The first 200 lines.
به سمت خروجی
هی
نه نکن نکن
قراره یکم درد کنه
خوبی یا باید آرومت کنم باز؟
خوبم
من کجام؟
برگشتی به خونه
همه چی درست میشه
الان میبرمت پیش یه دکتر باشه؟
باشه
صبح بخیر دب
بقیه مریضا کجان؟
نگران نباش دکتر "تراتمن" به کل سوالات
جواب میده
از چیزی که میبینی خوشت میاد؟
چه اتفاقی برای من افتاد؟
چرا من تو یه بیمارستانم؟
من فکر کنم سوال بزرگتر اینه که
تو میدونی کی هستی؟
سرگرد نیروی دریایی جان کفرتی
به شماره سریال 764246
تو اینجا یه اسیر نیستی
خب
بقیه مریضا کجان؟
متاسفانه بیمار دیگه ای وجود نداره
ببخشید؟
ما یه بیمارستان معمولی نیستیم
و تو هم یه بیمار معمولی نیستی
توضیح بده
جزییات آخرین ماموریتت رو به یاد داری؟
نه
نه به یاد ندارم
میدونی این آدما کی هستن؟
- گاتس - ببخشید
اون گاتسه گاتزر , آماندا گاتزر
ویلکینز تالبوت
کارلایل مسترز
کلیفورد استیونز
این جوخه ی منه
ماه پیش جوخه ی تو فرستاده شد
به یکی از نقاط دوردست افغانستان
تو یه عملیات فوق سری بازیابی
دوروز پیش ما شمارو از نقطه ی ملاقات بیرون آوردیم
وقتی پیدات کردیم بیهوش بودی
صبح امروز همتون بیدار شدید
پس اونام اینجان؟
آره و ما باید بفهمیم چه اتفاقی افتاد
ماموریت تو به امنیت ملی مربوط میشد
و نه تنها با اون محموله برنگشتید
ولی مهمتر اینکه
سه تا از اعضای جوخت گم شدن
چی؟
حالا هم که تو میگی هیچی یادت نیست
و منم باورت دارم ولی شاید اون آدمایی
که پشت شیشه وایسادن باورت نداشته باشن
ولی مورد های مشکوکی
در مورد این حادثه وجود داره سرگرد
رییسات باید بدونن که چه اتفاقی افتاد
اگه بخوام بهتر بگم
اگه ما نتونیم اون سربازارو زود پیدا کنیم
باید به خانواده هاشون خبر بدیم
و یکی هم باید مقصرشناخته بشه
پس شما فکر میکنید من ربطی
به این گم شدنا دارم؟
یا اینکه ما یجورایی تو ماموریت بی دقتی کردیم؟
هردو احتمال هایی هستند که من دوست دارم سریع
نقضشون کنم
پس چرا از بقیه ی جوخه نمیپرسید؟
من مطمئنام که اونا میتونن قضیه رو روشن کنن
ما پرسیدیم ازشون
اونا هم هیچی بخاطر ندارن
میخوام ببینمشون
به زودی میبینیشون
ولی ابتدا ما باید یه سری آزمایشات انجام بدیم
پرستار کلر میبرتتون
آزمایش؟
آره فقط یه سری آزمایش سلامتی
کار عجیب غریبی نمیکنیم قول میدیم
ما باید بدونیم که بدنتون چجوری کار میکنه
قبل اینکه قدم بعدیمونو برداریم
میخوام اون عکسارو پیش خودم داشته باشم
البته
کدوم سه تا؟
متوجه نشدم؟
کدوم سه تا برنگشتن؟
استیوین , کلیفورد , کارلایل
بسیار خب کلر
چرا تو و این غول بیابونی که اینجاست نشونم نمیدین که بعد چه اتفاقی میوفته؟
هی کلر
چرا اینجا شبیه گه دونیه؟
دموکرات ها
بسیار خب تو داری عالی پیش میری
برای شتاب و سرعت بیشتر آماده ای؟
هرجور راحتی
تو گرگ شدی بابایی
اوکی داریم خوب پیش میریم
سرگرد
اوضاع خوبه
ببخشید
اونجا یه لحظه خودمو گم کردم
اگه بهت بگم که از فضای بسته میترسم چی؟
دستامو میگیری؟
بهت میگفتم که باهاش کنار بیای
حالا میتونی لباسای واقعی بپوشی
این چیه؟
وقتی داشتیم اوضاعت رو موقعی که بیهوش بودی بررسی میکردیم
تو رویاهای زیادی داشتی
کابوس ها
این کاری میکنه تا شب رو راحت بخوابی
فکر میکردم ازش خوشت بیاد
پس مثل زاناکسه؟
بهتر از اونه
کلر امروز چه قسمتی از منو میخوای مطالعه کنی؟
قسمتی که ما باید ببنیم که میتونی با بقیه همکاری کنی یا نه
کف
هی رفیق
میتونی باور کنی مرد اونا مارو تو اتاقک های کوچیک حبس کردن
من واسه این کارا پیر شدم
از دیدنت خوشحال شدم کف
منم همینطور
خوبه که همتونو میبینم
ویلکینز
کفی
گاتس
سرگرد
هر جایی که میریم همون یه لباس تنمونه
حالا که همتون جمع شدید
خوشحال میشید که بدونید نتایج آزمایشاتون
نشون میدن که تو حالت فیزیکی عالی هستید
در حالی که از لحاظ عقلانی
فکر کنید مغزتون یه کامپیوتره بزرگه
که با صد ها میلیارد نرون
که از طریق سیناپس ها متصل شدن روشن میشه
وقتی یکی از این اتصال ها قوی میشه
توسط یه بر انگیزش مثلا چیزی که میبینید یا میشنوید یا احساس میکنید
شما خاطره میسازید
که بیشترش اینجا تو هیپوکامپوس ساخته میشه
ما اینو تو مدرسه ابتدایی یاد گرفتیم
حالا منظورت از این حرفا چیه؟
همه ی ما که تو شونزده سالگی از داشنگاه فارغ التحصیل نشدیم مسترز
همه ی ما فارغ التحصیل نشدیم در واقع
منظورم اینه که به همه ی شما یه آسیب شدید
الکترومغناطیسی تو قسمت مغزتون وارد شده
که برای یه مدت این واکنش های شیمیایی رو متوقف کرده
این دلیلیه که حافظتون از دست رفته
- مغناطیس زدایی کردن چی؟ - اممم
چی؟
ببین مثلا اگه تو یه آهن ربا رو
به هارد درایو کامپیوتر بمالی
هرچیزی که توش هست از دست میدی
تو گفتی موقتا
درسته
فرارسان عصبی مغزتون
شروع به ساخت دوباره سیناپس ها کرده
که یعنی تا یه مدت حافظتون برمیگرده
هدف ما متعادل کردن سرعت برگشت حافظتونه
چون اگه خیلی زود بیان
یا همش یهویی بیان باعث ایجاد آسیب همیشگی به مغز میشه
و ما چجوری جلوی اینو بگیریم؟
آروم باشید و استرس نداشته باشید
من یه سری مسکن براتون تجویز کردم
که هر شب قبل خواب باید بخورید
این مسکن ها باعث میشن که بتونید راحت بخوابید
که خواب موقعیه که بدن ما شروع به ترمیم خودش میکنه
یعنی ما یه پتو میکشیم رومون
و صبح صداتون میکنیم؟
هنوزم باید سیستم عصبیتون ساخته بشه
تمرین بیاد آوردن بکنید
باید درموردش فکر کنیم
همین طوره و تا زمانی که بیاد بیارید چه اتفاقی تو
افغانستان افتاده باید اینجا با من بمونید
پس بیاین با چیزایی که میدونیم شروع کنیم
با اینکه شما ماموریت رو بخاطر نمیارین
ولی همتون موافقید که یه ماموریت داشتید
آره
آره
ما ارتباطمونو با شما حدود دو روز از دست دادیم
زمانی که شما وارد منطقه ی هدف شدید
شما تنها به این دلیل نجات پیدا کردین چون اونجا یه
مکان استخراج اضطراری وجود داشت
کسی چیزی برای گفتن داره؟
تنها کاری که لازمه بکنم اینه که حافظتونو تحریک کنم
هرچی زودتر اینکارو کنم شما هم زودتر برمیگردید
به زندگیتون و خانوادتون
پس هر قسمت از اون خاطرات میتونه
تحریک کننده ی حافظتون باشه
اهمیتی نداره که چقدر بی ارزش بنظرتون بیاد
حرف زدن کمک میکنه
این صندلی های خالی باید پر بشن
با افراد گمشده ی جوخه ی شما
درمورد خانواده هاشون فکر کنید
من یادمه که اونجا یه پسر کوچولو بود
و یه رابط
یه رابط که قرار بود ما ملاقاتش کنیم
حرکت کنید حرکت کنید
حرکت کنید حرکت کنید
حرکت کنید
برین برین برین
هی مواظب باش
No comments yet. Be the first to leave one.