Murdoch Mysteries

Murdoch Mysteries

Download Farsi Persian Subtitle

Season 19

Release info

Murdoch Mysteries S19E09 720p x264-FENiX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 19 قسمت 9 Murdoch Mysteries 2008 زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Published on: 2025-12-01
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.آقای مورداک، یه جور ماشین برای فروشگاه ساختید

.بله قربان. این یه دستگاه اتوماتیک کادوپیچیه

.می‌تونه کادوها رو، تقریباً در هر سایزی، بپیچه

.از شما بعیده همچین چیز بیهوده‌ای بسازید

.این یه دستگاه مکانیکی پیچیده است، قربان

وقتی مشغول نصب بودید، اتفاقاً نگاهتون به

تاج ملکه ژوزفین نیفتاد؟

اوه، نه، ندیدم. آه! صاحب اسباب‌بازی‌فروشی کِلنر

.قراره امروز اینجا نمایشش بده

بعدش هم قراره به حراج بذاردش

.و پولش رو به بیمارستان کودکان بده

!و چه سر و صدایی هم راه انداخته بابتش

!اوه! نگو که دلم خونه

گروه بانوان هم قراره یه نمایش باله اجرا کنه

.با حضور خود آنا پاولووا، برای صندوق بیمارستان کودکان

،و با اینکه بیشتر کارها رو من دارم انجام میدم

!نمی‌بینی من هی پز بدم

!شما به نصف این شهرِ لعنتی گفتید

!توماس

!قربان، اِم... این همونه

.اِم... اسباب‌بازی‌ها میرن تو و، اِم... کادوپیچ‌شده‌ها میان بیرون

!هان! به به. آدم حیرت می‌کنه

.وایولت

.اوه! لولین، باید بگم از دیدنت اینجا متعجبم

.اوه، نگران نباش. قرار نیست علیه مادی‌گرایی خودنمایانه حرف بزنم

خوبه. حتی اگه این یه چیز وحشتناک

.دارم سعی می‌کنم بیشتر با کریسمس کنار بیام

.یه چیز ولخرجانه برای خودم خریدم

چی هست؟

خب، دارم خودم رو مجبور می‌کنم تا صبح کریسمس صبر کنم

.تا بفهمم

!توجه

!توجه! توجه، همگی

.به رونمایی از ویترین‌های کریسمس فروشگاه فیر خوش آمدید

خانم کِلنر؟

.کارخانه اسباب‌بازی کِلنر کریسمسی بسیار شاد برای همه آرزو می‌کند

حالا، مطمئنم همه مشتاق دیدن اسباب‌بازی‌ها و

.هدایای فوق‌العاده‌ای هستیم که فیر ارائه می‌کنه

.و تاج ملکه ژوزفین که توسط بنده اهدا شده

بیایید تاج رو ببینیم، باشه؟

!ای وای خدا

!تاج من! نیست

.نمی‌دونم چی شده

.حتماً یکی برش داشته

.ممنون از نکته‌سنجیت، مارگارت

.به نظر میاد یکی دلش نخواسته برای بابا نوئل صبر کنه

.واقعاً

.- قلبم شکست

،حاضر بودم برای خیریه با تاج خداحافظی کنم

...ولی این

.- ما تمام سعیمون رو می‌کنیم که پیداش کنیم

.- و امیدوارم دزد رو بندازید زندان

تاج آخرین بار کجا دیده شد؟

.- توی فروشگاه، داخل صندوق امانات

یک ساعت پیش از کارخانه اسباب‌بازی به اینجا آورده شد

.و به آقای فیر داده شد

.- و قبل از اینکه بپرسید، من هیچ‌وقت باهاش تنها نبودم

،آقای ماتورین، سرپرست انبارداریم

.تمام مدت همراهم بود

و کی داخل این ویترین شیشه‌ای گذاشته شد؟

.- نکته دقیقاً همینه. من خودم شخصاً این کار رو نکردم

کی کرد؟ آقای ماتورین جعبه رو برد

.پیش دکوراتور، در حالی که من رفتم تو فروشگاه

ظاهراً وقتی جعبه رو باز کردن، خالی بوده، ولی

!هیچ‌کس به من نگفت

.- خب. باید این صندوق امانات رو ببینیم و اینکه کجا نگهداری می‌شده

.- البته. دنبالم بیایید، کارآگاهان

!- اوه

خدای من! اینا دیگه چی‌ان؟

شبیه اسپرگَن‌ها هستن. اونا چی‌ان؟

.- اسپرگَن یه هیولای افسانه‌ای از کورنوال بود

.مادربزرگم وقتی بچه بودم، قصه‌هاشون رو برام می‌گفت

.بدجوری من رو می‌ترسوند

.- خب، اونا واقعاً ترسناکن

.- قراره کابوسشون رو ببینم

.- هوم. هدف همین بود

.- هوم

اینا خیلی بامزه‌ن، نه؟

اینا رینکینکینز نام دارن و باید بدونی

.اسباب‌بازی برتر این کریسمس همیناست

.همه بچه‌های خوب یه دونه از اینا گیرشون میاد

!- کی میگه؟ همه میگن

.یعنی جردن ما هم حتماً باید یکی داشته باشه

!حتماً، حتماً، حتماً

.- اوه، خب، پس یکی برمی‌دارم، عزیزم

اوه، و اگه فکر کردی می‌خوای این رو برای من

.برای کریسمس بگیری، شانس باهات نیست

یه تاج الماس؟

!هِنی، شوخی می‌کنم

.لازم نیست چیزی برام بگیری

.- اگه تو میگی، عزیزم. با این حال، چه حیف

.درست از توی ویترین فیر دزدیده شده

خب، کارآگاه مورداک و واتس

.دارن بهش رسیدگی می‌کنن. اوه

،خب، اگه پیداش کردن

شاید دوباره بتونی گمش کنی، هوم؟

.باید برم

.اوه، پاسبان، نه، نه، نه

.شما باید نوارهای براق رو یکنواخت پهن کنید

هوم؟

.خوش برگشتید به کلانتری

!رئیس پلیس

نمی‌شه که دیوونه‌ها اداره تیمارستان رو دستشون بگیرن، مگه نه؟

.به هر حال، فقط تا وقتیه که بازرس چوی مرخصیه

خب، موفق شدین تاج رو پیدا کنید؟

...- نه. و نکته جالب اینه که همه ادعا می‌کنن

.هیچکس تنها باهاش نبوده

...- ما تمام اتاق‌های پشتی

.و کمدای فروشگاه فیر رو حسابی گشتیم

.و هیچ اثری نیست

...- خب، ممکنه یه نفر یواشکی از درهای پشتی اومده باشه تو

منتظر فرصت مونده و بعد تاج رو دزدیده باشه؟

!- خب، این موقع سال، گوزن‌ها هم می‌تونن پرواز کنن

.منظورم اینه که، هر چیزی ممکنه

تو این دنیا، فقط خوک‌ها پرواز می‌کنن. خب، اثر انگشتی روی جعبه هست؟

.- هیچ اثری که نباید اونجا باشه، نه

...- خانم کلنر به احتمال زیاد به همه و هر کسی گفته

.که تاج داره به فروشگاه فیر منتقل می‌شه

.شاید باید جستجو رو گسترده‌تر کنیم

.- ما قصد داریم بعدش با خودش صحبت کنیم

این به پرونده مربوطه؟

...- نه. نه. و اگه اشکالی نداره

.این هدیه‌ایه که دارم برای سوزانا درست می‌کنم

.یه جعبه موزیکه

.- چایکوفسکی. عالیه

...- اگه بتونم تمومش کنم

.ممکنه به موقع برای کریسمس برسه لندن

...- خب، پس من حدس می‌زنم جولیا و سوزانا

هنوز اونور آبن؟

...خب، بله، کار جولیا اونجا نگهش داشته

.برای تعطیلات

...و، اِم، هری هم سفر مدرسه‌ای به کبک داره، پس

.خب، مطمئنم به زودی می‌بینیدشون. دنبالم بیا، کارآگاه

.اِم

.یک کم بیشتر به چپ

.خوبه

.اِم، یه جعبه دیگه از دکوراسیون پشت صحنه هست

.اوه، من برای تزئین اینجا نیستم. من یه خواننده‌ام

.امیدوار بودم تو مهمونی کریسمس شما اجرا کنم

.اوه. خب، من از قبل یه خواننده دارم

.می‌تونید بعد از کریسمس برگردید و تست بدید

.اوه، ولی من عاشق موسیقی کریسمس‌ام

.لطفاً یه فرصت بهم بدید

.من خیلی سرم شلوغه، آقای...؟ پیج. استیون پیج

.روز خوبی داشته باشید، آقای پیج

...ولی

هی! داری چیکار می‌کنی؟

.اِم، ا-این واقعاً یه چیز خاصیه، قربان

از کجا آوردیدش؟

.آه! خودم درستش کردم

.خب، همسرم پختش ولی من همه کارهای تزئینی‌شو انجام دادم

...خانم هارت یه مسابقه گذاشته

.تو جشن کریسمس "استار برایت"

.خیلی چشمگیره

.پنج دلار برای برنده. باید شرکت کنید

.من تو عمرم هیچ وقت چیزی نپختم

...ولی مادرم یه جینجربرد عالی درست می‌کنه

.هر کریسمس

.می‌دونم چی می‌خوای ازم بپرسی

.و جواب، رابرتس، هنوز همونه

.ولی اون کاملاً تنها می‌مونه

.دو سه روز بعد از کریسمس برو ببینش

.هر وقت تونستی. برو دیگه

.بله، قربان

.همه ما باید کریسمس سر کار باشیم. این جزئی از کاره

.تو خودت می‌خواستی پلیس بشی

.آقای نایت مدیر منه

...اون تاج رو از گاوصندوق

.تو دفتر من به فروشگاه آورد

.آره، من-من-من خودمو سرزنش می‌کنم

.م-من باید تمام مدت پیش تاج می‌موندم

.یه حس بدی داشتم که یه اتفاقی براش می‌افته

...آقای فیر ادعا می‌کنه که درست تا چند دقیقه قبل

.از دزدیده شدنش، با تاج بوده

...بله، اِم، خانم کلنر

.شما واقعاً باید به کارآگاه‌ها بگید که به من چی گفتید

چی؟

...وقتی آقای فیر به شما گفت که خودش و آقای ماتورین

.با تاج بودن، این دقیقاً حقیقت نداشت

...آقای ماتورین خودش تنها با تاج رفت

.به انتهای فروشگاه

چرا آقای فیر دروغ گفت؟

.برای اینکه آبروی من رو حفظ کنه

.می‌دونید، من و آقای فیر می‌خواستیم لحظاتی رو تنها باشیم

...هوم. پس آقای ماتورین دروغ گفت

.یا برای اینکه کارش رو حفظ کنه یا برای اینکه یک آلیبی داشته باشه

.هوم

!یکی براش پیدا کردم! بالاخره

.اِم

شنیدم شما دو نفر سر یه رینکینکین دعوا می‌کردید. کجاست؟

.این تنها چیزیه که مونده

.تو دست من بود و اون گرفتش

!اول من داشتمش. نه نداشتی، شیطون

بسه دیگه! از کجا یکی پیدا کردید؟

.مغازه اسباب‌بازی‌فروشی تو خیابون کوئین. باشه

.ولی همه‌شون تموم شدن. این... آخریش بود

.و اون خرابش کرد

.خب، می‌بینیم که این حرف درسته یا نه

هی! کجا می‌رید؟

.قراره ما رو آزاد کنید؟ ما باید بریم ارکستر سمفونی

More Farsi Persian subtitles for Murdoch Mysteries

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left