The first 200 lines.
ترجمه اين اثر بصورت شنيداري .از زبان بنگالي انجام شده است
تجديد ديدار مدرسه داکا، سال 2017
صابري، نيتو تو راهه وايميسي؟
کجا ميري؟ يکم ديگه شيريني بردارم -
بسه ديگه، جشن هنوز شروع نشده يه کوچولو ديگه که چيزي نميشه -
کم بردار
واقعا نميخواي سخنراني کني؟
درسته
من اصلا جلوي بقيه سخنران خوبي نيستم
ما دوتا روي استيج نباشيم
مراسم تجديد ديدار ديگه خيلي بيروح ميشه
بهت نيازه
مامانت چطوره؟
خوبه
چرا بابات هميشه تو رو داخل فيلمهاش بازي ميده؟
!چرا نده؟ آهان
ميگم تو فيلم بعديش به تو هم نقش بده
راضي شدي؟ به خودت زحمت نده -
بابام براي فيلم شخصي خودم يه کارگردان استخدام ميکنه
بدون تخت گل رز
"آواز محلي"
گوش کن
متوجه نيستي؟ من هيچي رو متوجه نميشم، صابري -
که اينطور؟ پس بذار من توضيح بدم
ستارهت ميخواد آشتي کنه پس بايد يه تاثيري بذاري
پس بهش پيامک بده و ازش بخواه تا يکم باهم وقت بگذرونيد
و يه پيادهروي طولاني داشته باشيد باشه؟
پيامک چرا؟ ميتونم بهش بگم
نه، کلي فرق بين گفتن و پيامک دادن وجود داره
آقاي جاويد حسن، نميخوام تو و ستارهت فردا توي ويلا باشيد، واضح بود؟
هر چه شما امر بفرماييد، قربان
متشکرم
براي همين نميرم بيرون
بلد نيستم لباس خوب بپوشم
هيچي با هم نميخونه اوهوم -
اوه! بالاخره يکي يافتم
ببين ستاره، ست خودشه
اين؟ اين با قرمز ست ميشه؟
يه قرمز ديگه تو ذهن من بود
مامان، اين بهش مياد قشنگ ميشه
اصلا نميخواستم برم
من ميخوام که بري
اين رو بپوش
اين بهش مياد؟ آره، مياد -
مطمئني؟ ..مطمئنم-
گوشهام بايد خالي باشه؟
!حالا ديگه گوشواره هم ميخواد
با دور شدن از اينجا درواقع ميتونيم به هم نزديک بشيم
اينجا بهتره، نه؟
دور از شهر
هان؟
اصلا فهميدي کي شبيه کارگذارها شديم؟
از وقتي که شوهر و زن شديم
که زندگي ما عين فيلمهاي سياه هنري شد؟
خانه پدرزن جاويد داکاي قديم، سال 1990
مايا
نام مستعاره؟ مخففي از اسم کاملشه -
!که اينطور
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: بينگسا
سن؟ هفده سال -
!اما گفته بودين دبيرستان رو تموم کرده
بله، چون در سن کمتر رفت مدرسه
کي از خونه رفته؟ !من چه ميدونم بابا-
بيدار شدم و ديدم نيستش اگر ميدونستم که شما رو خبر نميکردم
از کجا مطمئني که با جاويد فرار کرده؟
پدرش کيه؟ من يا شما؟
!ميدونم با کي ميتونسته فرار کرده باشه
!اوهو
پس مورد عشقيه نه، عشقي نيست -
آدمرباييه! چون ميخواد دارايي من رو از چنگم در بياره
بايد مورد رو آدمربايي بزنيد
از پسره برام بگين
اسمش جاويد حسنـه از سيدپور
سن؟ بايد 35 يا حتي 40 سالي داشته باشه -
نه، احتمالا حدود 27-28 باشه تو خفه شو -
اگر ميخواي ميتوني 25 سالهش کني !چندبار گفتم براي دخترمون معلم مرد نگير
حالا اين اتفاقها همهش بخاطر توء
آدرس پسره کجاست؟ کجاي داکا زندگي ميکرد؟
نميدونم، ميتونيد از همسرم بپرسيد
!آهان
خواهر
اگر اطلاعاتي نديد ما چطور دختر شما رو برگردونيم؟
مدرکش رو از دانشگاه داکا گرفته
برادر کوچيکش کالج جگانات درس ميخونه
و استادش فيلمهاي کوتاه، سياه و هنري ميسازه
!واو
!کارگردانه
مگه نگفتين معلم خصوصيه؟ فکر کردي اين فيلمهاي کوتاه ميفروشه؟ -
واسه همينه که براي گذران زندگي معلم خصوصي شده
!آهان
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
آقاي وصيم کي هستن؟ رئيس ماست -
!صحيح
خب، رئيستون کجا تشريف دارن؟ داداش وصيم -
چي شده؟ چند نفر اومدن ديدن شما -
قضيه چيه؟
اسم شما؟ وصيم خان -
تو هموني هستي ميخوايمش چرا؟ شما کي هستين؟ چرا دنبال من ميگردين؟ -
با ما بيا برادر زنت کجاست؟
چرا چيزي نميگي؟ بيا برو بيرون -
..قربان ..راه برو -
اگر دخترت رو داخل معدهت قايم کرده باشي
ما نميتونيم پيداش کنيم
يعني چي؟
ببين جناب سرهنگ، من مدال ملي براي بخش تحقيقات گرفتم
شما ديدين که تيم من چقدر ويژه اين تحقيقات رو پيش ميبردن
همه چيز رو پيدا کرديم
..که از کجا لباس عروس کرايه کردن
..محل مراسم ازدواجشون کجا بوده
رفتن کدوم استديو عکس گرفتن
اگر همه کارها رو تونستين انجام بدين چرا هنوز پسره دستگير نشده؟
موضوع همينه
اگر بخوايم 20 دقيقهاي دستگيرش ميکنيم پس چرا نميکنيد؟ -
اونا کجان؟
از همون اول پيش همسر شما بودن
ببين جناب شوکت، اين موضوع خانوادگيه
اگر بخواين ميتونيم ببريمشون دادگاه !اونوقت هر دو خانواده با هم بجنگاند
اما اگر اين رو نميخواين يه راه ديگه داريد
لطفا، بياين اينجا
ايشون کيه؟ پدر جاويد -
درست زماني که پدرزن عصباني من داشت دنيا رو دنبال ما ميگشت
ما تو انبار خونه ماه عسل گرفته بوديم يادته؟
تعطيلات، بندربن سال 2010
..چه زيبايي غيرقابل قبولي
،چه زيبايي غيرقابل قبولي !و چه زندگيمون متزلزل بوده
،اون تلفن نارنجي لباس عروس اجارهاي
بيخيال لباس پنجابي شو چاي رو بزن که سرد شد
!اون روزها
..روزهايي بودن که
!بهترين روزهاي زندگي من بودن
چرا مدام از گذشته حرف ميزني؟
چرا همهش به خاطر مياري؟
!انگار حال حاضر رو نداريم
!انگار همه چيز تموم شده
..عـــِـــ
اينجا کلي مگس داره ولشون کن -
!ميپرن توي چاييت ميندازمشون بيرون -
ميندازمشون بيرون
ميخوام يه چيزي رو باهات درميون بذارم
چيزي رو که پدرم قبل از مرگش به من ياد داد
ميدوني آدمها کي ميميرن؟
آدمها وقتي ميميرن که !ديگه هيچ ارتباطي با اين دنيا ندارند
!يا دنيا ديگه کاري باهاشون نداره
..واسه همين من اين کار رو ميکردم
هر روز به پدرم سر ميزدم تا در مورد مشکلات پيش اومده صحبت کنم
!اما هرگز تموم نميشد
:هميشه ميگفتم "فردا در مورد بقيهش صحبت ميکنيم"
اينطوري به بابام يه دليلي براي زندگي کردن ميدادم
اينطوري مرگ رو ازش دور ميکردم
رفته رفته درگير فيلم ساختن شدم
زياد بهش سر نميزدم
ميترسيدم حرفهاش درست از آب در بياد و انزوا اون رو به کشتن بده
!و اون مُرد
بابام کمک کرد تا باور کنم
که وقتي آدمها فرصت حرف زدن ..با عزيزانشون رو از دست ميدن
!خدا بهشون اجازه ميده که بميرن
هي، چاي من کجاست؟
!آهاي
کوهنور؟
مايا
مايا
الو؟ سلام عليکم -
و عليکم السلام
مايا خونه شماست؟ بله -
صبح اومدن
لطفا تلفن رو بهش بديد گوشيش خاموشه
باشه، صبر کن باشه -
جاويد پشت خطه
ميخواي صحبت کني؟
به روزنامهها چي گفتي؟
ها؟
اين اطلاعات رو از کجا آوردي که ما دوستيم؟ من چه دوستي با تو دارم؟
چرا اين چرنديات رو به رسانه گفتي؟
مامان
سلام عليکم عليکم السلام -
ببخشيد که مزاحم شما شديم
تو اتاقه، برو پيشش
چشم
چرا بدون حرف زدن ول کردي و رفتي؟
تو دوست دختر داري براي همين تو خونه مشکل داريم
بايد برام عادي باشه؟
چي داري ميگي؟
قبلا اين چيزا رو در موردت نمينوشتن چرا حالا نوشتن؟
!و اون دوست دخترت هم همينطور
ميخواي چي ازم بشنوي؟
الو، آقاي ويرايشگر.. براي شما و روزنامه شما چي کم گذاشتم؟
بردمت خونه وزير تا مشکلت رو حل کني
وقتي تو دردسر افتادي من پشتت بودم
اينجوري جواب من رو ميدي؟ اينطوري تشکر ميکني؟
مطمئنم به گزارشگرت گفتي عليه خانواده دوستت دروغ متن انحصاري بنويسه
سلامت باشي ميبينمت
سلام خاله، سلام عليکم عليکم السلام -
معلمم ميخوان با شما صحبت کنند
بده بهش باشه-
سلام خانم عليکم السلام-
من تازه به اين مدرسه اومدم
طرفدار همسر شما هستم امروز مسابقه ارزيابي تو مدرسه داريم
دختر شما و نيتو فيناليست شدن ولي خبري از دخترتون نشد
خب چرا با تلفن يه دانش آموز ديگه با من تماس گرفتين؟
ببخشيد، بايد با تلفن مدرسه با شما تماس ميگرفتم، متاسفم
No comments yet. Be the first to leave one.