The first 108 lines.
سال 2032 میلادی
واقعا مطمئنی؟
.اینطوری میتونم تا ابد کنارت بجنگم
.تا ابد زندگی کردن خیلی سخته
...ولی
!کلهم...داره میترکه
Sow a seed of despair
بذر نومیدی بکار
Emotions are designed for long time
احساسات برای طولانیمدت به وجود آمده اند
even now
حتی حال
inochi mo nai kuse ni, kowashite
حال که جسمی بیجانی، نابودشان کن
kyouki ga sajin wo matotta
جنون طوفانی از شن خیزاند
tsumikasanatta zetsubou wo
ظرف سرریز از یأس را
uragaeshite susutta to sureba
اگر وارونه کنم و سر کشم
boku wa sei wo teigi dekiru no ka?
به معنای حیات پی خواهم برد؟
kurui gareki wa tsukikage ni
آواری سوخته زیر مهتاب
ugate sekaisen tenkyuu egaki
کمانی نقش بربسته بر بوم جهان
mukuwarenu omoi no nagikara dakishimeru
بیچشمداشت بقایای احساس را در آغوش میگیرد
itan no hate, yume no tane
در عمق گناه، دانهی آرزو
ubugoe wo matteiru
در انتظار صدای حیاتی تازه است
mitasarezu akari wo ubai au ikusa yo
جدالی سیریناپذیر که روشنایی را میبلعد
kurugane wa mai tsudzukeru
آهن بیوقفه پای میکوبد
meguru myakudou ga kieru made
تا لحظهای که از تپیدن باز ایستد
از عیش بنوش
.عمو. یکی دیگه بریز
مگه واس ننهت میریزی؟
!بدش بینم
.آهای تو، داری بقیه مشتریا رو میترسونی
...دیگه پا شو برو
!جلو در مغازه بالا نیار
...جدی جدی تو استفراغ خودم غرق شدم
.لعنتی
...کمک...به پناهگاه حمله کردن
.الان حوصله ندارم. برو بذا باد بیاد
...این پسره
.تو...استورنگسی
همون بچه اونموقعیه؟
.گمشو تا نکشتمت
!تو رو خدا! زود امپرس رو صدا کن
!اسمشو نیار! مگسیم میکنه
!آموزشگاه خواهرمو دزدید
!باید زودتر نجاتش بدم
!گمشو اونور، بچه! آویزونم نشو
!عوضی! همدست آموزشگاهی؟
...نه! ولی اونا خواهرمو
.صد در صد از واحد هرمیتئوسه
.ترتیبش رو بدین
!هه. این شمایین که قراره بمیرین
!ها؟! پس چی شد؟
!اینو بخورین
!اَرخه...لعنتی
...خشونت بده
.دنبالشون کنین
.امپرس، دیگه اثری از پهپادهای دشمن نیست
.درگیری تمومه
.موضع تصرف شد
بخاطر بمبارون دشمن، هم .سربازهای آموزشگاه هم اسیرها مردن
.بازموندهای نداریم
.باز نتونستیم نجاتشون بدیم
سرهنگ، شارلوت چی شد؟
.آخرش فرار کرد. خیلی سریعه
...دیتابیسِ قطار انتقال دخترا رو زیر و رو کردم
.هم خبر خوب دارم هم خبر بد
کدوم رو بگم؟
.خبر خوب
!خوشم میاد شبیه همیم
خب، این دوره زمونه که جی پی اس ...دیگه کار نمیکنه، برای هدایت قطار
لازمه با اتکا به نقشههای قدیمی .راهت رو پیدا کنی
وراجی موقوف. چی دستگیرت شد؟
مختصات جایی که قطار و مقرِ آموزشگاه .به هم ملحق میشن رو محاسبه کردم
...پس اگه قطار رو دنبال کنیم
.اونجا به اسمایلی، رهبر آموشگاه، میرسیم
خب، خبر بده چیه؟
...عا، راستی
...میگن بدبختی نمیاد، وقتی هم میاد یکی دو تا نمیاد
...میا
نوریت چی؟
...فداییها فقط دختران
...ممکنه که اصلا
.بریم
...اگه دست رو دست بذاریم
.کسایی که میشه نجات داد رو هم ازدست میدیم
!ها... هی
!یه لحظه وایسین
!منو یادتون رفت
!منم سوار کنین !سوارم کنین
.هرجا رو نگاه میکنی هستن
...بالاخره پیدامون میکنن
.تسلیم نشو. یه راه دیگه پیدا میکنیم
...باشه
...چیزه
چیه؟
...از این رو به اون رو شدی
No comments yet. Be the first to leave one.