The first 200 lines.
پرفسو ويشواناند، خيلي ممنون بابت اومدنتون
از اين طرف
پرفسور، چيزي ميل داريد؟
مشکلي نيست، ممنون
پرفسور، کار شما اينجا ترجمه کردنه
مهم نيست چي يپش بياد ...کاري که امروز دارين انجام ميدين
ميتسواي عظيمه *(يعني کار خيلي بزرگيه(ميتسوا به معني پاداش*
خب
پرفسور، امرجيت مارکس، از اف بي آي
شما به زبون اردو حرف مي زنيد؟
بله، ولي شما که اردو رو کامل بلدين
چه نيازي به من دارين؟
چون من به طور رسمي موظف به اين کار نيستم
الو- ميخوام با دولت اسرائيل حرف بزنم-
ميخوايم برادرمون اجمل آزاد بشه
من با چاباد ام تو خونهي مايي
مسلموني؟
نه! يهودي
يهودي! زبون اردو رو خوب حرف ميزني
گفتم ميخوام با دولت اسرائيل حرف بزنم
اونها دارن گوش ميدن هر چي ميخواي بگي به خودم بگو
اونها به همهي سوالاتت پاسخ ميدن
من پرفسور ويشواناند ام تو کي هستي؟
مهم نيست بذار باهاشون حرف بزنم
من چي صدات کنم؟
آقا مي توني من رو "آقا" صدا کني کثافت
شرح محاصره در 26/11
آروم باش
گارد امنيت ملي اومدم کمکت کنيم
آروم، جات امنه آروم باش
بيا بيا، چيزي نيست
مشکلي نيست، بيا
مراقب باش
حرومزاده ها مجهز اومدن
جنگ هنوز ادامه داره
گارد امنيت ملي اينجاست
کلونل، تماس ها
تماس تلفني از اتاق شماره 5023
تکرار ميکنم، 5023 با عربستان سعودي
اگه اين نارنجک منفجر بشه، همهمون ميميريم
خوش شانسايم که گلوله فقط سابيده به شکمش
اين شانس نيست، لطف خداست
ناصر واسه اين ماموريت خوبه
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اسکايلر - ويرايش: فاطمه
وقت تلف نکنيد
عمليات رو انجام بدين
عمو جان عصباني ميشه
ناصر، همهمون اينجا ميمونيم
يه خرده استراحت کن، همگي با هم ميريم
صبور باش
دستاها بالا، سرها پايين گارد امنيت ملي، بخوابيد رو زمين
توريست، ماها توريستايم
داشتم با زنم حرف ميزدم- امنه-
کوماندو، بازرسي شون کن
چيزي ندارن، قربان
زولو يک منفي، اتاق 5023 پاکه، آزاد
نگران نباشيد، جاتون امنه ببريدشون
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
الو الو؟ الو؟
....الو؟ الو
حالا يه اتهام درست ميشه
آره، اين اتفاق ميوفته
تو درخواست ميدي؟
ولي مطمئنم بخاطر اين گيرت ميندازن
ببينيم چي ميشه
سر اين پرونده، کاغذ بارون ميشيم
درسته
به نظرم درست نمياد
چرا؟
اونجا جنگ هنوز ادامه داره و ما بيرون جنگيم
سيدانا درست ميگه اين ديگه در توان ما نيست
هيچوقت نبود
*ساعت12ظهر،27 نوامبر،کارگروه2 گارد امنيت ملي،بمبئي*
*ايستگاه پليس*
نه خانم، از خونه بييرون نيايد
همهي اطلاعات تو اخبار هست
خانم من اطلاعات ديگهاي ندارم
من سرهنگ دوم آنيرود هستم
فقط دو دقيقه
رانه خبري نشده؟
نه، قربان گومته هيچ گزارشي نفرستاده
يه نفر بايد بره اونجا- قربان، هيچکسي اينجا نيست-
عجله کن- چطور؟-
به اتاق کنترل خبر بده
بله، قربان- گارد امنيت ملي-
ميخوايم به خانهي چاباد بريم
شرمنده، قربان همه بيرونن
الو پليس کلابا
بله خانم تيراندازي هنوز ادامه داره
ميدوني خانهي چاباد کجاست؟
روهيت، تو پسرها رو مرتب کن
علي و عمر، شما با من بيايد
قربان
آنوج، ماشين ها رو به 300 متري ساختمون ببر
انبار اسلحه به پا کن و باتري ها رو چک کن
زورآور، منتظر دستورم باش
تاييد جست و جو و نجات
طبقهي چهارم امنه بازمانده ها رو ميفرستيم پايين
زولو يک، طبقهي دهم پاکه- طبقهي نهم-
طبقهي هشتم، پاک- هفتم، پاک-
ششم، پاک پنجم پاکه، قربان
تخليه سازي رو شروع کنيد
با احتياط و بدون خطر تخليه ميشه
دريافت شد منتظريم
لطفا بريد کنار- يه طرف بايستيد-
برو کنار- کنار-
اينجا کي رئيسه؟
قربان، سربازرس مانسوکاني
سربازرس مانسوکاني- بله، قربان-
سرهنگ دوم، داس
خوبه که اينجاييد لطفا از اين طرف بيايد
دو تا گروگان خانم هست اونها رو ميشناسيم
اطراف خونه بمب گذاري شده
يه افسر موقع خنثي کردن بدجوري زخمي شد
فقط همينقدر ميدونيم
چيز بيشتري نميدونيم از اين طرف، قربان
اين طرف
بقيهي جزئيات رو اونجا ميفهميم از اين راه
بقيهي موقعيت ها رو بررسي کرديم
قربان اون خانهي چاباده
خونه هاي اطراف رو خالي کردين؟
نه کامل
قبل از اينکه اوضاع بدتر بشه کامل تخليهش کنيد
بله، قربان
ناصر
اون خيلي جوونه
...شرط ميبندم هم سن امانوئلـه
اون پسر توئه؟
داره توي يشيوا درس ميخونه اسمش باراکـه
با دخترم، جينـه
...ديگه باهام حرف نزدن
بعد از اينکه از پدرشون طلاق گرفتم...
حتي خبر ندارن که دارم ميام
نورما به زودي به خانوادهت ميرسي
درست مثل من که قراره پيش خانوادهم باشم
فقط به اون ايمان داشته باش
به اون؟
سال ها پيش ايمانم رو به "اون" از دست دادم
...شايدم اون
اون باورش رو بهم از دست داد
اينجا مرکز فرماندهي به پا کنيد
بله، قربان- قربان-
آره، بعد از تصوير سوختن اوبروي صداگذاري رو ميخوام
خب؟ انجامش بده
آره، عاليه
سلام پارواتي کارت خوب بود
...ممنون، اگه چيز ديگهاي- حتما، حتما-
حالا برو سراغ صدا گذاري
دارم پيداش ميکنم، يه دقيقه- صداگذاري رو پخش کن-
سانتوش- ها، چيه؟-
خب، حالا از اونجا کاتـش کن و بچرخونش- چي؟-
چيه ناديا؟ بعد از اون صداي من رو بذار
بخاطر ما 7 نفر تو اتاق ها مُردن
گفتم حلقهش کن
ناديا، 46، 47 نفر بخاطر ما نجات پيدا کردن
ميدوني چقدر بهمون زنگ زدن؟
اونها و خونوادههاشون واسه تشکر کردن بهمون زنگ زدن
اونهايي که اونجا مُردن از بين اونها هم کسي بهت زنگ زد؟
کاتش کن- بهم بگو-
ناديا، از دفتر مرکزي بهم زنگ زدن
خب؟
اونها از مسير جديدمون کاملاً راضياند
بودجهمون رو تاييد کردن
مسير تو، سانتوش نه من
من هيچ دخلي توش ندارم
بيخيال ناديا ناديا
گمشو
...قربان، توصيهي من اينکه- نه پسر، فقط کاري که من ميگم رو انجام بده-
فقط رو اون بخش موزيک بذار اونم با سرعت
اگه يه تبليغ کوتاه پخش کنيم چي؟
نه تبليغ، نه هيچ وقفهاي واسه پيام بازرگاني
توييتر کار نميکنه مال تو کار ميکنه؟
نه، بلاک شده
خونهي چاباد کدوم يکيـه؟ نميفهمم
شايد اين يکي
خبرنگار کيه؟
شايد ويشواس
درمورد گزارشگر پرسيدم نه فيلم بردار
ممکنه تنها باشه
کجا داري ميري؟
قربان، پيشنهاد ميدم که در جلويي رو بررسي کنيم
تا ميزان زنده موندن رو تعيين کنيم
قربان، ميخوام براي بررسي کردنش خودم حمله کنم
خيلي خب تيمـت رو آماده کن
HIZ 1600 ساعت
قربان- قربان-
گوش کن، بايد بريم نزديک تر
اينجا چيکار ميکني؟
گزارش تهيه ميکنم- گزارش؟ تو که گزارشگر نيستي-
چون کمبود کارمند داريم من رو فرستادن
زود آماده شو بايد بريم نزديک تر
خانم، اون مانع رو ميبيني؟ رسانه ها اجازه ندارن از اون جلوتر برن
آره، ولي ويشواس بايد همون جايي باشيم که عمليات اونجاست، نه؟
ديوونه شدي؟ خيلي خطرناکه
خودم يه کاري ميکنم زود بيا
تو به آسوني نميميري
ياد بگير
ياد بگير واسه مدت طولاني اينجور زندگي کني
ميفهمي؟
کسي بهش دست نميزنه
No comments yet. Be the first to leave one.