The first 181 lines.
BlackNava & memento
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
.کشتن چیزی بود که به زندگیم معنا داد
.چیزی بود که حس زنده بودن بهم میداد
.تو این بازی بقا من در صدر جدول ایستاده بودم
.یا شاید اینطور فکر میکردم
. . .تا اینکه
.حالا نگام کنید
.غولها همه جای شهر خرابی به بار میارن
.همه رو به مهلکه میکشم، حتی خودم رو
!فقط بذارید خون به پا کنم
!سیک کنید بینم، خوکها کثیف
. . .اونـ
. . .اون غول بیابونی
،اون برق توی چشمهاش . . .مملو از وحشگیری و خشونته
،فرمانروای برج سیاهه !جاگرنات ستمگر
،اون دمها . . .سمبلی از بالاترین مقام نیمه انسانها
،اون هم حاکم برج سفیده !روح روباه یوکیمه
.جفتشون از اون کله گندههان
،مجبورم عقب نشینی کنم !هیچ شانسی جلوشون ندارم
!چرا باید بیان منطقه من؟
.اسم بنده شدوست
کسی که در سایه کمین میکنه .تا سایهها (تاریکیها) رو شکار کنه
شدو؟
پدرخوانده مافیایی که پایتخت سلطنتی .میدگار رو تحت سلطه خودش در آورده
آه، راستی، رئیس همون فرقهای که .زمین رو از حضور اون کشیشهای کثیف پاک کرد
!خب، به من که مربوط نمیشه
.بعداً به حسابت میرسم، روباهک
.دفعه بعد تو رو میکشم
.ماه قرمزه
.جنون به حد خودش رسیده
جنون»؟»
داری به مشکل فعلیمون با غولها اشاره میکنی؟
آها، همون افسانه ماه گلگون که میگن به هنگام ظهورش در آسمان سه پادشاهی سقوط خواهند کرد؟
.به نظر من که رواله
اینطوری، اون خفاشا (خون آشامها) میتونن .کلی سرگرمم کنن
. . .اون مردک
.خب دیگه، منم مرخص میشم
،بهم گفتن توی محله لذت( )به دخترهام کمک کردی
(:
،پس امیدوارم که بتونیم رابطه خوبی باهم داشته باشیم
.شدوی عزیز
.در قلعه با جادو ساخته شده
!چطور تونست با شمشیر خرابش کنه؟
. . .ستمگر
. . .و همراهش، روح روباه
.جفتشون دنبال مکله خون هستن
هر کدوم از اینا به تنهایی .یه لشکر رو حریفن
.شوخی میکنی
.میخوام بزنم یه مشت انسان رو پک و پاره کنم
. . .اون یارو
اون کیه دیگه؟
.هیچ قدرتی ازش حس نمیکنم
.که یعنی از من ضعیفتره
!خود خودشه
!خوراک خودمی
. . .چی شد
این یارو کیه دیگه؟
.ماه قرمزه
.جنون به حد خودش رسیده
.وقتی برامون نمونده
. . .مادرت رو گایـ
:مترجمان
BlackNava & memento
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
،اگر این تکنولوژیه عامه اون دوره بوده
پس باید در نظر بگیریم که .سطح تکنولوژی کلیسا بینظیر بوده
.منبع قدرتشون در شیطان بود
.با عقل جور در میاد
ولی یعنی از کجا دانش کافی برای سلطه به این قدرت رو پیدا کرده باشن؟
.مگه نگفتم بی جهت به چیزی دست نزنی
از کجا باید میدونستم که قراره سر بخوره؟
.بگذریم، تونستیم با موفقیت به برج نفوذ کنیم
.فکرشم نمیکردم راهرو به اینجا ختم بشه
حالا چیکار کنم؟
. . .باید همه شاهدین رو از بین ببرم، ولی
.فکر نکنم بتونم
.هیچ انگیزهای برای مقابله با شما ندارم، کیر - سان
منُ میشناسی؟
شما کلیر کاگنو - سان، برنده آخرین فستیوال بوشین هستید، درسته؟
.به نظر نمیرسه خون آشام باشه
.و وقتش هم نداریم که الکی بجنگیم
. . .بعدشم
.تنها نیست
هی هی، چرا بتا - ساما چهرهاش رو مخفی کرده؟
!هیش، سر و صدا نکن
. . .خیلی خب
.بگید کی هستید، و اینجا چیکار میکنید
.من بتا، از شدو گاردن هستم
شدو گاردن؟
مزدورهایی که مدرسمون رو خراب کردن؟
بعدش چی؟ میخواید کل شهر رو خراب کنید؟
به دلایلی که نمیتونم بگم داشتم روی .تسخیر شدهها مطالعه میکردم
و به این منظور، به خون خونآشامی .اصیل نیاز دارم
خونآشامهای اصیل چه ربطی به تسخیر شدهها دارن؟
،وقتی به ریشهشون برگردیم .تسخیر شدهها و خونآشامها یکی هستند
،حین تکثیرشون
رگههای خونشون تغییر کرد .و از هم متمایز شدند
این نظریهایه که ما حین .تحقیقاتمون بهش رسیدیم
،برای راستی آزمایی این نظریه
،از اونجایی که ملکه خون هم از خونآشام های اصیله
.لازم شد که راجع بهش تحقیق کنیم
. . .تسخیر شدهها و خونآشامها باهم
!این با اعتقادات اصیلها در تضاده
،حالا چرا انقدر عصبانی شدی
افسانه هزار ساله عزیز خانم شکاچی خونآشام؟
تو هم من رو میشناسی؟
.سد راهت نمیشیم
.و شما هم چوب لای چرخ ما نمیکنید
متوفق القول هستیم؟
.یه چیز رو بهم بگو
راهی هست که تسخیر شدهها رو نجات داد؟
.لازم نیست نگران چیزی باشید
منظورت چیه؟
.همون که گفتم
.باشه
.بیا بریم، ماری
،اگه همینطور وقتمون رو تلف کنیم .نمیتونیم برادرم رو نجات بدیم
برادرت؟
.کسایی که اینجان دزدیدنش
،اگه عجله نکنیم .خونش قربانی ملکه خون میشه
. . .خب اون
حقیقت داره؟
. . .خب اون
. . .حقیقت داره!؟ نکنه سیـ
. . .666
.بکش عقب، 666
. . .ولی
.خب، شرمندهام
.فکر کنم کارمون اینجا تمومه
.فراموش نکنید که سد راهمون نشید
. . .هیچی میلی نداری
تا یه باره دیگه برای بهشت تلاش کنی؟
ماری؟
. . .هوی، واسا
.ناامیدم کردی، 666
.از صمیم قلب عذر میخوام
.شما دوتا هم وظیفه داشتید حواستون بهش باشه
!متاسفیم
!خیلی شلمونده
.ماموریتمون، به دست آوردن نمونه خون هست، نه چیز دیگه
.شدو - ساما شخصاً به ملکه خون رسیدگی میکنند
،اینطوری همه مشکلاتمون حل میشه .حتی مسئله مراسم قربانی کردن
متوجهای، 666؟
.بله
.حفاظت از دخترا هم بخشی از کاره، بتا
!حالا! قلبش
!میدونم
حتی خونآشامهای نامیرا هم .وقتی قلبشون رو هدف بگیری میمیرن
گفتی، از خورشید هم هراس دارن، نه؟
.حقا که شکارچی خون آشامها هستی .خوب از پس خودت بر میای
.باید عجله کنیم
.داری یه چیزی رو ازم مخفی میکنی
.توی کتابخونه عجیب شده بودی
.انگار که داشتی طرف خونآشامها رو میگرفتی
مقصودت چیه؟
.ملکه خون
تا نابودش کنی، نه؟
.این همه زنده موندم تا به هدفم برسم
ولی منظورش چی بود؟
بهشت» چیه؟»
از هیچ الفی خوشت نمیاد، با اینکه . . .اونا هزاران ساله دارن ازت حرف میـ
.کلیر! تو هم هیچ فرقی نداری
.یه تسخیر شده هیچ وقت نمیتونه انسان بشه
.خیلی واضحه، اینو دیگه همه میدونن
پس چرا همچون سوال مسخرهای پرسیدی؟
.هرکسی رازهای خودش رو داره
.خودت بهتر میدونی
.من به تو کاری ندارم، تو هم تو کار من دخالت نمیکنی
همچین چیزی برات کفایت نمیکنه؟
چی شد؟
. . .این انرژی جادویی
گفتن باید قلب یه خونآشام رو .بزنی تا بتونی بکشیش
.ولی هنوزم خیلی ضعیفی
.فکر میکردم این داشمون از خفنای اینجا باشه
.خب، حالا هرچی
.کلی دیگه مثلش هستند
.هوی، ریقیا
بگید بینم ملکه خون کجاست؟
. . .اون
No comments yet. Be the first to leave one.