The first 175 lines.
... یه اسلحه ی بزرگ دارم ، از اربابم گرفتم
... حالم از عدالت به هم می خوره ، فقط می خوام حست کنم
... من فرشته ی توئم ، باهات فاصله ای ندارم
! کاری می کنی باهات خشن باشم ، حالا هر کی می خوای باش
... فقط به خودت بستگی داره ، هیچ کس تا ابد زنده نمی مونه
... توی جهنمی بدنیا اومدم ، که اینهمه خوک دور و ورم رو گرفتن
... از همون موقع که بدنیا اومدم ، همیشه مثلِ جهنم بوده
! کاری می کنن باهاشون خشن باشم ، حالا هر کی می خوان باشن
! روی پاهات زانو بزن ! کاری کن ارزش زنده موندن داشته باشی
... اگه بخاطر رُفَقاته ، تا آخر دنیا برو
کاری که تو فکرته رو بکن ، با ایمان
! تو رو از بدبختی نجات می دم
! چه گندی زدی ! بخاطر خدا ، این دنیای گندیده
! از روی خوش شانسی ! با نگاهِ خودم جلو می رم
! آتیشو روشن کن ! قدرتو زیاد کن
! اسلحه ... همشو دارم
! اسلحه ... همشو دارم
قسمت 13 : دوقلوهای خون آشام
Sabzchidori & Sfmking مترجم
Sabzchidori & Sfmking ویرایش و تنظیم
این جمله مالِ کیه ، داداش ؟
کی بود که می گفت " آخرین درجه ی عشق آدمخواریه " ؟
ادگارد آلن پو ؟
. نه ، خواهر . اون یارو که یه جورایی مرده گرا بود
ریچارد ماتسون ؟
. شاید
. نمی دونم از این بو لذت می بردن یا نه
. بوی زندگی که داره می ریزه بیرون
. بوی زنگِ آهن و نمکِ دریا
. بوی آخرین نفسای یه آدم
. ما خیلی خوشبختیم ، خواهر
. شاید مردمِ این شهر دیگه حرکتشونو شروع کنن
. این یکی هشتمین نفره
. حتی کسی رو کشتیم که در اصل قرار نبود بکشیم
. حالا همه میوفتن دنبالمون که بکشنمون . خیلی حال می ده خواهر
. آره ، برادر
. آره ، نمی تونم صبر کنم
. بله ، شرکت لاگون هستیم . اوه ، سلام آقای بوریس
چی ؟ ملاقات کنسل شده ؟
. آره . معذرت می خوام
. هر وقت برنامه ی کاپتان خالی بشه ، بهتون زنگ می زنم
چی شده ، راک ؟
. ظاهرا ملاقات کنسل شده . انگار خبرایی هست
فک می کنی موضوع اونه ، داچ ؟ . آره
. همه رو به هم ریخته
داری درباره چی حرف می زنی ؟ چی ؟
هنوز چیزی نشنیدی ، راک ؟
. نه
. قتل . یه نفرو اونجا کشتن
. خوشم نمیاد اینو بگم ، اما آدم کشی تو این شهر اصلا تعجبی نداره
... آره ، آدم کشی هیچ تعجبی نداره
. اما وقتی طرف از هتل مسکو باشه ، قضیه فرق می کنه ...
هتل مسکو ؟
... پنج نفر که با روسیه ای ها آشنا بودن
. تو این ماه کشته شدن ... . رِوی
. اطلاعاتت قدیمیه . الان شیش نفرن
. در هر حال ، یه نفر دلش می خواد آتیش بازی راه بندازه ، راک
. توی شهری که به هم خوردنِ تعادلِ قدرت به یه مو بنده
. قبل از اینکه بفهمیم ، خونریزی به پا می شه
. یه نفر دیگه هم کشته شد
این دفعه یه حسابداره . مگه اینجا بیروته ؟ یا موگادیشو ؟
. تمومش کن ، بالالایکا
. برای همینه که این ملاقاتا رو درباره اطلاعات برگزار می کنیم
. ما الان با هم دیگه توی صلحیم
... باید بگم این تعادلی
. که بعد از اونهمه تیراندازی و خونریزی بدست آوردیم خیلی مهمه ...
. خانم بالالایکا
اوه ، آقای چانگ ؟
من کی گفتم همزیستی رو قبول دارم ؟
. بازم دهنتو باز کردی و مزخرف گفتی ، صورت سوخته
. یه روستایی می خواد ملکه بشه ؟ حتما داری شوخی می کنی
. برگرد سوفخوز و سیب زمینی جمع کن دهاتی
. می دونی ، شنیدم دل و روده ی یه ایتالیایی بوی دل و روده ی خوک می ده
درست می گن ، وروکیو ؟ ! زنیکه عوضی
! هر دوتاتون بس کنید
اصلا می دونید برای چی این جلسه ی اطلاعاتی رو داریم برگزار می کنیم ؟
. می دونم ، ما هنوز یه حسابایی با همدیگه داریم که تسویه نکردیم
... اما ، الان داریم تو زمانی زندگی می کنیم که باید با هم کار کنیم
. بخاطر سودِ خودمون ...
. ما باید به هر قیمتی شده کارمونو رونق بدیم
. و غرور مزخرفمون رو بندازیم جلو سگ
مافیا یعنی همین ، مگه نه ؟
... خانم بالالایکا ، شاید شما اینو ندونید
. اما افراد من هم توی این ماجرا کشته شدن
. یه عضو که با 14ک مرتبط بوده و یه نفر که مستقیما زیر نظرمون کار می کرده
. توی یه فاحشه خونه توی خیابونِ راشیادا
. اونم مثل افراد تو کشته شده
اینجا چه خبره ، چانگ ؟
! یه نفر می خواد تعادل رو به هم بزنه
! آبرگو ! تو چشمای من نگا کن
! حتما داری شوخی می کنی ، بالالایکا
... درسته یه مشکلاتی باهات دارم
! اما اختلافاتمون دیگه حل شده ...
. پس آبرگو
. حالا می شه از وروکیو بپرسیم مجرم واقعی کیه
! اسگل بازی در نیار ، صورت سوخته ! ما هم یکی از افرادمون رو از دست دادیم
. پس می شه نه نفر
. چانگ . این قتلا کارِ یکی از افراد شهر نیست
. کارِ یه مسافره
. کسی که نمی دونه اوضاع توی این شهر چطوری می چرخه
... خوب ، حالا که مطمئن شدیم که این اتفاقات کارِ
. یه نیروی خارجیه ، با هم دیگه کار می کنیم تا قاتل رو شکار کنیم ...
. باید اعلام کنیم که توی این قضیه با همدیگه ایم
. اینجوری دیگه کسی اشتباهی افرادِ طرف دیگه رو نمی کشه
اعتراضی هست ؟
. خوشم نمیاد . مسخرس چی گفتی زنیکه !؟
. عجله نکن ، بالالایکا
. من که فک نمی کنم دلت بخواد این شهرو بفرستی هوا
این قراره مثلا یه جور جشن تولدی چیزی باشه ، آقای چانگ ؟
می خوای یه دست حکم هم بزنیم ؟
. دلیل اینکه اومدم اینجا این بوده که می خواستم روشن کنم کی چیکارس
... هتل مسکو به هیچ کسی
. که به هر شکلی بخواد جلوی ما رو بگیره ، رحم نمی کنه ...
. پیداشون می کنیم و نابودشون می کنیم ، بعد می ریم فامیلا و خونوادشونو می کشیم
. اگه لازم باشه ، حتی سگ خونگیشون رو هم می کشیم
. وضعو ببین
. نگا کن . هر کسی یه اسلحه بسته به کمرش
. یه جورایی انگار رفتیم تو فیلمای کلینت ایستوود
. معلومه
. یه دیوونه ای داره توی خیابونا می چرخه و فک کرده جلاده
. جلاد
کسی که اعدام می کنه . اما برای چی ؟
. کی می دونه . الان ، روانپور مثلِ بلالیه که روی آتیشه
. داره جلز و ولز می کنه و هر لحظه ممکنه بترکه
. شنیدی ، رِوی ؟ جایزه هم برای سرشون گذاشتن
چقدر ؟ . پنجاه تا
. تازه به پولِ اینجا هم نه . به دلار
. وای . موضوع انگار جدیه . ما هم باید بریم دنبال جایزه
سرنخی داری ؟
. نه . اما فک نکنم سخت باشه یه خارجی رو تو این شهر پیدا کنیم
. درسته . یه خارجی خیلی زود تابلو می شه
. اینجا که شهرِ بزرگی نیست
. خدمتکارِ خونواده ی لاولس هم همینطوری بود
... اما هیچ کس سرنخی نداره
. که یعنی یه نفر برای اونا مخفیگاه آماده کرده ...
. اما نمی دونیم کی
. حالا همه به همدیگه مظنونن
. خب ، من که برام مهم نیست ، همین که آخرش اینجا تیراندازی نشه عیبی نداره
. تو دیگه زیادی نگرانی ، بائو
. اینجا که یه محله ی بی طرفه . هیچ کس هیچی اینجا شروع نمی کنه
. سلام علیک ، دو دست
بازم که داری شرابِ ارزون می خوری ! چه خبر مبرا !؟
! ادا ! عـ - عـوضی
اون کیه ؟
! هـ - هـمون خواهر مقدسی که توی کلیسا دیدیم
. خب ، خب . خوشتیپه رو هم که با خودت آوردی
سلام ! حالت چطوره ؟
این دختره ی بی ریختو بپیچون بیا با من بپر ، باشه ؟
. شاید اومده باشی مرد برای خودت پیدا کنی ، اما دورِ این یکی رو خط بکش . می کشمت
وای ، ترسیدم . شنیدی ، پسر خوشتیپه ؟
. این دختره برنامه ی پریودش معلوم نیست
! خودت خواستی ، ادا . یالا ، بیا بریم بیرون ببینم چی می گی
. اینقدر خوشحال نشو ، دو دست
. نیومدم اینجا باهات بجنگم
. چیز خوبی برات دارم . چیزی که پول توشه
به گرفتنِ اون یارو قاتله ربط داره ، درسته ؟
می دونی ؟ . من و رِوی داشتیم همین الان دربارش حرف می زدیم
. فک نکنم کسی توی شهر باشه که خبر نداشته باشه
. اوه ؟ جدا ؟ اه ، چقدر ضایع
. خوب ، حداقل اینجوری دیگه لازم نیست زیاد توضیح بدم
. همین الان هم یه سری ها افتادن دنبالِ یارو
. مافیا که هیچی ، یه سری قاتلِ دیگه هم هستن که مستقل اومدن
... اونایی که من می دونم ، برادرای یان ، امیلیو گندهه ، رونی سی کی
. باحاله . اینجا لونه ی آدم کشاس
. بازم هستن . یه یارو مسخرهه هم هست به اسم جانیِ دندون خراب
اومد و سفارشِ یه تفنگ فیل کشی داد . با خودش چی فک کرده ؟
. احتمالا فک کرده باید دایناسوری چیزی بزنه
. اگه با اون اسلحه کسی رو بزنه ، دیگه چیزی از طرف نمی مونه
. اگه می خوای به پول برسیم ، باید حرکتمونو شروع کنیم
. 50چوب خیلیه ها ، روی
راس می گی . اطلاعاتِ دیگه ای نداری ، ادا ؟
. یه چیز دیگه هم هست
. امروز صبح ، کافه ی کارائیب ، توی خیابونِ بوران نابود شد
. هتل مسکو می خواد بجنگه
. حالا که یکی از زیردستاش کشته شده ، شنیدم صورت سوخته اعصابش کیشمیشیه
No comments yet. Be the first to leave one.