The first 200 lines.
اين عشق بود؟
قسمت شانزدهم
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
میگم ده او
چیه؟
..میگم تو- نه نمیخواد -
نمیخواد همین الان جوابمو بدی
آروم آروم فکر کن بهش
خب حداقل باید یه جوابی بهت بدم
..من- نه نه واقعا نمیخواد -
قبلا گفتم بهت که
دیگه مثل قبل خودخواه نیستم
با صبر و حوصله منتظر میشم
تا هانی هم بتونه باهاش کنار بیاد
گفته بودم اینارو قبلا
فقط آروم باش و بهم گوش کن
جواب من اینه
میخوام ازت تشکر کنم که بهم گفتی
منتظر میشی
امروز واقعا به لطفت بهم خوش گذشت
دقیقا همونجوری که میخواستم رفتم تو دوران دانشگاه
فارغ التحصیل شدم
وحتی تو ازم خواستگاری کردی
همه ی آرزو هام واقعی شدن
واقعا آرزوی دیگه ای ندارم
فقط یکم دیگه منتظر بمون
منم تمام تلاشمو میکنم تا هانی باهاش کنار بیاد
قول میدم
ایش
واقعا لازمه انقد تو دل برو باشی؟
دیگه نمیتونم
..ایش- وایسا ببینم -
چیکار میکنی ؟
وای خدا- وایسا ببینم -
ده او مردم می بیننمون
فقط یه بوس میخوام - بوس ِچی؟-
یه دونه - نیای جلوتر ها-
تنگه اینجا - هوی-
میزنی لت و پار میکنی خودتو که- یه لحظه وایسا -
معلوم هس چیکار میکنی ؟
نیای جلوتر ها؟- بشین سرجات-
چیزی نمیشه بابا- نکن خب عه-
هیچکی اینجا نیست- هوی-
عشق وجود نداره،نویسنده چون اوک من
پیشگفتار
من چون اوکمن رو افشا خواهم کرد
کتاب این نویسنده ، عشق وجود ندارد کاملا فِیک است
اون زن ناپدید شد
حقیقت اینه که چون اوک من اول اون رو رها کرد
اون اول دوست دختر و بچه اش رو رها کرد
اون زن منو ترک کرد
بخاطر همینم مجبور شد از رویاهاش دست بکشه
به خاطر اون زنی که همه چیز رو از من گرفت
من سخت مریض شدم
با این حال چون اوک من این حقیقت رو پنهان کرد
و رمانش رو برپایه ی دروغ نوشت
امکان نداره
عمرا همچین چیزی باشه
هانی، چرا هنوز نخوابیدی ؟
خوشگل شدی
امروز با اون اجوشی بودی؟
اره
انگار هنوز نمیدونی
که چیشده
چی؟ چیزی شده؟
اونا میگن رمانش کلا دروغه
جزو داستان های برنده جایزه مسابقه سالانه ادبی بهار
تو اینو از کجا آوردی ؟
میدونستی که
شخصیت زن این رمان خودتی؟
چی؟
اینا میگن آقای اوه
از قصد درموردت بد نوشته
حقیقت نداره ،نه؟
همچین چیزی نیست
آقای هونگ
بله آقای هونگ
اوکمن بدبخت شدی رفت
بحث داغ همه جا شدی
چی میگین ؟
یکی از قصد اومده یه چرندیاتی در باره ت تو سایت ما نوشته
چند دقیقه بعدش پاک شد ها
ولی همینجوری مثل آتیش داره پخش میشه همه جا
یه لحظه یه لحظه
ببینم چخبره ؟
افشاگری در مورد نویسنده چون اوک من
این چیه دیگه ؟
منم میخوام همینو بدونم دیگه
کدوم خیر ندیده ای جرئت کرده اینارو درموردت بنویسه ؟
اینجا میگه رمانت کلا دروغه
و اینکه یه آدم به درد نخوری هستی که دوست دختر حامله شو ول کرده رفته
واقعیت نداره، نه؟
آقای چون همچین کاری نمیکنه
آقای چون باید بیانیه ای چیزی منتشر کنین
اون زن رو اعصاب توی میتینگ کتاب همون دوست دختر قبلیتونه؟
ما در این باره توضیح میخوایم
شاید خودتون بودین
که همه چیو از اون زن گرفتین
چطوری میشه هیچ پولی تو حسابمون نداشته باشیم ؟
میدونم عجیبه ها ولی اومدم چک کنم به کارمندا پول بدم
دیدم خالی بود
وا؟ این چرا بازه؟
چی؟
!دفترچه بانکی
هه جین،دفترچه بانکی کجا رفت ؟
ممکنه ازمون دزدی کرده باشن؟
یه لحظه دوربین مدار بسته
وای نداریم
آقای وانگ
آقای وانگ کو؟
افشاگری درمورد نویسنده چون اوک من
نویسنده ی مشهورِ جهانی چون اوک من در مواجهه با رسوایی دروغ های خودش
رضایت بخشه ،نه؟
به نظر نمیاد اونقدرام خوشحال شده باشین
چطوری بگم
دلم میخواست فقط تقاص کاری که باهام کردن رو پس بدن
ولی حس میکنم حتی بیشتر از قبل خرد شدم
تمام چیزی که میخواستم محافظت از داشته هام بود
بیا دیگه همو نبینیم
معامله مون هم فسخه
فقط من نیستم که انقد عوضی ام
تو هم هیچ فرقی نداری خانم سونگ
به سلامت
اوک من
چرا جواب نمیدادی تو ؟
مُردم از بی خبری
اینا دیگه چی ان؟
دوست دختر
اینا چرا
فرستاده شدن خونه تو؟
پیدا کردن آدرسم همچین کار سختی هم واسه کاربرا نیست
نمیخواستم بگما
ولی امروز صبح23 تا جعبه همینجوری اومد اداره
بعضی کتابا رو هم با خودکار قرمز خراشیده بودن
بعضیاشونم انگار کرده بودنش تو لجن
..اوکمن
تومیدونی ما واسه این کتابا چقدر زحمت کشیدیم
ولی ببین تو چه مخمصه ای افتادیم
اول از همه میتونین با همه ی سایت های آنلاین تماس بگیرین
و ازشون بخواین فیلم خانوم نو رو از میتینگم حذف کنن؟
همچین درخواستی هم واسه برداشتن عکس ها و مقاله ها بدین
و کلا هرچیزی که به اِ جونگ مربوط باشه
اوک من، خدایی داری میگی؟
الان وقتش نیست نگران یکی دیگه باشیا
اگه این قضیه به دخترشم آسیب بزنه
رسما میشم سوهان روحشون
تو که الان بیشتر سوهان روح منی تا اونا
لطف کن همه چی رو فراموش کن فقط راستشو بهش بگو خب
یا اینکه شغلتو ببوس بذار کنار
اونا دارن راستشو میگن اخه
من اون رمان نوشتم بدون اینکه به احساسات اِ جونگ توجهی کنم
زندگی اونم به گند کشیده شد بخاطر کار من
پس درسته که من
لیاقت نویسندگی ندارم
وای اوک من به خودت بیا
این فیلم نیستا
دقیقا خودِ زندگی وکارت به عنوان یه نویسنده ست
چاره ای نیست
من باید تقاص کارمو پس بدم
ها؟
اومدین آقای چون
چیکار میکنی اینجا ؟
...چیزه
چیزی شده؟
خانوم نو بهم گفتن که هیچ جوره نذارم بیاین تو
اصلا این فیلم قرار هست فیلم برداری شه؟
شوخیتون گرفته ؟
من همه ی پیشنهادای دیگه رو رد کردم تا بتونم
کل تمرکزمو بذارم رو این کار
لطفا
ازتون خواهش میکنم
اون چیزی که نگرانش هستین پیش نمیاد
فیلمما طبق برنامه فیلمبرداری میشه
جای نگرانی نیست
شنیدم شما قربانی شدین
میدونم که شما خیلی میخواین این فیلم رو بسازین ولی این راهش نیست
احیاناً شما نباید اولین کسی باشین که ساخت این فیلمو رد کنه؟
چطوری میتونم بهتون اعتماد کنم وقتی حتی حقوقی نگرفتم ؟
من از تیم میام بیرون پس خسارت هامو
تا الان بهم بدین
منم همینطور به منم غرامت بدین
..یه لحظه - من میدم پولشو -
نویسنده وکارگردان رمانِ اصلی منم
پس مسئولیت کاملشمبا خودم
پس چطوره از الان درباره این موضوع با من حرف بزنین ؟
آقای چون
لطفا بیاین تو دفتر من
خانوم نو خوبین؟
ها
همه کارکنا رفتن؟
اره رفتن
ولی آقای چون هنوز نرفته
ازشون پرسیدم کیمباپی چیزی میخورن
ولی حتی جوابمم ندادن
انگار پای تلفن بود
فکر نمیکنین خودشو مقصر این اتفاقا میدونه؟
فکر میکنه تقصیر خودشه که فیلمبرداری متوقف شده
اوکمن به خودت بیا
این یه فیلم نیستا
دقیقا خودِ زندگی وکارت به عنوان یه نویسنده ست
No comments yet. Be the first to leave one.