Black Lagoon

Black Lagoon (BLACK LAGOON)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Black Lagoon S02 2007 1080p BluRay AAC2 0 x264-OZC JiG
A Commentary by JiG
دنیای انیمه و مانگا تقدیم می کند هماهنگ با نسخه بلوری از جیگ برای اطلاعات بیشتر راجب انیمه به کانال زیر مراجعه کنید @Bluray1080pJiG

Tags

BluRay
x264
1080
Published on: 2019-10-15
Downloads: 45
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 175 lines.

... یه اسلحه ی بزرگ دارم ، از اربابم گرفتم

... حالم از عدالت به هم می خوره ، فقط می خوام حست کنم

... من فرشته ی توئم ، باهات فاصله ای ندارم

! کاری می کنی باهات خشن باشم ، حالا هر کی می خوای باش

... فقط به خودت بستگی داره ، هیچ کس تا ابد زنده نمی مونه

... توی جهنمی بدنیا اومدم ، که اینهمه خوک دور و ورم رو گرفتن

... از همون موقع که بدنیا اومدم ، همیشه مثلِ جهنم بوده

! کاری می کنن باهاشون خشن باشم ، حالا هر کی می خوان باشن

! روی پاهات زانو بزن ! کاری کن ارزش زنده موندن داشته باشی

... اگه بخاطر رُفَقاته ، تا آخر دنیا برو

کاری که تو فکرته رو بکن ، با ایمان

! تو رو از بدبختی نجات می دم

! چه گندی زدی ! بخاطر خدا ، این دنیای گندیده

! از روی خوش شانسی ! با نگاهِ خودم جلو می رم

! آتیشو روشن کن ! قدرتو زیاد کن

! اسلحه ... همشو دارم

! اسلحه ... همشو دارم

قسمت 13 : دوقلوهای خون آشام

Sabzchidori & Sfmking مترجم

Sabzchidori & Sfmking ویرایش و تنظیم

این جمله مالِ کیه ، داداش ؟

کی بود که می گفت " آخرین درجه ی عشق آدمخواریه " ؟

ادگارد آلن پو ؟

. نه ، خواهر . اون یارو که یه جورایی مرده گرا بود

ریچارد ماتسون ؟

. شاید

. نمی دونم از این بو لذت می بردن یا نه

. بوی زندگی که داره می ریزه بیرون

. بوی زنگِ آهن و نمکِ دریا

. بوی آخرین نفسای یه آدم

. ما خیلی خوشبختیم ، خواهر

. شاید مردمِ این شهر دیگه حرکتشونو شروع کنن

. این یکی هشتمین نفره

. حتی کسی رو کشتیم که در اصل قرار نبود بکشیم

. حالا همه میوفتن دنبالمون که بکشنمون . خیلی حال می ده خواهر

. آره ، برادر

. آره ، نمی تونم صبر کنم

. بله ، شرکت لاگون هستیم . اوه ، سلام آقای بوریس

چی ؟ ملاقات کنسل شده ؟

. آره . معذرت می خوام

. هر وقت برنامه ی کاپتان خالی بشه ، بهتون زنگ می زنم

چی شده ، راک ؟

. ظاهرا ملاقات کنسل شده . انگار خبرایی هست

فک می کنی موضوع اونه ، داچ ؟ . آره

. همه رو به هم ریخته

داری درباره چی حرف می زنی ؟ چی ؟

هنوز چیزی نشنیدی ، راک ؟

. نه

. قتل . یه نفرو اونجا کشتن

. خوشم نمیاد اینو بگم ، اما آدم کشی تو این شهر اصلا تعجبی نداره

... آره ، آدم کشی هیچ تعجبی نداره

. اما وقتی طرف از هتل مسکو باشه ، قضیه فرق می کنه ...

هتل مسکو ؟

... پنج نفر که با روسیه ای ها آشنا بودن

. تو این ماه کشته شدن ... . رِوی

. اطلاعاتت قدیمیه . الان شیش نفرن

. در هر حال ، یه نفر دلش می خواد آتیش بازی راه بندازه ، راک

. توی شهری که به هم خوردنِ تعادلِ قدرت به یه مو بنده

. قبل از اینکه بفهمیم ، خونریزی به پا می شه

. یه نفر دیگه هم کشته شد

این دفعه یه حسابداره . مگه اینجا بیروته ؟ یا موگادیشو ؟

. تمومش کن ، بالالایکا

. برای همینه که این ملاقاتا رو درباره اطلاعات برگزار می کنیم

. ما الان با هم دیگه توی صلحیم

... باید بگم این تعادلی

. که بعد از اونهمه تیراندازی و خونریزی بدست آوردیم خیلی مهمه ...

. خانم بالالایکا

اوه ، آقای چانگ ؟

من کی گفتم همزیستی رو قبول دارم ؟

. بازم دهنتو باز کردی و مزخرف گفتی ، صورت سوخته

. یه روستایی می خواد ملکه بشه ؟ حتما داری شوخی می کنی

. برگرد سوفخوز و سیب زمینی جمع کن دهاتی

. می دونی ، شنیدم دل و روده ی یه ایتالیایی بوی دل و روده ی خوک می ده

درست می گن ، وروکیو ؟ ! زنیکه عوضی

! هر دوتاتون بس کنید

اصلا می دونید برای چی این جلسه ی اطلاعاتی رو داریم برگزار می کنیم ؟

. می دونم ، ما هنوز یه حسابایی با همدیگه داریم که تسویه نکردیم

... اما ، الان داریم تو زمانی زندگی می کنیم که باید با هم کار کنیم

. بخاطر سودِ خودمون ...

. ما باید به هر قیمتی شده کارمونو رونق بدیم

. و غرور مزخرفمون رو بندازیم جلو سگ

مافیا یعنی همین ، مگه نه ؟

... خانم بالالایکا ، شاید شما اینو ندونید

. اما افراد من هم توی این ماجرا کشته شدن

. یه عضو که با 14ک مرتبط بوده و یه نفر که مستقیما زیر نظرمون کار می کرده

. توی یه فاحشه خونه توی خیابونِ راشیادا

. اونم مثل افراد تو کشته شده

اینجا چه خبره ، چانگ ؟

! یه نفر می خواد تعادل رو به هم بزنه

! آبرگو ! تو چشمای من نگا کن

! حتما داری شوخی می کنی ، بالالایکا

... درسته یه مشکلاتی باهات دارم

! اما اختلافاتمون دیگه حل شده ...

. پس آبرگو

. حالا می شه از وروکیو بپرسیم مجرم واقعی کیه

! اسگل بازی در نیار ، صورت سوخته ! ما هم یکی از افرادمون رو از دست دادیم

. پس می شه نه نفر

. چانگ . این قتلا کارِ یکی از افراد شهر نیست

. کارِ یه مسافره

. کسی که نمی دونه اوضاع توی این شهر چطوری می چرخه

... خوب ، حالا که مطمئن شدیم که این اتفاقات کارِ

. یه نیروی خارجیه ، با هم دیگه کار می کنیم تا قاتل رو شکار کنیم ...

. باید اعلام کنیم که توی این قضیه با همدیگه ایم

. اینجوری دیگه کسی اشتباهی افرادِ طرف دیگه رو نمی کشه

اعتراضی هست ؟

. خوشم نمیاد . مسخرس چی گفتی زنیکه !؟

. عجله نکن ، بالالایکا

. من که فک نمی کنم دلت بخواد این شهرو بفرستی هوا

این قراره مثلا یه جور جشن تولدی چیزی باشه ، آقای چانگ ؟

می خوای یه دست حکم هم بزنیم ؟

. دلیل اینکه اومدم اینجا این بوده که می خواستم روشن کنم کی چیکارس

... هتل مسکو به هیچ کسی

. که به هر شکلی بخواد جلوی ما رو بگیره ، رحم نمی کنه ...

. پیداشون می کنیم و نابودشون می کنیم ، بعد می ریم فامیلا و خونوادشونو می کشیم

. اگه لازم باشه ، حتی سگ خونگیشون رو هم می کشیم

. وضعو ببین

. نگا کن . هر کسی یه اسلحه بسته به کمرش

. یه جورایی انگار رفتیم تو فیلمای کلینت ایستوود

. معلومه

. یه دیوونه ای داره توی خیابونا می چرخه و فک کرده جلاده

. جلاد

کسی که اعدام می کنه . اما برای چی ؟

. کی می دونه . الان ، روانپور مثلِ بلالیه که روی آتیشه

. داره جلز و ولز می کنه و هر لحظه ممکنه بترکه

. شنیدی ، رِوی ؟ جایزه هم برای سرشون گذاشتن

چقدر ؟ . پنجاه تا

. تازه به پولِ اینجا هم نه . به دلار

. وای . موضوع انگار جدیه . ما هم باید بریم دنبال جایزه

سرنخی داری ؟

. نه . اما فک نکنم سخت باشه یه خارجی رو تو این شهر پیدا کنیم

. درسته . یه خارجی خیلی زود تابلو می شه

. اینجا که شهرِ بزرگی نیست

. خدمتکارِ خونواده ی لاولس هم همینطوری بود

... اما هیچ کس سرنخی نداره

. که یعنی یه نفر برای اونا مخفیگاه آماده کرده ...

. اما نمی دونیم کی

. حالا همه به همدیگه مظنونن

. خب ، من که برام مهم نیست ، همین که آخرش اینجا تیراندازی نشه عیبی نداره

. تو دیگه زیادی نگرانی ، بائو

. اینجا که یه محله ی بی طرفه . هیچ کس هیچی اینجا شروع نمی کنه

. سلام علیک ، دو دست

بازم که داری شرابِ ارزون می خوری ! چه خبر مبرا !؟

! ادا ! عـ - عـوضی

اون کیه ؟

! هـ - هـمون خواهر مقدسی که توی کلیسا دیدیم

. خب ، خب . خوشتیپه رو هم که با خودت آوردی

سلام ! حالت چطوره ؟

این دختره ی بی ریختو بپیچون بیا با من بپر ، باشه ؟

. شاید اومده باشی مرد برای خودت پیدا کنی ، اما دورِ این یکی رو خط بکش . می کشمت

وای ، ترسیدم . شنیدی ، پسر خوشتیپه ؟

. این دختره برنامه ی پریودش معلوم نیست

! خودت خواستی ، ادا . یالا ، بیا بریم بیرون ببینم چی می گی

. اینقدر خوشحال نشو ، دو دست

. نیومدم اینجا باهات بجنگم

. چیز خوبی برات دارم . چیزی که پول توشه

به گرفتنِ اون یارو قاتله ربط داره ، درسته ؟

می دونی ؟ . من و رِوی داشتیم همین الان دربارش حرف می زدیم

. فک نکنم کسی توی شهر باشه که خبر نداشته باشه

. اوه ؟ جدا ؟ اه ، چقدر ضایع

. خوب ، حداقل اینجوری دیگه لازم نیست زیاد توضیح بدم

. همین الان هم یه سری ها افتادن دنبالِ یارو

. مافیا که هیچی ، یه سری قاتلِ دیگه هم هستن که مستقل اومدن

... اونایی که من می دونم ، برادرای یان ، امیلیو گندهه ، رونی سی کی

. باحاله . اینجا لونه ی آدم کشاس

. بازم هستن . یه یارو مسخرهه هم هست به اسم جانیِ دندون خراب

اومد و سفارشِ یه تفنگ فیل کشی داد . با خودش چی فک کرده ؟

. احتمالا فک کرده باید دایناسوری چیزی بزنه

. اگه با اون اسلحه کسی رو بزنه ، دیگه چیزی از طرف نمی مونه

. اگه می خوای به پول برسیم ، باید حرکتمونو شروع کنیم

. 50چوب خیلیه ها ، روی

راس می گی . اطلاعاتِ دیگه ای نداری ، ادا ؟

. یه چیز دیگه هم هست

. امروز صبح ، کافه ی کارائیب ، توی خیابونِ بوران نابود شد

. هتل مسکو می خواد بجنگه

. حالا که یکی از زیردستاش کشته شده ، شنیدم صورت سوخته اعصابش کیشمیشیه

More Farsi Persian subtitles for Black Lagoon

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left