Haha, You Clowns

Haha, You Clowns

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Haha You Clowns S01E09 1080p WEB h264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-12-18
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 124 lines.

SANDS Movie

‫آه، چه سوال عالی ای، نانسی

‫امم. احتمالاً صداش.

‫- عالیه، پرستون. ‫- ممنون.

‫تریستان؟

‫خب، پرستون جواب من رو گرفت... ‫ولی، ام...

‫ولی نه.

‫فکر کنم بیشتر از همه دلم ‫برای خنده هاش تنگ میشه.

‫آمین به این.

‫عالیه، تریستان.

‫- ممنون. ‫- دانکن؟

‫آه، سخته چون همه اینا ‫جواب های خیلی خوبی هستن.

‫- ممنون. ‫- ممنون.

‫ولی اگه بخوام صادق باشم...

‫تنها چیزی که این شکرگزاری بیشتر از همه دلم برای مامان ‫تنگ میشه، آشپزی هاشه

‫- باشه. جواب خوبیه. ‫- اوه! این جواب خوبیه.

‫اون یه بوقلمون خیلی خوشمزه درست میکرد، ها؟

‫- اوه، اون میتونست هر چیزی بپزه. ‫- پنیر کبابی مخصوص مامان؟

‫- وای، خدای من. ‫- داری شوخی میکنی؟

‫- فوق العاده. ‫- داری الان باهام شوخی میکنی؟

‫توی جزئیات بود، میدونی؟

‫اون همیشه یادش میموند ‫برای دانکن با چدار تند درست کنه.

‫کلبی برای تریستان.

‫و من؟

‫من یه آدم فلفل جک هستم، ‫میدونی که، نانس.

‫خب، فکر کنم دیگه ‫کم کم باید جمعش کنیم.

‫به نظرم توی این سفر درمانی ‫خیلی پیشرفت کردیم، مگه نه، بچه ها؟

‫دستت درد نکنه، نانسی.

‫خب، خوشحالم که میشنوم ‫این جلسات رو براتون مفید میدونید، پسرها.

‫من هفته دیگه به خاطر ‫روز شکرگزاری یکم مرخصی میگیرم.

‫من و همسرم داریم ‫یه سفر دریایی به کارائیب میریم.

‫ام، خب همه اینا خیلی خوبه، نانسی، ‫ولی تکلیف جلسه روز شکرگزاری ما چی میشه؟

‫میدونی که تعطیلات میتونه ‫برامون خیلی سخت باشه.

‫من اخیراً با یه روانشناس ‫جدید توی شهر آشنا شدم.

‫اون در واقع متخصص درمان ‫برای مردهای جوونی مثل شماست.

‫بهش گفتم که توی روز شکرگزاری ‫منتظر یه تماس از طرف شماها باشه.

‫خب، باشه،

‫از اینکه تو اینجا نیستی ناراحت میشیم،

‫ولی خوشحالیم که میشنویم بعد از فصل طوفان، ‫دارید اون سفر دریایی رو میرید.

‫آره، منم میخواستم بگم بعد از فصل طوفان.

‫خیلی خب، پسرها، ‫شام حاضره.

‫چی؟ ما داشتیم درباره ساندویچ ‫پنیر کبابی حرف میزدیم.

‫مناسبت چیه، بابا؟

‫روان‌ درمانگرتون فکر کرد ‫شاید ایده خوبی باشه اگه...

‫من چند تا از غذاهای مورد علاقه‌تون رو ‫در حوالی فصل تعطیلات بپزم.

‫اوه، چه لطف بزرگی از طرفشه.

‫من نانسی رو دوست دارم.

‫خیلی خب، بفرمایید.

‫خب، ام، از چه پنیری استفاده کردی؟

‫ام، به نظر میرسه... سوئیسی.

‫دانکن، حالت خوبه؟

‫- آب معدنی؟ ‫- ام، حتماً.

‫- خیلی خوب میشه. ممنون. ‫- ممنونم.

‫آره، ممنون.

‫وای!

.اینجا رو ببینید

‫اینجا یه قصره.

‫و تابلوی نئون.

‫اینجا کد پستی خودش رو داره.

‫خیلی خب، همتون خفه بشید. ‫نمیخواد بهم بگید.

‫پس تو باید پرستون باشی، ‫که این یعنی تو تریستانی.

‫و نمیخواد بهم بگید.

‫- دانکن. ‫- درسته.

‫میتونید جاستین صدام کنید، ولی توی لیست ‫امتیازات بالای بازی باک هانتر، اسمم جی-مانیه.

‫مطمئن نیستم که قراره برای مدت طولانی ‫امتیاز بالایی باشه، جاستین.

‫آره! من این انرژی رو دوست دارم.

‫خیلی خب، ‫یه گوشه روی مبل جا خوش کنین.

‫میخوایم این معما رو حل کنیم.

‫- عالیه، پرستون. ‫- ممنون.

‫خب، چطوری این کار رو انجام بدیم؟

‫ام... ببخشید؟

‫گوش کنید، میدونم ساختن یه رابطه با یه روان‌ درمانگر ‫جدید میتونه ناجور باشه. میتونه به هم ریخته باشه.

‫میدونید، ما مردیم. ‫ما قلمرو طلبیم.

‫میخوایم همدیگه رو بو بکشیم، مگه نه؟

‫پس خیلی مهمه که اول ‫یه فضای اعتماد ایجاد کنیم.

‫- آره، کاملاً. ‫- حتماً، آره.

‫پس من رو یه دوست فرض کنید

‫یه روان‌ درمانگر یه چیز ثانویه‌ست، باشه؟

‫من میخوام اول دوست باشیم.

‫خب، ما... ما از این خوشحال میشیم، جاستین.

‫خب، شما و روان‌ درمانگر قبلیتون، ‫چطوری سر صحبت رو باز میکردید؟

‫خب، اون یه چوب دستی کوچیک چوبی داشت که وقتی ‫میخواستیم صحبت کنیم اون رو دست به دست میکردیم.

‫میدونید چیه؟ ‫من میتونم با این کنار بیام.

‫قدرت خارق‌ العاده من چی میتونه باشه؟

‫من باید بگم نامرئی شدن.

‫هوی، هوی، هوی. ‫وقت استراحت! وقت استراحت!

‫نامرئی شدن به عنوان یه قدرت ‫خارق‌ العاده نسبت به پرواز کردن؟

‫دانکن، هر قدرت خارق‌ العاده‌ ای؟

‫اوه، دید اشعه ایکس.

‫دید اشعه ایکس.

‫دانکن، مرد دلربا.

‫- چی؟ ‫- ای ناقلا.

‫نه، نه اینطوری.

‫هی، ما مردیم.

‫یادتون باشه، ‫اینجا جای امنیه.

‫نه، ما دوست دختر داریم.

‫خوبه. جزئیاتش رو بگید.

‫از یک تا ده، داریم در مورد چی ‫صحبت میکنیم، مثلاً سلما هایک یا...

‫آره، اونا خیلی... ‫اونا خیلی جذابن.

‫اوم... تریستان!

‫خب، اگه مجبور بودم انتخاب کنم، ‫احتمالاً برگردوندن زمان بود.

‫جالبه. اون وقت چرا؟

‫اوه، میدونی، چند بار شده یه چیز احمقانه گفتی ‫و آرزو کردی کاش میتونستی یه چیز دیگه بگی؟

‫باباتون باعث میشه احساس حماقت کنید؟

‫بابا؟ بابای ما؟

‫میدونید، وقتی همسن شماها بودم، ‫پدرم باعث میشد بعضی اوقات احساس حماقت کنم.

‫متاسفم.

‫اشکالی نداره اگه پیش شماها خودم رو خالی کنم؟

‫البته، جاستین.

‫آره. آخه روانشناس قبلیمون ‫هیچ وقت باهامون رو راست نبود.

‫آره، همین هفته پیش فهمیدیم لزبینه.

‫آره، بذارید فقط بگم من بهترین ‫الگوی مردانه رو در دوران رشد نداشتم.

‫پدرم یه لیست بلند بالا ‫از رذایل اخلاقی داشت.

‫الکلی، زن باز، متقلب.

‫- آره، هر چی بگی. ‫- جاستین، خیلی متاسفم.

‫یکم بگیر.

‫یه جورایی دلیلشه ‫که وارد این کار شدم.

‫به نظرم بیشتر مشکلات جوون‌ ها، ‫از پدرهاشون نشأت میگیره.

‫خب، نه ما. پدرِ ما... ‫پدرِ ما به طور جدی فوق‌ العاده‌ست.

‫- تهِ داستان. ‫- خب، مطمئناً بی‌ نقص نیست.

‫نه، مثل اینکه توی چشم ما، ‫پدرمون سوپرمنه.

‫هیچ شکی در این مورد نیست.

‫شماها نمیتونید به یه چیز کوچیک ریز فکر کنید ‫که در مورد باباتون آزارتون بده؟

‫تریستان؟

Haha, You Clowns subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Haha, You Clowns

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left