The first 101 lines.
SANDS Movie
ها؟
اوه، آلن، دیشب فوق العاده بود!
باشه.
اوه، آلن! سلام.
چه جالب که اینجا اتفاقی دیدمت.
اوه. سلام، آقای صاحب خونه.
فقط میخواستم بدونم میخوای باهام وقت بگذرونی،
و علف بکشیم، و شکم هامون رو با نوشابه رژیمی پر کنیم، و برن اوت انتقام رو برای PS2 بازی کنیم.
نه، ممنون. باید برم سر کار.
هر طور راحتی!
خب، آره، تقریباً همینه دیگه.
این همون کاره.
همه چیزهایی که الان گفتم.
یا خدا، این قراره باحال ترین کار دنیا باشه!
ها. آره، میدونی چیه، پیم؟
معمولاً من و تو دیدگاه های مخالفی در مورد چیزها داریم.
ولی فکر میکنم توی این یکی با هم هم نظریم، رفیق.
من... من واقعاً هیجان زدهم.
سلام، آلن. خداحافظ، آلن.
اوه، آلن!
راستش رو بخوای، یه کار خیلی هیجان انگیزی هم برای تو دارم!
فقط اون چیزهای فلزی کوچولو تموم شدن که...
کاغذها رو باهاش به هم وصل میکنن.
اسمشون چی بود؟
میدونی، همون چیزی که اینجوریه...
گیره کاغذ؟
آره، همونه!
اگه میتونی چند تا از اونا رو برام بیار.
شاید یه جایزه ویژه برات داشته باشم.
هوم. اون جایزه چیه؟
خب، اگه بهت بگم که دیگه سورپرایز نمیشه، آلن.
میشه؟
نه، فکر نکنم.
باشه، پس میرم اون گیره های کاغذ رو بیارم.
خوبه. خوبه.
واقعاً انگشتم رو موقع اون حرکت گیره کاغذی آسیب زدم.
آره، نه، من... من دیدم.
ببخشید؟
وایسا، وایسا، وایسا. یه لحظه وایسا.
من... من اینجا وسط یه کاری ام.
فقط به یکم کمک نیاز دارم.
همین الان دارم بهت هشدار میدم، رفیق.
اگه همینطور به مسخره بازی ادامه بدی، اتفاق های بدی قراره بیفته، مرد.
لازم نیست بی ادب باشی.
خب، چیه، مرد؟ چی میخوای، ها؟
چه خبره؟ چی لازم داری، مرد؟
حالا دستپاچه نشو، مرد. چیه؟
سؤالت رو... سؤالت رو بپرس.
بفرما. چیه؟ چیه؟ چی میخوای؟
ببین، عوضی، فقط میخواستم بدونم چیزی داری یا نه...
- عوضی؟ - آره، عوضی.
عوضی؟ به من گفتی عوضی؟
آره، گفتم، چون خودت داری عوضی بازی در میاری.
- داداش، منظورت از عوضی چیه؟ - چرا کمکم نکردی؟
من الان وسط یه کاری ام.
مگه تو اینجا کار نمیکنی؟ من فقط یه مشتری ام
تو... تو میای پیش من و میخوای همینطوری با سوال های احمقانه شروع به اذیت کردن من کنی.
من... من اذیتت نمیکنم.
- فقط میپرسم که تو فقط... - منظورت چیه؟ چی؟
آرمزو، کی بهت گفت با اون شیش تا دستت، دست از چیدن برداری؟
آقا، میدونی کجا میتونم گیره کاغذ پیدا کنم؟
گیره کاغذ؟
نه، متاسفم. متاسفانه، تموم کردیم.
تموم کردید؟
هوم، جای دیگه ای هست که بتونم گیره کاغذ پیدا کنم؟
هوم، تنها جایی که ممکنه داشته باشه، اون تعمیرگاه کامپیوتر اون طرف توی شهر جرمه.
- اوه، ممنون. - خواهش میکنم.
و آرمزو، اگه دوباره خرابکاری کنی، برمیگردی به تیمارستان!
ممنون، مرد.
ممنون که من رو به دردسر انداختی، تیکه آشغال دو بازویی.
خواهش میکنم! هی، خداحافظ، عنکبوت.
- خداحافظ! - خداحافظ!
- خداحافظ. - به انباشتن ادامه بده!
- خداحافظ. - به انباشتن ادامه بده!
- خداحافظ. - خداحافظ.
- حتماً، حتماً. خداحافظ. - خداحافظ.
.از اینجا گمشو، مرد
وای!
نه، خواهش میکنم من رو ندزد! خواهش میکنم!
وای، هی، من اینجا نیستم که تو رو بدزدم.
من فقط میخوام اون جعبه گیره کاغذ رو بخرم.
اوه، آره.
ها، آخرین جعبهم.
نه، متاسفانه، من نمیتونم اینا رو بهت بفروشم.
چون، میبینی، این گیره های کاغذ برای دستکاری هر ماشینی که باهاش روبرو شدم کاملاً عالی ان.
من هیچ وقت چیز دیگه ای با این شکل منحصر به فرد پیدا نکردم.
اوه، ببخشید اگه این بی ادبی باشه، ولی چرا فقط از بینی درازت استفاده نمیکنی؟
چی؟ این... این مسخرهست!
من هیچ وقت همچین چیزی نشنیده بودم.
اگرچه، فکر کنم امتحان کردنش ضرری نداره.
نه، این نمیتونه حقیقت داشته باشه. من... من... حتماً دارم خواب میبینم.
!وای، خدای من
این واقعاً کار میکنه!
این یه جوری بهتر از گیره های کاغذ کار میکنه!
کسب و کار من حالا رونق میگیره.
بیا، تو... تو میتونی گیره های کاغذ رو مجانی داشته باشی.
دیگه اصلاً بهشون احتیاج ندارم.
مال خودت.
اوه... ممنونم.
!وای، خدای من !وای، خدای من
No comments yet. Be the first to leave one.