The first 200 lines.
...چیزی که میخوام
...من
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در سايت ها فروشگاه ها و... غيرقانوني و غيراخلاقي است
چی؟جدا خوب نیست؟
!خیلی باحاله
آئویی؟
هی بچه ها،شما دیدینش؟
!جذاب به نظر نمیرسه؟
!من مطمئنم که اون معلم حضور و غیابمونه در مدارس کشور های دیگه معلمی هست که مسئولیت) ( حضور و غیاب بچه ها و هر روز چک کردنشونو داره
!چی؟ اگه هست که خیلی خفنه
!اره خیلی خفنه
اون یارو جایگزین یاماسن ئه نه؟
فکر نمیکنی که قراره به دخترام کرم بریزه؟
!یوکیو،باید اونو انجامش بدی کاری که مدیر میکنه رو
انجام بده،انجام بده
...خب پس! استاد یاماگوچی تصمیم گرفتن که"
"مدرسه رو برای دلایل شخصی ترک کنن
خب پس،دوست دارم چند کلمه صحبت کنم
تا شما رو برای شروع ترم جدید آماده کنه
حالا که همه به استقبال سال جدید میریم
مشتاقم بدونم که هدف های جدیدی دارید؟
به چه چیزی میخواید تبدیل بشید؟
آئویی،خوبی؟
آره
که اینطور
من باید به مراسم بازگشایی برم پس تو همینجا استراحت کن
ماهو؟
چیه؟
ممنون
بعدا میبینمت
خب، حرف های من تموم شد
الان یکی از معلم ها رو بهتون معرفی میکنم
کسی که امروز در مدرسه ما شروع به تدریس خواهد کرد
از آشنایی همه شما خوشبختم
من هاروتو هیگاشیاما هستم
تاریخ ژاپن رو تدریس خواهم کرد
به عنوان یک معلم، برای من افتخار بزرگیه که برای دبیرستان نیتاکا
که یکی از بهترین مدارس مقدماتی در این منطقه است انتخاب بشم
من مشتاقم که با شما درس بخونم
در ساختمان این مدرسه که پر از زیبایی های طبیعت است
همونطور که همه میدونید شهر نیتاکا منطقه بسیار جذابیه
جایی که میتونید به طبیعت احساس نزدیکی بیشتری کنید
و همینطور این شهر، سرزمینی دارای مکان های تاریخی مهمی است
از جمله ویرانه های نیتاکا
این شهر و دبیرستان نیتاکا یکی از بهترین مکان ها
در ژاپن است که میتوان موقع درس خواندن انقدر به تاریخ احساس نزدیکی کرد
به عنوان یک معلم تاریخ ژاپن،این مکان رؤیایی است !که برای من به حقیقت پیوسته
رو دارم C من از امروز مسئولیت سال دوم و کلاس
C فکر میکنم که تغییرات زیادی رو با بچه های کلاس
و البته بچه های سال دوم خواهیم داشت
از آشنایی همه شما خیلی خوشحال شدم
جدا از اون
مجوزی دریافت کردیم برای پایه گذاری فعالیت باشگاهی جدیدی به اسم باشگاه جستجوی ویرانه ها
میخوام کشته بشم
میخوام کشته بشم
میخوام کشته بشم
من به این مدرسه منتقل شدم تا کشته بشم
من
کشته شدن به دست یک دختر دبیرستانی
!صبح بخیر
!صبح بخیر،هیگاشی
!هی،هیگاشی!نگاه کن !انگشتمو بریدم
!اوه،واقعا بریدی خوب به نظر میرسه
اینطور فکر میکنی؟ اره-
تازه الان توجه کردی؟ چی؟-
!توجه نکرده بود- !بگو که خوشگلم-
خوشگلی
اون بزرگه قراره امروز بمیره
سالم به نظر میرسه که، مریضه؟
مطمئن نیستم
پس، بیا بعدا دفنش کنیم
هی! به نظر میرسه شما امروزم دوباره نسبت به هم خیلی پر مهر و محبتید
بیا، خیلی ممنون بابت این
این چیه؟
دفتری که گذاشتی ازت قرض بگیرم
میبینمت
اره یکم بیشتر؟
آئویی؟
بیا
ممنون
خیلی خب، بشینید که میخوایم کلاس رو شروع کنیم
اولین نبردی که بعد از اینکه توکیمونه از تسلیم شدن خودداری کرد رخ داد هوجو توکیمونه یکی از فرماندهان نظامی ژاپن بود که رهبری سپاه ژاپن در حمله) (مغول به ژاپن یا جنگ گنکو به عهده او بوده و از قهرمانان این جنگ بهشمار میآید
نبرد بون ای بود نبرد بون ای به اولین تهاجم امپراتوری مغول به کشور ژاپن ) ( در سال 1274 میلادی گفته میشه
خلیج هاکاتا مورد حمله قرار گرفت اما نیرو های یوآن موقتا به خاطر طوفان عقب نشینی کردن
برای آمادگی در مقابل حمله بعدی، حکومت شوگون دژی سنگی به نام دیوار سنگی ساختن
هی، درباره آئویی
اون معمولا میره به درمانگاه مدرسه اما به نظر میرسه فقط کلاسای تاریخ رو شرکت میکنه
نکنه هیگاشی رو دوست داشته باشه
!دیوونگیه
چه رقیب سختی
شماها، ساکت باشید
بله
این دو حمله در کل، تهاجم مغول ها نامیده میشن
یادتون بمونه
ماهو، کارائوکه نمیای؟
ببخشید، امروز برنامه دارم
واقعا؟ پس میبینمت
اره، ببخشید
به هیچ وجه نمیاد
آماده ای بریم خونه؟
هی،آئویی میای اینو باهم شرکت کنیم؟
استخدام اعضای جدید
این یک فعالیت باشگاه جدید برای بررسی تاریخ و مکان های باستانی و اعلام هفتگی نتایج تحقیق است با هدف ارائه آن ها در جشنواره مدرسه، اگر به جغرافیا و تاریخ علاقه دارید، یا میخواید درباره منطقه محلی و آثار باستانیش بیشتر بدونید، به ما ملحق بشید
این یک فعالیت باشگاهی جدید برای سال جدید است اگر علاقه مند هستید لطفا با هیگاشیاما ملاقات کنید راهنما- هاروتو هاگاشیاما
آئویی؟
هی، مشکل چیه؟
چرا میخوای عضو اون بشی؟
چی؟
اها، به باشگاه؟
به ویرانه های این شهر علاقه دارم
سال قبل، برای تحقیق آزاد درباره مقبره نیتاکا تحقیق کردم
دوتا نظریه درباره اینکه گورپشته نیتاکا چه طور ساخته شده وجود داره
یکی از نظریه ها اینه که ویژگی های مجسمه های سفالی حکاکی شده خاکریز
توی قرن پنجم درست شده
اون یکی اینه که سنگ بزرگ بالای تپه نشون دهنده ویژگی های
مرحله آخر دوره کوفون ئه (کوفون دورهای از تاریخ ژاپن است و کوفون به معنای گورپشته است و دلیل این نامگذاری، وجود گورپشتههای بزرگی است که از آن دوران تاریخ ژاپن بر جای ماندهاست)
ممکنه که اون سنگ سقف دهانه کناری یکی از مقبره های سنگی باشه
که قدمتش به قرن 7 برمیگرده
!فوقالعاده است آئویی
تو نوشتیش
چی؟ همشو یادته؟
منم ملحق میشم
چی؟
منم باهات به باشگاه ملحق میشم
ویژگی های سفال های پیدا شده ای از این گورپشته ها
شبیه موارد پیدا شده در شمال شرقی بود
این طرح دقیقا شبیه اونه
این احتمال رو به وجود میاره که یه نفر مسافت خیلی طولانی ای رو سفر کرده بوده
خب، این احتمال هست که مبادله و تقسیم شده بوده
اما مقدار آثار باستانی پیدا شده نشون میده که مردم به اون منطقه نقل مکان کردن
....هی، آئویی نکنه تو
ببخشید، هیچی
اشتباه میکنی
چی؟
ماهو درباره استاد هاگاشیاما
چه حسی داری؟
فکر میکنم که معلم خوب و مهربونیه
هی خیلی دارید بلند صحبت میکنید !اینجا اتاق کارمندانه
استاد این یکشنبه چکار میکنید؟
سوالت هیچ ربطی به تاریخ ژاپن نداره
دوست دختر داری؟
ندارم
به کلاساتون برگردید
باشه
برید
شرمنده ام استاد ایکوشیما
شاید معروف باشی بینشون
ولی باید یکمم مراقب باشی
مطمئنم مشتاقی بدونی معلمی که جایگزینش شدی چرا مدرسه رو ترک کرده
کارای ناجوری با یکی از دانش آموزای دختر انجام داده درسته؟
صداتو بیار پایین
خب، از اونجایی که تو یه مردی مطمئنم متوجه میشی
نمیدونم واقعا چرا باید به دانش آموزات اون جوری چشم داشته باشی
اوه، واقعا؟ پس من معذرت میخوام
جدا
به تمام خدایان آسمان و زمین قسم میخورم که من تاحالا به یه دانش آموز دختر
به عنوان وسیله ای برای سکس نگاه نکردم
پس، وقتی که اون استاد یاماگوچی رو مجبور کردن که بازنشسته بشه
نه تنها فقط برای خودش
بلکه برای کمک به برقرار کردن عدالت هم لازم بود
یکسال پیش، وقتی فهمیدم که در دبیرستان نیتاکا ثبت نام کرده
برای منتقل شدن به نیتاکا درخواست دادم اما هیچ درخواستی برای استخدام کارمند نبود
اگرچه، بعد از چک کردن پیشینه معلم مطالعات اجتماعی
فهمیدم که یاماگوچی با یکی از دانش آموزای دختر قرار میذاشته
پس به صورت ناشناس به هیئت مدیره مدرسه گزارش دادم
بعد من برای پر کردن جای خالیش تعیین شدم
من حتی اونقدر خوش شانس بودم که معلم حضور و غیابش بشم
بعضی وقتا خدا کسانی که سخت تلاش میکنن رو به عقب هل میده
بعد کاتسویه شیباتا در سال 1522 در استان اواری متولد شد
من در سال 1987 در گونما به دنیا اومدم
اولین خاطره ات چیه؟
بزار ببینم
موقع به دنیا اومدنم
بند ناف دور گردنم پیچیده بود
روی مرز مرگ و زندگی بودم
خاطره ای از اون داری؟
اوه، نه
فقط مادرم بهم گفت
اما از وقتی دربارش فهمیدم
انگار گوشه ای از مغزم خاطره ای از اون زمان دارم
یادمه که احساس عجیبی بود
میتونی خاطرات دقیق تری رو بگی؟
مادرم
یادمه که چه طور منو جلوی مغازه اسباب بازی فروشی ول کرد
بخاطر اینکه من یکم بچه لوس و ننری بودم
یکی از کارمندا که نگران شده بود منو داخل مغازه راه داد
همون موقع که رفت برام یه لیوان آبمیوه بیاره
مادرم برگشت
اون موقع چه حسی داشتی؟
واقعا فکر کردم که منو تنها گذاشته
مادرم یه جورایی میذاره چیزا خودشون پیش برن
کسی بود که همیشه برای من سرد و خشک به نظر میرسید
تنها دلیل اینکه انقدر حساس بودم این بود که میخواستم مادرم به من توجه کنه
هیچ اسباب بازی ای نمیخواستم
اون چیزی که بیشتر از همه چی الان میخوای چیه؟
یه چیز؟ مثل یه وسیله؟
لزوما نباید چیزی باشه هر آرزویی که داری
آرزو؟
اون زمان، هنوز نمیتونستم آرزوهامو با کلمات بیان کنم
نه میترسیدم که بیانشون کنم
No comments yet. Be the first to leave one.