The first 200 lines.
. بدتر شده
... که اينطور
. ضريب جرمت، 7 واحد بيشتر شده
. نبايد بهش بي توجه بود
. اگه بازم بدتر بشه، بايد گزارش بدم
. دارم سعي مي کنم روان-گذرم رو با وسايل درماني، بهتر کنم
. يه روش ساده تر و موثر تر هم هست
چه روشي ؟
. با يکي از نزديکانت يکم صحبت کن
همسر يا خانواده اي داري ؟
. همسر ندارم
.... خانواده هم
. فقط پدرم زنده ست
. تو اين سن، پدرت مي تونه همصحبت خوبي باشه
اگه مشکل خاصي نداري، چرا باهاش حرف نمي زني ؟
. چون دارم
جان ؟
. يه مشکل خاص باهاش دارم
من مي خوام نمايش بدم
من مي خوام نمايش بدم
جمجمه ام رو باز کنم
جمجمه ام رو باز کنم
تو سرم رو نگاه کنم
تو سرم رو نگاه کنم
نمي دونم چرا اينقدر درد دارم
نمي دونم چرا اينقدر درد دارم
نبايد خيلي بي پروا باشم
نبايد خيلي بي پروا باشم
دارم مي شکنم
دارم مي شکنم
چونکه حس مي کنم
چونکه حس مي کنم
مي تونم هميشه همه چيزمو نشونت بدم
مي تونم هميشه همه چيزمو نشونت بدم
اگه اين لحظه مال من بود
اگه اين لحظه مال من بود
سعي مي کردم با نهايت دقت گوش کنم
سعي مي کردم با نهايت دقت گوش کنم
به صداهايي که درونم همه چيزو به هم پيوند مي زنه
به صداهايي که درونم همه چيزو به هم پيوند مي زنه
دوباره
دوباره
چونکه حس مي کنم
چونکه حس مي کنم
مي تونم هميشه همه چيزمو نشونت بدم
مي تونم هميشه همه چيزمو نشونت بدم
اگه اين لحظه مال من بود
اگه اين لحظه مال من بود
مي تونم هميشه همه چيزمو نشونت بدم
مي تونم هميشه همه چيزمو نشونت بدم
اگه اين لحظه مال من بود
اگه اين لحظه مال من بود
سعي مي کردم با نهايت دقت گوش کنم
سعي مي کردم با نهايت دقت گوش کنم
به صداهايي که درونم همه چيزو به هم پيوند مي زنه
به صداهايي که درونم همه چيزو به هم پيوند مي زنه
پس ميره
پس ميره
دوباره
دوباره
. گزارش رو خوندم
#13: دعوتي از تاريکي
واقعا ميشه به حرفاي بازرس سونموري اعتماد کرد ؟
. ما با دقت، صحنه رو بررسي کرديم
. فاصله ي بازرس تا هدف، کمتر از 8 متر بوده
. زاويه ي خوبي هم داشته
، درست جلوي چشماي بازرس سونموري، قتل اتفاق افتاده
. و سلطه گر درست کار نکرده
. شنيدم که قرباني يکي از دوستاي نزديک بازرس سونموري بوده
امکانش هست که به خاطر ترس زياد نتونسته درست با سلطه گر کار کنه ؟
. کارش اونقدرا هم بد نيست
. دفعه ي قبل گفتي که بي تجربه ست
. ولي استعداد زيادي داره
. تواناييِ کارآگاهيش توسط تست استعداديابي شيبيل، تاييد شده
. و تو توي گزارشت، همين شيبيل رو زير سوال بردي
. گينوزا
. جامعه ي امروز با سطح رفاه فوق العاده و بيشترين حد رضايت بين اکثريت مردم، بي سابقه ست
فکر مي کني چي باعثش شده ؟
. اون ... سيستم شيبيل وزارت رفاه
. درسته
آينده شون
، يا آرزوهاشون
هر چيزي که باشه، مردم موقع تصميم گرفتن
. به جاي درگير شدن با اون موضوع، از شيبيل کمک مي گيرن
با استفاده از شيبيل، تونستيم جامعه اي درست کنيم که
. از نظر امنيت و نظم تو تاريخ بشريت بي سابقه ست
. و به همين دليل، شيبيل بايد بي نقص باشه
. درسته
. شيبيل هيچ اشتباهي نبايد بکنه
. اين ايده آله
. ولي، خودت بهش فکر کن
. اگر سيستم واقعا بي نقص بود، اصلاً به وجود آدما احتياجي نبود
. خيلي ساده روبات ها رو با سلطه گر مي ريختيم تو شهر
، ولي توي اداره امنيت، بخش جنايي داريم
. شما بازرس ها و مجري ها هم به عنوان چشمان شيبيل
تا حالا فکر کردي چرا لازمن ؟
. بله ... البته
، هر چقدر هم که سيستم بي نقص باشه
. يه گروه امنيتي واسه شرايط پيش بيني نشده، لازمه
هر وقت که انعطاف و اقدامات موقتي
. توي موارد ضروري به سيستم اضافه شدن، اونموقع سيستم واقعاً بي نقص شده
، براي همچين سيستمي
. مهم تر از بي نقص کار کردنش اينه که مردم فکر کنن بي نقصه
. الان هم شيبيل فقط به خاطر باور مردم به بي نقص بودنش، مي تونه کار کنه
. متوجهم
. گينوزا
. من اميد زيادي به تو دارم
، تو حالت عادي، کسي تو جايگاه تو به اين اطلاعات دسترسي پيدا نمي کنه
. ولي به خاطر اعتماد بينمون، نشونت ميدم
. بين خودمون باشه
... اين
. اطلاعات دستگيري يه نفر
... بدون اندازه گيري ضريب جرمش دستگير شد
. هر چند تو پرونده، نوشته شده داوطلبانه
... توما ... کوزابورو
. متهم اصلي يه پرونده ي قتل هاي زنجيره اي که سه سال پيش بود
. فکر کنم شماها بهش ميگفتين پرونده نمونه برداري
. واحد 2 ، که اينو دستگير کردن، به شدت محدود شدن
... چرا ؟ هيچ مي دونيد ما چقدر سعي کرديم
. مثل مورد فعلي بود
، با اينکه موقع ارتکاب جرم دستگير شده بود و ازش کلي مدرک داشتيم
... سلطه گر واکنشي به توما کوزابورو نشون نمي داد
. چون ضريب جرمش از حد مشخص شده، بالاتر نمي رفت
. ما به اين موارد نادر "مُجرم بي علامت" ميگيم
مجرم ... بي علامت ؟
. موارد معدودي هست که اسکن امواجِ مغزي با روان مُجرمانه ي افراد، مطابقت نداره
. حدوداً از هر دو ميليون نفر، يه نفر اينطوريه
. قضيه ي ماکيشيما شوگو هم اونقدرها عجيب نيست
مدارکي هست که ماکيشيما رو به قضيه ي 3 سال پيش ربط ميده، درسته ؟
... توما و ماکيشيما
چون اين دو تا که هر دو مُجرم بي علامت هستن با هم بودن
. پرونده ي سه سال پيش، خيلي سخت بوده
توما کوزابورو چي شد ؟
. طبق پرونده اش، گُم شده
. منم نمي خوام چيز بيشتري در اين مورد بگم
. به هر حال، مهم اينه که هيچ کس ديگه اي قرباني جنايت هاش نشد
. خيلي ساده، گُم شد
، نه نقطه ي کوري براي شيبيل شد
. نه اعتبار شيبيل رو کم کرد
. فقط، گُم شد
. شما نماد اين سيستم هستيد
. مردم، سيستم رو با ديدن رفتار شما مي فهمن و درک مي کنن
. قضاوت در مورد اعتبار سيستم رو هم با ديدن عملکرد خوب شما، انجام ميدن
. هر کدوم از شما که به سلطه گر شک کنيد، در نهايت باعث شک جامعه ميشه
مي فهمي ؟
. انگار گزارش ديروز ناقص بوده
. خوبه. فردا، دوباره بفرستش
. يه توضيح قانع کننده هم براي زير دستات آماده کن
. چشم
... خوبه . گينوزا
. اعتمادم به تو، بيخود نبود
. ماکيشيما شوگو رو دستگير کنيد
. هر چه سريعتر از جامعه دورش کنيد
. ولي نکُشيدش
. اعدام يا مجازات فوري، به شيبيل احتياج داره
. بله، قربان
. فقط کافيه دستگيرش کنيد و بياريدش به اداره
. بقيه اش با ما
، ماکيشيما شوگو ديگه نمي تونه جامعه رو تهديد کنه
. درست مثل توما کوزابورو
. با اجازه
. سلام
کتاب مي خوني ؟
. اره
. ممنون که اومدي ملاقات
. خواهش مي کنم
. مجبورم کردن يکم مرخصي بگيرم
مراسم ختم برگزار شد ؟
. پريروز بود
. که اينطور
. معذرت مي خوام
واسه چي ؟
. گذاشتم ماکيشيما شوگو فرار کنه
. تقصير تو نيست
سلطه گر درست کار نکرد، درسته ؟
. گفتن که خود اسلحه ايرادي نداشته
. بازرس گينوزا هم مشغول يه سري تحقيقات از بالاست
. ماکيشيما تا حالا ردي از خودش نگذاشته بود
. شايد يه کلکي تو کارشه
. کار نکردن سلطه گر، ميتونه يه حيله باشه
. مثل هميشه اي، کوگامي
. تو هم خيلي زود، خوب شدي
. نمي تونم واسه هميشه دپرس بمونم
. بايد ماکيشما شوگو رو دستگير کنيم
. اون دوست منو کشت
. و همينطور دوست تو رو
. آره
. حس مي کنم حالم بهتر شد
. مراقب خودت باش
. با همه اين اتفاقات، از يه بابت، خوشحالم
. ماکيشيما شوگو واقعا وجود داره
. ديگه کسي به تو شک نمي کنه
. حالا همه مي تونيم با هم دنبالش بگرديم
سونموري مي خواد، مونتاژ کنه ؟
. آره، حافظه اش رو مي خونن
. يه فرآيند که توش با خوندنِ مستقيم از امواج مغزي، حافظه رو به تصوير مي کشن
. شنيدم آکانه مي خواد قيافه ي ماکيشيما شوگو رو به ياد بياره
. تا الان، اون تنها کسيه که مستقيماً ديدتش
! با اين کار دوباره بايد اون خاطره رو تجربه کنه
! اونم چه خاطره اي، کشته شدن دوستش، جلو چشمش
No comments yet. Be the first to leave one.