The first 200 lines.
...نمیتونم رو درس خوندنم تمرکز کنم
...اونم حالا که امتحانات نهایی نزدیکن
...این دلشورهای که دارم، حتماً
بچهها دارید چیکار میکنید؟
...هیچی
نمیدونم به خاطر جنگمون تو جشنواره است ...یا به خاطر خستگی زیاده
...ولی اینجور وقتا
.هیچی به اندازه لم دادن زیر کرسی نمیچسبه
یاکومو، میگم بیسکوییت برنجی میخوای؟
.نموخوام
تاکوما، از صبح کله سحر میخوای بری درس بخونی؟
.آه، یه جورایی
میگم، امروز نمیریم سر قرار؟
چی شده تاکوماچی؟ هوس قرار رفتن کردی؟
تاکوما کون، میخوای سو رو ببریم پیاده روی؟
حالا که اینطوره، میخوای برات غذا بپزم؟
...اِه، قرار! پس منم
!تموم شد
چی شده، کوروری چان؟
!میدونی من، یه چیز خفن اختراع کردم
.سِت دکتری تمام اتوماتیک ساختۀ کوروری
...بعد از سه ماه تلاش
!موفق شدم با لوازم توی میدگارد بسازمش
.خیلی وقت میشه از کوروری اختراعی ندیدم
حالا واسه چی ساختیش؟
.من از کوروری چان خواستم بسازش
!فوتابا اونه ساما
،مبارزات زیادی پیش رو داریم ...پس برای مراقب از سلامت جسمانی بچهها
.گفتم فرصت خوبیه واسه اون کار ازش استفاده کنیم
یاکومو، نارنگی میخوای؟
!نموخوام
اون کار؟
!عشق والکیری، دکتر بازی
...دکتر بازی!؟ منظورت اینه که
تاکوما قراره دکتر بشه، ما هم مریضاش؟
!همینطوره
که یعنی تاکوما قراره کل بدن ما رو معاینه کنه؟
!همینطوره
!مخالفم! سرمم بره اینکار رو نمیکنم
!منم همینطور
!من که خوابم میاد
!میگم، من که استقبال میکنم
!ای وای من
.من اینکار رو میکنم
!بیاید دکتر بازی کنیم !لطفاً بذارید اینکار رو بکنم
.هنوز هیچکس آن را ندیده است
...درون رویاها
!این بار هم به دنبال این آرزوی شیرین میگردم
...متوجه شده بودم، از اعماق وجودم
.کسی تو را فریاد میزند
.از فاصلهای نزدیک به همدیگر خیره شدهایم
...در بیداد دلتنگیها
...زیر لب در تنهایی زمزمه میکنم
.تو را دوست دارم
...میخواهم این را بگویم ولی نمیتوانم
.تو همیشه درکنارم هستــــی
.هنوز هیچکس آن را ندیده است
...درون رویاها
...با احساسات قوی ما
.بدون تردید، نمیخواهم دچار تردید شوم
...باور دارم که این یک گام رو به جلوست
!به خاطر خودم
از اونجایی که برای همه تو جشنواره ...دردسر درست کردم
...باید هر کاری از دستم برمیاد انجام بدم
!به عنوان معشوقۀ بچهها
!عشق والکیری، دکتر بازی، آغاز میشود
عشق والکیری
دکتر بازی
آغاز میشود
نوبت فوتابا
تأسیس در سال 1185
نوبت میسا
نوبت ایتسیو
نوبت موتسومی
نوبت ناتسوکی
نوبت یاکومو
!خب پس، فکر کنم اول من برم
.در اختیار شمام، دکتر
!در خدمتم
...آروم باش، آروم
...بذار ببینم
...میخوام گوشی رو بذارم روی سینهات، ... پس
باید لباسم رو بدم بالا، مگه نه؟
.خیلی خب، بفرمایید
.البته به بزرگی سینههای موتسومی چان نیستن
!خب، با اجازه
.خدایی خیلی سخته
به عنوان یه معشوق الان چه حرف مناسبی میتونم بزنم؟
دکتر، واقعاً لازمه که گوشی رو بذارید اونجا؟
!شـ... شـ... شرمندم
خب... خب... قبلاً فکر میکردم ...حکومت شوگانها از سال 1192 تأسیس شده بود
ولی جدیداً متوجه شدم .حکومتشون توی سال 1185 تأسیس شده
.خب دیگه، من برم
.با... باشه
.مشکلی نداشتی
...خیلی خب، میسا سان
.اول، لباسات رو در بیار
!خوابش رو ببینی
!درضمن من هیچ مشکلی ندارم
!پس تا بعد
!نباید بری
!تا معاینه ـت نکنم، نمیتونی بری
!خیلی خب، خیلی خب، دستت رو بکش
میگم... جاییت میخاره؟
!خفه شو، پخمه
درضمن چه زهرماری داری میمالی بهم؟
.روغن مخصوص کوروری برای ترمیم بافت
...برای تکمیل معاینه باید روغن رو
!روی همه بدنش! روی همه بدنش
...قلقلکم ... میده
!شـ... شـ... شـ... شـ... شرمنده
!نه منظورم اینه که، ممنونم
!دیگه بسه! خنگه خدا
!خیلی خب! هر کاری که بگی میکنم
!بذار ببینم
...برای شما رئیس
!تست ادرار بده
تست ... ادرار؟
...و چون زمان کم داریم
شرمنده، میشه گوشۀ همین اتاق پُرش کنی؟
.امیدوارم صداش رو نشنوه
.تموم شد
.پس لطفاً بدش به من
بدمش ... به تو؟
.آره خب
...و... ولی
!اگه ندیش به مشکل برمیخورم
!بجنب! یالا! یالا! یالا
تهدید
آخ
ولی قبول کردم
...تاکوما سان، امروز یه جورایی
!خیلی خبیث شدی
رئیس؟
...بذار ببینم، برای موتسومی سان
.میخوام ببینم دندونات کرم خورده یا نه
!با... باشه
معاینۀ دندون، ها؟
دهنم که بوی بد نمیده؟
.ای کاش یه آدامس میخوردم
خیلی خب، میشه دهنت رو باز کنی؟
.خیلی تاریکه، خوب نمیببینم
!یکم بیشتر میرم داخل
.خیلی خب، مشکلی نبود .دندونای خیلی سالمی داری
...تاکوما کون
!ای کاش حداقل چراغا رو خاموش میکردی
چراغا؟
...و برای ناتسوکی سان
چی شده؟
،اندازه سینه، کمر و باسنـت رو میخوام بگیرم ...پس لطفاً لباسات رو دربیار
!ای بی حیا
چرا همیشه خدا من باید از این کارا کنم؟
...من این وسط بیتقصیرم
ولی انگار میتونم اندازهها رو .از روی لباس زیرتم بگیرم
واقعاً؟
...خب اگه اینطوره
فکر کردی قبول میکنم؟
!بـ... بـ... بـ... ببخشید
!شـ... شروع میکنم
...محض اطلاعت گفته باشم
!الکی بگیر! به شمارهها نگاه کنی کشتمت
!خیلی ترسناکه
!چیه؟ یالا تمومش کن
...اِه... خب
داشتم به این فکر میکردم که امروز .لباس زیرت چقدر خوشگله
وا... واقعاً؟
چـ... چی شده؟
هیچی، داشتم به این فکر میکردم که .خوب شد محض اطمینان لباسام رو عوض کردم
محض اطمینان؟
!ای بی حیا
.پس اول، دمای بدنت رو میگیرم
باید این رو بذارم زیر بغلم؟
!آ... آره، لطفاً
.یه جورایی حس میکنم هنوز یه معاینه درست انجام ندادم
.باید تلاشم رو بکنم
...اگه میخوای از حال و روز بدنم سر در بیاری
فکر کنم بهتره به صدای .تالاپ تولوپ قلبم گوش بدی
...عـ... عـ... عـه، خب
.اوه! قلب اونی چانم به تالاپ تولوپ افتاده
...خیلی بلنده
چرا؟
...ای
!منحرف
!مـ... معذرت میخـــــوام
...که اینطور... که اینطور
پس یعنی تو سعی میکردی ...بچهها رو معاینه کنی
ولی فرار کردن و مسخره بازی در آوردن .و تقریباً نتونستی هیچ نتیجهای ثبت کنی
یعنی کجای کارم اشتباه بوده؟
....خب
،انگار چاره ای نیست !کوروری به دادت میرسه
!با فشار دادن این دکمه
این چیه؟
!میدونی که من یه مخترع نابغهام
اگه یه حالت فوقالعاده براش نذارم به چه دردی میخورم؟
حالت فوقالعاده؟
دستگاهی که داخل اون لباسه ...نقاط فشاری بدن رو تحریک میکنه
!و دکتر میتونه کار صد نفر رو انجام بده
!الان حس میکنم میتونم هر مریضیای رو درمون کنم
!برو نی چان
این بار میتونی با تمام قدرت !بچهها رو معاینه کنی
No comments yet. Be the first to leave one.