The first 200 lines.
گلوله
اون بسیار قد بلنده
اون یه ماسک کارناوال رو صورتش بود
یک کت بلند
و مرد دیگه، سومی
اون نگاه کرد و دو بار شلیک کرد
از 1982 تا 1985
گروهی به نام "قاتلان برابانت" ایجاد وحشت کردند
تحقیقات مهمی انجام شد اما موفقیت آمیز نبود
مهاجمان بصورت یک کماندوی واقعی فرار کردند
ما در مورد سی آی ای صحبت کردیم، کسی که میخواست بلژیک رو تکون بده
"شکم نرم ناتو"
صحبتهایی مبنی بر تلاش برای بی ثبات کردن دولت بوده است
در این مورد زیاد صحبت کردیم، همه چیز در اوقات فراغت
شما مدرکی دارید که ما نمی خواستیم موفق بشیم؟ - بله
بروکسل، 30 سال بعد.
شماره ناشناس - آیا بهشت نزدیکه؟
من آنجا هستم
بیا بریم
کمیسر تسلا، یک پیام بذارید
لوسی با من تماس بگیر، ضروریه
من در بازار هستم ...
بویس دلا هوسیر . . . 10 روز قبل
برو چکش کن
من بهت چی گفتم...
ما باید منتظر جواب آزمایشگاه باشیم
خوب؟
همه چیز مطابقت داره
اندازه جمجمه، دندانها
و، حالت بدن نشون میده که اون برای 30 سال اینجا بوده
نشانه های"کلاغ سیاه" کامل بود.
12 گیج، نوع برنکس
نوع مهماتی که توسط قاتلان دیوانه استفاده میشه
یه جورایی امضاشونه
احتمالا با یک شاتگان تیر خورده
یک گلوله در سر و دو تادیگه در قفسه سینه
من اجازه تحقیق در مورد وزیر وان بولن رو دارم؟
مطمئنید ما تمام شواهد رو داریم؟
اون کارش با اونچه که کلاغ سیاه فراهم کرده تموم شده
و حدس میزنم شما بتونید شناساییش کنید؟
هنوز نه، اما داریم روش کار میکنیم، آقای دادستان.
خوب؟
ما در مقابل خانه پسر ون بولن وزیر سابق زندگی می کنیم،
که همونطور که می بینید توسط قاضی ورونیک دستگیر شده
وزیر سابق در خلال تحقیقات پرونده قاتلان دیوانه متهم شد
جنایاتی که به خاطر دارم که کشور ما رو درگیر خونریزی کرد
در اوایل دهه 80
پس، خوب پیش رفت؟
آره، من همه چیز دارم
تو برای استراحت با پسره قرار داری؟ - امشب اگر همه چی خوب پیش بره
بد نیست.
بهترینه
متهم کنندگان رو داری؟
آره، من همه چیز دارم.
آخرین از Astra.
ممنون
همه چیز خوبه. اون تنهاست.
من دارم کار آخرم رو انجام می دم و بعد یک هفته ما میریم یه جای دور
من نمیخوام دوباره با فرار زندگی کنم فرانک
تمومه
به من اعتماد کن.
چه کار می کنی ؟
چی؟
بطری ات
چی، بطری؟
تو قبل از اینکه دستکش بپوشی بهش دست زدی. دستکشت رو عوض کن، دی ان ای تو روش هست.
بزودی لازمه مثل فضانوردها لباس بپوشیم برای سرقت . . .
ما به مارچین می رسیم
همه چیز خوبه
ما دو دقیقه دیگه می رسیم. تمام
داریم نزدیکتر میشیم
آماده شید
محیط رو امن کنید
برخورد تا پنجاه متر دیگه
چهل.
سی.
بیست.
ده.
برید
دستا پشت گردن.
بیرون
حرکت کنید
برو
اینجا، زانو بزن
روی زانوها
احمق نشو. به بچه هات فکر کن، همه چی درست میشه
اونجا، با بقیه
خوبه که دارمش. یک دقیقه
بایست. بایست
برو! سریع تر!
وارد اونجا شو
برو بشین
حرکت نکن.
جی پی اس فعال شد
ما آروم هستیم، تقریباً تمومه
من در محل هستم، همه چی خوبه
سلام.
متشکرم.
لعنتی، چه احمقی
من، بدون پولم نمیرم
ما آروم می مونیم
برو دنبالش
متشکرم.
حرکت کن
حرکت کن
دستت، دستتو نشون بده
هی! درست همین جا !
در مقابل دیوار.
برو! برو!
خوبه، برو
برو بیرون! حرکت کن
مستقیم به جلو.
به سرعت برو.
برو جلو.
برو جلو.
انگشتتو بذار
خفه
حرکت کن! حرکت کن
پایین ! پایین !
برو!
کمیسر تسلا، یک پیام بذارید.
لوسی با من تماس بگیر، ضروریه
من تو بازار هستم ...
سربازان لژیون قدیمی،
فردا پرچم هایمان را تکان می دهند
به عنوان برندگان ما مارش خواهیم زد،
ما فقط سلاح نداریم
اما شیطان با ماست ، ها ها ها
اوه، لعنتی دلم براش تنگ میشه.
منم همینطور
الن دنبال تو نمیاد
خواهیم دید
اگه فکرتو عوض کنی.
آه، نه، نه، تصمیم گیری شده، من ادامه نمیدم
اومدن را میبینم
بدون تو حوصله ام سر میره
اوه، برای دیدن من میای
اینجا.
نه
اون نه - برو جلو
نه، اون نه
برو
اون از هر سه تاتون محافظت میکنه
گند میزنی
متشکرم.
اونا از کجا میان؟
لعنت
هدف برای لاستیک ها
ناخن ها رو بنداز
ای،نی
آاون حرومزاده ها همیشه آرزو دارن
بازی خوب !
تو شانسی نداری
فرانک. اسلحه ات رو بنداز
فرانک
والکن. تو محاصره شدی. شانسی نداری
بنابراین، از بین بردن سلاح و تسلیم.
فرانک برو
برو
لعنتی
سانتو مرده
پلیسا منتظر ما بودن، به ما خیانت شده بود
چطور به ما خیانت شد؟
چی؟
تو، برو "پسر فاحشه" رو برام پیدا کن، همون که معامله رو بهت فروخت
فرانک، این امکان نداره
سانتو مرده، لعنتی، میفهمی؟
نگاه کن، ممکن نیست، پلیسا اینجان
ما مجبوریم چند روز صبر کنیم
تو همونی هستی که این یارو رو اوردی پیش ما
تو برو ورش دار. میفهمی؟
پلیسا اتفاقی ما رو پیدا نکردن. اصلا خوشم نمیاد. این قضیه بو میده
من احمق نیستم فرانک
قسم میخورم نمیدونم
نمی دونم چه اتفاقی افتاده
قسم میخورم
من مسؤول اعلام غم انگیز مرگ هشت نفر هستم
از جمله یکی از خواهران محترم همه ما
قاضی ورونیک پیروت
بزدلانه توسط مجرمانی به قتل رسید
که واقعاً مثل غارتگرها رفتار کردند
یکی از آنها توسط پلیس به ضرب گلوله کشته شد
این سانتو مسینا است
کاملاً توسط نیروهای ما شناسایی شده
پلیس استثنایی - برداشت ها انجام میشه
برای از بین بردن این گروه تروریست
روز خوبی داشته باشید
آقای دادستان، لطفا، ما هنوز هم سوالات زیادی داریم
سوال راجع به فرانک والکن، که چند هفته پیش از زندان فرار کرد
اون خیلی به سانتو مسینا نزدیک بود
بنابراین اون مظنونه؟
نظری ندارم
آقای دادستان
سلام
میشه یه کم کمتر سر و صدا کنی؟ لطفاً
من شکر میخوام، و همه شکرها اون تهه
می دونید، این دلیلشه که ما قاشق رو پیشنهاد میدیم
چون همونطور که میبینید، وقتی هم میزنید، شکر بهتر پخش میشه
و دیگه لازم نیست ته فنجون رو لیس بزنی
و بنابراین دیگه لازم نیست به اون صدای لعنتی گوش کنم
No comments yet. Be the first to leave one.