Release info

Promised Neverland S02 - E11 - 1080 - 720 WEBDL
A Commentary by Omid-021
ترجمه و تنظیم از امید نصیری قسمت یازدهم از فصل دوم مدت زمان بیست و دو دقیقه و سی و نه ثانیه

Tags

webdl
web
720
1080
WEBDL
Published on: 2021-03-26
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 109 lines.

آزاد باشم ؟

تو می گی من آزاد نیستم؟

همه ما بخاطر شرایط مون درگیر سرنوشتهای خودمون هستیم.

از لحطه ای که متولد شدیم دچار سرنوشتمون بودیم .

تو اشتباه می کنی! من می خواستم رئیس این طایفه باشم.

برای همین ... برای همین خودم رو جای برادرم جا زدم ...

این همون چیزیکه واقعاً می خواستی؟

این یه بحث مغالطه آمیزه! شما همه منافقید.

تو و مینروا !

بیایید این رو تغییرش بدیم , با همدیگه .

ما نمی تونیم! هیچ راهی وجود نداره که ما احتمالاً ...

ما میتونیم.

هنوز وجود نداره ، بنابراین می تونیم ایجادش کنیم.

حتی اگر مشکل باشه ، من می دونم که می تونیم تغییرش بدیم.

هم سرنوشتمون و هم دنیا رو ...

آزاد باشیم.

محافظت از دنیا

طایفه راتری این مأموریت بزرگ رو قبول کردند .

مراقبهای شریف دوازه های دو دنیا

رئیس اون طایفه ، برادر قهرمانِ من بود.

حداقل ، تا اون روز ...

نمی شه ...

قبیله ما وعده ای رو اجرا کرد که به همرزمانشون خیانت کردن ؟

فرزندانٍ فرزندان ما , دوستان ما خواهند بود که در کنار بنیانگذار ما بجگند ؟

یا نه منافقهایی میشن که مخالف صلح هستند و می خوان جنگ رو ادامه بدن ؟

این خاطره ای از اعتراف گمشده طولانی بود.

صدها سالِ جعلی و پنهان .

پشیمانی های رئیس اول قبیله راتری.

ما باید از دو جهان محافظت کنیم.

اما بعد ، بچه ها چطور ؟

اون یک عمر با شک و گناه شکنجه شد.

اما من فکر میکردم فوق العاده است.

تصمیمی عاقلانه که احساسات شخصی رو کنار زده و دنیا رو نجات داد.

همچنین رسالت شریفی.

نه ، این مجازاته. همینطور یه نفرین.

از اون روز ، برادرم تغییر کرد.

او خودش را مینروا نامید ،

و اقدامات مختلفی رو برای نجات کودکان انجام داد.

اون اشتباه کرده بود و باید جلویش رو میگرفت

بچه های مزرعه همه قربانی بودند .

جسدش کجاست؟

آخرین حرفش چی بود ؟

اون گفت تا به تو بگم ، متاسفم.

حتی وقتی برادرم تو این راه فدا شد ، مأموریت قبیله راتری باید ادامه پیدا میکرد.

هر چقدر هم برام سخت بود ، من مجبور بودم از دنیا محافظت کنم

این تصمیم من بود

گیر افتاده بودم؟ بین مردم این طایفه ؟

با سرنوشت؟ نه این یه رسالت شریف بود !

این نمی تونه درست باشه !

پیتر

برادر ، تو سعی داشتی با سرنوشت مبارزه کنی؟

تو میخواستی آزاد باشی ؟

متاسفم.

میخواستی منو آزاد کنی؟

با هم زندگی کنیم؟

دنیا رو با هم تغییر بدیم ؟ احمق ها

برای همین شما قراره خورده بشید

فقط دنیای شیطان نیست که باید تغییر بدید

کاری که اونها با شما کردن

چیزهایی هستند که با بشر از مدتها قبل با همدیگه توافق کردن .

بله ، حتی اگر انسان ها انسان نمی خورند.

کاری رو که میخوای انجام بده . موفق میشی به هر کجا که می خوای بری.

الان دیگه برای من خیلی دیر شده.

تغییر دنیا ؟

اگر می تونی امتحان کن.

من از مبارزات بیهوده شما از اعماق جهنم لذت میبرم.

نه

نه نمیرررر !

احمقها

موقعیت شما در زندگی چیزی نیست که بتونید به راحتی ازش فرار کنید.

من اینجا میمیرم ...

به عنوان یک راتری

حالا خواهی دید

ما دنیا رو تغییر خواهیم داد

دوک یورک!

اینجا چی کار داری ؟ مگه نمیبینی ما در حضور اعلیحضرت هستیم.

ببخشید. ولی ، یک مسئله بسیار اضطراری پیش امده .

چیه؟

ما از مزرعه گریس فیلد اخطار دریافت کردیم.

مادر ، خواهران از همه تون متشکرم.

ما کاری که می خواستیم رو انجام دادیم.

حالا ، شما به دنیای انسان ها می رید ، نه؟

شما باید عجله کنید

همه شما هم باید با ما به دنیای انسان ها بیایید .

ما نمی توانیم با شما بیایم

ما می خوایم بمونیم و کاری که می تونیم رو انجام بدیم

من از پیشنهاد شما قدردانی می کنم

فراموش کردی؟ ما حق نداریم

این یه دستوره

من نمیزارم شما خودتون رو فدا کنید

مفهوم شد ؟

اگه احساس پیشمونی دارید با ما به سرزمین انسانهای بیاید و از اونجا محافظت کنید

خوشحالم که زنده موندم

به خاطر اینکه میتونم گناهانم رو جبران کنم و وجدانم رو راحت کنم

مشکلی نیست. هیچ کس دیگه کینه ای از شما نداره.

پس بزن بریم. همه شما با ما هستید

--بیا بریم! - آره ، بریم مامان!

بیا مامان

چرا؟ چطور می تونید من رو ببخشید؟

مدتها نمی تونستیم شما رو ببخشیم.

ما درک نمیکردیم

که شما چطور دشمن ما بودید و ما مجبور شدیم شما رو شکست بدیم.

اما ، وقتی بیرون امدیم ، تنها چیزی که یادمون میومد این بود که شما چقدر مهربون بودی.

وقتی فکر کردیم ، سرانجام دلیلش رو فهمیدیم.

به این دلیل که مهربانی و عشق شما همه واقعی بود.

الان هم همه ما هنوز شما را دوست داریم.

مهم نیست که چند بار به ما خیانت کردی ، و حتی اگر شما نمی تونی خودت رو ببخشی ...

... برای ما ، شما فقط مادر ما هستی .

پس بیا با هم زندگی کنیم ، مامان.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left