The first 200 lines.
.برافراشته شد
خدای من، این وزن ـش چقدره!؟
بیست پوند
خیلی بزرگه- ممنون-
.مزه کنید
!نه، نه اینکارو نکن
امیلی، داورا از امتیاز کم میکنن اگه دست خورده باشه
واسه همینه که دو تا درست کردم اون یکی رو مگی گذاشته تو آشپزخونه
.وقتی داشتم میزاشتم ـش رو میز نزدیک شد بخورم زمین
من نمیخوام تو این مسابقه ی آشپزی خطر کنم
.پارسال فاجعه بود
.دوم شدی که
.آره، دقیقاً
دیگه نباید همچین اتفاقی بی افته، شیرفهم شد؟
.اینبار دیگه اول میشم
.حالا ازتون میخوام مزه کنید و نظرتون رو بگید
.مزه ی مشروب میده
.آره، گذاشتم یه ماه تو مشروب خیس بخوره
مزه ی میوه های خشک شده هم داره
.پنج پوند کشمش زدم
یه خورده تخم مرغی ـه
منظورت چیه؟
.منظورم اینه که مزه ی تخم مرغ هم میده
این بَده یعنی؟
نه، نه- نه-
نه عزیزم، این کیک بی نقصه- فوق العاده ـست-
.حرف نداره
!وای، پسر
.قراره یه کیک خفن به خورد مردم بدم که حال کنن
ترجمه از Soheil_HAIZ
::..کانال تلگرام هوادارن هیلی استاینفلد..:: @HaileeSt_Team
!اینقدر ملچ ملوچ نکن
.بیسکویت های مادرت عشقه
.ممنونم، آقای شیپلی
.مادرت مثل الگو می مونه
باید بگم، همخونه ـگی شما از چیزی که فکر میکردم دلپذیر تره
.خوب با خانواده ـمون جور شدی
.منم همین حس رو دارم
!بالاخره، روز بزرگ رسید
!وقت نمایش گاوبازی آمهرست
هنوز دارین صبحانه میخورین؟
.جمع کنین بریم همه رفتن مراسم
.بریم گاوا منتظرن
.شوخی گاوی
آستن، بیا دفترم با هم حرف بزنیم- !بابا، شنبه ـست-
.باید به یه سری کار برسیم
.مگی
.میخواستم بدونی، میتونی شب رو استراحت کنی
.ممنونم، مادام
خیلی مهربونین که متوجه شدین کمرم درد میکنه
.متوجه نشدم
امروز نمایش گاوبازی آمهرسته
.که یعنی برای من و ادوارد روز خاصیه
عذرمیخوام؟
...میدونی، هر سال موقع نمایش من و ادوارد
.قرار عاشقانه میزاریم
.خیلی هم خوب
.موقع نمایش گاوبازی خیلی هیجان زده میشه
!به اندازه ی کافی شنیدم، خانم
.سالی یک بار
.درست مثل ساعت
!جون من نمیخواد وارد جزئیات بشین
...به عنوان شریک در این شرکت حقوقی
و به عنوان یه مرد بالغ که باید به خانه ـش برسه
فرض میکنم در تلاش برای حفظ کسب و کار خانوادگی باشی
البته- پس باید آگاه باشی که-
مقدار قابل توجهی بدهی داریم
جدی؟
داریم
بله، با مشکل سرمایه گذاری های راه آهن و مشکلات بازار سهام
.تازه جدا از اون خرج بزرگی که برای خانه ی تو کردیم
.که بهتون پس میدم
البته میدونم همچین قصدی داری پسر عزیزم اما به نظر می رسه چنین روزی دور و دور تر میشه
...و با سلیقه های مجلل همسرت
.سو دوست داره پول خرج کنه
.البته که داره
.قبلاً هیچوقت چنین فرصتی نداشته
.و معلوم شد تو پولدار بودن خوبه
.آره، خب ما به اون پولداری که سو فکر میکنه نیستیم
جدی؟ منظورم اینه که نیستیم؟
نه
.اما خبری به دستم رسیده
خب
عموت مارک نیومن، مُرده
عه، چه بد
نه، برای ما خوبه- عه، باشه خوبه-
آره، من رو وصی خودش کرده
بله، به این معنیه که از طریق روزنه های مختلف
که البته همه ـش فرا تر از اونه- که اینطور؟-
بله، ممکنه الان یک جریان نقدی جدید داشته باشیم برای کمک به پرداخت بدهی ها
البته با یک هشدار جزئی
که به این معنیه که یکم بیشتر باید کار کنیم
فرزندخواندگیه، یک یا دو دارایی از متوفی
باشه، عالیه انگار خودت فکر همه جاشو کردی
پس من به خرجم تو جشن افسار نمیزنم، ها؟
افسار؟
جوک اسبی بود، نگرفتی؟- نه-
.راستی بابا، افتخاریه که همکار شما در شرکت هستم
...آره
!این چنگال رو بگیر اونور
آستن کجا بودی، بیا اینو بخور
.بهش بگو خوبه
مکالمه با پدر حساس بود
همه چی رو به راهه؟
.نمیدونم، زیاد دقت نکردم
بچه ها؟- چیه؟-
!بزن بریم گاو بازی
!آره
!چه خوب کار کرد
.ببین ادوارد، صدف هم هست
میرم کمی برای امشب بردارم- درسته-
پس تو یه دریانورد واقعی هستی؟- آره-
یه بومی آمریکایی دریانورد خیلی جالبه
.راستش تو این دوره بومی های آمریکایی زیادی دریانورد هستن
.جالبه
هی، مرد
.دوست دختر منو ندزد
شما سرزمین ما رو دزدیدید- !شیپ-
.متاسفم
.قدیمی فکر نکن
من مثل یه خوک تو قفس نیستم
بهت بر نخوره
مگه قدیمی فکر کردن چه مشکلی داره؟
چرا ارزش های گذشته رو فراموش کنیم؟
تفاوت هایی بین زن و مرد هست
.میدونی از نظر بیولوژیکی
.ما توانایی های متفاوتی داریم
.و زیباست
این اصلاً چه ربطی داشت؟
.میبخشید
.مراقب کیک باشید
!خدای من، وقت مسابقه ی آشپزیه
گفته بودم یه ماه تو مشروب خوابوندمش؟
.همیشه زیادیه
جین تو امسال شرکت نکردی؟
.نه سرم گرم بیوه بودنمه
.لیوینیا، خوب به نظر میرسید
.خدای من داورا اومدن
از آخرین باری که تو باغ عشق قدم زدیم ندیدم ـت
!و تو بهم سیفیلیس دادی
.درباره ی کیک ـت بهمون بگو
صبر کن پس کشمش ها کجاست؟
تا حالا بدونه کشمش ندیده بودم
.نتونستم کشمش بگیرم، همه جا فروش رفته بود
.چه غافلگیری شد
.کیک من با شش نوع آرد درست شده
شکل بیسکویته- !خودت شکل بیسکویتی-
.اولینا دیکنسون
امیلی هستم- البته-
امروز چه کیکی برامون پختی؟
برداشت خودم از کیک سیاه سنتی کاراییب
دو پوند شکر و دو کره
اما توش گوشت گاو به کار بردم که طعم قوی تری داشته باشه
دو جوز هندی کامل، نوزده عدد تخم مرغ و پنج پوند کشمش
یک پوند و نیم مویز ...مرکبات برای عطر و طعم
.یک ماه خیس خورده
.دستورش دو هفته بود ولی دو برابرش کردم
.مغزش تعطیله
سوالی ندارین؟
.سوالی نیست
.بیا مزه ـش کنیم
تو هم مانند من هیچکسی؟
من کی هستم؟
.تا حالا همچین چیزی نچشیده بودم
این یکی خیلی زیباست
برای اصطبل ـمون عالی نیست؟
ببین، بچه کوچولو داره تو هم زیبایی
.خیلی قشنگه
.بخریم ـشون
هی، سو
یه سوال بپرسم؟
اینه که این اسب رو میخوام یا نه؟ جواب مثبته
نه، یه موضوعی که مدتی میشه .میخوام باهات در میون بزارم
من بهت قول دادم و پای شرافتم هستم
.ولی هر روز که میگذره سخت تر میشه
آستن، منظورت چیه؟
...واسم سوال بود
...هرگز روزی میاد که بخوای تلاش کنی
بچه دار بشیم؟
.قول دادی به خاطر این موضوع با من ازدواج نکنی
...همینطوره
ولی سو، حس میکنم زندگیم یه چیزی کم داره
بهتر نبود که چیزی داشتیم تا ازش مراقبت کنیم و بهش برسیم؟
چرا به من نمیرسی؟
.واسم یه اسب جدید بخر
و برنده ی مسابقه ی آشپزی امسال ...آمهرست کسی نیست جز
!دوشیزه امیلی دیکنسون
.این مسابقه ها همه ـش نژادپرستیه
!آره، عوضی
وقتی بزاری یه ماه تو مشروب بخوابه همین میشه
!داور خاله ـشه- همه ـش از قبل معلوم بود-
!ایول، امیلی
چرا تو شرکت نکردی؟
دوست دارم از خدمتکارمون مگی تشکر کنم که تو آشپزخانه ازم حمایت کرد
...بدون تو نمیتونستم- سخنرانی نباشه، لطفاً-
ولی یه چیزی نوشتم
...و لیوینیا- و برنده ی امسال-
دستور پخت ـش رو در روزنامه ی اسپرینگ فیلد فردا چاپ خواهد کرد
و حرف از اون روزنامه شد
فکر میکنم که ویراستار روزنامه بهمون ملحق شدن
No comments yet. Be the first to leave one.