The first 185 lines.
.بریتنی" ـَم جنده ها ! و من برگشتم"
.با یک شرکت جدید
."شرکت کاغذ "مایکل اسکات
.خیلی خُب
.فکر نکنم بشه اینجا پارکش کرد
.عاشق مدل موی جدیدتم
."صبح بخیر، "مایکل - .سلام -
،اونا جای پارکینگم رو ازم گرفتن
.ولی نمیتونن غرورم رو ازم بگیرن
ترجمه نشده -
دوست دارم همتون رو .به این ماجراجویی همراه خودم دعوت کنم
...خوش اومدید
."به شرکت کاغذ "مایکل اسکات
"اداره" فصل پنجم قسمت بیست و یکم "شرکت کاغذ مایکل اسکات"
:مترجمان مهرزاد............................Eldorado سینارجبی.........................King Sina
خُب، فکر کردم شاید بتونیم ...اون لیست مشتری هارو
...و
...و بعد شاید بتونیم
متوجه ای که درواقع بامن صحبت نمیکنی، آره؟
...و بعد
."هی، "کِلی
.بله، "چارلز"، منو خواستی
.اوه، نه، منظورم اون "کلی" بود
.اسم منشی جدید هم "کلی"ـه
برای همین "کلی کاپور" تصمیم گرفت ...کنار میز من بپلکه
...تا هروقت "چارلز"، "کلی" رو صدا کرد
."اون بتونه سریع بره تو دفتر "چارلز
،"اون فکر میکنه اگه اونقدر بگه "منو میخواستی
.درواقع شاید اون واقعاً بخوادش
.این بدترین نقشه ای نیست که تاحالا داشته
..."اوه، و "کلی
.بله، "چارلز"، بله، منو میخواستی
،"خیلی خُب، از این به بعد من صدات میزنم "کاپور
.باشه؟ و تو رو "هاموند" صدا میزنم
،اگه داریم اسم عوض میکنیم .میشه من "ارین" باشم؟ اسم میانیمه
.ارین"؟ خیلی خُب، اسم قشنگیه"
.مرسی
خُب، میدونی اسم میانیه من چیه؟
!راجنیگاندا"، و ازش متنفرم، ازش متنفرم"
.فکر کردم "راجنیگاندا" اسم پسره
.ما در قلب ساختمونیم
و جریان خروشان آب کسب .و کارمان را به سمت دریا هدایت میکند
حالا باید چیکار کنیم؟
منتظر میمونیم و امیدوار میمونیم .که مردم به ناهار "پنکیک"ـمون بیان
...نمیدونم، فکر کنم من کاملاً
هرکاری که لازمه برای آماده شدن .برای روز کاری، انجام دادم
،لیست شماره تلفن هامون رو بروز کردم
،از تامین کننده هامون قیمت گرفتم
...یک دعوت نامه ایمیلی
.برای افتتاحیه بزرگ "پنکیکی"ـمون فرستادم
،شیش نفر گفتن آره، یک نفر گفت شاید .فقط یازده نفر گفتن نه
،و 788 نفر هنوز جواب ندادن
.ولی از این چند نفر 782 نفر دعوت نامه رو دیدن
.من 800 تا کپی از این میخوام
.روی یک کاغذ روشن خوشگل
.یک کوپن برای خدمات مشتری بی نظیر ماست
اگه یه کپی از اون بگیرم بعد میشم .دختری که کپی میگیره
.و بالاخره تا آخر روز باز میشم منشی
و بدترین قسمتش اینه .که من دوست دارم کپی بگیرم
.کاغذ ها گرم میان بیرون و حال میده
.و اون تو خیلی سرده، چون درواقع اونجا یه کمده
نظرت چیه؟
.بزار ببینم
،نه! قطعاً یه شکارچیه
.که خیلی هم خوب بلده لباس شکار تهیه کنه - .ممنون -
.آره، دارم بعد از کار "اندی" رو میبرم شکار
.چند وقت پیش ما رقیب های جنسی بودیم
.قبلاً یه عالمه ازش متنفر بودم
.روش تحقیق کردم ببینم چرا ازش اینقدر متنفرم
،ولی تبدیل شد به یک دوستی واقعی .بیشتر موقع ها هم همینطوریه
.این آخر هفته بهتره بیای شهر، رفیق، آره
.با هم میگردیم - .هی -
.تو گفتی این آخر هفته میری خارج از شهر
.لطفاً به مکالمه های تلفنی من گوش نده
...آره، اون انگار
،دختره احتمالاً تو "نیویورک" پشیزی نمی ارزه .ولی اینجا تو "اسکرنتون" خوب چیزیه
.و بعد رئیسم، رئیس سابقم تو "داندر میفلین"ـه
.جای کوچیکیه
...هی، "جیم"، میشه
.سلام - .سلام -
.یک "راندن" از مشتری هات میخوام میشه یه دونه بهم بدی؟
.حتما - آره؟ -
.آره - .خیلی خُب -
راندن" دیگه چیه؟"
کِی اون "راندن" رو میخوای؟
.هرچه زودتر بهتر - .باشه -
.فقط درست و صحیح باشه - .باشه، فهمیدم، حتماً -
.خیلی دارم رو اون "راندن" کار میکنم
"خسته میشم چون "راندن .اسمش شبیه مسابقات دوئه
میخوای اینو ببندم؟
.میبندمش
.میدونی یه روح تو این اداره است
واقعا؟ - .یه زن تو همین طبقه کشته شده -
.در سال 1816
.هدی مکاگینال". یه فاحشه بود"
چرا تو این ساختمون بود؟
.اینجا کلاً قبلاً یه فاحشه خونه بوده
.یه میخانه تو طبقه همکف بود
.خیلی دیوونه کننده است - آره، مگه نه؟ -
.تا سر حد مرگ با دسته بیل کتک خورده بود
.اوه، خدای من - .خیلی مخوف بود -
.میگن تو این راهرو ها راه میره
،اگه یه دست روی دوش ـت حس کردی
،ممکنه "هدی" باشه
.که داره برای زندگیش التماس میکنه
و ممکنه این معنی رو داشته باشه .که تو نفر بعدی ای هستی که میمیری
.شوخی کردم همه چی تو این اداره برات روبه راهه؟
.آره، فقط داشتم یه کم یخ برمیداشتم، آره
."ارین"، "ارین"
.اوه، چه موقعیت بدی
.خیلی خُب، بعداً میبینمتون
.سلام، رفیق
هی، "رایان" میشه اون ورقه ای که بهت دادم رو یه کپی بگیری؟
.پم" تو اینکارا بهتره"
.این حرفت خیلی توهین کننده است
وقتی یه نفر میگه تو یه کاری خوبی کجاش توهین کننده است؟
...چون کاری که میگی من توش خوبم
یه کاریه که فقط کافیه .یه دکمه سبز رو چند بار بزنی
...قضاوت که نمیکنم، مثل این میمونه که
من سر از اقتصاد در میارم .ولی نمیتونم یه ماشین تعمیر کنم
.نمیگم که اون کار از اون یکی کار بهتره
.جدی؟ چون بنظر میاد یکیش از اون یکی بهتر باشه
چیکار میکنی؟
.گوش بده، گوش بده
،میخوام یکی از این کپی بگیره
.چون من کپی نمیگیرم، من رئیسم
فهمیدی؟
.من اورجینال میسازم - .آره، منم اورجینال میسازم -
!خفه شو - .بسه، بسه، دعوا بسه -
واقعاً؟ - .آره -
سلامتی، تو چه خبرا؟
.نه، چیزی نیست، تو دستشویی ام
هی، امسال سریال "خسارات" رو دیدی؟ .خیلی خوب بود
.نه، باید شبکه ـش رو بگیری .خوبه HBO سریال اش به اندازه سریال های
هی، لباس آبی به پوست برنزه میاد؟
میشه یه نفر از اون کپی بگیره؟
.مثل یه پیرهن آبی .من رنگ های زیادی نمیپوشم
.یه عالمه کت قهوه ای دارم
جدی؟ اینه که خیلی مهم تره؟
.گذاشتن عکس های لختی روی صفحه کامپیوترت
.اون من و دوستم "جسمین" از "تایلند"ـه
دوست ندارم تمام روز .به ممه های دوستت "جسمین" نگاه کنم
.اگه فقط یه کم تلاش کنی تو هم میتونی سکسی باشی
مثلا چیکار؟ مو هام رو طلایی کنم؟
.این بخاطره خورشید اینطوری شده - .اوه آره، منم گوشام درازه -
.رو اعصابمن، مامان، هردوشون رو اعاصبن
،ر" فکر میکنی خیلی برای اینجا سطح اش بالاست"
.و "پ" بدون "جیم" اصلا باحال نیست
.مایکل" ما میتونیم صدات رو بشنویم"
دارم تلفن صحبت میکنم، اجازه میدید؟
،مامان، بعداً بهت زنگ میزنم .پ" خیلی داره عوضی بازی درمیاره"
.خیلی خُب، نوبت منه
.نه، نبرش، پسش بده
.برو اون کپی هارو بگیر - پسش بدم که چی بشه؟ -
میخوای باهاش چیکار کنی؟
.میخوای یه برنامه حسابداری دیگه درست کنی
.آره، دقیقاً، نوبت منه، بیخیال - .برو کپی بگیر، منشی -
!"رایان" - ...همیشه میگن که -
استخدام کردن دوستات .کار اشتباهیه و درست میگن
.برای همین من بهترین دوستام رو استخدام کردم
و این وضعیت گیرم میاد؟
سلام، رفیق، چیکارا میکنی؟
.همم، هیچی
گوش بده، وقتی دیدم داشتی ،با "ارین" صحبت میکردی
متوجه شدم که مردمک چشم هات بزرگ شدن ،و رنگ پوستت سرخ شد
.و فرض میکنم یه کم هم خون به آلتت جاری شد
،خُب، یه کم هم خون به آلت من هم جاری شد حالا چیکار کنیم؟
آخرین کاری که میخوام بکنم اینه .که پا رو دم تو بزارم، رفیق
.و منم همینطور، پس من اونو به تو واگذار میکنم
.نه، مسخره است - .نه، نه، نه -
...ببین، تو خیلی وقت اینجا کار کردی، و تازه
،من رفیق بهتری هستم تا یه دوست پسر
...پس - .ولی من فقط میخوام تو و من باهم بگردیم -
...میدونی، فقط
.بوم
.گوش بده
...متوجه شدم
...که بعضی ها تو این اداره
.با آدم های دیگه تو این اداره کنار نمیان
.و فکر کنم دلیلش رو فهمیدم
.فضای این اداره خیلی کوچیکه
.قطعاً - .خیلی خُب -
.چهار تا گوشه تو این اتاق وجود داره
هر گوشه میشه یک فضای شخصی .برای هر کدومتون
،هر گوشه ای که میخواید .و میتونه مال خودتون باشه
No comments yet. Be the first to leave one.