Specials

Release info

[AnimWorld] Sora yori mo Tooi Basho
A Commentary by AnimeKhor
Temari

Tags

other
Published on: 2018-09-22
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 167 lines.

AnimWorld‏.‏Net

Temari

آب تو چاله های راکد جمع می شه‏.‏

همیشه عاشق تماشای سر رفتن و جاری شدن یهوییشون بودم‏.‏

آب آزاد و رها می شه و می ریزه بیرون‏.‏

بعدش اون انرژی که موقع رکودش ذخیره شده بود‏،‏ فوران می کنه‏.‏

همه چیز وارد عمل میشه‏!‏

تاماکی موری‏-‏سان‏،‏ لنگ ظهر ها‏.‏

وحشتناک ترین خواب عمرم رو دیدم‏!‏

حالا چی بود؟

خواب دیدم که تو یه حوله رو خیس کردی و انداختی رو صورتم و می خواستی خفه ام کنی‏،‏ مامان‏.‏

به نظر خیلی ترسناک میاد‏.‏‏.‏‏.‏

دیروز بهت گفتم اتاقت رو جمع و جور کن‏.‏

بی اجازه بازش نکن‏!‏ ‏-‏رین

صبر کن خب‏!‏

اوه‏.‏‏.‏‏.‏

ها؟

کارایی که می خوام تو دوره دبیرستان انجام بدم خاطره نویسی حداقل یه بار پیچوندن مدرسه و بدون نقشه قبلی رفتن به سفر

‏"‏کارایی که می خوام تو دوره دبیرستان انجام بدم‏.‏‏"‏

‏"‏خاطره نویسی‏.‏‏"‏

‏"‏حداقل یه بار پیچوندن کلاس‏"‏

‏"‏و سفر کردن بدون طرح و برنامه قبلیه‏"‏

از جوونیت نهایت بهره رو ببر‏.‏

چی داری می گی بچه؟

چت شده؟

جای دیگری در جهان

یک میلیون ین برای جوانان

سه تا لایک یک نظر

#یک میلیون ین#تانوکی #جوانی #قطب جنوب

خب که چی؟

خب‏،‏ تازه فهمیدم که الان سال دوم دبیرستانم و هنوز هیچ کاری نکردم‏!‏

خب تو تو دوره راهنمایی هم هیچ کار خاصی نکردی‏،‏ کیماری‏.‏

دقیقا‏!‏

فعالیت های دانش آموزی

می دونستم وقتی وارد دبیرستان بشم باید یه فعالیتی رو شروع کنم‏!‏

تو خواب رفتن تو زندگی اصلا خوب نیست‏.‏‏.‏‏.‏

شور و شوق جوانی سراغ کسانی که همیشه منتظر می شینن نمیاد

همین الان یه کاری کن و گرنه بعدا پشیمون میشی

قدر همین لحظه رو بدون

بدون برداشتن قدم اول هیچ کاری پیش نمی ره

می خوام از لبخندت محافظت کنم

دسر یه جور نوشیدنیه کلاس 2‏-‏2 تاماکی ماری

از پسش برمیای‏!‏

شجاعت‏،‏ شور و شوق‏،‏ انرژی

فقط وقت زیاد دارم‏،‏ واسه همین سرگردانم‏،‏

اون همه عزم و اراده ات کجا رفته پس؟

خب حالا می خوای چیکار کنی؟

تصمیم گرفتم که‏.‏‏.‏‏.‏

از جوونیت نهایت بهره رو ببر‏.‏

می خوام کاری کنم که این اتفاق بیوفته‏!‏

توضیحات لازم برای ارائه پیشنهادات

‏)‏‏‏ چرا سفر نمی کنین؟____)‏

توکیو؟

آره‏.‏ اول می رم توکیو‏،‏ بعد از اونجا سفرم رو شروع می کنم‏.‏

هر جا عشقم بکشه می رم‏!‏

کی اونوقت؟

اوخ‏!‏

از سفرتون لذت ببرین‏.‏

فردا؟

آره‏،‏ می خوام کلاس رو بپیچونم‏.‏

خب‏،‏ به نظر ایده خوبیه‏.‏

ولی من کلاس رو می پیچونم‏!‏ می رم هاکی بازی کنم‏!‏

آره‏،‏ این که مساله مهمی نیست‏.‏

مساله مهمی نیست؟

هی‏،‏ کیماری‏.‏‏.‏‏.‏ تا حالا کلاست رو نپیچونده بودی؟

منظورت اینه که تو اینکار رو کردی‏،‏ مگو‏-‏چان؟

البته‏.‏ همه این حرکت رو زدن‏.‏

باورم نمیشه‏!‏

اونجوری نگام نکن‏!‏

ببینم تا حالا بدون برنامه قبلی سفر رفتی؟

فکر نکنم‏.‏

خب‏.‏‏.‏‏.‏ خب‏.‏‏.‏‏.‏ خب‏.‏‏.‏‏.‏

من باهات جایی نمیام‏.‏

از کجا فهمیدی منظورم چیه؟

تابلو بود‏.‏ آخه همیشه طرز فکرت همینه‏،‏ کیماری‏.‏

به نظر من ولی اینکارا هیچ معنا نداره‏،‏ مگه اینکه خودت تنهایی بری

که اینطور‏.‏‏.‏‏.‏

فقط برو‏.‏

کمکت می کنم‏.‏

باشه‏!‏

تاماکی

من برگشتم‏!‏

خیلی ذوق زده شدم‏!‏

فردا دم ایستگاه تو دستشویی لباسام رو عوض می کنم‏!‏

و بعدش‏.‏‏.‏‏.‏

ساحل‏،‏ ساحل‏!‏

ایول‏.‏ حالا همه می دونن من اهل گونمام‏.‏‏.‏‏.‏

چی داری می گی‏،‏ خواهر جون؟

هیچی‏!‏

به این زودی میری؟

اون ساک رو واسه چی داری می بری؟

باید چند تا لباس باشگاهی از یکی از دوستام بگیرم‏.‏

بازم؟

بعدا می بینمت‏!‏

اینقدر بهم زنگ نزن‏.‏

مجبور شدم‏!‏

لازم نیست نگران بشی‏.‏ من قبلا به مدرسه زنگ زدم‏.‏

حسابی خودم رو زدم به کوچه علی چپ‏.‏

واقعا؟

اگه مجبور بشی شب موندگار بشی‏،‏ هر کار بخوای بکنی ازت حمایت می کنم‏.‏

اینقدر دلشوره نداشته باش و برو‏.‏

باشه‏!‏

می خوام برم سفر‏.‏

تو دستشویی لباسام رو عوض می کنم‏.‏

سوار یه قطاری میشم یه مسیرش برعکس مدرسه باشه‏.‏

اگه همه مثل همیشه برن مدرسه

خودم تنهایی خودم رو آزاد می کنم‏.‏

بدون هیچ نقشه ای می رم سفر‏.‏

می رم به جایی که تا حالا ندیده بودمش‏.‏‏.‏‏.‏

تپش تپش تلاشت رو بیشتر کن‏!‏ کاری کن که نمرات و ضربان قلبت بره بالا‏!‏

اینجا چیکار می کنی؟

خب‏.‏‏.‏‏.‏ منظورم اینه که بیرون داشت بارون میومد‏.‏

یهو زد به سرم که ‏"‏ چرا تا حالا کلاست رو نپیچوندی‏"‏‏.‏‏.‏‏.‏

جای خاصی می خوای بری؟

معلومه‏!‏ خیلی جاها می خوام برم‏!‏

کیوتو‏،‏ اوکیناوا‏،‏ هوکایدو‏.‏‏.‏‏.‏

پس چرا تا حالا نرفتی؟

خب‏.‏‏.‏‏.‏ می دونی‏.‏‏.‏‏.‏

ممکنه هواپیما سقوط کنه‏.‏

شینکاسن هم ممکنه منفجر بشه‏.‏‏.‏‏.‏

خب ممکنه هر لحظه هم یه شهاب سنگ بخوره زمین‏!‏

می دونم‏!‏ اینا رو می دونم‏!‏

خب پس چرا نرفتی؟

ترسیدی؟

می دونی‏.‏ همیشه همین کار رو می کنم‏.‏‏.‏‏.‏

رین

وقتی سعی می کنم به کلوبی ملحق بشم‏،‏ وقتی سعی می کنم چیزای جدیدی یاد بگیرم‏،‏

وقتی فکر آزمون های ورودی پذیرش مدارس عالی رو می کنم‏.‏‏.‏‏.‏

همیشه در آخرین لحظه دل رو می زنم به دریا‏.‏

وقتی می خوام دست به کاری بزنم که تا حالا نکردم

می رم تو فکر اینکه ‏"‏ اگه کارم خوب پیش نره چی میشه؟‏"‏

‏"‏واقعا نمی خوام شکست بخورم‏.‏‏"‏

‏"‏اگه آخرش پشیمون بشم چی؟‏"‏

وقتش که برسه‏،‏ کوچکترین لحظه ام‏.‏‏.‏‏.‏

رین

بجنب‏!‏

می خوای بخوریش

خب فکر نکنم این حتما کار بدی باشه

ولی ازش متنفرم‏.‏

تا موقع خاموشی برمی گردم

عادی رفتار کردم

ولی از اون قسمتش واقعا متنفرم‏.‏

می بینمت‏.‏

البته‏.‏

دفعه بعدی جای خاصی قرار بذاریم؟

باشه‏!‏

هی‏،‏ این از دستت افتاد‏!‏

ین

شوخیت گرفته؟

چقدره؟

حساب کردم‏.‏‏.‏‏.‏ دقیقا شد یه میلیون ین‏!‏

یه میلیون؟‏!‏

چرا نگهش داشتی؟ چرا نبردیش پیش پلیس؟

می ترسم‏!‏

کاملا مشخصه‏.‏‏.‏‏.‏

جدی می گم‏!‏ خیلی می ترسم‏!‏

به نظرم‏.‏‏.‏‏.‏ از دست کسی افتاده که اونی فرم مدرسه مون رو پوشیده بوده‏.‏

چه سالی؟

مطمئن نیستم‏.‏‏.‏‏.‏

اتفاقی از پشت دیدمش‏.‏

دیدیش؟

اینطور‏.‏‏.‏‏.‏ فکر نکنم‏.‏

موهاش به اندازه موهای اون دختره بلند بود و به نظرم خوشگلم بود‏.‏

دیگه چی؟

بوی خوبی میداد‏.‏ یعنی حالت دهنده زده بوده؟

دیگه نه در اون حد‏.‏‏.‏‏.‏

خب‏،‏ باشه‏.‏

A Place Further than the Universe subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left