Encounter

Encounter (남자친구)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Encounter Episode 10
A Commentary by Persian Dream Team
Darya - YasiG7 @PersianDreamTeam

Tags

other
Published on: 2019-01-03
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اینجا چکار میکردی؟

داشتم به تو فکر میکردم

انگار داشتی یه کتابی میخوندی

"وظیفه ی منم اینه که به تو فکر کنم"

واقعا باید خداروشکر کنیم بابت داشتن همچین نویسنده هایی

با همین یه جمله ی کوچک میتونن آدمو تحت تاثیر قرار بدن

فکر کنم مفهومش عشقه مادر به دخترشه

من و مادره کتاب دقیقا مثل همیم

به هر حال هر دومون فقط به فکر یه نفریم

شرمنده

اینجا قبلا برای کار دیگه ای رزرو شده. شما نمیتونید داخل شید

رستوران ایتالیاییمون هم غذاش عالیه هم منظره ی خیلی خوبی داره

اشکالی نداره اگه برید اونجا؟

براتون مقدور هست؟ - بله -

رئیس چا گفت

بقیه مشتریام بزاریم بیان تو

شلوغ پلوغ میشه

این تنها کاریه که برای محافظت ازش از دستمون برمیاد

باشه

یکم عجیبه

هیچکسم اینجا نیست

گفتی یراست از پیش خانوم لی اومدی؟

آره

راجع به شوهر خدابیامرزش بهم گفت

"فقط وقتی بمیرم میتونم ببینمش"

باید تا میتونید از دیدن هم لذت ببرید" "به این میگن خوشحالی

خانوم لی معمولا بدون دقت زیاد حرف میزنه

ولی هر چی میگه معمولا آخرش تو ذهن آدم میمونه

هر روز میای ساحل؟

وقتی با هم شن بازی کردیم رفتم ساحل

وقتی با هم رفتیم کنار ساحل رو نیمکت نشستیم و قهوه خوردیم

زمین بازی هونگجه دونگم رفتم

بزودی خرابش میکنن - چرا؟ -

حاج خانومی که صاحب زمین بود فوت شده

بچه هاشم زمینو گذاشتن برای فروش

ناراحتی نه؟

معلومه خب من اونجا بزرگ شدم

ولی خب به هرحال همه چی تو این دنیا عوض میشه

باید قبل خراب شدنش بریم حتما

باید عکسم بگیریم

باشه وقتی من تعطیلیم اومدم سئول میریم

باشه

عصبانی نشدی وقتی گفتم

باید یمدت دور از هم باشیم؟

حرفت عصبانیم نکرد

یچیز دیگه کرد

چی؟

قرار گذاشته بودیم از خاطرات خوبمون کمک بگیریم

ولی تو فکر کردی من نمیتونم هیچ جوره تحمل کنم

این منو عصبانی کرد

این روزا کلی پیام بهم میرسه

کیم جین هیوک شده نقل مجلس همه ی همکلاسیای قدیمم

خانوادمم نگرانن

انواع واکنشات بهم میرسه

...پس

پس یعنی دلم میخواد از همه ی اینا قایم شم؟

یا چون ترسیدم دارم تردید میکنم؟

ولی من اینو نمیخوام

راهکاری ندارم اما واقعا دلم میخواد که حلش کنم

ولی شاید زیادی ضعیف بنظر میام

اینجوری با خودم فکر کردم

من اشتباه کردم

برای هم سریع اومدم پیشت باز

میشه این یبارو منو ببخشی؟

وقتی اینجوری خوشگل ازم میخوای

چجوری نه بیارم آخه؟

حالا که اینجوریه مهمون من

واقعا؟

هر چقدر میخوای بخور

باید زیاد بخورم پس

حالت چطوره آقای نام؟

منم خوبم

بله. راستش

رئیس چا اینجاست

نگران برگشتشم

اگه شیفت شب نداشتم خودم میاوردمش

ممنون

وقتی رسیدی بهم زنگ بزن

بله

بله

بشین لطفا

خداروشکر وقت آزاد دارم

وگرنه چون سرزده هم اومدی

مجبور میشدم شرمندت شم

اگه وقت خالی نداشتی شرابو میزاشتم میرفتم

حالا که اینجایی گفتم یه سلامی هم عرض کنم

فکر میکردم بجز حرف زدن راجع به سوهیون

دیگه حرفی برامون نمونده

رئیس

واقعا متاسفم

رفتم سوکچو دیدمش

حسابی کوبوندمش

مطمئنم دیگه آدم میشه

به بچه ی عزیز مردم چکار داری؟

بله؟

مشکل دختر توئه

بله

درسته

اونم حسابی کوبوندم

...اگه یکم بیشتر درک کنی

چقدر دیگه درک کنم؟

اگه حرفت اینه کافیه

دیگه علاقه ای بهش ندارم

رئیس - پسرم -

داره خانومای مختلفو میبینه تا همسرشو انتخاب کنه

دفعه ی دیگه اینجوری بیای شرمندت میشم

پاشو لطفا

هرکاری از دستم برمیاد میکنم

تا سوهیون سر عقل بیاد

لطفا

انتخابات نزدیکه رئیس لطفا

درسته

بزودی میشی اولین بانوی کاخ آبی

نباید اینجوری رفتار میکردی

هر چند حالا که دست تگیونگو رها کردی

ورودت خیلی سخت بنظر میرسه به کاخ آبی

رئیس، سوهیونو خیلی لوس بار آوردم

برای همین هنوز بچست

تقصیره منه

قول میدم دیگه باعث ناراحتی شما نشیم

فکر کنم قرار نیست پاشی

پس من اول پا میشم

آروم باش و بسلامت بروخونه

بدون اجازه ی من این چکاریه کردین؟

آقای نام خسته میشه

من برای اینکه خیالم راحت باشه زنگ زدم بیاد

تو اتوبوس داشتم میومدم کل چیز خوشمزه خوردم بابا خیلی حال داد

بسلامت برسید

پایه 1 دارما نگران چی ای؟

باشه

وسط راه استراحت کنید

رفتم دیگه

اینقدر زیاد میام اینجا حس میکنم شهرخودمه

دفعه ی بعدی که اومدی یچیز خوب مهمونت میکنم

حتما آب شنگولی میزنیم باهم بریم دیگه

بسلامت

خدافظ

ببخشید الان غذاتون حاضر میشه

شرمنده - بله؟ -

این خیلی خوبه یکی دیگه بیار

باشه ممنون

چرا میخواستی منو ببینی؟

چی؟ من؟

خودت گفتی بیام داداش جین هیوک زنگید بهم

گفت گفتی بیام رستورانت

جین میونگ گفت امروز نمیتونه بیاد سرکار

منم بهش گفتم بهتره یکیو بجاش بفرسته پس

پس برای کار اومدی؟

کار؟ من؟

یه دیقه. باید حلزون درست کنم

ببخشید

ببخشید

اونجا

اومدم

یه آبجو دیگه لطفا

برات پفیلا میخرم - مرسی -

پیش بند میخوای؟ - چی میگی؟ -

بفرمائید

سوهیون

بله؟

سخته نه؟

قابل تحمله

یه داستان غمگین بگم برات؟

یه خانومی بود خیلی وقت پیش دوسش داشتم

واقعا؟ - واقعا -

فکر نکنم اونم از من بدش میومد

ولی هیچوقت نشد بهش اعتراف کنم

چرا آخه؟

وقتی به خودم نگاه میکردم میدیدم نباید همچین خبطی بکنم

اون خیلی خوشگل بود

از دورم حتی درخشان بود

شاید فقط بنظر من اونجوری میرسیده

ولی خیلی زیبا بود

خیلیم بد نیستی

صورتم گندس

مارو که کشتی

زندانم که رفتم

نه دزدی کردی نه به کسی آسیب زدی

چون مقالت به ضررشون بود انداختنت زندان

به هر حال هر طور حساب کنی من سوسابقه دارم

فقط چون تو رئیس شدی یه درامد بخور نمیری دارم

اگه تو نبودی نمیدونستم باید چکار کنم

آقای نام اینجوری نگو گریم میگیره ها

اینو نگفتم که گریه کنی

اگه تو نبودی من هیچ دوستی نداشتم

... حتی تو بودی منشی جانگ

آوردی پیشم

مامان نمیزاشت با بچه های همسنم بازی کنم

ولی تو منو قایمکی با میجین میفرستادی کنسرت

وقتی مامان بابام نبودن میزاشتی تو خونه برای خودم مهمونی بگیرم و دوستام بمونن

پس برای همین میجین اینقدر دوست داشت باهات وقت بگذرونه

به هر حال نگو که لیاقت این چیزارو نداری

اینجوری اعتصاب غذای پدرم بی معنی میشه

راست میگی راست میگی سوهیون

خب؟

داستان اون خانومه چیشد؟

هیچوقت بهش اعتراف نکردم

"دوست دارم. با من زندگی میکنی؟"

فکر کردم یروز فرصتش پیش میاد

ولی یهو یروز اومد گفت میخوام با فلانی ازدواج کنم

More Farsi Persian subtitles for Encounter

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left