A Touch of Cloth

A Touch of Cloth

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

A Touch of Cloth S01E01E02 1080p WEB-DL
A Touch of Cloth S01E01E02 1080p WEB-DL QQQ
A Touch of Cloth S01E01E02 1080p/720p WEB-DL 30nama
A Commentary by starn
هماهنگ با انکود سی نما / Web-DL 25fps

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
Published on: 2020-11-23
Downloads: 52
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

رو تماشا کرديد؟ QI هي، بچه ها ديشب برنامه - آره داداش، اين "استيون فراي" خيلي مجري باحاليه -

،نه من درساي هارپسيکوردم* رو تمرين مي کردم مگه نميدونستي؟

آها، آره يادم افتاد

* به دلیل قدیمی بودن ترجمه موجود برای این سریال * * قسمت کوتاهی در اواسط ترجمه نشده است *

بنده فقط با نسخه ی جدید هماهنگ کردم امیدوارم لذت ببرید

!برو گمشو

!گفتم گم شو

!کسي خونه نيست

!خيلي خب بابا اومدم

.ميشنويد "fm صداي ما رو از "رواني ...بهترين ايستگاه راديويي براي رواني هايي که در سراسر دنيا

دارن با ظرافت خاصي آلت قتاله ي احتمالي رو در نور کمِ مخفي گاهشون تميز مي کنن

،براي اينکه سرِ حال بيايد

براتون پخش مي کنيم JLS يه ترانه از گروه

خوبي بابابزرگ؟ چي تو کيسه داري؟

هي، تو کيسه ـت چيه، بابابزرگ؟

!يالا اُبنه اي !از جنگ جهاني دوم برامون بگو

آخه شما از جنگ جهاني دوم !چي مي دونيد؟

!فيلمشو که ديدم دادا

تام هنکس" بيشتر از تو براي جنگ زحمت کشده، دادا" تازه خيلي راحت هم ميتونه دخلت رو بياره

تازه توي فيلم "فورست گامپ" هم بازي کرده تو در مقابل "هنکس" فقط يه ترسو بيشتر نيستي

!يه پيرمردِ ترسو! خيلي ترسو

نه، نه بذارين خودم بگم !يه پيرِ خرفت

يه پيرِ خرفت که يه کيسه ي خريد دستش گرفته

!ترسو - وقتي رفتم داخل به پليس زنگ ميزنم-

!اين کارو بکني که مرگت تضمينيه !دخلت اومده پيرِ خرفت

...مثل اين... جنازه ميشي

!بابابزرگ

هه هه

!دخلت اومده، بابابزرگ

!پيرِ خرفت گربه هم داره

...آره "کينگ"... برات شام آوردم

نه، جاي نگراني نيست

.بيا اينجا، بيا پسر خوب

کي اونجاست؟

!اوه، خداي من! خدايا نه

!نه

ترجمه و زيرنويس از امير و پارسا PSYCHO & Joey Tribbiani

هماهنگی زیرنویس از: آرن زو Aren.zo

بازرس "جک دستمالي"؟

و شما کي باشيد؟ - پيري -

من که پيري نمي بينم

اسمم "ان پيري" هست دستيار جديد شما

ولي دستيار جديد من که پير نيست

يکي از اون فارغ التحصيلاي ممتازِ دانشگاه "هندُن" ـه

...از اون آدماي مغرور و جاه طلبه

،تا جايي که من اطلاع دارم ... - "من دستيار شما هستم، "ان پيري

اينم مدارکم در نماي نزديک

بچه هاي پاسگاه آدرستون رو بهم دادن

بيا داخل

چرا اومدي اينجا، پيرمرد؟

پيري" هستم قربان" - چي؟ -

نام خانوادگيم "پيري" هست - چرا اومدي اينجا، "پيري"؟ -

،يه قتل توي پايين شهر رخ داده قرباني، يه فرمانده ي تقدير شده ي جنگي بوده

ظاهرا در نبرد "دانکرک" جنگيده

يه پيرمرد؟ - بله -

پس چرا به جاي اومدن، تماس نگرفتي؟

...تماس گرفتيم، ولي گوشيتون احتمالا

!خاموش بوده...

اومدي؟ acc پس از طرف

و دفتر هماهنگي ادارات ايالتي dac، acc از طرف ازمون خواستن که بلافاصله خودمون رو برسونيم

چي؟ cctv اداره ي امنيتي و شبکه ي

نخير، بخش جنايي جلوشون رو گرفته

ا.خ.م

ر.يــ .ـد.م

"شنيده بودم که نايب رئيس عزيزمون، "تام رئيسي

مدت هاست که براي حضورت برنامه ريزي کرده

هرگز به کساني که توي اينترنت باهاشون ملاقات ميکني، اعتماد نکن

،به نظر عجله داشت گفت سر صحنه ي جرم ما رو مي بينه

پس بهتره که يکراست بريم سر سکانسي که تو پشت فرمون نشستي

اينجا يه قتل صورت گرفته. تمام تکرار مي کنم، قتل صورت گرفته. تمام

عجب مردِ سرسختيه، نه؟

آره، از اون آدماي دوران ديده که زندگيشون به لجن کشيده شده

به نظر از اون آدما مياد که هنوز به همکار جديدشون اعتماد ندارن

شرط مي بندم الان يه قدم گنده هم برميداره - !ايول-

نامِ قرباني "آلبرت توماس استافورد" ـه که از سربازان جنگ جهاني دوم بوده

و 85 سالشه، يک هفته ـست که جايي ديده نشده تنها زندگي مي کرده، يه گربه داشته

.رو دوست داشت "on golden pond" فيلم هميشه تاکيد داشت نون جُو ـش نيم برشته باشه و روش کره بماله

...کلکسيونر عکس هاي امضاشده از

"ويراستار سابق روزنامه ي "ديلي ميرور "پيرس مورگان" ،cnn و مجري حال به هم زنِ

به ندرت از وسائل نقليه ي عمومي استفاده کرده

ترجيح ميداد قدم بزنه، نحوه ي راه رفتنش هم ،اينجوري بوده که اول يک پاشو روي زمين ميذاشته

بعد وزنش رو روي پاي مخالف مينداخته

،با کسي نشست و برخاست نداشته قبلا هم نمُرده، واسه همين مرگش غافلگيرکننده بود

آه.. خداي من

:يه نصيحت بدردبخور .دستات رو بذار توي جيبت

باعث ميشه که ناخواسته به چيزي دست نزني

دستکش قربان

!يکي اونو خاموش کنه

براي خريد بيرون رفته بود

رسيدها نشون ميدن که از فروشگاه حيوانات خانگي خريد داشته

سرنخي توشون پيدا شده؟ - نه -

نه، فقط غذاي گربه و قلاده ي ضد کک

...و چند تا از اينا هر 10 تاش توي فروشگاه ريمن 5 پونده

جنازه کجاست؟

توي اتاق نشيمن

قربان

بايد جيگرشو داشته باشيد که داخل بشيد

!چون اون داخل مثل يه صحنه ي جرمه

!اوه، يا مريم باکره

بيا اينجا پيرمرد - "پيري" -

ديگه پيرمردي ازش نمونده

چه بلايي سرت اومده، "آلبرت استافورد"؟

،نميتونه جواب بده قربان چون مُرده

آاااه

!!اوه، اوه! اوه

چي داريم، "ناتاشا"؟

بين خودمون؟ - آره -

،يه سابقه ي جنسيِ که بيننده ميتونه تشخيص بده ولي هرگز توي سريال بهش اشاره اي نميشه

و مشخص نميشه که آيا هنوزم با هم رابطه داريم يا نه

اينجا چي داريم؟

،خوشم از اينا نمياد ،من دوست دارم که مردها مثل قهوه اي که ميخورم

!تلخ باشن

در ضمن دوست ندارم !که گربه نصفشون رو خورده باشه

آلبرت" يک هفته ـست که" اينجا از خودش پذيرايي کرده

يه گربه ي گرسنه که مرداي سن بالا رو دوست داره

قبلا از اينا ديده بودي، مگه نه، "جک"؟

بچه هاي پاسگاه تماس گرفتن رئيس تو راهه

ايشون کي باشن؟

دستيار کاراگاه، پيرمرد - "پيري" -

ناتاشا ساشي" از پزشک قانوني" - سلام-

ممنون، ولي من با کسي دست نميدم

"اگه کارم داشتي بيرون منتظرم، "جک

حالا ديگه همو با اسم کوچيک صدا مي زنيد؟

يادم مياد زماني !"منو "جک" صدا مي کردي، "جک

آلبرت استافورد" بدون زجر کشيدن مرده؟"

،آخرش که آره ولي با توجه به اين لکه هاي خون

احتمالا قاتل يه حمله ي جنون آميز و بي رحمانه داشته که کلي هم طول کشيده و حتي به مقتول اجازه ي توالت رفتن هم نداده

اسلحه داشته؟ - بله - ولي بعد از کالبدشکافي اطلاعات بيشتري به دست مياريد؟ -

درسته... ولي يه چيزي رو همين الان هم ميتونم بهتون بگم

فقط يه رواني ميتونه همچين کاري کنه

پس بياين يه رواني پيدا کنيم که جنازه رو ببره بيرون

اثر انگشتي پيدا کرديد؟

"lovesexy" و "purple rain" فقط کتاب هاي

دختري که جنازه رو پيدا کرده اينه؟ - نوه ي مقتوله -

،ظاهر جذابي داره ولي از نظر روحي داغونه

مامور "هي ري هن"، برو از همسايه ها بپرس ببينم متوجه صدايي شدن يا نه؟

بله قربان

احتمالا "آلبرت" حسابي خواسته از خودش دفاع کنه

،طوري که ظواهر نشون ميده سرباز کارکشته اي بوده

در جنگ جهاني دوم خدمتِ خودش رو کرد حيف شد که زندگيش اينجوري به پايان رسيد

متهم دادگاه نورنبرگ بوده

روزهاي آخرِ زندگيش، حتي توي خونه ي خودش هم زنداني شناخته شده بود

فقط با غذا دادن به گربه خودشو سرگرم ميکرد و با خاطرات جنگ زنده بود

و بازي با اين ماهيِ موزيکال

اميدوارم نواي اين ماهي، آرامش رو در روزهاي پايانيِ عمر براش به ارمغان آورده باشه

"تاثيرگذار بود، "دستمالي

شما نبايد پشت ميز باشيد، رئيس؟ - "نايب رئيس، افسرِ ارتش، "تام رئيسي -

...حالا که بحثِ آماري شد .بايد بهتون تبريک بگم

چون اين صدمين قتليه که امسال در پايين شهر رخ ميده

# ....صد تايياش، صد تايياش # - !مسخره بازي بسه -

!آمارت هم مثل اخلاقته: بـَـد

"يا به قول دانمارکي ها: "نگاتيو

به خاطرِ تو، همه ي اعضاي اداره *"دارن نااميد ميشن، "دستمالي

،اگه نتيجه ي تر و تميز ميخواي !از موبَر زنونه استفاده کن

،ولي اگه کارِ پليسي ميخواي پس بذار به کارم برسم

!چيزي که نميخوام، حرف اضافه ـست

،تمام کلمات موجود در فرهنگ لغت از "سوءهاضمه" گرفته تا "ليموناد" رو قبلا شنيدم

کلمات فقط صدايي هستن که از ته گلو خارج ميشن !باد هوا هستن، مثل گوزيدن از راه دهن

!"من نتيجه ميخوام، "دستمالي

"يا به قول فرانسوي ها: "رزولته نوه ي مقتول اينه؟

بله قربان

اين مصيبت رو به شما تسليت ميگم، دوشيزه

،اگه باعث تسلاي شما ميشه بايد بگم که بي نهايت جذاب و خوشگل هستيد

قربان، يه شاهد داريم

زن همسايه ديده که چند تا جوون به "آلبرت" بد دهني کردن

همون شبي که براي آخرين بار ديده شده

گفته که سردسته ي اونا يه انگل به تمام معناست

اين انگل اسم هم داره؟

"درن کراس وي" اسم مستعارش "تيرکمون" ـه

،بهتره اين تيرکمون رو بگيريم قبل از اينکه دوباره پرتاب بشه

،همش به نتيجه ي کارا فکر ميکني مگه نه؟

"ميخوام گزارش بازداشتِ "کراس وي تا ساعت 2 بعد از ظهر رو ميزم باشه

...ولي - *"گفتم رو ميزم باشه، "دستمالي -

هي، ما دنبال "تيرکمون" مي گرديم ميشناسيش؟

فرمايش؟

پاتوقش کجاست؟

"کلابِ "دوپينگي

خيلي خب

تيرکمون" تويي؟" - من؟ نه... شوخيتون گرفته؟ -

کجا ميتونيم پيداش کنيم؟

!عجب داف بنزي داري مرد

تا حالا توش کردي؟

!خيلي سکسيه به مولا

ميگيري چي ميگم؟

،نظر شخصيت رو شنيديم حالا بگو "تيرکمون" کجاست؟

ميخواي باهاش تيريپ رفاقت برداري؟ وقتتو تلف نکن مرد

منو چي فرض کردي؟

!تيرکمون مثل داوش خودمه

،اصَن منو چه به قامّاز لاماخي اونم به شما کله بوقـا

!چي؟

قربان

تيرکمون" تويي؟"

نه، من نيستم

پس چرا وقتي گفتم "تيرکمون" برگشتي؟ - نکنه خاطرخواشي؟

!مواظب حرف زدنت باش، دادا

چرا نمياي پاسگاه که خودت برام مواظبش باشي؟

!اوهوي

!آهاي

اوهوي

!تو بازداشتي

A Touch of Cloth subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for A Touch of Cloth

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left