The first 200 lines.
!چه خوب پیش رفت
.آره، فقط حیف که دقیقا بر وفق مرادمون پیش نرفت
.ولی چنان درسی به اورای دادیم که فراموش نمیکنن
که عین این کیک
.کرِم روش رو نزنن به حساب خود کیک
.همه ـش هم به لطف تاکتیکچینی آندو سان اینا بود
.کُشتهمردهی نگرش خارجیت شدم
نه، این حرفها چیه؟
.همه ـش به لطف همکاری آسانسریها بود که رفتن اکتشاف
.الان از این که بهت گفتم وحشی پشیمونم
خواهش میکنم. منم شرمنده ام .که بهت گفتم جوجه فکلی
رو سرم جا داری. راستی از اینم شرمنده ام که بهت .گفتم مغول قرن نهمی
رو تخم چشام جا داری. شرمنده که بهت گفتم بچه .راکفلر و این که تنهایی دماغت هم نمیتونی بالا بکشی
.خیله خب دیگه، وقت طلاست
!وقتشه تجدید قوا کنیم و این بار...پیروزی رو ازآن خودمون کنیم
...ویوا لا(زنده باد)
!بی.سی
!آلِز(به پیش)
.بهمون رسیدن
.کارشون خوبه
.چقدر دود بلند شده
یعنی برگردیم؟
.آخه نمیخوام هیکل و کیکم بخاطر دود کثیف شه
پس نمیخوای کیک ـت کثیف بشه؟
.چه نیکاندیش، کارت درسته، ماری ساما
.خیله خب، بپیچید به چپ و مستقیم !گول تحریک ضایع ـشون رو نخورین
شرط میبندم هنوز هولن و .میخوان دست بالا رو پس بگیرن
!حتما به کار تیمی دقیقمون حسودیشون شده
علاوه بر اون، باید مراقب باشن دوباره !شبیخون نخورن. پس دستشون بهمون نمیرسه
کشتیهای دشمنو! دمشون رو !گذاشتن رو کولشون دارن در میرن
.البته تانک دم نداره
.دریافت شد
تیم کوسه و الباقی، ترک موضع .کنید و برگردید پیش ما
!ها؟ فرمانده مومو سانه
!تیم کوسه، برگردین
!ای به چشم
!ای به چشم
!ای به چشم
!ای به چشم
Bocage : زمینهای زراعی که به وسیله حصارها و .درختان به مزارع کوچک تقسیم میشوند
.بی.سی داره میره سمت بوکاژ
شاید دارن عقب میکشن که دوباره شبیخون بزنن؟
.بعید میدونم
پس شاید میخوان تو بوکاژ موضعگیری کنن تا یه جنگ دفاعی شروع کنن؟
.آره، این یحتملتره
چیکار کنیم، نیشیزومی؟
کار تیمی بی.سی آزادی رو باید بزنیم !به حساب گوش به زنگ بودنشون
.همینطوریش یک بار گولشون رو خوردیم
.اینقدر خودتو اذیت نکن، یوکاری سان
.آخه تقصیر من بود که گول ـشونو خوردیم
.یه لحظه، یه چیزی خیلی رو مخمه
چی؟
بی.سی آزادی در اصل دو تا مدرسه جدا بود .که علیرقم اختلافاتی که داشتن ادغام شدن
.ولی الان انگار حسابی باهم جفت و جورن
درسته که اعضای سنشادو ـشون ،فقط داشتن تظاهر میکردن باهم شکر آبن
...ولی شاید تو خود مدرسه
تظاهر نمیکردن و واقعا اختلاف دارن؟
.دقیقا
،حرفم اینه که
.شاید فقط بخاطر بردن این مسابقه تیم ـشون رو تشکیل دادن
منظورت اینه که همین تازه باهم یار شدن؟
.آره، ولی بازم میگم احتماله
پس اتحادشون به تار مو بنده و با یه تلنگر بر باد میره؟
.میخوای امتحانش کنیم؟ جالب میزنه
.هی، همه ـش حدس ـه
اصلا نقشهای داری که از هم بپاشونی ـشون؟
،میگم، خیلی مطمئن نیستم
ولی این شبیه مرغابی نیست؟
!آه
.واقعا
!آها! چه تیزبین، تاکِبه دونو
!پس همین کارو بکنیم
.این بوکاژ چقدر شبیه حیاط پشتی خونه ـمونه
تیم هوشیمو سان اینا هم عین نیروهای مقاومت .فرانسه یه موقعیت ایدهآل دارن
.اورای حتی نمیتونه لمسشون کنه
.پس بهتره سنگ تموم بذاریم
«ثابت قدمی و داشتن پشتکار، از عناصر کامیابی است»
.سخن بزرگان
!ناموسا؟
!همینطوری یه کله دارن میان
فکر کردین از اون فاصله میخوره؟
!شلیک
!آندو ام. درخواست پشتیبانی اِی.آر.اِل دارم
.مفهوم شد
،تمام تانکهای جلودار
.تا حدالامکان از دشمن حذر کنید و موقعیت ـشون رو گزارش کنین
.مفهوم شد، تیم خرگوش صحبت میکنه
...سه تا سومیا درست روبرو
یکی ـشون حتما فرمانده سومیاهاست. ساعت .شیشش یه سومیای دیگه و یه اِی.آر.اِل ۴۴ دیگه ـست
.تو ساعت چهارِ اِی.آر.اِل ۴۴ یه سومیای دیگه هست
!احتمالا سه تا ازشون تو محوطه هست
.آقا، تیم لئوپون صحبت میکنه
.بذار ببینم...۳ تا اِی.آر.اِل ۴۴ میبینم
.احتمالا یه دو تای دیگه هم پشت درختهان
.یه تانک تو ۴۰۰ متری
!از تیم کوسه به مومو سان
.یه چیز سومیا شکل تو دوردست میبینم. شماره نامعلوم
!اثری از فرمانده دشمن نیست
.بنظر ما این نقطه از همه جا مشکوکتره
.البته فقط حس شیشم ملوانی ـمون اینو میگه
.ممنون
.فکر کنم بدونم کجان
...حالا فقط مونده که
.مرغابی جان، نوبت شماست
!ای به چشم
!بریم، گومویو، پازومی
حتی اگه فرصتش پیش اومد، حق !نداریم خنثی ـشون کنیم که بر خلاف قوانینه
.باشه
!تیم مرغابی، به حرکت در اومدیم
.خیله خب، لاکپشتوار برون
چجوری؟
.انگار داری با سرعت پایین دریفت میزنی
این شکلی یعنی؟
.آره، دقیقا همین
!دهنشو! رد شدن
...تو تیررس نیستن
!هی، بُنآمی(رفیق)
!دشمن داره میاد. جلوشونو بگیر
.شنیدم
.بُنآمی، تیم اوشیدا، ساعت ۱۲:۳۰ رو نشون کردیم
!آتــش
پشت ـمون؟
تیر خودی بود؟
!کار اون خارجیهای بچه ننه ـست
!چی؟
!فرمانده اوشیدا
!یه سومیا مارو زد
...مسخره بازی در نیارین دیگه
!نفهمیدم؟
هی هی، چه غلطی دارین میکنین؟
!اینو ما باس بگم
!چرا مارو میزنین؟
!ها؟ مگه مرض داریم بزنیم ـتون؟
!اگه شیش ماه پیش بود، یه چیزی. الان که دیگه دوستیم
.نکته خوبی بود
.خیلهخب، برگردین سر پستها ـتون
.حتما سوءتفاهم شده
.ببخشید مشکوک شدیم
.قربون آدم چیزفهم
!میدونستم! مارو تلکه میکنین؟
!اینو دیگه قشنگ دیدیم! چه غلطی میکنین؟
فرمانده آندو، این آسانسریها باز زده !به سرشون، چیزی که عوض داره گله نداره
!زدن تانک ۳ رو ناکار کردن
!شریک دزد و رفیق قافله که میگن اینان
!دشمن ـمون اورای نیست! خودیهان
!حالا
!اوی(چشم)
.چه معرکهای راه انداختن
بچه ها، چرا پست ـتونو ترک کردین؟
.اشکالی نداره
از اون دعواهای دوستانه ـست .که خودش حل میشه
.خیلی ممنون
!بیشرفیم اگه چپق آندو اینا رو چاق نکنیم
.بچهها
.بسه دیگه شماهم با این جنگولکبازیها ـتون
!بازی نیست
آقا پشت دستمو داغ کنم دیگه با خارجی !جماعت جوال نرم. دشمن شرف داره به اینا
!اینو من باس بگم، تافتهی جدابافته
!چیچی؟
!اول تو ما رو زدی، بُز چرون
اینقدر تا تقی به توقی خورد !گردن بقیه ننداز، خارخاسک
!برو خودتو سیاه کن، شلیمُف خان
!پاچهورمالیده
!دهندریده ایکبیری
!شب بیا باغ کارت دارم
...چیچی گفتـ
...حالا دیدی، ماری ساما
.اینم مدرک خیانت ـشون
!آمادهی شلیک
.خدای مهربون
یعنی اینقدر سخته هی پاچه همدیگه رو گاز نگیرین؟
شمردین دقیقا چندتا سومیا رو ناکار کردین؟
.دو تا
اونوقت چندتا مونده؟
...معلومه دیگه! دو تا
...وایسا! پس اونی که مارو میزد
!امروز فسفر به مغزت نرسیده؟
.ولش کنین، آب ریخته رو دیگه نمیشه جمع کرد
!بگردین این تانکنما رو پیدا کنین
!چشم
به آخر خط رسیدیم! برای !همه آرزوی موفقیت میکنم
.آندو کون
.اشتباه از من بود، به بزرگیت ببخش
.اوشیدا کون
.حالا که فهمیدیم دیگه فدای سرش
.قشنگ محاصره ـمون کردن
.باید از بوکاژ بزنیم بیرون و تاکتیک جدید بچینیم
!مفهوم شد
!بکشین عقب
.فرمانده دشمنو پیدا کردیم
!بریم یه پاس سرعتی حواله ـش کنیم
!چشم! یک، دو
ها؟
!لامصب
!آکادمی دختران اورای برنده شد
!بُردیم
!مومو سان شیره
!عالی بود
!فوقالعاده بود
خیر سرمون اونموقع که تو مدرسه ـمون بودی .جزو چهار مقام برتر بودیم ولی بازم باختیم، آزومی سنپای
No comments yet. Be the first to leave one.