The first 200 lines.
یه چیزی هست که میخوام بگم
ولی نمیدونم باید بگمش یا نه
خب
اگه نمیدونی باید بگیش یا نه، نگو
میگم
به من؟- ...فکر کنم دوست دارم-
چیو؟
فکر کنم دوستت دارم
میدونستم اینجوری میشه
وایسا
تو خونه چتر دارم
تموم شد؟- آره-
وقتی اینا رو تعمیر میکنی احساس میکنم میتونم حسابی روت حساب کنم
پس فقط وقتی به کارِت میام؟
نه، نمیتونی اینو بگی این برای خونه ست
پدرجان از وقتی شام خورده پاشو از اتاق بیرون نذاشته
شاید رفته بیرون
این وقت شب کجا بره؟
وای، خداجون
چرا انقدر خسته م؟
یعنی بخاطر اینه که بعد مدت ها از ماهیچه هام استفاده کردم؟
ساعت چنده؟
خدایا
وای
سکته کردم
اینجایی- معلومه که اینجام، کجا رو دارم برم؟-
نرفتی کلاب؟
نه
بس کن. معلومه رقصیدی
راستش، تو واقعا منو نمیشناسی
کجا میری؟
میرم آب بخورم. میخوای باهام بیای؟
بابا، بذار دوباره تکرار کنم
اگه بازم دردسر درست کنی باهات قطع رابطه میکنم
فقط این یه دفعه رو بهم اعتماد کن. ناامیدت نمیکنم
پس چیزی شده، مگه نه؟
نه
یه چیزی شده. مطمئنم
تموم شد؟
چرا انقدر تعجب کردی؟
خب، معمولا کسی که در میزنه
درو باز میکنه
ولی تو اول باز کردی
انتظارشو نداشتم، واسه همین تعجب کردم
چه جواب جدی ای
خوشم نیومد- اگه خوشت نیومد، از خونم م برو بیرون-
چشم
همشون تویی؟
آره، بابام اونارو برام کشیده؟
نقاشه؟
نه، تو دجون به مبتدی ها نقاشی درس میده
تو مراکز فرهنگی هم سخنرانی میکنه
میتونم ببینمشون؟
حتما
چند سالت بود؟
درست بعد از اولین تولدم
از این عکس حس محکم بودن بهم دست میده
مادرم همون موقع ها ازدواج کرد
میدونی چقدر سخته پدر و مادرت از هم جدا شن؟
بهت نمیگم
اگه نمیخوای بهم بگی چرا میپرسی؟
گفتنش آسون نیست. بعدشم، ما هنوز اونقدرا به هم نزدیک نیستیم
خیلی خب. من دیگه باید برم
ناراحت شدی؟
نه، چرا ناراحت شم؟ ما که اونقدرا به هم نزدیک نیستیم
ناراحت شدی- نه-
شدی- آره، ناراحت شدم-
اگه یه دفعه کلی اطلاعات بگیری خیلی خسته کننده میشه
کم کم همه چیو بهت میگم
میتونم اینو به عنوان جواب اعترافم در نظر بگیرم؟
اعتراف"؟"- یکم پیش احساساتمو بهت اعتراف کردم-
یه دقیقه وایسا
یه لحظه
اعتراف"؟ من فکر کردم فقط کلماتِ لیریک آهنگو شنیدم"
آروم باش
زندگی آهنگ نیست. از اوضاع الان خوشحالم
یه رابطه ی جدید ایده ی خوبی نیست
آن جونگ ها، باید مقاومت کنی
بارون بند اومده
پس لازم نیست چترمو بهت قرض بدم
سلام پدربزرگ- چرا هنوز نیومدی خونه؟ -
دارم میام. چه خبر شده؟
هی، مربیم امروز ازم تعریف کرد
آفرین
ولی باید بهشون یه عکس بدم. اونا هم اونو به یه آژانس تبلیغاتی میفرستن
اسمش چی بود؟ با "نمـ" یا "نمو" شروع میشد
خدایا، اسمش چی بود؟ یجا نوشتمش
نمونه کار؟- آره، خودشه-
نمونـ...خدایا، چرا اسمش انقدر سخته؟
حالا هر چی، همینو میخوام
نگران نباش. خودم حواسم هست
تو فقط کارایی که بهت میگم رو انجام بده
خیلی خب. آخرین خبرارو بهت دادم، دیگه میرم بخوابم
باشه، شب بخیر
دیگه باید برم- باشه-
چیکار میکنی؟
آ، باهات تا بیرون میام- چرا؟-
اگه همینجوری درو ببندی و بری تنها میشم
ولی تنهایی خونه اومدن اشکالی نداره؟
اشکالی نداره، چون بهش عادت کردم
نمیشه
چرا؟- پس چرا تا خونه رسوندمت؟-
چرا منو رسوندی؟
تا مطمئن شم سالم میرسی خونه
باید اون مکالمه رو تموم کنم
باید محکم بهش بگم نه
پس الان ما چی میشیم؟
منظورم اینه که ما مکالمه ی یکم پیش رو تموم نکردیم
گفتی باید آروم پیش بریم
میخواستی اینطوری نه بگی؟
نه، منم دوستت دارم
خب بعد از "منم دوستت دارم" چیه؟
مطمئن نیستم. تو بگو
قرار گذاشتن
شکست خوردم
وقتی داری برای نمونه ی کار پدربزرگت ازش عکس میگیری، میکاپشو من انجام میدم
خیلی دارم فضولی میکنم؟
نه، ممنونم میشم
پس انجامش میدم
حالا که دیگه طرفدارت نیستم، باید به یکی دیگه گیر بدم
بزرگترین لذت یه فن اینه که رشد آیدلشو ببینه
هر کاری دوست داری بکن
ممنون
یعنی جونگ ها همونجا وایستاده تا من از دیدش محو شم
دلم میخواست برگردم، ولی برنگشتم
باید برمیگشتم تا باهاش چشم تو چشم شم
شنیدم صدمه دیدی
کافه ی نزدیک خونه تونم
باید یکم دیگه منتظر شروعمون میموندم
اون موقع، نمیدونستم کارمون به اینجا میکشه
هی، اون چیه؟
میدونی چقدر نگرانت شدم؟
چرا بهم نگفتی؟
رفتی پیش دکتر؟
چقدر سوال میپرسی. جواب من اینه که الان همه چی مرتبه
چرا این همه راه رو تا اینجا اومدی؟
تا ببینم زخمت چقدر بده و شخصا خبرای خوب رو بهت بدم
نقشو گرفتم؟
گرفتی. فوق العاده نیست؟
شانس به ما رو کرده
یکم ترسناکه، چون همه چی داره خیلی عالی پیش میره
بخاطر اینه که تو مدیربرنامه ی عالی ای هستی
راستی تو کجا بودی؟
میخوام یه چیزی بهت بگم. هنوز به کسی نگفتم
خیلی دیروقته؟ فقط میخواستم ببینم اوضاعت چطوره
نگو که هنوز سر صحنه ی فیلمبرداری ای
خونه م. شب بخیر
"انگار میگه "باهام حرف نزن
خیلی خب. شب بخیر
ببخشید. اجازه بدین رد شیم
لطفا حواستون به این باشه- حتما-
ممنون. روز خوبی داشته باشین- شما هم همینطور-
سلام- سلام-
خدای من، ببین کی اینجاست
چقدر خوشتیپ تر شدی
لاله ی زرد دارین؟
برای کی میخوای" دوست دخترت؟
خیلی خوشگلن
املت امروز یکم عوض شده
توش یکم توفو و ماهی تن اضافه کردم
خیلی دوست دارم وقتی پدرت بیرون سر کاره اینکارو میکنی
میتونم بهت تکیه کنم
به این میگن لذت پسر داشتن
مامان، آخرش فقط همسر آینده ش از اینا سود میبره
برای هممون خوبه
برادرت حتی وقتی داشت با دوست دختر قبلیش قرار میذاشت هم با من خوب بود
خب تو هم ازش خوشت اومده بود
شاید اون با دختری ازدواج کنه که تو خوشت نیاد
این اتفاق نمیوفته
من نگران تو ام. سلیقه ی تو خیلی متناقضه
اوپا، شربت چطوره؟- خودت بردار-
تو که همه ی این کارارو کردی. نمیخوای همه چی عالی باشه؟
نه
جواب نداد
اوپا، من شربت میخوام
شربت، شربت
هی، نکن اینطوری
هی، عجیب بود
چرا بحثو عوض کردی؟
چی؟- با کسی قرار میذاری؟-
دلم واسه پسره میسوزه
اون خیلی خودخواهه
ولی خوشگله
از یه خانواده ی آدم حسابیه
همه چی تمومه
خدای من، تمومش کنین
یکم پنیر ریکوتا بریز تو سالادت. پروتئین نداره
چشم
از آرایشگاه مستقیم میری سر فیلمبرداری؟
..واقعا که مامان
من دستیار وفادار و سخت کوش توام
دستیار کجا بود عین ذره بین زیرنظرش گرفتی
راس میگی
حالا برو آرایشگاه و یکم به کارات فکر کن
باید توی کارت پیشرفت کنی
خودتو درگیر شایعات نکن
اما اگه جدی جدی قرار بذارم چی؟
پس مردم صد در صد پشت سرت حرف در میارن
پسرم امروز خیلی روز خوبیه
پاشدی برام صبحونه درست کردی که منو خوشحال کنی
No comments yet. Be the first to leave one.