرم اينجوري ماهي ميرفتيد ماهي فروختن
تو به پدرم قول دادي که هرگز ازهم جدا نميشيم
خب ؟ خب ، حالا چون يه بخت آزمايي رو بردي همه چيو يادت رفته ؟ -
آره ، فراموش کردم
اگه من روي قولم بمونم و بذارم اون با تو ازدواج کنه
اونوقت شما دوتا عين اون بايد بريد گدايي
فراموش نکن ، نوبته همه ميرسه ، عمو
و منم همينطور
منم شروع به خريدنه بليط بخت آزمايي کردم
وقتي که بردي ميتوني بهم بگي
و تو ، بامن بيا
يالا ، بذار بدونم آنجلي -
پدر
اگه پاتو از خونه بذاري بيرون قلم پاتو ميشکونم
چي شده ؟ ساکت ، -مامان -
اگه اون پاشو از خونه بذاره بيرون من پاهاي تو هم ميشکونم
يه مادر بايد مراقب بچش باشه
من امروز ترتيب ازدواجش رو ميدم
پنج ميليون از حساب چينيم انتقال بديد
پنج ميليون بله
و ،، ميخوام 4 ميليون در تجارت پتروشيمي دوبي سرمايه گذاري کنم
.. و هروقت ترتيب همشو دادي
از يه تلفن عمومي بهم زنگ بزن باشه
همونقدر که خواسته بوديد آوردم خوبه -
ولي من 12% سود عهده دار ميشم
بله ، - و اينحا اوراقي هست که بايد امضاشون کني
بله ، بله تا چه زماني پول رو ميخواي؟
يه ماه ـه ميخوامش
خيلي زود که سرمايه ام از چين رسيد به حسابت واريز ميکنم
در واقع من به اين پول نياز ندارم
اين پسرمه ، ناني سلام
اون مهندس کامپيوتره
اون ميخواد کاره جديدشو شروع کنه
و براي اينه که ميخوام اين پول رو قرض کنم صحيح -
رئيس ، ميخوام يه چيزي رو بهتون بگم بيايد
تو ميخواستي دخترت رو به خونه بخت بفرستي ، نه ؟
اون پسري که داخله رو ديدي؟
اون يه جواهره واقعيه
به دفترش نگاه کن به دارايي هاش
زندگي دخترت تغيير خواهد کرد و درواقع ماله خودت هم همينطور
فکر ميکنم رفته
کسي در مورد وضعيتم بهش چيزي گفته؟
آقاي " چآدا " ، من اين پولو بهت ميدم بسيارخب
ولي نه بعنوان يه قرض
پس چي؟ فقط فکر کن -
ما هندي هستيم
. تو يه پسر داري و من يه دختر
هر دو هم جوان هستند
پسره تو ميخواد کاره جديدشو شروع کنه
و اون به پول نياز داره
من پول بهش ميدم ،ولي ، بهمراه دخترم
"بازرس " ويلسون پريا
از ديوان فساد هاي حقوقي
آقاي " چادا " اينجاست؟
باور نميکنم ؟ بيا
براي اولين بار در دنيا سريع ترين مراسم ازدواج جوش گرفت
خب ، همه تصميم ها گرفته شده ، مگه نه؟ آره -
اما ، پسر و دختر بايد همديگرو ببينند
خوبه ، بهشون اجازه ميديم همديگرو ببينند
هر وقت که دخترت وقت داشت ميذاريم همو ملاقات کنند
البته رئيس ، با اين بايد چيکار کنم ؟ -
آقاي " چادا " کجاست؟
وقتي که من بهش پول و دخترم رو دادم
من با اين کاغذ ها چيکار بايد بکنم فراموشش کن
ما بايد ترتيبه يه ملاقات سريع رو بديم اين يادمه فقط
پس اين ازدواج جوش خوردست تمامه -
صد در صد بعد ميبينمتون -
خداحافظ يالا -
بريم ، - واي اون مرد بازم اينجاست -
اگه دنباله من بود ، بهش بگيد که رفتم چين
اگه گفت براي چه کاري رفته ، چي بگم ؟
بگو رفته مار بخوره اگه باور نکرد چي ؟ -
بهش بگو اون ماري که خوردم سمي بوده و منو کشته
تو "چادا " هستي؟ بله ، خودمم -
بريم به کلانتري آخه براي چي؟
خيلي از چک هات برگشت خورده
توي اين يه ماه همه جارو دنبالت گشتم
! و تو ميگي براي چي اوه ،،، من نبودم -
" اون بابامه ، " هاربانش چادا
اون کجاست ؟ رفته چين
ولي متصدي تون گفت که داخله
احتمالا به من اشاره کردن
خب ببينيد من " چادا" هستم و پدرم هم همينطور
اون کلاهبردار کي بر ميگرده ؟ هرگز دقيق اطلاع نميده -
هر وقت من ميام اينجا ، اون يه گوشه از دنياست
من تا چهار ماه ديگه بازنشست ميشم
و قبلش ميخوام ، اون شياد رو دستگير کنم
در اين چند سال که بعنوان پليس خدمت کردم
با چنين مرد فريبکاري مواجه نشده بودم
تا برگشت سريعا خبرم کنيد
وگرنه مجبور ميشم دره دفترشو تخته کنم
.. همه اموال و حساب هاشو هم همنيطور گرفتي ؟ - بله
ولش کن
مولچند ، مولچند
برو اونور ، توله سگ
ولش کن ، برو
برو
اينجا
نيتين بله ، خانم
چطور جرات ميکني منو دست بندازي ؟
ميدوني چقدر پولشه ، اونوقت تو پارش کردي
هشت ماه از حقوقت رو کسر ميکنم
يه چيزي ميخوام بگم بگو -
اگه تکرار بشه
اونوقت ديگه نميتونم پولي رو که پدرم ازتون قرض گرفته بود رو پس بدم
..هر بار
No comments yet. Be the first to leave one.