The first 200 lines.
!هی تو، همونجا بمون- کاری سوریونن"، پلیس"-
حکومت نظامیه- من از "واحد جنایات خطیر" اومدم-
اسلحه ی سبک و ماشه ی حساس
از کجا مطمئنی از اینا استفاده می کرده؟
کاملا مطمئنم، یه سلاح ارتشی فنلاندی Sako TRG
کسی رو گذاشتی رد اسلحه رو بگیره ؟- "سوسی"-
سه نفر رو کشته
یانینا" چطور داره با موضوع کنار میاد؟"
تمام آخر هفته رو تو اتاقش مونده
احتمالا باید بری خونه
این بالا می تونسته روی همه مسلط باشه
و با خیال راحت دنبال قربانی بگرده
یه نفر رو انتخاب کنه
شهر مرزی
بازیِ سرِکاری قسمت دوم
...مسدود کردنِ مرکزشهر،خلیج و میدان اداری
لاپنرانتا" را به شهر ارواح تبدیل کرده"
شهر ارواحی که محصول فعالیتهای پلیس ـه
این تصویر داره توی همه ی دنیا منعکس میشه- ما به نجات جون مردم فکر می کنیم نه توریسم-
نظرت در مورد گرفتنِ یارو چیه؟
همه ی نیروی پلیس رو گذاشتید دنبال این دیوونه
! ولش کن بی فایده ست
مسئول این اتفاقات تیراندازـه نه پلیس
خانواده ام داره به سرعت کوچیک میشه
الیاس" هم که سنی نداشت"
همه ی حرفهای پیش پاافتاده یهو به نظرم معنی دار میان
...زندگی ادامه داره، تو لحظه زندگی کن
تا وقتی یکی هست به کارها رسیدگی کن و از این چیزا
"شب به خیر "رابرت
دارم میرم سراغ مامانت
امروز مرخصش می کنن؟
سه روزه از اون تو نیومدی بیرون
اتاق داره بو می گیره
بیای بیمارستان حالت بهتر میشه
یعنی با این حرف می خواستم بهت طعنه بزنم
"یانینا"
این کارهات یه کم ترسناکه
می خوای نگرانت بشم ؟
...فکر می کنم
حتا بهش یه ذره هم اهمیت نمی دادم
یا اینکه ازش خوشم میومد ولی هیچ وقت بیشتر از این نشد
بلاخره یه موقعی باید باهاش بهم می زدم
حالا اینا هیچ ربطی به اتفاقی که افتاده، نداره
اکثر آدمها اینجوری با مرگ مواجه نمیشن
مرگ چیزیه که آدم می خواد هرچی سریعتر از شرش خلاص بشه
ولی مواجهه باهاش می تونه چیز خوبی باشه
...به نظر من خوبه که بذاریم
همه چیز برای یه مدتی متوقف بشه
هروقت آماده بودی، بیا بیرون
ولی قبلش نه
پلیس"لاپنرانتا" مردم را به ماندن در خانه وادار می کند
و از تجمع در مکانهای عمومی و گردهمایی ها جلوگیری می کند
تیراندازی که مردم را به وحشت انداخته موفق شده عصر روز جمعه از دست پلیس فرار کند
قربانیان حادثه مرده اند و مجرم همچنان آزاد است
آخرین قربانی عصر روز جمعه در مراسم یادبود، کشته شد
آخرش هم نرفتی پیش روانشناس، نه ؟
سرم یه کم شلوغ بود
دارم تمام نیروم رو جمع می کنم که به زنم کمک کنم پیش بره
اینم یه دلیل بهتر برای اینکه بری
خسته میشم از اینکه نمی تونن افکار منو دنبال کنن
توضیح دادن برای کسایی که درک نمی کنن خیلی کار خسته کننده ایه
مسابقه ی هوش نیست که کارشون اینه که به تو کمک کنن
کارولینا لاهتی" ، کارش خوبه"
بهش سلام منو برسون و سریع بهت وقت میده
من خوبم
البته ولی داری یه چیزایی می بینی که خیالی اند
از کارنیافتادم که
چی؟
این حرفت خیلی چیزا رو توضیح میده- چی رو مثلا؟-
پائولینا" بهم گفت کل آخر هفته بهش سر نزدی"
داری بهش خیانت می کنی؟
"تو که منو می شناسی "هانو پکا
آره می شناسم ، پس داری با کارِت بهش خیانت می کنی
دکتر گفت بهتره یه کم دور و برش نباشم
این جسدها رو ول کن و برو سراغ زنت، اینجا چیزی برای تو نیست
تو و "کلائوس لاسیلا" چیکار کرده بودین؟ ...تو، "کلائوس"، "کاتارینا" و
!"کاری"
!بزن به چاک
پلیس مردم را به ماندن در خانه مجبور می کند
حالش چطوره؟- خوب نیست-
باید کمکش کنی
الان مسئولیتش با توئه
من نمی تونم با شما دوتا حرف بزنم
یه جوری نگام می کنین انگار دارم حرفهای قلمبه سلمبه می زنم
و قلمبه سلمبه حرف زدن، کار جالبی نیست
باید خودت رو جمع و جور کنی- این کار تمام انرژیم رو می گیره-
باید مراقب "یانینا" باشی- اون باهوشه ، خودش از پس خودش برمیاد-
...نمی تونم
مسئولیتش با توئه
یه نگاهی هم به اینا بنداز
تعجب کردم دارین اینقدر زود مرخصش می کنین
هفته ی پیش یه علائمی داشت- خب ممکنه برگردن-
الان همه چیز خوبه ولی کسی از آینده خبر نداره
فردا، هفته ی دیگه ، ماه دیگه ...یه سال بعد
ولی برگشتن به روال عادی بهش کمک میکنه
میشه دقیقتر بگید؟- چی رو؟-
هنوز دارم سعی می کنم بفهمم نرمال به چی میگید
بعدا بازم بهتون مشاوره می دیم
ولی از اونجایی که سیستم ایمنیش ضعیف شده
پیشنهاد می کنم بیشتر مراقبش باشین
"کاری"
ببخشید ولی باید چندکلمه با "یانینا" حرف بزنیم
بهشون بگو برن پِیِ کارشون
ما همین الان از بیمارستان اومدیم
خب، هرکسی به روش خودش کار می کنه
...ولی تو این شرایط بعضی ها ممکنه
به پلیس بگن بره گم شه تا از دخترشون مراقبت کرده باشن
نمی خوایم بیش از این خانواده شون رو اذیت کنیم
"یانینا"
بذارین پاهاتون استراحت کنه
وقتی کارتون تموم شد می تونین از آب برین بیرون
شیفت من تموم شده عصر و شبتون به خیر
ممنون- ممنون-
شیفت عصر تمام شده است همه از قبل از ساعت حکومت نظامی به خانه بروند
خیلی دلم می خواست "پکا" جلسات فیزیوتراپی صبحهاش رو بیشتر کنه
"سلام "ورا پول اضافه ای نداری که بذاری تو یه کار خیر؟
داریم پول جمع می کنیم که برای قربانی ها تاج گل بخریم
می دونیم
این قضیه برای همه مون وحشتناکه
ممنون
نگران نباش، ما اینجاییم که از مردم مراقبت کنیم
درمورد چی داری فکر می کنی؟
به نظرم تیراندازه یه الگویی داره
بلاخره معلوم میشه
قربانی ها تصادفی انتخاب نشدن بهم ربط دارن
دچار اضطراب کارآگاهها شدی؟
نه کارآگاه بازی درنمیارم دارم فقط باهات حرف می زنم
دارم موضوع رو با زنم درمیون میذارم
مثل هرکس دیگه ای که این کارو می کنه دارم مثل حالت عادی رفتار می کنم
اینکه از اون اتاق داد بزنی به نظرت خیلی عادیه ؟
می خوام بخوابم، موضوع رو با خودت درمیون بذار
"الیاس اشتروم " صفحه ی اصلی
چرا دخترم بهت اعتماد نداشت؟ این دیگه چه جور رابطه ایه ؟
پسره ی عکاس
این دخترها یادگاریهای صحنه ی جرمت بودند؟
یادم میاد بیش از یه بار به دخترم صدمه زدی
به بقیه هم صدمه زدی؟
"سوریونن"- عصر به خیر-
ساعت 3:30 صبحه- جدا ؟-
داری می ری خونه ؟- دارم ازش در میرم-
باید یه کم هوا به کله ام بخوره
باید بری خونه
به صلاح خودته
می خوای برسونمت؟
نه، ممنون
پلیس همین الان بهم گفت بیرون امن نیست
راهم خیلی طولانی نیست
تو "امیلیا" هستی، آره ؟
فکر می کردم یادت نباشه- خیلی قیافه ات تغییر نکرده-
ممنون
از اون موقع تا حالا اصلا بهم فکر کردی؟
سوال سرراستی بود
ببخشید
...می خواستم بگم خیلی متاسفم به خاطر اتفاقهایی که افتاد
نباش چون چیزی رو تغییر نمیده
اسمش چی بود؟- "هلاندر"-
اش رو پیدا کنیم DNAنتونستیم نه هیچ چیز دیگه ای که محکومش کنه
عدالتی هم درکار نبود
...بعدش "پتری" رو دستگیر کردیم
برای یه اتهام مشابه ، 28 ماه زندان بهش خورد
نمی دونستم، چقدر بعدش؟- سه سال-
تو می دونستی اون چیکاره ست
ولی گذاشتی سه سال واسه خودش آزاد بچرخه
ولی راه حل تو خیلی افراطی بود- راه حل من ؟-
مگه من اون کارو کردم؟
همیشه فکر می کردم به اون جهت هدایت شدم
...اگه یه کم صبر می کردی
"منو سرزنش نکن "کاری
من قربانی بودم، واقعا فکر می کنی مسئول چیزایی که سرم اومد، خودم بودم؟
نه
هیچ کدومش تقصیر تو نبود
من فقط باید قسر در می رفتم
باید تمومش می کردی
"ورا"
چیکار داری می کنی "ورا " ؟
من بچه دارم
نباید این کارو با من بکنی
"یانا"
"یانا"
"یانا"
"یانا"
خیلی عجیب راه می ره
به دستهاش نگاه کن
اگه راه بیفته بره تو خونه مردم حکومت نظامی به چه درد می خوره؟
کار رو براش راحت تر کرده هیچ شاهدی نیست
احتمالا توی مراسم یادبود دیدنش
بهم ایمیل زدن گفتن ظاهرا یه مرد آسیایی بوده
یا یه پسری که روسی حرف می زده
زنی زیرقطار رفت و کشته شد
"من فقط باید قسر در می رفتم"
کاری"؟"
اوضاع چطوره؟
قربانی چهارم
مادری که توی آشپزخونه ی خودش بهش شلیک کرده
تیرانداز به زور رفته تو و از تپانچه استفاده کرده کلا روشِ کارش رو تغییر داده
درواقع روشش به طرز ثابتی در حال تغییره
یه شلیک از رو پشت بوم، یکی از توی ماشین یکی از توی جمعیت
حالا هم که به زور وارد شده
متغییرهای زیادی وجود داره
خودِ همین ثابت می کنه که تصادفی نبودند
No comments yet. Be the first to leave one.