The first 148 lines.
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
به درد نخور
. کسی که از زندگیش نا امید شده
. و امیدی به آینده نداره
این توصیف افرادی مثل منه
. با اینکه داخل یه خانواده ثروتمند بزرگ شدم
اما بدون کمترین محبت . از خانوادم بزرگ شدم
... یه حادثه
. با اون تصادف همه چیرو از دست دادم
، مامانمو
، دست راستمو
و
. انتظارات پدرم
. تو دست اصلیتو از دست دادی
توی خانواده شیما جایی . برای یه به درد نخوری مثل تو نیست
. از جلو چشمام دور شو
منو یه یه خونه . داخل کوه های چیبا فرستادن
، انگار فقط یه بار اضافی بودم
. و باید تنها میمردم
. آره ، اینجا دیگه آخر خطه
. زندگیم بعد از 17 سال داره به آخرش میرسه
چیزی نمیبینم . چراغی نیست که راهمو روشن کنه
... هیچی ... هیچی
... چقدر خوب میشه بخوابم و دیگه بیدار نشم
! ببخشید
! عصرتون بخیر
تو این شب سرد و برفی . کی توی کوهستانه
کی هستی ؟
. از دیدنتون خوشبختم ، تاماهیکو ساما
. اسم من یوزوکیه
تاماهیکو ساما ، من اومدم اینجا . تا عروست تو بشم
افسانه دوشیزه تایشو
دوشیزه
افسانه دوشیزه تایشو
دوشیزه
قسمت اول یوزوکی از راه میرسد
درسته ، پدرم اون روز ... یه چیزایی دربارش میگفت
فعلا کسی از خانواده شیما نمیتونه ازت . مراقبت کنه
دیگه چاره ای نیست
برات یه عروس . یا یکی که ازت مراقبت کنه میخرم
. اون پدر منه
ممکنه این دخترو به خاطر . بدهی فروخته باشن
. نمیخوام که سرما بخوری
اما چرا یه عروس ... برای یه آدم به درد نخور مثل من فرستاده
... آــم
. این اتاق توعه . هرجوری میخوای ازش استفاده کن
. کاملا بی معنیه
. بازم نتونستم بخوابم
!چـ-چیکار میکنی ؟
! اوه ، صبح بخیر ، تاماهیکو ساما
! صبح خیلی خوبیه
. ببین ، برفای دیشب دارن آب میشن
میخوای صورتتو بشوری ؟
! کمکت میکنم
. خودم میتونم انجامش بدم
میخوام به یه دردی بخورم . لطفا بزار ازت مراقبت کنم
... خب ، آره ، اما
! لازم نیست منو خشک کنی
! اوه ، تاماهیکو ساما
دور چشمات سیاهه خوبی میخوای ؟
... نه
مشکلی نیست . اصلا به تو ربطی نداره
. لطفا تنهام بزار
... من صبحانه درست کردم
. گرسنه نیستم
یعنی هروز همین آشه و همین کاسه ؟
! ببخشید
. فقط میخوام اینجارو تمیز کنم
! من اینارو از شهر خریدم
... تو واقعا قوی ای
! لطفا همشو بخور
. امکان نداره
! تاماهیکو ساما
این پاره شده بود ! برات درستش کردم
! شورت منه
چطور جرات میکنی به لباس زیر یه مرد دست بزنی ؟
!لباس زیر ؟
. برای خحالت کشیدن خیلی دیره
از وقتی دختره اومده اینجا . کارم سخت شده
. فکر کنم کم کم همینجا پوسیده بشم
. آزار دهندست
حتی ... وقتشم ندارم ... که فکرشو کنم ...
! دارم میام داخل
!چی ؟
!من کمرتو میشورم
! نمیخواد به خودت زحمت بدی
. اوه ، مشکلی نیست
. با یه دست باید کار سختی باشه
موضوع چیه ؟
مشکل این یارو چیه ؟
، با توجه به گفتار و رفتارش
. احتمالا یه دختر نازپروردست
. دختری که هیچی از این دنیا نمیدونه
شرط میبندم مشغله ای نداره . که دربارش بگه
! عه ، نامردیه -- هــه ؟ --
. منم مشکلات خودمو دارم
! درواقع دوتا مشکل دارم
همش همین ؟
. اما برای من هردوتاشون نگرانی های بزرگین
درست حدس زدم . پس به خاطر بدهی فروخته شده
... و به این وضعیت پر درد و رنج افتاده
... یکیشون
پف پفی
... موهام خیلی پف پفیه
ها ؟
موهای پف پفی خیلی عجیبه ، مگه نه ؟
دوست دارم موهام صاف و براق باشن ! اما هیچ روشی جواب نمیده
! تنها کاری که میتونم بکنم اینه که ببافمشون
تو نگران اینی ؟
! باورم نمیشه بهت نشون دادم
. ببخشید
. پس این شکلی میشی وقتی میخندی
ها ؟
... اگه اینجوری باعث میشه بخندی ، تاماهیکو ساما
، بهتره به این مو عادت کنم
! بسه دیگه ، تنهام بزار
. دیگه دارم دیوونه میشم
! این شیرینی موناکا خوشمزست
. اینم امتحان کن
! ایناهم خوشمزن
مطمئنی ؟ ... آخه من همیشه غذاهای بقیه رو میخورم
. مشکلی نیست
به هرحال ، یوزوکی چان وقتی داری ، غذا میخوری
! ماهم بیشتر از همیشه غذا میخوریم
! خوب نیست یه دختر انقدر غذا بخوره ! خودش به گناه حساب میشه
! پس فقط کافیه گناهمو جبران کنم
. خیلی خوبه
! یوزوکی چان ، افتادم
اینجارو میبینی ؟ ! پاره شده
. خیلی خب
. بیا درستش کنیم
دوختن
. خیلی شبیه ماماناست
. واقعا هم همینطوره
! ممنون ، یوزوکی سان
اگه یه روز عروس بشی ! یه عروس فوق العاده میشی
... یه عروس
... راستش ، باید یه چیزی بهتون یگم
. من ... من دارم از مدرسه میرم
!اما چرا ؟ چرا اینقدر ناگهانی
... شرم آوره دربارش حرف بزنم
، اما والدینم بدهی دارن
، پس من باید . با پسر طلبکار ازدواج کنم
! نه
! اما دخترا تا وقتی 15 سالشون نشه نمیتونن ازدواج کنن
. درسته
ولی با توجه به شرایط خاص .اونا مجبورم کردن تا ازش مراقبت بکنم
... یوزوکی سان
No comments yet. Be the first to leave one.