Golden Rainbow

Golden Rainbow (황금 무지개)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Golden Rainbow E21 2013
A Commentary by aramesh82
ترجمه و زیرنویس : سیما www.koeanforum.ir

Tags

other
Published on: 2014-04-04
Downloads: 27
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

حرکت نکن

ما پلیس هستیم دستاتو بگیر بالا و پاشو

اوپا

اینجا چیکار میکنی؟

نمیدونستم میای اینجا

نمیخواستم اینجوری بشه - ...داری درباره چی -

...تو

یه شَرخَری؟

بله

هستم

امکان نداره

تو یه خلافکاری؟

این چطور امکان داره؟

بریم

صبر کن

داره کجا میره؟

چطور میدونستی اون اینجاست؟

قرار بود خودشو به من تحویل بده

میدونستی اون کیه؟

بریم - نه -

من میبرمش

من دستگیرش کردم.برای همین من میبرمش و ازش بازجویی میکنم

چرند گفتنو تموم کن.کی به یه کارآگاه رده پایین اجازه بازجویی میده؟

این کار یه دادستانه تو خودتو بکش کنار

آقای دادستان

من فقط با خواهرم میرم

کیم مان وون - متاسفم -

بذارید اینکارو بکنم

حالت خوبه؟

نباید فقط به پرونده ماهی میچسبیدی ...چرا تو

کارآگاه پارک ازش سوال میکنه برو خونه استراحت کن

نه

میخوام انجامش بدم - کارآگاه کیم -

میخوام انجامش بدم

خیلی چیزا هست که لازمه ازش بپرسم

لطفا به کسی اجازه ندین وارد بشه

از کی اینکارو انجام میدادی؟

از وقتی 23 سالم بود

پس حدودا ده سالی میشه

اینو ده سال ازم مخفی کردی؟

تو چیکارا کردی؟

...اگه اونچه که انجام دادی انقدر توجه رو به خودش جلب کرده

بنظر میرسه زندگی ای که داشتی زندگی یه خلافکار ساده نبوده

من سو مین سوک رو بازنشسته کردم

من کلوپهای شبانه و بارهاشو بدست گرفتم

و دیگه چی؟

تو درباره سو هیون که میزبان باره میدونی,درسته؟

پس این تو بودی که به گروه 'تاج' حمله کردی؟

من یکی از اونایی بودم که به ایم ته کیونگ رئیس شرکت ساخت و ساز حمله کرد

چرا؟ چرا اینکارو کردی؟

چون پول لازم داشتی؟

کی پشت همه ایناست؟

اگه این همه مدت گیر نیفتادی پس باید کسی پشت همه اینا باشه

اون کیه؟

اون کیه؟

اون کیم جه سو ئه

چی؟

کیم جه سو به گروه وول می دو دستور داد به تو حمله کنن

درباره چی دارین حرف میزنین؟ عقلتونو از دست دادین؟

اون گفت یه عالمه سوال داره که باید ازش بپرسه

باید جلوشو بگیرین!چطور میتونین بهش اجازه بدین از برادر خودش بازجویی کنه؟

نمیتونستم که کتکش بزنم.وقتی قاطی میکنه هیچ کس نمیتونه جلوشو بگیره

چطور تونستی اینکارو بکنی؟

تو مردم رو کتک میزدی

تجارت یکی دیگه رو میدزدی

و برای یه تفاله مثل کیم جه سو کار میکردی

و همش داشتی میگفتی برای صید ماهی داری میری دریا

چطور میتونستی به چیز دیگه ای فکر نکنی وقتی اینکارا رو میکردی؟

با نگاه کردن به من احساس متاسف بودن نمیکنی؟

احساس گناه نمیکردی که سیب وون و ایل وون انقدر قدرشناسی میکردن؟

چطور تونستی ده سال بدون هیچ شرمی باهام زندگی کنی و بهم دروغ بگی؟

زبون نداری؟ !یه چیزی بگو

چطور تونستی اینکارو با من بکنی؟

میدونستی که من یه کارآگاهم!چطور تونستی چنین جرایمی رو مرتکب بشی؟

قراره به برادر و خواهرمون چی بگم؟اونا خیلی بهت اعتماد داشتن

برو بیرون - ولم کن -

!جواب بده.جوابمو بده - مشکلت چیه؟ -

به همین دلیل بود که اجازه نمیدادم تو اینکارو بکنی - ببرش بیرون -

باید ازش بپرسم!وقتی مردم رو کتک میزدی به ما هم فکر نکردی؟

انتقالش بدین به دفترم من ازش بازجویی میکنم

بهرحال قرار بود با من بیاد شما میتونین از گروه سو مین سوک بازجویی کنین

بدون کیم بک وون

پس چطور زنده موندی؟ کی تو رو بُرد؟

بچه تر از اون بودم که یادم بیاد

راست میگه.اون فقط پنج سالش بوده وقتی اون اتفاق افتاده.نمیتونه به یاد بیاره

پس با کی زندگی میکردی؟

از اون زمان یون یونگ هی بزرگت کرده؟

اون ما رو وادار کرد باور کنیم تو ناپدید شدی

نه.همه چیزی که به یاد دارم اینه که ناپدری داشتم

...و اینکه

وقتی خیلی بچه بودم اون هر روز منو کتک میزد

اسمش چیه؟ - کانگ دونگ پال.اون یه مجرمه -

بخاطر قتل یه نفر افتاده زندان

پس ممکنه خودش باشه برای پول دزدیدتش

اما به دلایلی شروع کرده به بزرگ کردنش

من بررسی میکنم.اسمش کانگ دونگ پال بود؟

بله

پس چطور مامانتو ملاقات کردی؟

بعد از اینکه افتاد زندان من تو خونه شخص دیگه ای موندم

و مامان اومد منو پیدا کرد

یه چیزی ما رو از همون اولین باری که همدیگرو دیدیم به سمت همدیگه میکشید

برای همین تست دی اِن اِی دادیم

هرگز فکر نمیکردم مادربزرگم هنوز زنده باشه

دقیقا تو کجا بودی؟

بسه عزیزم - آره.کافیه -

گذشته مهم نیست

خوشحالم که تونستم برت گردونم

ها بین گریه نکن.خوب نیست تو یه همچین روز شادی گریه کنی

اشکالی نداره گریه نکن

چطور امکان داره؟

نمیتونم بهش اعتماد کنم بهش اعتماد ندارم

منم نمیخوام حرفاشو باور کنم اما ما نتیجه دی اِن اِی رو داریم

نه.اگه اون برگرده چه اتفاقی برای ثروت مامان میفته؟

ته یونگ الان دستگیر شده.مامان قراره همه ثروتشو بسپره دست این دختره

اون زنده برگشته.الان وقت اینه که نگران ثروت باشیم؟

آره.من نگرانم چون یه آدم مادی گرا هستم

این داره منو دیوونه میکنه

فکر میکنم این نقشه یون یونگ هیه

شنیدی که چی گفت.مادرش فامیلیشو ازش مخفی نگه داشته بوده

از اونجاییکه این اتفاق افتاده بهتره که ها بین رو بپذیری

باهاش بامنظور رفتار نکن مامانت خوشش نمیاد

اگه میخوای بخشی از ثروت مامانتو داشته باشی به احساساتش صدمه نزن

این یه عکس از توه قبل از اینکه گم بشی.یادت میاد؟

نه.چون ناپدریم هرگز ازم عکسی نگرفته.برای همین نمیدونم

این پدرته که فوت کرده

نمیدونستم یه روزی میاد که میتونم اینو بهت نشون بدم

بهش سلام کن

بابا

من واقعا نمیدونستم

نمیدونستم اون پدرم بوده

وقتی که بچه بودم توسط ناپدریم خیلی باهام بدرفتاری شده

مادربزرگ

هروقت کلمه 'پدر' رو میشنیدم مورمورم میشد

بچه بیچاره بچه بیچاره

خیلی متاسفم

کیم جه سو؟ - آره -

همه اطلاعات کلوپها,بارها و ساختموناشو بهم بده

همچنین گروه سو مین سوک,بارهای میزبانی سو هیون و رئیس ایم ته کیونگ

دادستان,واقعا میخواین این پرونده رو بدست بگیرین؟رئیستون ازتون طرفداری نمیکنه

اومد

!آقا,لطفا منو بفرستین بخش جرایم

همینکارو خواهم کرد.دارم از دفتر رئیس میام و درباره تو بهشون گفتم

درک میکنم از وقتی شیلات طلایی درگیر شده این پرونده بهم پیچیده

میدونم حالا داریم درباره همین حرف میزنیم

حالا که حرفش شد رئیس سو ته یونگ داره آزاد میشه

چی؟

من به گزارش نگاه کردم و فهمیدم اون یه قربانیه

اون توسط جو کوانگ دو گول خورده و پولشو هدر داده

اینطور نیست که قرار باشه فرار کنه برای همین بدون بازداشت آزاد شد

یه قانون برای ثروتمندا و یکی دیگه برای فقرا

شیلات طلایی مطمئنا قدرتمنده

اینطور نیست که ماهی برای فروش آزاد گذاشته شده باشه

بعد از همه اینا اون برادرته

چیزی درباره اش نمیگم راستی,اجازه بدین پرونده خلافکارا رو من به عهده بگیرم

فکر کردن درباره ماهی حالمو بهم میزنه

مان وون همه این سالها خلافکار بوده؟

امکان نداره چطور چنین چیزی ممکنه؟

شنیدم شما میدونستین - بله -

چند روز پیش فهمیدم

میخواستم بعد از اینکه خودشو تحویل داد بهت بگم

نمیخواست تو موضوع رو اینطوری بفهمی

کی اهمیت میده من چطور بفهمم؟

اون برای ده سال مخفیانه خلاف کرده

...بک وون - وقتی ما یونگ وون رو از دست دادیم -

سعی کردم درکش کنم حتی وقتی که ازش متنفر بودم

من احساس بدی داشتم که اون بخاطر ما نمیتونه بره مدرسه

من واقعا براش متاسف بودم

اما همه اینا دروغ بود

اون با پولی که از کتک زدن مردم بدست اُورده از ما مراقبت کرده

هی,اون هیچ انتخابی نداشته

تو گفتی که از مدرسه اومده بودی بیرون و سیب وون هم التهاب روده گرفته بود

اون پیشنهاد رو قبول کرده که برای جراحی سیب وون پول تهیه کنه

آره یادمه

مدرسه راهنمایی بودم

فکر میکردم دارم میمیرم و اوپا با گریه به دکتر التماس میکرد نجاتم بده

وقتی دکتر گفت پول لازمه هیونگ به پاش افتاد و بهش التماس کرد

روز بعد اون با پول برگشت

از اون زمان اون به عنوان یه خلافکار کار کرده

بک وون,اون هیچ انتخاب دیگه ای نداشته

اما چرا باید برای ده سال یه خلافکار باشه؟

مهم نیست چکار کرده,باید بعد از بهتر شدن سیب وون اونکارو ول میکرد

فکر میکنی مان وون بهش فکر نکرده بوده؟

شما بچه ها هنوز کوچیک بودین.منم که اینجا نبودم.فکر کن راحت بوده براش که چنین انتخابی داشته باشه؟

نمیتونی سعی کنی درکش کنی؟

نه,نمیتونم

چرا چیزی به من نگفته؟ چرا اونهمه کارای احمقانه انجام داده؟

خیلی بدجنسی

داری میگی اگه اونموقع من میمردم بهتر بود؟

اوپا هیچ انتخابی نداشته

چرا داری سرزنشش میکنی؟

بک وون,سیب وون راست میگه

واقعا یادت نمیاد؟ به سختی تونستیم خودمونو زنده نگه داریم

یه دونه اتاق که آب از سقفش چکه میکرد

اون میتونست با پولی که درمیاره یه ذره برنج بخره و حتی خودشم نمیخورد

من هنوز صورت لاغرش یادمه

و اون مریض شد.خلافکار بودن؟ منم بودم همون کارو میکردم

اگه مجبور باشم به کسی چاقو بزنم اینکارو میکنم

!ساکت شو - !نمیتونم -

هیونگ ممکنه بیفته زندان!چرا داری سرزنشش میکنی؟این قلب آدمو میشکنه

!به همین دلیله که نباید اینکارو میکرد

More Farsi Persian subtitles for Golden Rainbow

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left