The first 200 lines.
.خیلی خب، بیایین یه بار دیگه امتحان کنیم
...شماها باید درباره اون چیزی که
.توی روابط رمانتیک ـتون عصبانیتون میکنه بنویسین
من عکس یه لکه رو کشیدم که داره .ماریجوانا دود میکنه
."ببین، بهش میگن "بلاب مارلی
.خیلی هوشمندانه بود
...پس اگه عکس "باز لایتیر" و "وودی" رو میکشیدی
.اون وقت منظورت "وودی هارلسون" بود
میشه خواهشاً جدی باشین؟
."آره "نولان
ببین، اینم عکس "اد" در نقش یه دلقک .و اینکه داره گریه میکنه
خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب .دیگه از این عکس های مسخره نکشین
اد"، تو چی کشیدی؟"
.فقط چند تا آدم که دارن یه کارایی میکنن
.تو نیستی، یه تخته پاک کن میخوام
خیلی خب، باشه، نگاه کنین .بیخیال تخته ها بشین
روابط، خشم، کسی حرفی نداره؟
.من دارم
.اول اینکه، من اسم خودم رو به فرم گرافیتی نوشتم
و دوم اینکه، حالا که "نولان" و من با هم ...دوست دختر دوست پسر شدیم
واو، با هم دوست دختر دوست پسر شدین؟
اد"، تو خبر داشتی؟"
.آره، اول با من تماس گرفتن
گفتن که دلشون میخواد این جریان رو .به اونایی که براشون مهمه بگن
جدی؟
.نه، با من تماس نگرفتن و منم اهمیتی نمیدم
.بگذریم، آره، ما با هم دوست شدیم
اما من انتظار داشتم که اون دلش بخواد .درجا با من سکس داشته باشه اما نمیخواد
.بهت که گفتم "لوسی"، من آدم رمانتیکی هستم
...میخوام که اول باهات برم سر قرار قبل اینکه
بخواهیم اون رقص مقدس رو انجام بدیم .میدونی که منظورم نئشه شدن ـه
."این واقعاً زیباست "نولان
...این مسخره ـست، چندین سال بود که منو میخواستی
و حالا که منو داری، خب منتظر چی هستی؟
آخه واسه چی کسی باید صبر کنه؟
...توی لوس آنجلس من یه کار درست با رتبه هشت هستم
.و یه کاردرست شماره ده توی بقیه شهرها
...لیسی"، شاید برات مسخره باشه این حرف"
اما آدم ها قبل اینکه با هم سکس داشته باشن .میرن سر قرار
.خیلی خب، من که هیچوقت نرفتم سر قرار
.چارلی"، ده دقیقه ست که دیر کردی"
زودباش، تا حالا باید توی جاده به سمت .وگاس" در حال حرکت باشیم"
.خیلی خب همگی، وقتمون تموم شده
.من میرم بیرون شهر، اما تلفنم در دسترس ـه
"خیلی خب، فقط یادتون باشه داریم میریم "وگاس باشه؟
پس سعی کنین ساعت های عشق و حال .تماس نگیرین
...خواستین تماس بگیرین ساعت یازده تا یازده و ربع
.اونم صبح اشکالی نداره
.خیلی خب، من برم چمدونم رو ببندم
اوه، نه، نه، نه،، من رفتم طبقه بالا .وسایلت رو واست جمع کردم
.خیلی خب، این دیگه عجیب ـه
.لباس برنداشتم
چند تا از وسایلت رو برداشتم .و انداختم توی نایلن زباله
.اوه، اگه اینجوریه پس اشکالی نداره
این حرکت خودش یه جور بی احترامی .یه مرد به یه مرد دیگه ـست
گوش کن، فقط میخوام برم "وگاس" و میخوام جریان "جوردن" رو فراموش کنم، باشه؟
...میخوام مست کنم، میخوام دیوونه بازی در بیارم
میخوام با دخترهایی که نمیشناسم برم ...توی تختخواب
شایدم رفتیم برنامه "پنی و تلر" رو دیدیم .چون کارشون درسته
.خب، خیلی خب، پس بریم
.خیلی خب
.سورپرایز - !"ساشا" -
.سلام
.من فکر کردم هفته دیگه میای
آره، میخواستم بیام ...اما خانواده ـم چند روز دیگه قراره بیان
...واسه همین گفتم زودتر بیام
تا بتونم وقت بیشتری رو با تو بگذرونم ."سلام "شان
"سلام "ساشا ...چارلی" خبرای بدی برات داره"
اما از توی ماشین واست پیامک میکنه .کیسه زباله ـت رو میبرم
وقت بدی اومدم؟ .میدونستم باید اول زنگ میزدم
نه، نه، نه، نه .میتونه خیلی هم خوب باشه
شان" یه دقیقه صبر کن" .ساشا" خودش مال "وگاس" ـه"
.میتونه دخترها رو باهامون آشنا کنه
فکر به درد نخوریه چند روز دیگه می بینیمت، باشه؟
و شاید دلت بخواد واسه کریسمس ...برای "چارلی" یه چمدونی چیزی بخری
.چون این آبروریزی ـه
.چرا باهامون نمیای؟ بهمون بیشتر خوش میگذره
.به حرف هایی هم که "شان" میزنه اهمیتی نده
نمیتونه باهامون بیاد .قراره یه آخر هفته مردونه باشه
.دیدی؟ اصلاً نشنیدی چی گفت
.نمیخوام خودم رو تحمیل کنم
تو مشکلی نداری؟
...خب، میدونم "چارلی" میخواد چی بگه
و میدونم خودت میخوای چی بگم اما ...اگه بخوام راستش رو بگم
.مشکلی نداره
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــویــبــاری De PALMA & Juybari
.پسر، تا اینجاش که خیلی خوش گذشته
...اومدنی توی راه مست نکردیم
پنج بار به خاطر قضای حاجت این خانوم ...توقف کردیم
.و من هنوز با کسی سکس نداشتم
...ما تازه یه ربع ـه رسیدیم اینجا
...و اون دربون دم در که واست چشمک زد و عشوه اومد
پس لازم نکرده اینقدر درباره اینکه شانس بهت رو نکرده .غر بزنی
.گوش کن چی میگم "شان"، بهت خوش میگذره
.آره دیگه، قراره به تو و "چارلی" خوش بگذره
.و به من
.این برنامه کار اون بوده - .آره -
اگه این آخر هفته زنده موندم .یه عذرخواهی بهت بدهکارم
.ممنون
شاید دارم حسودی میکنم ...چون دارم "شان" رو می بینم
...که داره توی دریایی از رقاصه های نیمه لخت غرق میشه
.اما خدایا کارت درسته
.واو
چی شده؟
.خب، این عجیبه
چیه؟
.حلقه عروسی دستم کردم
!لعنتی، تو هم حلقه داری
.امکان نداره با هم ازدواج کرده باشیم
درست فکر کن دیشب ما چیکار کردیم؟
یه دلقک "الویس" نما سر مسابقه .ماشین سواری منو زد
صد دلار به یکی از این نگهبان ها دادیم .تا نوک سینه هاش رو که توشون حلقه انداخته بود رو نشونمون بده
توی هتل "اکس کالیبور" مثل این شوالیه های .قرون وسطا سوار اسب شدم
...و بر اساس آنچه ایالت "نوادا" میگه
در ساعت چهار و چهل و پنج دقیقه صبح .کینک "آرتور" ما رو به عقد هم در آورده
!اوه خدای من باید چیکار کنیم؟
...خب، اولین کاری که باید بکنیم اینه که
یه دو دو تا چهار تا کنیم ببینیم .چقدر مست کرده بودیم
.خیلی خب، فهمیدم، ممنون
.خب، با دادگاه صحبت کردم
فکر کنم آدم های زیادی هستن که میان ...مست میکنن و با هم توی "وگاس" ازدواج میکنن
.یه پکیج مخصوصی دارن
...با بیست دلار میتونی ازدواج رو باطل کنی
یه مشروبی بخوری و یه دور مفتی .این دستگاه های قمار رو بچرخونی
مطمئنی داریم کار درستی میکنیم؟
بیخیال این پنج ساعتی که ازدواج کردیم میشیم؟
خب، حقیقتش اینکه توی این پنج ساعت ...صاحب بچه نشدیم
.کار رو راحت تر میکنه
اگرچه سعی ـمون رو کردیم، مگه نه؟ - .آره -
.حالا آماده ای تا بری ازدواجت رو باطل کنی
.میدونی چیه، صبر کن "ساشا"، صبر کن
...فکر نمیکنم کار درستی باشه که
بریم قاطیه یه مشت آدم خمار که .از کاری که کردن شرمنده هستن
.من از کاری که کردم شرمنده نیستم
پس نمیترسی از اینکه با هم ازدواج کردیم؟
...نه، نه، حقیقتش این که
.از این مساله نمیترسم داره منو میترسونه
منظورت چیه؟
.نمیدونم
...من فقط، متنفرم از اینکه وقتی باهام نیستی
.و عاشق اینم وقتی در کنارمی
خب شاید بهتره ادامه بدیم و .به خودمون یه شانسی بدیم
زن و شوهر بمونیم؟
فکر میکنی میتونیم با همدیگه بسازیم؟
.خب، فقط من نیستم که اینطور فکر میکنم
..."طبق گفته کلیسای "اکس کالیبور
.ساقدوش ما "مرلین" اینو پیش بینی کرده
خب چی میگی؟ - .دوست دارم، منم هستم -
.خب، عالیه، عالیه
.و برای ماه عسل هم که توی "وگاس" هستیم
.عالیه، نه صبر کن
."مامان و برادرم فردا میان "لوس آنجلس
فکر میکنی میتونن پیش ما بمونن؟
.واو، مادر زن، چقدر سریع به اونجاها رسیدیم
.من مشکلی ندارم، باشه
.احتمالاً همین الان باید بریم خونه
باید قبل اینکه سر و کله مامانم پیدا بشه .تموم الکل ها رو قایم کنیم
مشکلی با الکل داره؟
.نه، نه، فقط وقتی الکل دم دستش باشه
این خیلی عالیه، مگه نه؟
.آره، این که بریم سر قرار واقعاً ایده خوبی بود
خیلی داره بهم خوش میگذره .حالا از اینجا بریم و بزنیم تو کارش
یه دقیقه صبر کن .باید با هم صحبت کنیم و بیشتر همدیگه رو بشناسیم
.واسه این با هم قرار میذارن - .اوه، من همه چیز رو درباره تو میدونم -
اوه جدی؟ من بیشتر از چی میترسم؟
.اینکه تنهایی بمیری
اصلاً تو باغ نیستی .من از صاریغ میترسم
.و دوم از صاریغ های زامبی
صاریغ های زامبی؟
...هیچی ترسناک تر از چیزی که مرده
تظاهر میکنه که مرده و اینکه از بین مرده ها اومده .نیست
خیلی خب، باشه .حالا احساس نزدیکی بیشتری بهت میکنم
.بریم با سکس جشن بگیریم
لیسی"، من دارم سعی میکنم از صفر" .شروع کنم باهات ارتباط برقرار کنم
.شرط میبندم نمیدونی چه رنگی رو دوست دارم
.معلومه که میدونم
.رنگ روتختی ـت
.شرمنده، "جنگ ستارگان" که رنگ نیست
.این کارا احمقانه ـست، مساله فقط سکس ـه
فقط سکس نیست ...من نمیخوام واست یه دوست پسری باشم
.که فقط چند روز باهاش هستی
.من میخوام که رابطه ـمون عمیق باشه
میدونی چیه؟ تو ناچو خوردی درسته؟
هی، ببین توی اون کیفی که از کلیسا .آوردیم چی پیدا کردم
.عکس عروسی ـمون
.اوه قشنگه
.باید یه جای خاص بذاریمش
.ببین، پشت کله "مرلین" یه آهنرباست
...شروع زندگی تازه ماست
و اینکه میتونیم لیست خریدهامون رو هم .بزنیم زیرش
.اوه خدای من، رسیدن
حالت خوبه؟ - .آره، خوبم -
خوبم، دقیقاً درباره من چی بهشون گفتی؟
...بهشون گفتم که یه روانپزشک ماهر هستی
.یه بازیکن بیسبال عالی، و یه مرد فوق العاده
خیلی خب، خوبه، خوبه، با همینا بریم جلو .ببینیم چقدر طول میکشه گندش دربیاد
.مامان، "دکس"، از دیدنتون خوشحالم
.عزیزم
.اوه و تو باید "چارلی" باشی
No comments yet. Be the first to leave one.