Warrior - Third Season

Warrior - Third Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Warrior S03E10 A Window of F*cking Opportunity 720p HMAX WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
Warrior S03E10 A Window of F*cking Opportunity 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Warrior S03E10 1080p WEB h264-EDITH
Warrior S03E10 WEBRip x264-XEN0N
Warrior S03E10 WEB x264-TORRENTGALAXY
Warrior S03E10 XviD-AFG
Warrior S03E10 WEB XviD-RMX
Warrior S03E10 WEB x264-PHOENiX
Warrior S03E10 A Window of F*cking Opportunity 720p WEB-DL HEVC x265-RMTeam
Warrior S03E10 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Ali99
🔲⫸ Cardinal پـایـان فـصـل سـوم ⸾ علی اکبر دوست دار و آریـن ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ⫷

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
XviD
x265
HEVC
2CH
Published on: 2023-08-17
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫خوابت نمی‌بره؟

‫یعنی چی؟!

‫چطوری اومدید تو؟

‫بشین

‫وقتی پامو توی این کشور گذاشتم، ‫یه قول به خودم دادم

‫اینکه دیگه هیچ احدی نتونه ‫من رو بخره یا بفروشه،

‫که تا عمر دارم نوکرِ هیچ مردی نباشم،

‫که حاضر باشم بمیرم

‫ولی جنده‌ی کسی نباشم

‫اون‌وقت تو با یه حرفِ نسنجیده ‫اون هم از رویِ غرض

‫همه رو ازم گرفتی،

‫تمام چیزهایی که واسه‌شون ‫خون دادم و جنگیدم

‫تو ازم یه جنده ساختی

‫- متأسفم ‫- بس کن

‫- من ناراحت بودم… ‫- قرار نیست بحث کنیم

‫من اولین زنی نیستم که شوهرت ‫می‌خواسته باهاش بخوابه

‫خودت هم خیلی وقتـه خبر داری

‫فقط اَنگِ جندگی به من واسه‌ات ‫از قبولِ واقعیت راحت‌تر بود

‫البته تو به‌خاطر مال و منالش ‫نمی‌تونی اونو ول کنی…

‫همه‌اش مال اونـه

‫واسه همین وقتی شوهرت میاد خونه،

‫و سر تا پاش بوی گَندِ ویسکی

‫و کُسِ یه زن دیگه رو میده،

‫تو بازم به هر سازی که بزنه می‌رقصی،

‫چون اگه نرقصی کارت زاره

‫وقتی هم با کیرش که ‫فقط دنبال سوراخـه

‫باغچه‌ات رو بیل زد،

‫دیگه روی تخت خوابت نمی‌بره؛ ‫از خودت متنفر میشی

‫البته بیشتر ‫حالت از اون بهم می‌خوره، چون

‫شوهرت رفته هزار تا زن رو کَرده و

‫این‌طوری از تو یه جنده ساخته

‫ولی یه‌جایی آخرهاش

‫دیگه تاب تحمل ‫این همه خشم و رنج رو نداری

‫اون شب که رسید…

‫می‌خوام این دستت باشه

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » :. Ali99 & Cardinal .:

‫خب، این یکی که بهتره ‫کسی جسدش رو هم نبینه

‫عجب کثافت‌کاری‌ای شده

‫هیچ‌کدوم از این ‫حروم‌زاده‌ها رو نمی‌شناسی؟

‫گمونم این کالین هیوز باشه

‫تا چند سال پیش پلیس بود

‫یا خدا، راست میگی

‫شنیده بودم نگهبان یکی از ‫کله‌گنده‌های شهر شده،

‫به اسمِ استریکلند

‫همون سلطانِ راه‌آهن؟

‫مگه اخیراً یکی از محل‌های ساخت‌وسازش ‫منفجر نشده بود؟

‫چرا، خبرش تو روزنامه‌ها بود

‫گوه توش

‫کسی لیری رو ندیده؟

‫شب به‌خیر، داگلاس

‫نِلی

‫خونه‌ی قشنگی داری‌ها

‫بله

‫توی خونه‌ام چیکار می‌کنی؟

‫روزها به این فکر می‌کردم که

‫امثال تو خودشون رو ‫مشمول قانون نمی‌دونن

‫و اینکه متأسفانه، ‫انگار دنیا هم باهاتون هم‌نظره

‫واسه همین…

‫من هم گفتم ‫راه خودت رو در پیش بگیرم

‫یادت رفته که من تو رو می‌شناسم، نِلی

‫این همه قیافه می‌گیری، ولی تهش

‫هیچ فرقی با اون جنده‌هایی که

‫دلت این‌قدر برای نجات‌شون پَر می‌زنه نداری

‫همه‌تون یه مشت دخترک بیچاره‌اید که ‫ترس وجودتون رو گرفته

‫به‌نظرت ترس وجود منو گرفته؟

‫بهتره بگیره

‫لیری!

‫تو اینجا چه گوهی می‌خوری؟

‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه

‫نمی‌تونم بذارم این کارو بکنی

‫طرف عوضیـه، بیل

‫عوضی تو دنیا زیاده

‫زندون رو برای همین گذاشتن

‫استریکلند عمراً رنگ ‫میله‌های زندون رو ببینه،

‫- خودت هم خوب می‌دونی ‫- تصمیمش با هیئت‌منصفه‌ست، نه تو

‫برو کنار

‫بیل، گوه توش

‫خودت می‌خواستی من ‫رئیس‌پلیس بشم

‫اون دیگه چه کوفتیـه؟

‫پشت سرم بمون

‫بیا. تمومـه دیگه

‫بگو، بدبخت

‫آهای!

‫وایسا!

‫یا خدا

‫اون دیگه کدوم خری بود؟

‫هر کی که بود، رفت

‫باید از شر جسدش خلاص بشیم

‫چرا باید همچین غلطی بکنیم؟

‫چون اگه از شرش خلاص نشیم،

‫قبل از اینکه آفتاب بزنه ‫منو میندازن گوشه‌ی زندان

‫محض رضای سگ، ‫من رئیس‌پلیسم

‫من ضامنت میشم، ‫چیزهایی رو که دیدم بهشون میگم

‫من پل کوفتیش رو فرستادم رو هوا

‫آدم‌هاش رو کُشتم

‫توی خونه‌ی خودت ‫بهت حمله کردن

‫از خودت دفاع کردی

‫بیل، متهم منم‌ها

‫آخه کدوم قاضی شهر ‫همچین چیزی رو باور می‌کنه؟

‫باید همین الان ترتیبش رو بدیم

‫یه‌جایی رو سراغ دارم

‫باورم نمیشه اینجا کار می‌کردی

‫خودم هم باورم نمیشه

‫صحیح

‫خب، وایسا

‫مگه ارزشی داره؟

‫فقط واسه من

‫ولی همچین آدم کله‌گنده‌ای گم‌وگور بشه،

‫سؤالاتی برای مردم پیش میاد

‫تحقیقاتی انجام میشه

‫به‌نظر من این از اون پرونده‌هاست که

‫رئیس‌پلیس شخصاً باید پیگیریش کنه

‫چیزیت نشده؟

‫من هیچی حس نمی‌کنم

‫من به هر دری زدم که ازشون محافظت کنم، ‫از لای

‫اون جونم رو نجات داد

‫من کم گذاشتم

‫نه، تو هر کاری از دستت برمیومد کردی

‫تو استریکلند رو کُشتی

‫اون دیگه نمی‌تونه بلایی سر بقیه بیاره

‫امثال اون همیشه هستن

‫ببین

‫چیزی نیست

‫اشکالی نداره

‫من پیشتم

‫جایی هم نمیرم

‫انگار امروز کِیفت حسابی کوکـه

‫جدی؟

‫اوهوم

‫آخه گمونم بعد از عُمری

‫واسه اولین بار،

‫حس نمی‌کنم که یه قلوه‌سنگ غول‌پیکر رو ‫از تپه بالا می‌برم

‫انگار که بالای تپه وایسادم و ‫از اونجا پایین رو نگاه می‌کنم

‫به‌نظر من ‫خیلی هم جا خوش نکن، والتر

‫واسه مردهای جاه‌طلبی مثل تو، ‫بالای یه تپه،

‫کوهپایه‌ی یه کوهِ بزرگتره

‫منظورت فرمانداریـه

‫- واسه قدم اول ‫- بهتره جوگیر نشیم

‫هیچ اشکالی نداره که کشیش‌ها ‫یا اعضای گروه سرود متواضع باشن، منتها

خود‌کم‌بینی هیچکس رو ‫دولتمرد بزرگی نکرده

‫تو هر چی که ‫برای بزرگی لازمـه رو داری، والتر

از این بابت مطمئنم

‫من با آدم‌های بی‌بخار کم برخورد نداشتم

‫کاترین،

‫اطمینانت به من ‫منو آدم بهتری می‌کنه

‫می‌خوام بدونم

‫حاضری با من ازدواج کنی؟

‫رأی‌دهنده‌ها عاشق یه مرد خانواده‌دارن

‫سیاست به کنار،

‫از آخرین باری که ‫با جون و دل می‌خواستم

‫یه نفر رو شریک زندگیم کنم، ‫مدت‌ها می‌گذره

‫چشمم هم آب نمی‌خورد دیگه همچین میلی ‫داشته باشم، ولی از زمان آشنایی‌مون،

‫همه‌چیز عوض شده

‫خودم عوض شدم

‫تا حالا مثلِ تو رو ندیده بودم،

‫و به‌نظرم می‌تونم خوشبختت کنم

‫البته…

اگه بهم اجازه بدی

‫والتر…

معلومـه که باهات ازدواج می‌کنم

‫فهمیدیم کلیشه‌ها کجان

‫کجا می‌بردتون؟

‫یه کارخونه‌ی یخ‌سازی ‫توی محدوده‌ی لانگ زی

‫محدوده‌ی لانگ زی؟

‫انگار سر این قضیه ‫انجمن‌ها همدستن

‫باکلی عمراً استقبال کنه

‫اون‌وقت چرا؟

‫فقط می‌دونم که خوش نداره ‫به اون قسمت شهر سرکِشی کنیم

‫نیازی به استقبال اون یا تو نداریم

‫مأمور فدرال بودن همین چیزهاش قشنگـه

‫باز هم باید به شهردار خبر بدم،

‫وگرنه به‌خاطر یورش‌تون به اونجا ‫یقه‌ی من رو می‌چسبه

‫می‌تونی الان بهش خبر بدی؟

‫از دست تو، لی

‫تو دیگه پلیس نیستی،

‫ولی بازم رو اعصابمی

‫رئیس‌پلیس کار سختی داره، بیل

‫شاید دلت بخواد بدونی،

‫هنوز هیچی نشده بیشتر از رئیس قبلی باهات حال می‌کنم

‫لانگ زی توی چاپ اسکناس جعلی دست داره

‫بله

‫نه

‫دیگه نه

‫همین الان، مأمورهای سرویس مخفی

‫سرازیر شدن سمت محل چاپ‌تون

‫چی؟

‫کاری از دست من برنمیومد

‫اونها اسکناس‌هاتون رو مصادره و ‫هر کسی توی محل چاپ باشه رو

‫دستگیر و دیپورت می‌کنن

‫بهت گفتم بیای اینجا ‫تا تو رو نگیرن

‫قابلت رو هم نداره

‫درست به موقع

‫شک داشتم رفیقت ‫سر حرفش بمونه

‫جوجه رو آخر پاییز می‌شمارن

‫هنوزم باید کلیشه‌ها رو گیر بیاریم

‫استون، چند نفر رو با خودت ببر

‫تمام خروجی‌های اینجا رو ببند

‫روح‌مون هم خبر نداره

‫چه قائله‌ای در انتظارمونـه

‫قائله‌ مائله برام مهم نیست، ‫به‌شرطی که کلیشه‌ها رو گیر بیارم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left