The first 200 lines.
خوبی؟ هان؟
میتونی بازم بدویی؟ - .آره -
همونان، بابا؟ - .تکون نخور -
.خیلیخب. بگیر، عزیزم
.همینجا بمون. من الان بر میگردم
« شمارهی 110 »
!واو
.دقیقاً، خواهرم .درود بر قشر متوسط جامعه
این اینجا چیکار میکرد؟
.اِسموکی؟ اومده بود یه سری بزنه
.خدا خیرش بده، نگران من بود
باید باشه؟
.بله - .نه -
.مشکل زخم گلوله نیست
.نگرانیام ضربه مغزیشه
ضربه مغزی شدی؟
.اینطور به نظر میرسه
.من و دمبه یه تصادفی کردیم
آقای ردینگتون، شما دچارِ ضربهی .شدیدی به سرتون شدین
هر جور خونریزی داخلی ظاهراً از الان دیگه
.تحت کنترله، ولی وضعیت ممکنه تغییر کنه
...باید تا اطلاع ثانوی استراحت کنید .بحثی هم توش نیست
،اگه سردردها تشدید شدن ،یا هیچ لکنتی در صحبتهاتون پیش اومد
...یا تأخیری در مهارتهای حرکتی - .این وضعیت خیلی معذبکنندهست -
.مُردن بخاطر خونریزی مغزی هم همینطور
یه تیم رسیدگی به آسیبها .تو حالت آماده باش میذارم
.نمیخوام که از این آپارتمان خارج بشه
خب، چه حسی داره؟
چی چه حسی داره؟
دونستنِ اینکه مردی که .مسبب قتل تام بوده الان مُرده
...تام مُرد تا من متوجهِ حقیقت بشم
.رازی که توی اون کیف نهفتهست
.که هنوزم یهجایی اون بیرونه
.گاروی حتماً قایمش کرده
حالا که مُرده، باید اینُ قبول کنیم
.که شاید هیچوقت دیگه پیدا نشه
و حدس میزنم که اصلاً نمیدونی کجا میشه پیداش کرد؟
کار جنیفر بود، نه؟
که چطور فهمیدی گاروی به توافقمون خیانت میکنه
.و میاد که توی قرار ملاقات بکشتم
.آره
،تو میدونستی که کجا بوده .ولی بهم نگفتی
اون بیشتر زندگیاش رو .صرف پنهانشدن از دست تو کرد
.فکر کردم که بهتره به درخواستش احترام بذارم
.موافقم
.خوبه
پس قبول میکنی که نمیخواد ببیندت
.بله
پس نمیری دیدنش؟
.خودت که شنیدی خانم دکتر چی گفت
ظاهراً من نباید هیچجایی برم
ردینگتون حتماً سعیشُ میکنه .که بره به ملاقات این دختر
.فکر کردم در حال استراحته - هست، که همین بهمون -
یه آوانسی میده تا ببینیم چطوری این دختره به
.ایان گاروی و اون کیف گمشده ربط داره
،یه دختر مبتلا به سرطان خونی، تنها
.تو گوش غربی نیو همپشیر پیدا شده
،نه اسمی، نه والدینی
اثر انگشت و هویت تطابقیای هم ازش .توی سیستم پیدا نشد
.فکر میکنن که از جنگل اومده
برای چی فکر میکنی این پرونده هیچ ربطی
به موقعیت اون کیف داره؟
،ردینگتون امروز صبح داشت میخوندش
.و وقتی دیدمش، سعی کرد ازم قایمش کنه
.ظاهراً که خیلی خوب اینکارو نکرده
.باور کنید، این دختره مهمه
...به داستانش نگاه کنید
تمام نشونههای یه پروندهی .لیستسیاهی رو داره
،یه دختری که از ناکجاآباد پیداش میشه
.که هیچ تماسی هم با داروهای مدرن نداشته
نه تنها هیچ اثری از ،واکسینگی روش نیست
هیچ اثری از سمومی که هر روزه باهاشون .برخورد داریم هم توی بدنش نیست
باور کنید، تنها چیزی که برای ردینگتون مهمه
.پیداکردنِ اون کیفه
واقعاً فکر میکنی تحقیقاتش رو
برای خوندن یه مقالهی رندومی دربارهی یه دختر سرطانیای که
یهدفعه از جنگل پیداش شده، عقب میندازه؟
.یه سری به دختره و دکترش بزنید
.ببینید با چی طرفیم ،هر چی که ردینگتون داره مخفیاش میکنه
.دیگ وقتشه که حقیقت فاش بشه
.نباید میومدی اینجا
.چیزی نیست
.دکتر لومی همیشه محافظکاریبازی در میاره
.منظورم دکتر مولی نیست
...تو به الیزابت گفتی که - من به الیزابت گفتم -
.متوجهام که چرا جنیفر نمیخواد منُ ببینه
.هیچوقت نگفتم که خودم نمیرم دیدنش
چیه؟
.ایان گاروی
.میدونم که خیلی برات ارزش داشت
.دستِ من نیست
.و منم تسلیت میگم
.میدونم برای چی اومدی اینجا
برای اینه که ببینی اون کیفه رو ،داده به من یا نه
.و نداده هم
.آره، حرفتُ باور میکنم
.بایدم باور کنی
،من نه اون کیف برام مهمه
.نه خودِ تو
،اگه گاروی ندادتش به تو
.احتمالاً دادتش به مادرت
.هرگز نمیتونی پیداش کنی
.که یعنی میدونی که کجاست
،بعد از اینکه ترکمون کردی .ما همهچیزمونُ از دست دادیم
مامان همهچیشُ از دست داد
،خونهاش، دوستاش
.تمام گذشتهاش رو
.همه چیز بجز نجابتش
.که نمیتونی اینشُ هم ازش بگیری
.من باید نائومی رو پیدا کنم
.شاید، ولی هرگز پیداش نمیکنی
،وقتی آوردنش
.به خدمهی بیمارستان پرخاش میکرد
.باید بهش آرامبخش میزدیم
،همهاش سعی میکنه درمان رو پس بزنه
.نمیخواد کسی لمسش کنه
اون چیه روی زمین؟
،توی کولهپشتیاش بود .یهجور ترکیب معدنیه
.بچههای آزمایشگاه گفتن که بیضرره
تیم روانشناسی میگه خودش فکر میکنه .قدرتهای محافظتی توش داره
در برابر چی؟ - میشه برم داخل؟ -
.بفرما
.چیزی نیست
.من دوستتام
کسی اذیتت کرد؟
والدینت، حالشون خوبه؟
.اونا بابامُ بردن
کیها بردنش؟ چی شد؟
!نه! نه! تو مبتلایی
!بهم نزدیک نشو
!نه! نه! نه
بنظرش رسید که"
،وقتی مسافت خیلی زیادی رو طی کرده بود
.یه بویی شروع به رسیدن به مشامش کرد
"...اون بینیِ شگفتانگیز میتونست بوی
،تیم گشتی شمال
.علامت فرستادن
.یکیشونُ پیدا کردن
.همینالان تو راه اینجان
.محوطه رو خالی کنید
.زنگ هشدار رو به صدا در بیارید
به افراد خبر بدین که
.یه "محنتزده" داره میاد اینجا
!نه، خواهش میکنم
.نه، تو رو خدا. دیگه نه
دختره کجاست؟ - .نتونستیم پیداش کنیم -
.بنظرمون احتمالاً "اولو" برده باشدش
.این مبتلاشدهست
.تا صبح دووم نمیاره
.صندلی کنار شومینه رو آماده کنید
.باشه، خب، فکر کنم یه سرنخی گیر آوردم
یه مورد دیگه
تو فاصلهی 46 مایلیِ جایی که .این مورد ناشناسمونُ پیدا کردیم، پیدا شده
.خیلیخب، گوش میدیم
...سال 2003
،کارگران تأسیساتی خط راهآهن آر.بی.ایکس
یه مرد دیوانهای رو پیدا کردن
که داشته رو یکی از بخشهای متروک ریل .توی گرافتون کونتی راه میرفته
اون فرد ادعا کرده بوده که اسمش ،دابلیو. پی. فراست بوده، که گم شده بوده
اما مراجع قانونی نتونستن ،هویتش رو تأیید کنن
،خونوادهای ازش پیدا کنن یا حتی محلهای رو پیدا کنن
.که میگفته از اونجا پیداش شده
.از ناکجاآباد پیداش شده بوده - .درست مثل این دختر ما -
،درست مثل این دختر ما ،هیچ پروسهی درمانی دندانی مدرنی روش انجام نشده بوده
و جریان خونش هم دقیقاً
همون عامل بیماری بیولوژیکی .نایابی رو نشون میده که دختره داشت
فراست هنوزم زندهست؟ میتونی یه راه ارتباطی ازش بهمون بدی؟
،بین سالهای 2005 تا 2008
،تحت محافظت قانونی دولت بوده متعهد به
.مرکز رواندرمانی هاینریتز توی کانکورد
تحت درمان یه دکتری بهاسم ،فرانسیس ورنر بوده
که متخصص چیزی بهاسم
"،روانشناسی نابهنجار" که مطالعهی
،رفتارها و تجارب فوقالعادهست
از جمله اونهایی که معمولاً .برچسب "نابهنجاری و فرا طبیعی" روشون میخوره
دکتر ورنر ممنون که به این سرعت
.به ملاقاتمون اومدین - .البته -
خیلی بابت این بچهای که .پیدا کردین کنجکاوم
پروندهاش رو دیدین؟ - ،بله، دیدم -
ولی از بابت چیزی که توی پروندهاش نبود کنجکاوم
چیزی راجب
واگیری" بهتون گفت؟"
از استاو خبری نشد؟
.تو ده دقیقهی گذشته، نه
پای گوشیاش و موردش نشسته دیگه؟
،بله، و از مادرم هم زود زودتر خبر میده
.قبل اینکه سرطان یقهشُ بگیره
،اگه جنیفر بره دیدن نائومی یا بهش زنگ بزنه .متوجه میشیم
...گاروی حتماً یه سوئیچ مرگی یهجا کار گذاشته بوده
یه راهی که این کیفه .رو برسونه دست یکیشون
.فقط باید بفهمیم اون راه چیه
.اسموکی باید بفهمه
،تو باید استراحت کنی
.و آنتیبیوتیکهاتُ مصرف کنی
مطمئنم اِسموکی هر وقت
ور رفتن با بقهاش تموم شد .از اون قضیه هم سر در میاره
،نه، اسموکی سر در نمیاره
چونکه اسموکی نابغهایه که ،همینالانشهم سر در آورده
یا حداقل کسی رو پیدا کرده .که میتونه بهمون بگه اون راه چیه
...اوهوم - .جانشین گاروی -
No comments yet. Be the first to leave one.