The first 200 lines.
...آنچه در لوسیفر گذشت - مامان رفته؟ -
...آره. خب، گفت
.دیگه خداحافظ تا اَبد .و اینکه خیلی دوست داره
.دارم یه برهههایی از زمان رو از دست میدم
انگاری یکی دیگه
.داره بهجام زندگی میکنه
...تنها مردیرو که دوستش داشتم
.بازم بخاطر تو بیخیالش شدم
یعنی اینقدر این دوستیمون .برام مهمه
...برو... به
.جهنم
،توی ون جاسوسیمراقبتی
وقتی ازت خواستم که ،توی لسآنجلس بمونی
.یه لحظهی خاصی رو اونجا گذروندیم
که برای همینهم هست که باید بهت میگفتم که من
.بهدرد رابطهی عاطفی نمیخورم
میترسی اجازه بدی افراد زندگیات بهت نزدیک بشن
،چونکه میدونی آخر سر .میرن و ولت میکنن
.فراموششون میکنی - ،باید ایمان داشته باشی -
چونکه زندگی میتونه .گاهیاوقات غافلگیرت کنه
حالا هم، اگه برادر من، یعنی شیطان رجیم ...میتونه همچین چیزی داشته باشه
.شاید منم بتونم
::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .:: « illusion , SuRouSH AbG »
خب، آقا واسه چی راهشون به اینطرفا کشیده؟
.برای کار
روی چی کار میکنی؟
.یه پرونده
،خب، میخوای یه تنفسی بگیری و یه نوشیدنی مهمونم کنی؟
.نه والا، نه
.باید اعتراف کنم
تماشاکردن این زنها که میان ...و میخوان توجهاتُ جلب کنن
.بهترین جزء امشبه
نمیدونم وقتی بالأخره به یکیشون جواب مثبت دادی
.میخوام چیکار کنم
.هیچوقت جواب مثبت نمیدم
واقعاً؟ چونکه قبلاً یکی دلتُ برده؟
نه، موضوع اینه که احتمال .همچین اتفاقی واسهام خیلی کمه
.باید بریم، کارآگاه
.اِم... باید برم سراغ کار
.خیلیخب
دو تا جسد دیگههم همینالان درحالی که .دستتودست هم بودن، تو پارک گریفیت پیدا شدن
"انگاری "قاتل دلهای شکسته .دوباره افتاده رو دور
.هِی با این اسم صداش نکن
چرا؟ مشکلش چیه؟
چونکه اصلاً معلوم نیست
کِی همچین اسمهای احمقانهای .تو دهن مردم میمونه
بیخیال بابا. همچین اسمی .عمراً رو زبونها نمونه
...واو، دیشب واقعاً
.کنسرت خیلی خوبی بود - !آره -
اصلاً آخرین باری رو یادم نمیاد که
...به همچین برنامهای رفتم که انقدر
.پر سر و صدا بود - .واقعاً چقدر بلند بود! هنوزم هیچی نمیشنوم -
.خوشگل دیشب زدن درِ هم
.خانم لوپز، خواهشاً انقدر مبتذل نباشین
.کارآگاه که اهل... زدن درِ کسی نیست
جداً، یعنی این آتیشبازی محشر بینشونُ نمیبینی؟
الان شیمیِ بین این دوتا .از شیمیِ توی آزمایشگاه من بیشتره
.و تازه هم رفتن کنسرت آزارا
.یه تقویتکنندهی جنسی طبیعیه
،خب، اگه شما یه جوون پُر کک و مک باشین، شاید
ولی کارآگاه خانم بالغیه که
.سلیقهی پختهای هم داره
باور کن، به این راحتیها نمیشه بهدستش آورد
.خدای من
.خوشگل گرخ برت داشتهها
چی؟
دربارهی این رابطه که .میاد بین تو و کلویی
.مسخرهبازی در نیار
.من کجا گرخ برم داشته
.چیزی نیست بابا. باشه، میفهمم
از این میترسی که
الان کمکم برن و تموم وقتشونُ .کنار هم بگذرونن
میدونی، مثلاً همکاری با هم ،سر صحنههای جرم
.یا شوخی بالا سر جسد ملت
و بعد اونموقع تو چی میشی، آره؟
.مطمئن باش، خانم لوپز، این کمترین نگرانیِ منه
...این احساس بینشون فقط
.یه آتیش زودگذره
.دقیقاً - .هوم -
.یه آتیش خیلی داغ و زودگذر
لوسیفر، رابطهی بین تو و کلویی .کلاً تو یه سطح و مرحلهی دیگهایه
.دقیقاً. هیچی عوض نمیشه
.نه. نه
...خلاصه، میخواستم
.میخواستم از اومدنتون تشکر کنم
واقعاً... واقعاً خیلی بهم خوش گذشت
خب، پس کِی میتونیم دوباره بریم بیرون؟
...اِم
یعنی یه کنس... کنسرت، یا...؟
.یه جای آرومتر تو فکرم بود
مثلاً شام؟
یه رستوران ایتالیایی خیلیخوب میشناسم .اگه دوست داشته باشی
،یعنی خب، من که عاشق... غذای ایتالیاییام
...ولی
مگه شما قبلاً نمیگفتین که نمیخواستین...؟
...هی، کلویی، فقط میخواستم
.شرمنده
نمیخواستم مزاحمتون بشم
.اشتباه از من بود - .نه، نه، چیزی نیست -
...ما فقط داشتیم
...فقط
چه خبرا؟
...خب... یه پرونده داریم .قتل دوگانه
یه زوجی که توی یه کروکی
.بیرون پارک گریفیت پیدا شدن
.بنظر که میگن، صحنهی جرم خیلی ناجوریه
.اوهوم. باشه .الان خودمُ میرسونم
اِسپینوزا، میشه یه کپی از اون پرونده رو برام بیاری؟
.حتماً
میگی چی میخوام؟
...خب
بعضیوقتا جواب این سؤال به این آسونیها هم نیست، مگه نه؟
یعنی خب، میخوام بدونم .آزمون بعدی پدرم چیه
همچین مطمئنم که آزمون قبلیشُ با موفقیت پشت سر گذاشتم
ولی... بعدی چیه؟
و اینکه باید الان تو این بین چیکار کنم؟
یا نکنه، همین بین هم، خودش یه آزمونیه؟
.باشه
یه کافه موکا با خامه اضافه، چطوره؟
.البته، البته
.خیلیخب - .خیلیخب -
یه آمریکانو بزرگ برای شارلوت
!مامان؟! مامان؟
.باورم نمیشه خودتی
،لوسیفر گفت که دیگه رفته بودی
که... که از شمشیر شعلهور استفاده کرد
.و فرستادت بری به یه جهانِ دیگه
دوباره برگشتی چیکار؟
ببخشید. من شما رو میشناسم؟
.نه
.نه، نمیشناسین
.شر... شرمندهام
.شما رو با یکی دیگه اشتباه گرفتم
،نه، وایسا. تو لوسیفرُ میشناسی
.پس منُ هم میشناسی
منظورت از "شمشیر شعلهور" چی بود؟
.خیلی متأسفم، ولی باید برم
،محض اطلاعتون بگم، کارآگاه دوست دارم به این توجه داشته باشین
که من حتی یهبارم از شبی که .با پیرس داشتین سؤالی نپرسیدم
.متوجهام که به من مربوط نیست
.درسته. ربطی بهت نداره
ولی خانم لوپز فکر میکنه .زدین درِ هم
چی؟
.حرفای لوپزه، نه من
فقط با خودم گفتم بهتره که در جریان باشین
ما فقط رفتیم کنسرت، میدونی؟
.چیزی نشده حالا
.بله. دکتر لیندا هم همینُ گفت
خب، با اینکه میگی ،این قضیه ربطی بهت نداره
جداً که با آدمای زیادی .راجبش بحث کردی
میدونم. فقط ایکاش ملت .دست از فضولیکردن بر میداشتن
ولی با این وجود، من به این نتیجه رسیدم
،که هر اتفاقی هم حالا بین تو و پیرس بیفته
،من و تو همکار هم میمونیم، کارآگاه
.و هیچی نمیتونه بین ما بیاد
.خودتونُ آماده کنید، بچهها
.این پرونده دیگه از اون پروندهها نیست
« اولین سایت پیشبینیِ ورزشی با آپشنهای بینظیر » ::. BPersia.Win | بیپرشیا .::
ستوان، چی شد اومدین اینجا؟
.یه حس دلی و خاص راجب این پرونده داشتم
.اومدم ببینم اشتباه میکردم یا نه
با اینکه واقعاً قدردان این ،حسهای گوارشیتون هستیم، ستوان
من و کارآگاه این پروندهرو .کاملاً تحت کنترل داریم
...پس اگه موردی نیست - .نه، اصلاً -
.اِلا، خبرا رو بده
:این شما و این .رابی متیوز و ریچل وایت
بنظر چیزخورشون کرده بودن .تا بیهوش شن
و بعدم یکی رسماً با مشت زده .سینههاشونُ شکافته
میدونیم چطوری چیزخور شده بودن؟
بهترین حدسم اینه که شاید قاتل .از یهجور داروی بیهوشی استفاده کرده باشه
.مایع یا گازی
،و بعدم دندههاشونُ له کرده .و بعد جناغ سینهشونرو
.و آخر سر هم، قلبهاشونرو
خب، فهمیدن اینکه خواستهی .قاتل چی بوده که خیلی سخت نیست
خب، قاتل مسلماً میخواسته .یهجور پیغامی رو برسونه
.که تحمل رابطهی این دونفرُ نداشته
پس، یعنی چی؟
مثلاً این دختره یه تعقیبکنندهی حسود داشته؟
.یا یه دوستپسر سایق عصبانی باید با هرکسی که
مشکلی با این رابطه داشته .صحبت کنیم
دیدی، خودمون همهچیزُ .تحت کنترل داریم، ستوان
.نیازی نیست بزنی کار درستُ خرابش کنی
کدوم یکیشون متأهل بوده؟
،خب، انگشتر ازدواجی که در کار نیست .پس مشخصاً هیچکدومشون
.ولی آفرین که خودتُ تو کار سهیم کردی
کسی حفرههای سینهشونُ چک کرده؟
چی؟ واسه چی همچین کاری بکنیم؟
توی دههی 50، یه یارویی .به اسم "کلارک هافمن" زندگی میکرد
معروف به این بود که قربانیهاشُ
.مجبور میکرد که انگشترهای ازدواجشونُ قورت بدن
.آره، قاتل دلهای شکسته
،تا وقتی که دستگیر شد
هفت زوج خیانتکار لسآنجلس .رو به قتل رسونده بود
صحنههای جرمش هم .به ترسناکیِ همین صحنهی جرم بودن
.واو، چقدر راجب این یارو اطلاعات داری
،پلیسی که این پروندهرو حل کرد
.یکی از مربیهای قدیمیام بود
و مگه هافمن چند روز پیش توی زندان نمُرد؟
که همین هم اونُ تبدیل به نکتهی بیمصرفی
.توی این صحبتمون میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.