The first 200 lines.
911 ، مورد اورژانسی تون چیه ؟
من در خیابان 1832 برایسون هستم
یه مرد بزرگسال هست
که چندین ضربه چاقو به شکمش خورده
به نیروی پزشکی و همچنین پلیس نیاز داریم
چشم آقا ،میشه اسمتون رو به من بگید ؟
ایوان باکلی
آتش نشان ایستگاه 118 هستم
- باک توئی ؟ - بله و قربانی هاوارد هان هست
خونریزی شدیدی در قسمت شکم ـش داره
به سختی نفس میکشه ، احتمالا ریه اش آسیب دیده
زود باش چیم طاقت بیار
باک نیروی امداد دو دقیقه است که راه افتادند
میدونی چه اتفاقی براش افتاده ؟
- چه مدتیه که اون پائین افتاده ؟ -نمیدونم
من داشتم به خونه میرفتم که اینجا پیداش کردم
به نظرم چند دقیقه ای هنست که توی این وضعیته
نبضش چطوره ؟
ضعیفه ولی میزنه
-جیسون - صبر کن...
داره حرف میزنه ، چیم ، منم باک ، من اینجام باشه؟
ازت میخوام که به هوش بمونی چیمنی
- جیسون اون رو با خودش برد... -چیمنی ، جیسون کیه ؟
مدی...
مدی کجاست ؟
چیمنی ، مدی کجاست ؟
چیمنی ، مدی کجاست ؟
مدی کجاست ؟
- ما حواسمون هست آقا -مدی
مدی
مدی
مدی ، کجایی ؟
مدی ، مدی اینجایی؟
مدی
اون... اون اینجا نیست
رفته
اوه نه
باک ؟ باک چی شده ؟
چیزی پیدا کردی؟
تمام وسایلش توی خونه ست
تمام واحد ها به خیابان 1832 اعزام بشن
احتمالا با مورد آدم ربایی یک خانم بزرگسال روبرو هستیم
مدی باکلی کندال
اون بالاخره پیداش کرد
برای اطلاع از زمان انتشار زیرنویس پیج ما را در اینستاگرام دنبال کنید : 911tvfox
- عزیزم این چیزه کجاست ؟ - چی میخوای؟
همون درب بازکن فانتزی که به خاطرش کلی قرض گرفتم
گندش بزنند ، از روش قدیمی بازش میکنم
دارم یه سلکشن از آهنگ های مورد علاقه ات رو جمع میکنم
سم کوک ،ماروین گیه
عالیه . بهترین آهنگ های عاشقانه ای هستن که تا حالا نوشته شدن
و تک تک این آهنگ ها
تو رو به یادم میارن
تو خیلی خوبی
معلومه که هستم ، این زمانی مشخص شد که
جراح قلب ، قلب تو رو دزدید
تو فقط جراح قلب نیستی ، رئیس بخش قلب و عروق هستی
من واقعا بهت افتخار میکنم
دومین جوان در ایالت که پدرم پرونده ام رو به
سازمان " درسته ولی نمیشه " فرستاد
ولی لعننت بهش ، باشه ؟
ما به هر حال جشنمون رو میگیریم
نه نه ، اون دوتا تیکه لیوان رو بنداز دور
رویدادهایی مثه الان
چیزهای خاص و ویژه ای نیاز داره
ما از زمانی که ازدواج کردیم از اینا استفاده نکردیم
آره
جز محدود چیزایی هست که از مادرم به جا مونده
اینبار کمتر شراب می نوشیم
شیارها هنوز روی جام هست
این ترفیع شغلی ، به خاطر خوش شانسی این جام ها نیست
به خاطر پا قدم خوب تو هست
به سلامتی مدی من
اتفاق پیش میاد ، درسته ؟
مادرم همیشه می گفت اتفاق هایی که میوفتن
یه فرصت برای یادگیری هست
مشکل اینه که ، دیگه هیچوقت اینکارو نکن مدی
لعنت بهت مدی
تقصیر تو بود
بهت گفته بودم ، گفته بودم تو نمی تونی منو ترکم کنی
- بهت هشدار دادم - اون مـُرده ؟
اگه نمرده ، بعدا میمیره
- اون دیگه الان مشکل ما محسوب نمیشه - چرا داری اینکارا رو می کنی؟
اون مرد مهربونیه ، خیلی مرد خوبی بود
فکر می کنی من این چیزا رو نمی دونم ؟
نمیخواستم بهش آسیب بزنم ، از چیمنی خوشم میومد
- ما با هم دوست بودیم - چی؟
ولی تو منو درگیر کرده بودی مدی
تو همیش توی ذهنم بودی ، همیشه بودی
اگه فقط پیشم میموندی....
داگ تو چند وقته اینجایی؟
میخواستم مطمئن بشم که تو در امان هستی
وقتی که تو رو با باک میدیدم فکر می کردم خیلی خب پس همه چیز خوبه
اون فقط یه کم زمان میخواد ، باشه بهش یه کم فضا واسه فکر کردن میدم
بعدش به خونه برمیگرده
اون همیشه به خونه برمیگرده
و بعدش چیمنی بهم گفت که تو ازش خواستی باهم قرار بذارید
و بعدش فهمید ... فهمیدم خیلی زیاد منتظرت موندم
نه
نه ، میشه کنار جاده توقف کتی ؟ میتونیم باهم صحبت کنیم
هنوز دیر نشده
معلومه که دیر شده
من یه مرد رو به خاطر تو کشتم ،مدی
هیچ راه برگشتی ندارم
نه واسه من ، نه حتی واسه تو
خودمو سریع به اینجا رسوندم
حالش چطوره ؟
زنده ست ولی ریه اش سوراخ شده
و شکمش تیکه پاره شده
داره عمل میشه؟
نه هنوز ، خیلی خون از دست داده
ولی به محض اینکه وضعیتش بهتر شد واسه عمل اماده اش می کنند
کی میتونه اینکارو باهاش کرده باشه؟
احتمالا کار داگ بوده
داگ کندال
به مدی گفته بود اگه ترکش کنه ، مدی رو می کشه
اون اینکارو کرده
گفتی اون توی پنسلوانیا زندگی میکنه
اون میدونست مدی اینجاست؟
- نه ، اون ... - اون درخواست طلاق داده بود...
احتمالا از این طریق پیداش کرده
باشه پیگیری می کنیم ولی قبل از اینکه دوستتون بیهوش بشه
گفته بود که بهش حمله شده
توسط مردی به نام جیسون بیلی
هیچکدومتون نمی دونید این فرد کیه ؟
فکر نمیکنم
صبر کن ...
یه لحظه صبر کن ، کارآگاه میدونم اون یه دوست جدید داشت
یه پسری که ... که باهاش بیلیارد بازی میکرد
و من هیچوقت ندیدمش و الان میفهمم دلیلش چی بوده
شاید داگ بوده اون به چیمنی نزدیک شده
تا از این طریق به مدی نزدیک بشه
حرفمو باور نمی کنید ؟ منظورم اینه که
گوشی چیمنی دقیقا همونجاست، خودتون بررسی ـش کنید
گوشیش قفله
تمی تونیم بدون هماهنگی با قربانی او رو باز کنیم
می تونیم حکم بررسی گوشی رو از دادگاه بگیریم
ولی یه کم زمان میبره
مدی وقت نداره میفهمید ؟
بیخیال ، داگ اینکارو کرده
اون تقریبا چیمنی رو کشته و
و بعد می تونه مدی رو هم بکشه
- ولی نکشته -بابی
باک بهم گوش بده
باک شاید حق با تو باشه
اینا کاره داگ هست
و اون فهمیده که مدی کجاست و به اینجا اومده
و به چیمنی آسیب زده ، ولی مدی اینجا نیست
و اگه اون میخواست مدی رو بکشه...
من اینجا مدی رو هم پیدا میکردم
اون مدی رو نکشته وقتی اون رو دزدیده مدی زنده بوده
و به خاطر همینه که ما تا حالا صبر کردیم
می تونم... میتونم لباسم رو عوض کنم ؟
آغشته شده به...
مشکلی نیست ، فقط به چیزی دست نزن
و وقتی لباسش رو عوض کرد ، اون رو توی کیسه بندازید
آتینا یه نفر باید از لحاظ ذهنی آماده اش کنه
ما که هنوز همه جا رو نگشتیم
تو فکر می کنی ما اون رو زنده پیدا نمی کنیم
خطرناک ترین لحظه برای خانوم ها در اینجور مواقع هست
وقتی که اون رو ترک کرد ، مدی می دونست که این اتفاق میوفته
به خاطر همین بود که قایم شده بود
ولی اگه کار اون بوده...
این سناریو ها معمولا پایان خوشی نداره
کاپیتان من باید به بیمارستان برم
میخوام چیمنی رو ببینم
من میرسونمش
-کسی چیزی ندیده ؟ - شاهدی نداریم
ما داریم تلاش می کنیم که به دوربین های امنیتی خونه دسترسی پیدا کنیم
ولی یه دوربین اون طرف خیابون
یه مرد رو نشون میده که داره اون رو به زور سوار ماشین می کنه
تمام اطلاعاتی که داریم یه ماشین 4 در تیره رنگ هست
که کمک زیادی واسه جستجو بهمون نمیکنه
گوشی چیمنی کجاست ؟
به خاطر اینکارم منو ببخش رفیق
تو اجازه نداری اینجا باشی
- اوه خدا لطفا اجازه ندید اون بمیره - لطفا آقا
- شما باید توی سالن انتظار بشینید - نه تو نباید بمیری
آقا شما باید از ایجا برید
- آقا شما باید اینجارو ترک کنید - باشه باشه میرم ، دارم میرم
کارآگاه مارک حرف منو قبول نداشت
اون گفت هیچکس اینقدر احمق نیست که اینکارو بکنه
منم گفتم تو باک رو نمی شناسی
خب...
حرکت جسورانه ای بود
اره میدونم
" به چی فکر میکنی باک ؟"
همین الان کلی سرکوفت از آتینا شنیدم.
میدونم چی تو دلت میگذره ، منم خواهر دارم
داری به فکر میکنی که چطوری از دست
مجازات پلیس ها خلاص بشی
نه اصلا نگران این قضیه نیستم
من نمی دونم قوانین پلیس ها چرا اینجوریه ؟
این قوانین مدی رو می کشه
ولی من یه غیرنظامی ام
این قوانین واسه من اجرایی نیست ، درسته ؟
پس چرا تو بیمارستان زندانی هستی؟
این من بودم که به مدی گفتم...
نیاز نیست به فرار کردن ادامه بده
که می تونه یه شروع جدیدی داشته باشه ، که اینجا جاش امنه
No comments yet. Be the first to leave one.