The first 200 lines.
.تقریباً آماده ـست
.ببینیم
.تمومه
.بفرما
پارتی با "ط" واقعا؟
.خب همینطوری میگنش
.بهونه گیری رو بذار کنار و رخداد رو شروع کن
مادَرِت دیگه کدوم شنبه شب خونه نیست؟
اینا کی هستن؟- .دوستایِ منن-
هنوز به من نگفتی که .اونا رو از کجا میشناسی
تو تنها کسی نیستی که .داری دوستایِ جدید پیدا میکنی پسر
اگه خیلی از انجامش میترسی
.من اینکارو میکنم- داری چیکار میکنی؟-
.خب ببینم
...رخدادِ"پارتی"،ساختن
.انجام شد.ساختمش- !گوشیمو بده-
.باشه- .اوسکول-
کسایی رو که نمیشناسیم رو .نمیاریم خونه
.تو مسئولیت ناپذیری
.این اولاً .ولی من تو رو خوب میشناسم سامو
تو فقط درموردِ اون دختر .خوشگله اهمیت میدی که بیاد یا نه
به همین خاطرِ که داری .این سیرک رو راه میندازی
.احمق
مارینا دعوت رو قبول کرده
اطلاع از اخبارِ تیم،انتقادات و پیشنهادات در کانالِ تلگرامِ ما @ThunderSub
!آندره
!آندره
!آندره
حداقل لیاقتِ یا شانس رو دارم که خودم توضیح بدم،درسته؟
یا همینطوری منو نادیده میگیری؟
...من نمیخوام که- !میدونم گومان-
!من مثلِ خواهرت نمیشم
به اون مواد زده بودن و ازش سوءاستفاده کردن
!ولی کسی با من اینکارو نمیکنه
.که عاقبتت مثلِ والدینِ من بشه...
مگه والدینت...؟- .والدینِ زیستیِ من-
.یک هفته پیش رفتم آژانس .میخواستم بدونم چطور بودن
.ظاهراً ده سال دیر رسیدم
.اُوردوز کرده بودن
.اون لعنتی زندگیت رو داغون میکنه پسر .من نمیتونم بذارم بلایی سرت بیاد
.تو دوستِ منی
چرا اینو هیچوقت به من نگفتی؟
چون...من و تو درموردِ .چیزایِ دیگه حرف میزنیم
ما درموردِ ماشین و دختر و .پارتی و اینا حرف میزنیم
شاید بایدم همینطور باشیم،درسته؟
.آره
اگه بخوای میتونیم مثلِ قدیما .یه کبابی و سینما بریم
.مایلم اینکارو بکنم ولی هنوز خونه نشینم
.بخاطرِ تو
.پدرت به من گوش میده
.باهاش حرف میزنم
!خوب بود
توسطِّ یکی که تو بیابون بزرگ شده .شکست خوردی
.انگار دختر طالبانیِ واست مهمه
کی میگه اون واسم مهمه؟- .اینطور بنظر میاد-
من فکر میکنم که تو عاقبتت .مثلِ خواهرت میشه
عاشقِ اولین نفری از بدبخت بیچاره هایی .میشی که سر راهت قرار میگیرن
.گ*اییدمت لوکرسیا- .این کاری بود که قرار بود بکنی-
.اونو ب*گایی،که بعد بتونی لو بدیش
چون اگه درست یادم باشه
اون خشکه مقدس تو رو تو خونه .خودت تهدید کرد
کِی میخوای اونو بشونی سر جاش؟
.میکُشمت پسر- .قسم میخورم کار من نبوده-
چرا باید به اون چیزی بگم؟ .اون از همون روزِ اول به من نظرِ بد داشت
بعلاوه من که نمیرم واست بزنم .تو رفیق شیشِ منی
درواقع،تو تنها !دوستی هستی که من اینجا دارم
هیسسسس
پس ازدواج کنسله؟- .فقط یکم به تاخیر افتاده،باشه؟-
.ولی این اتفاق میوفته
!آخر هفته ـست .آخرِ هفته ای که توش چیزایِ زیادی یاد میگیریم
راستی تو خونه یِ سامو این آخرین هفته .یه پارتی هستش که توشم کلّی بچه خوشگل هست
همچنین رفیق و دلالِ خودم
هیچی بهت نمیگم .ولی همونجا هستش
چطور خانواده ـت گذاشتن بیای پارتی؟
.به سادگی،بهشون نگفتم- و داداشت؟-
.نه،بهتره نفهمه- !لعنتی،الآن دعوتشو چیکار کنم-
.نمیدونم
و برادر تو چی؟- اون دی جی ـه-
.بهتره قر دادن رو دوست داشته باشی
.عاشقشم- اوه،راستی؟-
.آره ببین
.باشه پس عالیه
بعنوانِ وکیلتون بهتون نصیحت .میکنم که دیگه با پلیس حرف نزنید
.مگر اینکه بخواید اعتراف کنید- .چیزی واسه اعتراف ندارم-
.شما غرق در خونِ قربانی بودید .قربانی ای که خیلی خوب میشناختید
که ظاهراً باهاش .بحث هم داشتید
ببین ساموئل،شاید طوری که ...بنظر میاد نباشه
.ولی شک دارم هیچ قاضی ای حرفت رو باور کنه
و اگه درست قبل از اینکه بیام کسی رو دیده باشم اونجا چی؟
کی؟
.نانو،یکی سراغت رو میگیره
.همبرگرِ عالی ایه
.تو خونه یِ منو داغون کردی- .نه-
.ما نبودیم .ما رو نمیفرستن تا اثاث خراب کنیم
.ما استخون میشکنیم
میدونی ویلچر چقدر گرونه؟
.اگه الآن پول بدی سود کردی- .وقتِ بیشتری میخوام-
.مَردُم همیشه چیزی که ما نداریم رو میخوان
.ببین
دارم یه کاری میکنم که پول رو در میاره .ولی تا آخر هفته وقت میخوام
.میتونم بگم امروز پیدات نکردم
.که تا آخر هفته وقت داشته باشی
...ولی دوشنبه .من دیگه بهونه ای ندارم
.تو هم همینطور
بخدا اگه پول رو داشتم .بهت قرض میدادم
.میدونم
میخوای چیکار کنی؟
.اسنادِ لعنتی رو گیر بیارم
رمزِ گاوصندوق رو میدونم ...پس برمیدارمشون
میدمشون جایی که بتونن پول بیشتری نسبت به
...پیمانکاری که بهش بدهکارم در بیارن
. و همه ـمون برنده میشیم
اگه درحالِ دزدی از اون خونه بگیرنت .هیچ گوهی نمیبَری نانو
.همه چی رو از دست میدی- .اون دختر خوشگله میذاره من برم تو-
کریستین،اون فردا میاد پارتی
میخوای سعی کنی مخشو بزنی؟
مگه برادرت و اون...؟- .میدونم-
.اونا تویِ کلاس از هم جدا نمیشن
اشتباه برداشت نکن.اگه من یه بچه خوشگل بودم
.میومدم سراغِ تو پسر شک نکن
دهنتو سرویس میکردم .اصلاً اینقدر باهات بودم که از دستم جر بیای
ولی نمیدونم ،رو شانس که نمیشه .حساب باز کرد نانو
شاید این دختره وصله یِ خوبی نباشه
.شاید لطافت و نرم خویی رو دوست داشته باشه
!امکان نداره
.اون اینقدر احمقه که منو ترجیح میده
واسه همین هر اتفاقی که .واسش بیوفته حقشه
و برادرت؟- چی؟-
برادرتم لیاقتش همین داغون شدنه؟- .اون به هرحال این مشکل براش پیش میاد-
.هرچی زودتر بهتر
چرا دوشنبه نریم؟ پولو نمیتونه بیاد؟
.خودت ازش بپرس .با من حرف نمیزنه
مگه تو نبودی که با اون حرف نمیزدی؟
.همینطور شده
همینطور شده؟؟
.بذار این قضیه رو روشن کنم
پولو اون پسره غارنشین رو میاره تویِ رابطتون
بعدش از خود بیخود میشه و صحنه سازی میکنه و تو رو با سکوت مجازات میکنه؟
البته بعدشم ازت انتظار خواهد داشت که
زانو بزنی و تقاضایِ بخشش .کنی
.و طبقِ معمول،تو اینکارو میکنی
چرا از منم عصبانی هستی؟
چون نمیتونم اینو تحمل کنم که .از روت رد میشه(لِهِت میکنه)
خوبه بعضی وقتام یکم جرئت !به خرج بدی
چی بگم؟ ".مارینا،ازت خوشم اومده دختر"
پسر انگار داری یه شعر ِ همخوانی .رو حفظ میکنی
بهتره اینطور نباشه.چیزی که مهمه .اینه که بهش برسونی که ازش خوشت میاد
.باشه- .امشب میتونه شبِ تو باشه-
الآن وقتِ بَدیه واسه اینکه اعتراف کنم از رَد شدن میترسم؟
چطور بنظر میام؟
شبیهِ یه کیکِ میوه ای شدی.یه .کیک میوه ایِ خوشمزه
.خیلی خب میرم لباسامو عوض میکنم
دوتا قرص دیگه داری؟
اون چیه؟ کاسبی ـت رو گسترش دادی؟
بذار بهت بگم که این جایِ تعجبی .نداره که اون دوستایِ جدیدی پیدا کرده
با مالِ تو تنهایی به اندازه .کافی نداریم
.باید یه سَری به دفتر تلفنمم میزدم
داری چیکار میکنی؟- .همون همیشگی پسر،هیچی-
آروم باش،دوتا قرص چیه؟- نذار سامو ببینتت-
این شرابِ اسپانیاییه؟- نه-
.یه آبمیوه بدونِ الکله
.ولی اون شکر زیادی توش ریخته .بهتره بچسبیم به آبجو
.خیلی خب.یه نگاهی بنداز
...سه
...دو
!یک
بد نیست،نه؟
.کریسمس مبارک
چه خبر؟
چطوری؟- خوبم-
هی،اونا میدونن من کیم؟
.اونا میدونن بابات کیه- .من شبیهِ بابام نیستم-
اسمش که روته،درسته؟
حتماً تو زندگی خیلی درها رو .واست باز میکنن
اگه هزینه ـش اینه که چشمایِ کثیفِ اون دوتا رو دربیارم
.بازم می ارزه
واو،یه دی جیِ سبکِ رگاتون و یه فیسلوف
.خوش بگذره
.ممنون
هی گومان چه خبر؟
.ممنون که با بابام حرف زدی
.آخرش جریمه ـم رو برداشت
.امروز نمیام
از تمرین خسته ـم پس فردا باهات باهات حرف میزنم؛باشه؟
.خدانگهدار
!بیخیال آندره
اینجا چیکار میکنی؟
.پدرم اتاق پشتی ـه
.راستی سلام
.من یه مشتری آم نادیا ...اومدم که
.اینو بخرم
مارچوبه؟
اومدی اینجا مارچوبه بخری؟
.نه
در واقع اومدم ازت بپرسم اون .لاغره کجا زندگی میکنه
.میدونم که یه پارتی گرفته
...خب
اگه آدرسش رو نداری فکر .میکنم که دعوت نیستی
.گوش کن نادیا
مارینا بدونِ اجازه یِ .والدین اونجاست
No comments yet. Be the first to leave one.