The first 118 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
یک شب در فروشگاه رفاه
حتی اگه جایزهای نبری
به این معنی نیست که باید دیگران رو سرزنش کنی.
قاتل معمولی رتبهی قاتل 11279
باز لقمه دزدی کردی.
هنوز کوفتهی گوشت گاو تموم نشده
ایچیرو باد بهاری رتبهی قاتل 2117
آه__ کمی گوشت صورتی،
که به جایی بر نمیخوره.
اون شب
اون سرخ دندون رو کشت.
همون سرخ دندون؟
آره، همون سرخ دندون
سام علیکم!
بگو ببینم،
واقعاً وو لیوچی بود که سرخ دندون رو کشت؟
اون آرایشگر، تقریباً با اندازه خودم قویه،
پس چطور ممکنه که در برابر یه قاتل سایه پیروز بشه؟
واضحه که اون تظاهر میکرده
صادقانه بگم، قبل از اینکه توی این فروشگاه رفاه کار کنم
رفتم پیشش تا موهامو کوتاه کنم
جناب؟
امم
چیزه
من میخوام موهامو کوتاه کنم
چه نوع مدل مویی دوست داری؟
اما به نظر میرسه که اون کاملاً غیرقابل توجهِ
اصلاً چیز خاصی نیست
مردی که اون روز توی دستشویی های عمومی باهاش دعوا کردم
فقط قاتل های توی کارتون اینجوری لباس میپوشن
تو در استفاده از "چی" برای هدایت قیچیت خیلی مهارت داری،
چرا در نهایت به عنوان یه آرایشگر اینجا کار کردی؟
چون من دوست دارم موهای مردم رو کوتاه کنم.
اما تو به سختی مشتری داری.
من یه کار دیگه هم دارم.
جانم دای بو؟
هفت
دبستان تقریباً تموم شده
چرا نمیای کله پاچه چغندر بفروشی؟
چون تازه یه فرد سیاه پوش امده تا براش موهاشو کوتاه-
فکر میکنی کوتاه کردن مو به اندازه فروش به کودکان سودآوره؟!
اگه الان نیای
همه بچهها میرن و چای حبابی میخورن!
آه، درسته درسته درسته
من بلافاصله بعد از اینکه کارم تموم شد میام.
معلوم شد "کسب و کار" اون فقط فروش کله پاچه چغندره...
چطور اون هنوز اینقدر خوشحاله؟
تو بهم گفتی که
من باید تنها کسی باشم
که اینطور لباس میپوشه
درسته؟
این چیزا،
واقعاً اینقدر اهمیت دارن؟
این امم
دو تا بستنی
دوست داری دو دلار اضافه بدی تا شیر نارگیلی بخری
و وارد قرعه کشی بشی؟
نه
قرعه کشی ها همه سعی در کلاهبرداری از کودکان دارن.
خیلی خب، همش میشه پنج *یوان*
قرعه کشی ها
سعی در کلاهبرداری از مردم ندارن.
فقط اینکه ما مردم عادی چنین شانسی نداریم،
همیشه که شانس باهات یار نیست.
شکمم...
بهت که گفتم اون کوفته های گوشتی رو نخور
من
من باید برم!
فروشگاه زیر نظر توئه!
Amirhossein :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
الان هیچ مشتری اینجا نمیزنه.
42 تکنیک تیغهی-معمولی
خب... درس تکنیک تیغه
بخش اول: کشش گرم کردن
یک، دو، سه، چهار، دو، دو، سه، چهار، سه، دو، سه، چهار، چهار، دو، سه، چهار،
پنج، دو، سه، چهار، شش، دو، سه، چهار.
این یه سرقته.
هرچی پول هست رد کن بیاد
جرأت کردی از من مغازه من دزدی کنی؟!
منو دست کم نگیر!!
میخوام دو چیز رو بهت بگم
اوه نه
اینطوری که لباس پوشیدی
فکر کردم تو هم دزدی
چطور میتونم... تنهایی...
بس کنید!
اون، اون بچه رو ولش کنید!
تو دیگه کی هستی؟
من
من یه قاتل جوانمرد هستم!
با اندکی از تکنیک های مبارزه،
فکر کردی میتونی با اون، تظاهر به یه قهرمان کنی؟
آشغال.
هی.
بلند شو و همون نودِل برام بپز.
از بینیم خون میاد.
بهتره سعی کنم مثل یه قهرمان رفتار نکنم.
نمیتونم تنهایی اونو شکست بدم.
پس فقط باید کمک بگیرم.
ها؟
اه؟ گوشیم کجاست؟
تو یه قاتلی؟
رتبهات خیلی پایین نیست؟
ای نوب کوچولو،
تو فکر کمک گرفتن بودی؟
گوشیت مصادره شد.
و بیرون هم بارون میاد.
هیچ کس قرار نیست بیاد.
سفر دریایی 7 روزه به کشور دالی؟
یه تلویزیون اِل سی دی؟
هی! میخوام یه بلیط بکشم.
مدیر گفت برای شرکت باید شیر نارگیلی بخری.
مدیر گفت اگه تفنگ داری میتونی رایگان شرکت کنی.
"از مشارکت شما متشکرم"؟ این یعنی چی؟
یعنی برنده نشدی. "از مشارکت شما متشکرم".
No comments yet. Be the first to leave one.