The first 200 lines.
...آنچه گذشت
راستش باید با هردوی شما در مورد مقالهتون صحبت کنم
اوه، درسته. ارجاعات چطور پیش میرن؟
...آم
ما به یه مقالهی روسی برخوردیم
که انگار نظریهی ابر-نامتقارن رو رد میکنه
خیلی خب، شلدون و ایمی هنوزم بخاطر
رد شدن نظریهشون ناراحتن
بخاطر همین ما یه لیست تهیه کردیم
از موضوعاتی که همگی باید ازشون اجتناب کنیم
متقارن- نامتقارن-
آم... منقار
آواش زیادی شبیه متقارنـه
این قضیه شامل
"منقل"، نقی از "پایتخت"
و "منتقل" هم میشه
روسیه یا اهل روسیه در هر زمینهای
کشورشون، لباسهاشون، رولت روسی
همینطور، در مورد فیلم "راکی 4" هم حرفی نزنید
چرا راکی 4؟
چون با یه روسیهای میجنگه
بخاطر زنم شرمنده
باید از هر چیزی که اونا رو یاد پروژهشون
یا علم یا جایزهی نوبل
یا موفقیت و شکست میندازه دوری کنیم
سلام- !سلام-
سلام، بچهها
دارین چیکار میکنید؟
هیچی
هیچی؟
مثل آخر و عاقبت شغل من؟ خیلی ممنونم
!خسته نباشی
ارائهای از تیم ترجمهی دیبا موویز
« DC تـرجمـه از شیرین » .:: Shirin DC ::.
داری چیکار میکنی؟
میخورم، میخونم
تلویزیون میبینم، رادیو گوش میدم
به نظرت دارم چیکار میکنم؟
این مارچوبهست؟ فکر میکردم از مارچوبه متنفری
منم همین فکرو میکردم ولی همینطور فکر میکردم نظریهی
ابر ریسمان، ایدهی خوبیه پس یعنی دیگه توی چه چیزایی اشتباه میکنم؟
اوه، پس حالا دیگه داری
همهی نظریاتت رو دوباره ارزیابی میکنی؟
آره. من دارم الگوی فیلسوف قرن هفدهم
رنه دسکارتس" رو دنبال میکنم"
اون تمام باورهاش رو زیر یه تردید بنیادی برد
تا بتونه یه باور اساسی بسازه
تا بتونه زندگی علمی و فکری خودش رو بر اساس اون اصول محکم بنا کنه
!اَیی! هنوز چندشه! هنوز چندشه
شلدون، میدونم بخاطر مقاله ناراحتی. باشه؟
منم ناراحتم
میدونی، انقدر مطمئن بودم درست میگیم
که تک تک ذرات وجودم میگفت همینه
خودشه. دیگه چطور میتونم به غرایزم اعتماد کنم؟
خب، فقط چون نظریهمون اشتباه بود
دلیل نمیشه در مورد همه چیز اشتباه کرده باشی
دلیل نمیشه؟ همیشه فکر میکردم از جاز متنفرم شاید اشتباه میکردم
شاید عالیه که تمام نت ها رو با هم بشنوی
دارم سعی میکنم !واقعا دارم سعیمو میکنم
چی میخوری؟- استیک مرغ سرخ شده-
چی؟ نمیتونی سر صبحی
استیک مرغ سرخ شده بخوری- هی-
وقتی باهام ازواج کردی میدونستی پسر بدی هستم
یالا، یه گاز میخوای؟
از تو یا استیک؟
من. استیک رو بهت نمیدم
هی، سرتون شلوغه؟
نه، چه خبر شده؟
واقعا نگران شلدون هستم
تابحال انقدر افسرده ندیده بودمش
سعی کردی براش یه فنجون چایی درست کنی؟
داره فلسفهی چای رو دوباره ارزیابی میکنه
حالا فکر میکنه چیزی جز سوپ برگ نیست
نکتهی خوبیه ها
نه، نیست- نه، نیست-
داره در مورد همه چیز تجدید نظر میکنه
چقدر طول میکشه تا به من برسه؟
اوه- انقدر وضعیت بده؟-
...متاسفانه. من فقط نمیدونم باید چیکار کنم
یه چیزی دارم که ممکنه بتونه کمک کنه
یه ویدیو از تنها کسی که
شلدون واقعا به نظرش احترام میذاره
هاوکینگ؟
فیمن؟
نخیر، خودش
یه صحبت انگیزشیه که وقتی بچه بود ضبطش کرده
سالها پیش بهم داد و گفت برای
یه وضعیت اضطراری نگهش دارم
چی؟ اونوقت تو وقتی که اتاقش رو یه ملت خودمختار اعلام کرد
و بر علیه ما یه جنگ تجاری راه انداخت
فیلم رو پخش نکردی؟
بزرگترین صادراتش حرف زدنه در هر صورت نمیخواستمش
اون دستگاه پخش نوارـه؟
آره، ایمی پرسید اگه داریم میتونه قرض بگیره
و میخوام مطمئن شم کار میکنه
توی نوار چیه؟
مطمئن نیستم. قبلا همیشه "مخاطره" رو برای مامانم ضبط میکردم
...ولی اگه پخش کردم و کلی آدم لخت دیدی
فهمیدم پورن چی هست اصلا؟
اوه، دنبال فیلمای تحریک کنندهی دههی 80 بودیم
ولی قبول میکنم
سلام به همگی
من "هاودینی" بزرگ هستم
پخشش کن خیلی دوست داشتنی بودی
فقط یه نوار تمرینی
از زمانیه که سعی داشتم توی "قلعهی جادو" عضو شم
نمیدونستم برای اونجا آزمون دادی
اوه، هرگز انجامش ندادم
نوار رو تماشا کردم و فهمیدم به انازهی کافی خوب نیستم
اون حقه رو میدونی که توش یه مانکن رو از وسط اره میکنی؟
منظورت اره کردن یه خانم نیست؟- خدا رو شکر که یه خانم نبود-
وگرنه الانا باید از زندان آزاد میشدم
بیخیال، تو شعبدهباز خوبی هستی
جدا؟ تو که همیشه میگی جادو احمقانهست
آدم میتونه توی یه کار احمقانه خوب باشه
میدونی چیه، الان باید آژمون بدی- مشکلی نیست-
لازم نیست حتما عضو والاترین مجمع جادو
در تمامی دنیا باشم
به نظر میاد هنوزم میخوایش
و نمیخوام که بچههامون
این ویدیو رو تماشا کنن و فکر کنن باباشون همهش جا میزنه
اوه، خب مجبور نیستیم نشونشون بدیم
اوه، مطمئنا نشونشون میدم
سلام
سلام
"بیخیالی با پرچمها؟"
...آره، پرچم
اون بالا روی میله الکی تکون میخورن
اگه در موردشون فکر کنی اونا در واقع رقاصهای لخت
دنیای علائم هستن
خب، یه چیزی دارم که
فکر کنم خوشحالت میکنه
همون صحبت انگیزشی اضطراریه که وقتی کوچیک بودی ضبطش کردی
اوه، اون
نگهش داشته بودم برای روزی که دیگه فیلمهای جنگ ستارگان رو نمیسازن
فکر نکنم دیگه اتفاق بیفته
از وقتی تماشاش کردی چند سال میگذره؟
از روزی که ضبطش کردم ندیدمش
نه، تازه فیلم "بازگشت به آینده 2" رو تماشا کرده بودم
"همونجا که "مارتی مکفلای بخشی از آیندهش رو میبینه
و باعث شد به فکر بیفتم
روزی ممکنه بیاد که نیاز به کمک خودم پیدا کنم
مثلا سازندههای اون فیلم فیلمش اصلا خوب نبود
خیلی خب، وصل شد
برو که رفتیم
اوه، ببین چه بامزه بودی
ایمی، خواهش میکنم. معلومه که بامزه بودم ببین الان چه شکلیم
سلام، شلون
سلام، شلون
اگر داری اینو تماشا میکنی
حتما اتفاق بدی افتاده
یه اتفاق تاسفآور و غیر منتظره
اتفاقی که باعث شده
همهچیزو زیر سوال ببری
من خیلی باهوشم
حالا برای اینکه مطمئن شم واقعا تویی که داری تماشا میکنی
و نه یه کلاهبردار، بگو الان دارم به چی فکر میکنم؟
سر شمارهی سه
یک، دو، سه
ربات میمون مستخدم ربات میمون مستخدم
خیلی خب، خوبه
شما دو تا رو با هم تنها بذارم؟
نه، قراره الهام بخش باشه تماشا کن
شلدون، هرگز فراموش نکن
اوضاع هر چقدر هم که خراب بشه
...همیشه میتونی
...چی؟ چیـ- ...نه. نـ-
بابام روش یکی از
بازیهای احمقانهی فوتبالش رو ضبط کرده
متاسفم
میدونی، اهمیتی نداره هیچی اهمیت نداره
کاری هست که بتونم انجام بدم؟
آره. میتونی برام یه ماشین زمان بسازی
تا بتونم برگردم و به خودم توی بچگی بگم دست بردار
چون هیچی قرار نیست اونجوری که میخواد پیش بره
منظورم یه فنجون سوپ برگ خوشمزه بود
اینا چین؟
وسایل شعبده بازیت از توی گاراژ
چوبدستیت، کلاهت که توش موش عروسکیته
من که هرگز موش عروسکی نداشتم
باشه، اون کلاهو نذار سرت
چرا همهشونتوی نشیمن هستن؟
چون به نظرم هاودینی بزرگ
لیاقتش رو داره عضوی از قلعهی جادو باشه
ممنون از لطفت. ولی من دیگه اون آدم سابق نیستم
دیگه خیلی بزرگ شدم برای این چیزا
جدی؟
ببین، میدونم هنوزم میخوای و منم میتونم کمکت کنم
بخاطر شرکت توی اونهمه مسابقهی زیبایی توی بچگی
میتونم یادت بدم چطور خودت رو معرفی کنی
با داورها صمیمی بشی مسابقه رو خراب کنی
هی هی، هیچکس قرار نیست چیزی رو خراب کنه
معلومه که نه
دختر کوچولوهایی که لباس مجلسی پوشیدن گاهی میخورن زمین. پیش میاد
بهم اعتماد کن، من قراره برات همونجوری مادری کنم
که مارم برام مادری کرد
فکر میکردم از مادرت متنفری که مجبورت میکرد اونکارو بکنی
بازم از این حرفا بزنی از شام خبری نیست
خیلی باحاله که خاطرات اینجوری زنده میشن
بله؟
No comments yet. Be the first to leave one.