The first 194 lines.
غیرممکنه که بخوای به
بزرگ شدن تو کلیسای سیاهپوستا فکر کنی
و یاد کشیشهایی که هدایتشون میکردن نیفتی
و با اینکه اون زمان زنها اجازه نداشتن
پشت منبر برن
اما شک نکنید
که اونا هنوزم صدای خودشون رو به گوش بقیه میرسوندن
از طریق گروه کر
آمین، آمین
بیاید برای خواهر شرلی ویلیامز دست بزنیم، همگی
ایشون مامانبزرگ شرلی بودن، مادرِ بابا
خب، همهمون با داستانهای
مادرهایی که از عروسشون متنفرن آشناییم
اما تو خانواده ما دقیقاً برعکس بود
مامانبزرگ شرلی مامان رو دوست داشت. خیلی زیاد
بریم جلوتر
و اون جوری رفتار میکرد که همه اینو بفهمن
از هر کسی که میخواد بیاد و تو این صبح
تجربه ایمانش رو بگه، دعوت میکنم
کسی هست؟ من هستم، کشیش
خب، خواهر هندرسون بفرمایید بالا
براش دست بزنید و ستایشش کنید
لطفاً بفرمایید بالا
ایشون یکی از مادرهای کلیسامون هستن. آمین
اما وقتی آواز تموم شد
دیگه بیقرارِ رفتن بودم
کی وقت داره بشنوه که خدا با بقیه چقدر مهربون بوده؟
تنها کاری که میتونستم بکنم این بود که اونجا بشینم و دعا کنم
"خدای عزیزم، لطفاً یه کاری کن
که این قضیه تموم بشه!"
حوضچه غسل تعمید داره لبریز میشه
داریم غرق میشیم
ای خدا
همیشه باید سیل بیاد؟
هیس! اصلاً خندهدار نیست
خواهر هندرسون بیهوش شد
اوه-اوه
منظورم اینه که من دعا نکردم این اتفاق بیفته
آخ، حالش خوب میشه
اون مرده
دکترها هر کاری از دستشون برمیاومد انجام دادن
اما فکر کنم دیگه وقت رفتنش بود
قطعاً به خاطر اون دعایی که کرده بودم
که خدا یه کاری کنه مراسم تموم بشه، عذاب وجدان داشتم
اما منظورم یه طوفانی، زلزلهای چیزی بود
نه یه چیز مرگبار
من فکر میکردم این زن سالها پیش مرده
نمیدونم چی کار کنم
که جای اونو پر کنم
اون بهترین آلتوی من بود
نمیشه درباره یه چیز دیگه حرف بزنیم؟
مثلاً درباره چیزی که کشیش تو موعظهاش گفت
د-درباره اون یارو
منظورت عیسیست؟
مامان، خوانندهای مد نظرت هست؟
هنوز نه، اما بهتره هر چه زودتر
یه نفر رو پیدا کنم
لیلیان، میخوای به گروه کر من بیای؟
خب، مادر ویلیامز
اگه واقعاً به من نیاز دارید، هستم که کمک کنم
این عالیه
کی فکرش رو میکرد که عروس قشنگم
بیاد تو گروه کر من؟
خب میدونید مامان، منم واسه خودم خوانندهای هستم
عزیزم، بخش تنور من پره
راستش من بیشتر باریتونم
تو خیلی خوشتیپی
اگه برای یه لحظه بتونم توجه همه رو جلب کنم
میخوام آلتوی جدیدمون رو بهتون معرفی کنم
عروسم لیلیان
کسی که از برنامهی شلوغش وقت گذاشته
تا در این شرایط سخت به همه ما کمک کنه
با این حال، اگه به اون فاجعهای که
روز یکشنبه اینجا اتفاق افتاد اشاره نکنم، کوتاهی کردم
و اون فاجعه این بود که صداتون چقدر افتضاح بود
جای تعجبه
که آدمهای بیشتری
به خاطر اون اجرای خجالتآور، درجا سکته نکردن و نمردن
ایول، مامانبزرگ
قشنگ حرف دلت رو بزن
خواهر پترسون، پنج دقیقه دیر کردی
خیلی معذرت میخوام خواهر ویلیامز
اما به سختی تونستم واکرم رو
از پلههای کلیسا بیارم بالا، میدونید که
هشت ساله که اون واکر رو داری
فکر میکردم تا الان دیگه قلقش دستت اومده باشه
بهش کمک نکن! - اوه
خواهر ویلیامز، من خوشحال میشم
مسئولیت آلتوی اصلی رو به عهده بگیرم
چون دیگه خواهر هندرسون رو نداریم
خواهر جویس، نیازی به این کار نیست
من قبلاً تصمیمم رو گرفتم
که کی آلتوی اصلی جدیدمون باشه
و اون لیلیانه
صبر کنید، م-مطمئنید؟
لیلیان، برو روی صندلی آلتوی اصلی بشین
مامان، بیشتر از یه ساعته که داری میخونی
شاید بهتر باشه بذاری عیسی از پشت خط بره
شاید وقتشه که تو تلفن رو قطع کنی
بعداً بهت زنگ میزنم
با مادرت راه بیا
داره سخت تلاش میکنه
و به نظر من صدات عالیه
فقط نمیخوام یکشنبهی اول گند بزنم
و قطعاً نمیخوام مردم فکر کنن
که حقم نبوده اینجا باشم
بدم میآد اگه بقیه فکر کنن
که مادر ویلیامز واسه من پارتیبازی کرده
مادرم تو رو به همه ترجیح میده
شاید بجز عیسی. احتمالاً
مادرت میتونه خیلی، خب، از گروه کر توقع داشته باشه
ا-اون میتونه خیلی سختگیر باشه
آخی. اون فقط بلده چطور کارها رو پیش ببره
واسه همینه که گروه کر اینقدر خوبه
و واسه همینه که اونا اینقدر وحشتزدهان
مادربزرگت یه هیولاست
اون اشک چندین نفر از اعضای گروه کر رو درآورد
و فکر کنم از این کارش خوشحال هم بود
چی؟ مامانبزرگ؟
من هیچوقت ندیدم با کسی بدرفتاری کنه
بچه، دقیقاً
اما اون مال یه نسل دیگهست
پس فکر کنم اون زمان اینطوری تربیت میشدن
من شانس آوردم که تو و بابا اونطوری نیستید
مثلاً عمراً امکان نداره
کسی از نسل مامانبزرگ
بذاره شبِ مدرسه برم مهمونی
کیم. هوم
تو به اون مهمونی نمیری
میدونی، خوشحالم که مامانبزرگ باهات بدرفتاری میکنه
آخ
الهی طفلکی
نمیتونی بخوابی؟
چون تو منو تا ابد
به خواب ابدی فرستادی
چرا اینقدر سر و صدا میکنی؟
بقیه میخوان بخوابن
کیم، باید به یه چیزی اعتراف کنم
ی-یکشنبه، توی کلیسا اونقدر حوصلهام سر رفته بود که دعا کردم
و از خدا خواستم یه کاری کنه که کلیسا زودتر تموم بشه
و بعدش خواهر هندرسون مرد
اما من اینو نمیخواستم و
و حالا فکر میکنم اون داره منو تعقیب میکنه
خب، اگه داره تعقیبت میکنه
یعنی یه چیزی ازت میخواد
و اگه نفهمی اون چیه
تا ابد ولت نمیکنه
نه، نه، نه
افتضاح بود
اگه جنازه خواهر هندرسون رو از خاک میکشیدم بیرون
صدایش بهتر از این چیزی بود
که شماها داشتید سعی میکردید اجرا کنید
خب، من فقط میخوام بگم، مادر ویلیامز
که به نظرم مردم
امروز از اجرای گروه کر لذت بردن
در واقع، چند نفر منقلب شدن
خب، هوم، فکر کنم روحالقدس
استانداردهای پایینتری نسبت به من داره
خب، مرسی که منو رسوندی خونه
دفعه بعد میبینمت
خب، کلیسا چطور بود؟
خوب بود
اون جلوی گروه کر
آدم دیگهای میشه، مگه نه؟
صبر کن، تو میدونستی؟
بله
ببین، مادرزنت یه چیزی داره
که من بهش میگم "روحیه سلطهجو"
وقتی ۲۰ سال پیش به گروه کر پیوست
قرار بود فقط پیانو بزنه
اما دو هفته نگذشته بود
که مدیر گروه کر رو فراری داد و خودش همهکاره شد
شاید یه ذره بازخورد کمکش کنه
اهوم. من از تو محل کارم
همه چیز رو درباره ارتباطات سازمانی میدونم
شاید بتونم بهش کمک کنم
بهترین کار اینه که بذاری به حال خودش باشه
کلیزبی! آره؟
بدو بیا اینجا همین الان
میخوام برات آب وان رو پر کنم
من قبلاً حموم کردم
اما بهش نمیگم
تا بذارم کار خودش رو بکنه، هوم؟
کارهایی که برای نجات این ازدواج میکنم
چیزی که ادگار آلن پو اینجا داره روشن میکنه
عذاب وجدان شدیدی هست که قاتل حس میکنه
و همچنین بار سنگین دونستن اینکه
مرتکب وحشتناکترین عملِ غیرقابلبیان شده
چرا فقط داره به من نگاه میکنه؟
دین؟ دین؟
دین! چرا این کار رو کردی؟
بهم بگو
چرا این کار رو کردی؟
آآآه
No comments yet. Be the first to leave one.