The first 200 lines.
...آنچه در " نیوآمستردام" گذشت
باید بدونی که همیشه تو رو به عنوان یه
. آدم غیر قابل تحمل میدونستم
و من پیر مرد 80 ساله با سکته ی مغزی رو دیدم
که بهبود محدوده ی . حرکتیش از تو سریع تر بوده
هیئت مدیره رای داده که . قرار داد فولتون رو فسخ کنن
. تمومه. اخراجم
. مکس. یه خون ریزی مغزی بود
. جورجیا الان با هارتمن تحت جراحیه
. بیا بازم خواب ببینیم
. دوست دارم
. میتونی زنگ بزنی بگی مریضی
. میتونیم تمام روز رو توی تخت بمونیم
. اون روزا رو یادمه
. خیلی بد بودیم
. خیلی خوب بود
. فکر میکردم از اون روزا بازم داریم
. فکر میکردم کلی وقت داریم
اونجوری همه ی کارارو . یه طور دیگه انجام میدادم
. اگه میدونستم
. از الان شروع کن
. اینجا پیشم بمون
. باید برم سر کار
. شاید منم باهات بیام
. اینجا احساس تنهایی میکنم
مترجم: SARVIN Telegram: @Farsiiimdb Instagram : @Farsiimdb
. ببخشید. هلن، هی
. اتفاقی رفتم برات یه کاپوچینو گرفتم
. مرسی. یه سه دلار دیگه از بدهیت کم شد
چقدر دیگه ازش مونده که باید بدم ؟
بخاطر اون نظافت منزلی که پولش غیر قابل برگشت و به شدت گرون بود
که من با مهربونی تمام فرستادم دم خونت و تو ردشون کردی برن
. خودشه - . حدود 112 تا کاپوچینوی دیگه -
خب، اگه دبل یا تریپل برات بخرم چی ؟
ببخشید، باشه ؟
. کارت خیلی با ملاحظه بود
. بله که بود - . من ازت ممنونم -
، خیلی متاسفم
و میشه لطفا معذرت خواهی منو قبول کنی ؟
. اوه، خدا
. قبول میکنم - . خوبه -
میخوای بهم بگی
چرا کادوی سخاوتمندانه ی منو انداختی دور ؟
فقط نمیخوام در حال . حاضر غریبه ها بیان تو خونم
. تاکی کاردیه
. فشار 70/30 و ضربان قلب 130
. خانم ترامبلی، ما منتظرتون بودیم
. من میترسم، مامان
. میدونم. چیزی نیست عزیزم
. باشمارش من. یک، دو، سه
. کیلا من دکتر رینولدز هستم . من ازت مواظبت می کنم
. باید ببریمش برای جراحی
اما الان؟ چه جور جراحی ای ؟
خانم ترامبلی، کیلا یه رشد بیش از حد
، توی بافت عضله ی قلبش داره
، و باید همین الان درستش کنیم . یا ممکنه دوباره قلبش ایست کنه
، معمولا ژنتیکیه
. پس باید شما رو هم ببریم معاینه کنیم
اگه نیاز دارید با یکی دیگه ... تماس بگیرید، خانواده، پدرش
. نه، اون مُرده
. باشه، اون اماده س
. اون همه ی چیزیه که دارم - . ما مراقبشیم -
. اون دست آدمای خوبیه
. بچمه
قوی بمون، باشه ؟ . باید قوی باشی
این افتخار منه که توی مدیریت مشکلات
. فیزیکیت کمکت کنم، نیتان
اما برای نیاز های احساسیت
نمیتونم به کسی بهتر . از دکتر ایگی فروم فکر کنم
سلام بهتون. حالتون چطوره ؟ . باید نیتان باشی
. قربان - . بله، از دیدنتون خوش حالم -
خب دکتر کاپور گفت دوست . داری به گروه شادیمون بپیوندی
. خب، اون فکر میکنه این فکر خوبیه
. نیتان دو بار برای جنگ رفته افغانستان
PTSDمطمعنم که گروه حمایت
. الان میتونه براش بهترین درمان باشه
موافقم. خب کی برگشتی ؟
. پارسال جولای
میدونی، خیلی از بچه های ما . هم تو افغانستان بودن
. عراق هم همینطور
ما یه سرهنگ داریم که خدمتش رو در
. اولین جنگ خلیج شروع کرده
...یه کاپیتان داریم که از دومین
...قربان من خیلی واضح متوجه نشدم چرا
منظورم اینه، از کاری که دارین اینجا انجام میدین سپاسگذارم، اما
. تو اینجا تنها نیستی، نیتان
. نه، اصلا و ابدا . ما همگی در حال حمایت همیم
فقط یه فضای امنیه برای تو تا واقعیت رو با کسایی که
. با عشق رهبری کردن به اشتراک بذاری
تو به خودت میگی نیروی دریایی ؟
، هر چیزی، هرچیزی که میگی
. خیانت محض به رهبریه
. سرگروه من بهم خیانت کرد
همه ی چیزی که من میخواستم این . بود که مثل پدرم یه نیروی دریای بشم
، من واقعا باور میکردم
! اما بهمون خیانت شد تو عراق، قربان
...هدف عملیات ما
کار تو این نبود که هدف عملیات رو زیر سوال ببری
کارت این بود که عملیات . رو به انجام برسونی
تنها دلیل، تنها دلیلی که به این نمایش مزخرف اومدم
، بخاطر این بود که همسرم اصرار کرد
اما مجبور نیستم اینجا وایستم و به این بازیکن خط حمله ی
. خیکیه ناراحته صبح دوشنبه گوش بدم
. باشه، کویین، یه نفس بکش
یه نفس عمیق بکش. باشه ؟
ما درباره ی این حرف زدیم، مگه نه ؟
. اره - . اره -
آمیلیا تجربه ی . متفاوتی از تو داشته
. فقط همین
. اما شماها برای یک کشور جنگیدید
. این چیزیه که شماها رو به هم متصل میکنه
. همه ش مزخرفه
واقعا ؟
. تو نمیدونی داری درباره ی چی حرف میرنی
. تو تجربه ی مارو نمیفهمی . نمیدونی
درد از دست دادن بخشی ... از خودت رو نمیدونی
...در حالی که خیلی از دوستات هرگز
. نه، کلمه ای نیست
. راستش، هست
...و برای این که اون کلمه ها رو بگیریم
، میخوایم یه چیز جدید رو امتحان کنیم
و در عین حال چیزی . که هزاران سال سنشه
. قراره یه نمایش بازی کنیم
. الیزابت، ببخشید که منتظر موندی
. مشکلی نیست. منم داشتم بازی میکردم
. معرفی میکنم دکتر کوان کوئستا
، کوان، ایشون الیزابت آرچر هستن
. بیمار خیلی قدیمی و خدای دفتر من
. سلام، الیزابت
هیچوقت خبر خوبی تو راه نیست .وقتی یه دکتر دیگه هم پیداش میشه
. امروز استثنا فرق داره
. کوان آنکالوژیست نیست
. اون یه جراح ارتوپده
درد کمری که داری تجربه میکنی
از جاییه که سرطان . استئوسارکومات خارج شده
. اما این به معنی عود بیماری نیست ت رو بررسی کردیم PET ما اسکن
. و تو دیگه سرطان نداری
. این عالیه
...خب
چرا دو تا دکتر ؟
، وقتی تومور رو خارج کردن
یه صفحه ی فلزی برای استحکام جایگذاری کردن
. متاسفانه، اون حرکت کرده
. اون باعث ناراحتیت شده
. برای درست کردنش باید یه جراحی انجام بدی
. اما دکتر کواستن کارش عالیه
این تقصیر من بوده ؟
. نه اصلا
من طوری حرکت کردم که نباید میکردم ؟
. کلی حرکات کششی انجام دادم
. نه، 10 ساله که گذشته
، در طی زمان، بدن حرکت میکنه . و فلزات توی بدن هم میتونن باهاش حرکت کنن
، اما اگه زودتر میرفتم دکتر
ممکن بود هیچوقت به صفحه ی فلزی احتیاج پیدا نمیکردم
و ممکن بود تومورم . انقدر بزرگ نمیشد
...لیز
. هیچ چیزی که اتفاق افتاده تقصیر تو نبوده
. ما درباره ی این حرف زدیم
، و چرا میپرسی چرا . و ، مرد، تموم کردنش سخته
. باشه
. بریم یکم جراحی انجام بدیم
برای FFP دستوری 6 واحد . برای تقویت هموستاز
. صفحه خارج شد
. نمودار خروج نرماله
زخم بافت کجاست ؟
ببخشید ؟
. ببین
. مکسو پیج کن
. این محل جراحی قبلیشه
. آسیب زیادی وجود نداره - . دقیقا -
اگه یه تومور با اندازه ی بزرگ ، از این محل خارج شده باشه
باید یه تیکه ی بزرگی از نخاع هم باهاش برداشته میشد
. میتونستی کلی زخم بافتی غیر عادی ببینی
. بجاش، اینجا فقط یه برش تمیزه
سرطان اون رو روی . ویلچر نشونده ، مکس
. بنظر میاد جراحش این کارو کرده
اون باید چندین اسکن از اون . موقع تا حالا انجام داده باشه
... حتما یکی باید میدیدش - . نه، نه با وجود اون صفحه -
اون صفحه انجام رو براش غیر ممکن کرده MRI انجام
اسکن هم کلی CT و سایه ی غیر واقعی میندازه
. که نمیشه باهاش اون منطقه رو کامل دید
اما یه دلیل ساختاری برای
وجود اون صفحه اونجا هست، درسته ؟
. نه چیزی نیست که من بتونم ببینم
. پس ما این کارو کردیم
یه پزشک نیوآمستردام نخاعش رو بریده
و یه صفحه گذاشته توش . تا کارشو بپوشونه
. اون سرطان داشته. این واقعی بوده
اره، اما این اون چیزی نیست . که اونو نشونده رو ویلچر
. ما کردیم، و اون حقشه که اینو بدونه
. میفهمه . ما قطعا بهش میگیم
. حالا - . مکس -
. ما باید گزارش جراحی رو ببینیم
باید با جراح . اصلی حرف بزنیم
دلیلی نداره که . نتونیم الان بهش بگیم
. ما همه ی شواهد رو نداریم
و اگه درباره ی یه کدوم ، از اینا اشتباه کرده باشیم
...اگه بهش اطلاعات غلط بیشتر بدیم
. بذار یه روز بگذره ، 24ساعت وقت بدیم تا به واقعیت برسیم
. و بعد با هم دیگه بهش میگیم
No comments yet. Be the first to leave one.