The first 200 lines.
صبح بخير قربان - بله؟
قتل - کي؟
سرمايهدار روزنامه، پريتي ساکسينا از روزنامه ايندين تايمز
ماشين رو نگه دار
اي بر گور پدرش
اين موشهاي پولدار نميذارن خواب شب و پيادهروي صبحگاه داشته باشي
هرج و مرج، وزرا، روزنامهها ..تلوزيون، کوفت و
بشين بريم
کجا؟ اون بالا -
بالا، باهام بياين قربان
خدمتکاره؛ از اون هم نگذشته
!جـنــده
شيشه در پشتي شکسته نميتونسته از اونجا اومده باشه
شکار ساکسينا ميگه که وقتي اومده داخل خونه
يکي از پشت زده تو سرش اونم بيهوش شده
سرنخي از قاتل هست؟ به کسي مشکوکين؟ -
ميتونيد قاتل رو بگيرين؟
يه چيزي قعطيه نشاني از تجاوز نيست
زخم سر و ديگر زخمها نشون ميده که قاتل رواني بوده
از انجامش لذت ميبرده
يه چيز ديگه
قاتل از يه سلاح تيز شش اينچي استفاده کرده
يه چاقو يا چيز ديگه ولي تيغهاش دندانهدار بوده
چاقوي شش اينچي مشکل و شش اينچ طناب ميتونه حلش کنه
..طبق گزارش، هيچ اثر انگشتي روي
بدن شکار ساکسينا، همسر و خدمتکارش پيدا نشده
خب چطور رد قاتل رو بزنيم؟
زخم رو سرش چي؟ زخم عميقي نيست -
يکم خونريزي داشت چيز خطرناکي نبوده
بايد داغون بشه تا بهش بگن خطرناک؟
ممکنه
يه بيل پيدا کردم، تمام جزئيات رو از دفتر شکار ساکسينا پيدا کردم
بعد از ازدواج با پريتي شکار همسرش شده
ولي پريتي ساکسينا صاحب روزنامه باقي مونده
به صورت قانوني، شکار نميتونه يک قرون هم از همسرش به ارث ببره
ولي طبق وصيت پريتي ..بعد از مرگش
شکار ساکسينا مالک تمام داراي او خواهد بود
مردي که بسيار شريف به نظر مياد به طرز وحشتناکي همسرش رو به قتل رسونده
دليلش همينه
براي اين زنش رو اينطوري کشته :تا يه احمقي عين تو بگه
" چطور يه مرد ميتونه زنش رو اينطور بکشه؟ "
سادهست، اگر من عين برده زنم بودم ..و ميخواستم
اونو بکشم، همين نقشه رو ميکشيدم کدوم بيمارستانه؟
تو راهم، ديروز کم مونده بود از تاريخ محو بشم
ديروز صبح که از خونه خارج شدم همه چيز داشتم، و وقتي برگشتم
باورم نميشه اينا واقعيت باشه ساعت 7 تا 8 عصر کجا بودين؟ -
انجمن رسانهها، داشتم با يه خبرنگار مصاحبه ميکردم
و بعدش؟
کولکارني رو رسوندم پايانه راه آهن بعدش رفتم دفتر
اون موقع شب؟ چرا رفتي دفتر؟
آقاي لوکانده،من ويراستارم مثل تمام شنبهها
بايد سرمقاله امروز هم مينوشتم
نوشتن نرخ جنايات در شهر شما کار آسوني نيست
پس مقاله محکم شما براي پليس شنبه گذشته
من نوشتم
هميشه منم که در مورد رخداد ناگوار شما مينوسم
و ببينيد امروز دارين چي ميخواين ازم ميخواين برگه رو پر کنم
و اصلا براتون مهم نيست قاتل بخواد شما رو گمراه کنه
و چرا به من نگاه ميکني؟ من تورو ياد وکيلت ميندازم؟
بله، ميخواستم اعتراض کنم
اعتراض وارده
ياداو، بريم بذاريد آقا استراحت کنند
پشت سر من مراسم ختم يک دختر معصوم، پريتي ساکسينا رو شاهد هستين
وي در آپارتمانش به طرز وحشتناکي به قتل رسيد
چه انگيزهاي پشت اين قتل است پليس سرنخي از قاتل ندارد، چه به روز اين شهر آمده
:دو سال تمام ميگفت " ميخوام برادرم رو ببينم "
!و حالا شما اومدي
!اينطوري
:ترجمه تخصصي توسط باليووديها سامان کياني
از اين کارت دست برميداري يا نه؟
هر هفته مياي اينجا و بهم ميگي
!من زنم رو خيلي دوست داشتم باهم خيلي خوشحال بوديم
و اتفاقي بين ما نيفتاد که بخواد منو براي کشتنش تحريک کنه
چه يه بار چه هزار بار بپرسي جواب من همونه
چونکه همين حقيقته حقيقت اين نيست -
حقيقت اينه که تو رابطه خوبي با همسرت نداشتي
مدام باهاش دعوا ميکردي ..من حتي شنيدم که
چه خبره؟ بي جهت دارين موکل من رو آزار ميدين
...هي پاوار
دارين با آدم مهمي صحبت ميکنيد ..نميدونيد وقتي ميخوان وارد دفترشون بشن
!پنجاه نفر بهش سلام ميدن اونوقت شما عين جنايتکارا باهاش حرف ميزنيد؟
هرچي ميخواين بپرسين درست بپرسين
آقاي شکار، بذاريد بهتون اطمينان بدم من شما رو جاني تصور نميکنم
حالا ميتونم با تمام احترام ازتون بپرسم ...که آيا
بين شما جنگ يا جدلي بود؟
من کي گفتم بين ما دعوا نبوده؟
حتي شايد سر هم داد هم زده باشيم
اما مگه ما زوج نبوديم؟ ..مگه بين تمام زن و شوهرا
مشکل پيش نمياد؟ من شما رو توي تلوزيون ديدم -
در آمدگاه همراه سيمي گروال همسرتون زياد خوشحال به نظر نميومد
آقاي رستم سهراب سوداتروالا سرپرست جيم کانا بين المللي
شما اينطور فکر کن منظورتون چيه؟ -
روي کاغذ من سرپرستم ولي در اصل همه کاره ام
،کدوم دختر با کدوم پسر ميره بيرون کي چشمش رو رئيسشه
در مورد همه روابطت خبر دارم چرا فقط خارج، هواي داخلم دارم
..شارما، مدير فقط بگو -
کليد زاپاس اعضا رو داري يا نه؟
من نه، مدير داره يه بار در سال کليدارو ميدن من
سي و يکم دسامبر، ميدونيد چرا؟ که صندوقها رو تميز کنم
سال گذشته که اتاق 502 رو تميز ميکردي چي نظرت رو جلب کرد؟
اون شماره مال آقاي شکار ساکسيناست ..وقتي بازش کردم
ديدم يه چيزي توش ميدرخشه خوب که نگاه کردم.. ديدم چاقوست
خطرناک بود، نزديک 6 اينچ و طرحش عين قله هيماليا بود
دقيقا همونطوري.. بالا، پايين.. بالا، پايين
گفته بودم، اون مسائل مالي رو حل ميکرد
من فقط کارآفريني ميکردم
جناب شکار ساکسينا
از شکار کردن خوشتون مياد؟
تاحالا رفتين شکار؟
خير
شده که چاقوي شکاري بخرين؟
خير
قبل از پاسخ دادن، فکر کنيد عجله که نداريم
تاحالا خريدين يا از يه دوست قرض گرفتين؟
!گفتم که، نــه ×داد نزنيد -
يه فرصت ديگه بهتون ميدم حقيقت رو بگين
درست صحبت کنيد ريدم تو ادب -
تا الان داشتم خودمو کنترل ميکردم ..ميدونم چطور بايد
حقيقت رو از گلوي يه آدم بکشم بيرون
فکر ميکني من زنم رو کشتم؟
!ثابت کن
..توي دادگاه ثابتش ميکنم، جناب ساکسينا
براي الان، به اندازه کافي مدرک دارم که بندازمت توي هلفدوني
هي پاوار، به آقا دستبند بزن النگوهاشو بده بهش
شما دادستان پرونده شکار ساکسينا هستين؟ شما فکر ميکنيد که ساکسينا قاتله؟ -
اون رو توي توقيف نگه ميدارين؟
اگر به حرفم اهميت بدي اين درخواست بازداشت مجدد رو ميندازي دور
چي ميگي مهتا؟ بدون کتک خوردن يه کلامم حرف نميزنه
مگه واسه يه خرده کاري گرفتيش که با دوتا چک خوردن اعتراف کنه؟
ميخواي درجه سوم رو امتحان کني؟ ميخواي برعکس آويزونش کنم؟
ببين اون با کله گندهها در ارتباطه
..هر روز معاينه ميشه، توي دادگاه
صندلي رو ميکشه سمتت و برات تنبيه نامه مينويسه
بقيه چه فکري ميکنند؟
..که داري بهش چي ميگن؟
انتقام داري انتقام ميگيري -
خب، الان چيکار کنيم؟ چيکار؟ -
حتي گزارش جنايي هم نداره دادگاه درخواستمون رو رد ميکنه
اگر اون از روز اول وثيقه رو بگيره ما سرزنش ميشيم
پس بهتره اصلا حرف وثيقه رو نزنيم مهتا، ميزنه به چاک -
جايي نميره، آدم بزرگيه ..هرچي آدم بزرگتر
!جاش واسه مخفي شدن کوچيکتر هرجا باشه، تو ديد مردمه
بذار الان بره قرار ما باشه براي... بعد
حالتون خوبه؟
آقاي شکار ساکسينا، شما تنها نيستين پليس ازتون چي پرسيد؟ -
پاپوش درست کردن؟
ميدوني روزنامه من اونا رو افشا کرده
و من اينجام، براي باقيش شما به اندازه کافي باهوش هستي
آقاي ساکسينا، من به دهلي زنگ زدم ..دارم در مورد
آقاي آرجون مالکاني فکر ميکنم
!اون بهترين وکيل جنايي کشوره
نه آقاي سينگ، پرونده من از قبل شبيه سيرک شده
نميخوام کسي وکيلم باشه که پيروزيم بيشتر شلوغش کنه
به اقتدارتون ايمان دارم ميخوام وکالت منو بگيرين
آقاي ساکسينا، ما وکلاي حقوقي هستيم ما پروندههاي مدني رو داريم
نميتونيم پرونده جنايي برداريم يعني يه وکيلم ندارين-
که بتونه پرونده جنايي برداره؟ نه نداريم -
يکي هست که ميتونه ولي اون 4 ساله يه پرونده هم قبول نکرده
اگر لايقه، چرا 4 ساله پرونده نداشته؟
اتفاق عجيبيه، جناب ساکسينا ..کشيده کنار تا تمرين کنه
بعنوان مثال آدمي مثل لوکانده رو که شما رو دستگير کرده رو سرجاش بنشونه
پس اون مرد از آدماي خودمه مرد نيست، زنه -
دختر قاضي پارگاو پدر و مادرش در يک تصادف فوت شدن
شب و روز کار کرد تا با تنهاييش مقابله کنه
از 7 هم گذشته، سميران حداقل شب جمعه بيخيال شو
خونه جايي که من ميرم، آقاي پراپاکار اونجا تنهام اينجا هم تنهام
پس چرا بيشتر کار نکنم؟
نه؟ - درسته،ميبينمت- هي موزيک رو پخش کن -
حتي قهوه هم تموم شده
کي اونجاست؟
تولدت مبارک
تولدت مبارک سيمران تولدت مبارک
اين کار کي بود؟
تولدت مبارک سيمران آميت -
اي ناقلا، اي احمق
" اينقدر تو زندگي تنهام که "
" به يه همراه در کنارم نياز دارم "
" اينقدر تو زندگي تنهام که "
" به يه همراه در کنارم نياز دارم "
.." توي زندگيمون همش به دنبال "
" يک همسفر هستيم "
" مياد اون کسي که منو دوست داشته باشه "
" هنوزم به اين ايمان دارم "
" يکي هست که هنوز انتظارم رو ميکشه "
" دارم حقيقتي رو بهت ميگم، رفيق "
دارم به اين دل ديوانه ميگم که " " اينقدر ديوونه نباشه
دارم به اين دل ديوانه ميگم که " " اينقدر ديوونه نباشه
"خيلي خسته کنندهست، اين زندگي"
" من به يه همدم نياز دارم "
.." توي زندگيمون همش به دنبال "
" يک همسفر هستيم "
" شب و روز يه نفر داره منو شکنجه ميده "
" اين سفر رو تنهايي نميتونم پشت سر بذارم "
" اينکه چقدر من رو بيقرارم کرده "
" اصلا خبر نداره "
" نميتونم جلوي خودم رو بگيرم "
" اشتياق به آغوش کشيدنش رو دارم "
" نميتونم جلوي خودم رو بگيرم "
" اشتياق به آغوش کشيدنش رو دارم "
.." توي اين زندگي، من تشنهي "
No comments yet. Be the first to leave one.