The first 200 lines.
...آنچه در «شهردار کینگزتاون» گذشت
خب، کی فرستادت؟ - .مایلو. رئیسمه -
.نهایتاً یه سال
یه سال چی؟ - .زنده میمونی -
.قویتر از چیزیام که فکر میکنی
.نه نیستی
.کارلوس خیمنز رو میخوام
کارلوس رئیس لوکوهاست، نه؟ - .یه حکم براش دارم -
برای چی؟ - .پرداختیهای حمایت از بچهی مطلقهش -
.توی مزرعهست - طرفِ پرسیمونه -
همونجاییه که سگهاشون رو به جون هم میندازن
،میگم، اگه دیدیش .با همون حکمه بازداشتش کن
.اومدین سلول اشتباهی داداش
.هر چی داری از صدقه سر من داری
.و حالا میخوام همهش رو ازت بگیرم - چرا؟ -
.چون زیاده خواهی کردی
.بفرستینش انفرادی
چه گهی میخوردی اون تو؟ ها؟
.هی، برگرد
.دنبال کارگاه مکلاسکی میگردم
.برادرمه
پلیسی؟
.فکرشم نمیکردم باشی. برو پشت نوار
.سلام مایک - .سلام -
.کنار ون پزشکی قانونی وایسادم
.میتونی بیای دنبالم؟ پلیسا نمیذارن بیام اونجا
.باشه. ردیفه. ردیفه
چطوری؟ - .سلام رفیق -
هنوز کارشون باهاش تموم نشده .برای همین باید دست نگه داریم
.باشه
داشتی چی کار میکردی؟ هان؟
چه خبرا مایک؟ - .سلام رفیق -
.اثرانگشتت روی سلاح قتله
.بگو ببینم. بگو ببینم
سلام. اینجا کار میکنی؟
.تا یه ساعت پیش آره - چه اتفاقی افتاد؟ -
رئیسم شروع کرد به سمت اون یاروها تیراندازی کردن
.و اونا هم کشتنش
اون یارو چی؟
.نمیدونم
سیگار میخوای؟
.گور باباش
به چی زل زدین؟
.نماینده اتحادیهم رو میخوام لاشی کیری
این دیگه چه کوفتیه؟
وظیفه منه که تعیین کنم تیراندازی .غیرقانونی بوده یا نه. نه نماینده اتحادیهتون
!قانونـ... اون به ما شلیک کرد
شما خودتون رو به عنوان !مامور پلیس معرفی نکردین
!کون لقت - هی، هی، هی! چه خبره؟ -
چی کار میکنین؟
تا وقتی گزارش کتبی از فرمانده شیفت .در کار نباشه، نمیتونی بازجوییشون کنی
شما فرمانده شیفتی؟
نه من فقط شاهدم که داری .حقوق اونا رو نقض میکنی
من این حق رو دارم که صحنه تیراندازی .توسط مامورهای پلیس رو بررسی کنم
خب صحنه جرم اونجاست
که یه نفر توش مُرده و دورش .نوارهای زرد تخمی کشیدن
.اگه تو پاسگاه بازجوییتون کنم، رسمی میشه
.این ثبت شده. یادتون باشه
.اینجا بهترین جا برای حل و فصل کردنشه
تو اینجا چه غلطی میکنی؟
خودت اینجا چه غلطی میکنی؟
.مراقب برادرمم
.مایک، برادرت که چیزیش نشده
.ولی صندوقداره شب بدی رو گذرونده
.آره شاید بهتره به مشتریهاش شلیک نکنه
و راستی تو اینجا وکیل مدافعی هستی
و شاهد این بازجویی بودی و حتی اگه فکر کردی پروندهای در کاره
که دیگه نیست، میشه یه دقیقه تنهامون بذاری؟
مایک، یه فکری به حالش میکنی؟
.تمام تلاشم رو میکنم
.پس تمام تلاشت رو بکن - .ممنون -
هی! تو حالت خوبه؟ - .آره بابا، خوبم -
.منم خوبم مایک. مرسی که پرسیدی
آره باریکلا ایان چقدر خوب شرایط رو آروم کردی
.نمیدونم چی بهت بگم. من ار در پشتی رفتم
یارو معتاده دقیقا میز پشتی کایل نشسته بود
پام رو که از اون راهرو بیرون گذاشتم
...یارو پیتزا فروشه
اون یارو پیتزا فروشه بهم شلیک کرد
.آره. مایک، چارهای نداشتیم
ببینید من که نمیخوام این رو زیر سوال ببرم،خب؟
اون معتاده هم مسلح بود؟
.آره. چاقو، پایپ و دو دلار پول داشت
کسی درباره اون یارو پیتزا فروشه تحقیق کرده؟
.من که نه. ولی مطمئنم یکی کرده
مایک، روی کل دستش خالکوبی بود
.بیشتر از اینکه پیتزا فروش باشه، شیشه فروشه
هی ببینید، من میرم با تام حرف بزنم
.و ببینم حرف حسابش چیه
.ممنون رفیق
تام، چه مرگته؟
بی خیال، واسه چی برادرم رو تحت فشار گذاشتی؟
.میخوام نذارم اوضاع بدتر شه و اونا گرخیدن
آره خب اینکه جلوی یه دادستان ناحیهای ازشون بازجویی کنی
.اسمش بدتر نکردن اوضاع نیست
مایک، ببین اگه پاشون به پاسگاه برسه
میبرنشون تو دوتا اتاق جداگونه
.و یه سری سوال مثل هم ازشون میپرسن
و اگه جوابهاشون با هم .فرق کنه تو بد هچلی میفتن
خیلی خب ببین. بیا بگیم این اصلا تیراندازی نبوده
و یه عملیات کشف مواد مخدر .بوده چون واقعا همینه
اون یارو پیتزا فروشه یه ساقی کوفتیه، خب؟
.اونم مشتریشه
و اونا هم اتفاقی وارد صحنه شدن، خب؟
.همینقدر سادهست. جریان اینه
دیدن که قربانی مواد داشته باشه؟ - .هنوز نه -
.اگه تایید شه قضیه آسون میشه - .پس از این زاویه بهش نگاه کن -
.سلام - .سلام -
.این یارو ساقیه
تو از کجا میدونی؟
ببین یکی از مشتریهاش رو دستبندزده .فرستادی تو پیادهرو بیرون
بعد 15 نفر دیگه هم اون بیرون از سرما کونشون داره یخ میزنه و منتظرن ببینن چی پیدا کردی
سوالهای درستی از اون معتاده .بپرس و جواب درست هم بگیر ازش
.باشه. میرم سراغش
.تعارف نکن مایک، راحت تو صحنه جرم من بچرخ
آره. ببین همه دارن از زاویه اشتباهی این قضیه رو میبینن
خب منو روشن کن مایک. زاویه درستش چیه؟
درباره یارو تحقیق کردی؟ - آره، معلومه که کردم -
خب چندتا محکومیت به خاطر حمل مواد داشته؟
.سه تا
چند سال حبس کشیده؟ - .هفت سال -
خب پس یه مجرمی داری که سلاح گرم حمل میکنه
.این یکیش
اینجا دنبال مواد گشتین؟
ماشینش رو گشتین؟
مایک، میخوای روایت ماجرا رو عوض کنی؟
.نه فقط دارم روشنش میکنم
.اونا اتفاقی با یه ساقی مواد برخورد کردن
واقعیت داره؟ - .آره -
اگه اتفاقی دیدن یارو داره مواد میفروشه، پس موادش کو؟
.پیداش میکنن
.مایک، مجرمها هم امکان داره قربانی بشن
.و قربانیها هم امکان داره بازم مجرم باشن
جسد رو همین جا بذارین تا .اداره ویژه قتل بیاد بررسیش کنه
.جسد رو تو پزشکی قانونی بررسی میکنن
.خب باید اینجا بگردنش
.بیرون منتظر باشین
.ممنون
.یه مشتری برات دارم
مشتری؟ - .آره -
نظرت چیه این هفته باهم شام بخوریم؟
تو این وضعیت پیشنهاد میدی مایک؟ - .آره -
.هیچ کدومشون دوزار نمیارزن
!بلیچیک
،نه بابا! از وقتی تام بریدی رفته .اون هم دیگه دوزار نمیارزه
.هیچ کدومشون
.مهم نیست دیترویت کی رو مربی کنه
.مهم نیست چه بازیکنهایی بیاره
.اونا فقط باختن بلدن
.آره. واقعا همینه - آهای ارنی؟ -
ارنی؟
اون رو از فروشگاه خریدی؟
.یادم رفت ناهارم رو بیارم
میخوای از این آشغالها که تو زندون میفروشن، بخوری؟
ارنی، شیفتت که ساعت 7 تموم شد
کی اضافه کاریت رو تایید کرده؟
.سر پست نیستم
پس چی؟ همینجور ول میچرخی؟
وای مگه تحمل کردنت زنت چقدر سخته؟
وقتی به حدی برسی که شامت رو تو زندون بخوری که یه لحظه آرامش داشته باشی
.معلومه خیلی وقته از ازدواجت گذشته
ارنی، توصیه من اینه: الکل، خب؟
.کلی الکل
هیچی مثل یه بطری بوربن تحمل زندگی مشترک رو واسه آدم راحت نمیکنه. باور کن
.ای بابا
!بابا میخواد کمکت کنه ارنی
!بی خیال رفیق
آخه آدم واسه شام کنسرو سوسیس میخوره؟
راستی حرفِ شام شد
نمیدونم پی-داگ هم از شامش لذت میبره یا نه
هی، امشب خوب حواست رو جمع کن، خب؟
.این کسخلا تحمل باخت ندارن
اد، حبسشون کن. بذار .تو سلولشون جون بِکَنن
نه، نه. اگه الان حبسشون کنم، نوامبر که بشه رئیس زندان پدرم رو در میاره، خب؟
اگه بخوایم اضافهکاری کریسمسمون رو بگیریم
باید یه ماه دیگه هم صبر کنیم
...قبل از اینکه بتونیم اینجا رو ببندیم پس
کی شامش رو آماده کرده؟
.کلوین
.کاسه رو بده بیاد - .پس بیا بگیرش -
واقعا این رو میخوای؟
!عجب! چقدر زود غذاخوردی
چرا دو سال زندون بهش دادن؟
.همین جور الکی رفیق
فقط سوار همون ماشینی بود که رانندهش رو کشتن
.میدونی که چه جوریه
هر کی که تو ماشین بوده رو .به خاطر هروئینها متهم میکنن
.دوچارد، مهم نیست چرا تو زندانه
.دیگه الان تو زندانه - .همین دیگه -
.ولی ببین اون بچه درستیه
.قبل از این قضایای کوفتی شاگرد اول بود
عضو باندی نیست؟
.نه. ولی خیلی تحت فشارش گذاشتن
.منم نمیخوام قاتی این داستانا بشه
خیلی خب دوچارد. گوش کن. برای .اینکه کمکت کنم باید حقیقت رو بدونم
چون بچه 16 سالهای که برای اولین بار
مرتکب جرم شده، واسه مواد داشتن دوسال حبس نمیگیره. خب؟
الان تو کانون اصلاح و تربیته؟
اونایی که عضو باندن تو بند عمومی نیستن
سخته بی سر و صدا بیاریشون بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.