Release info

Demi Gods and Semi Devils E03 DramaDL
Demi Gods and Semi Devils E04 DramaDL
A Commentary by AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Tags

other
Published on: 2021-08-31
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.لعنتی

چرا آنها جین شی ار را کشتند؟

.اوه، نه

.شوهرم اینجاست

.او خیلی راحت مشکوک میشود

.استاد جوان، بیایید جایی را برای قایم شدن پیدا کنیم

.دنبالم بیا

،استاد جوان دوان

.باید اینجا و کاملا در حالت سکوت بمانید

.شوهرم خیلی زود از کوره در میرود

،اگر اتفاقی بیافتد، ممکن است زندگیت را از دست بدهی

.و من هم قادر نخواهم بود که شما را نجات دهم

صدای من را داری؟

.خانم

.خانم

من هیچ کاری انجام ندادم و ممکن است زندگیم را از دست بدهم؟

جین شی ار مرده؟

چه اتفاقی افتاده است؟

استاد بزرگ من و جین شی ار را به بیجوانگ

.فرستاد تا از مهمان ها پذیرایی کنیم

به ما گفته شد

.که در مجموع چهار مهمان خواهد بود

،سر ظهر

.یکی از آنها رسید

.مرد خودش را یو معرفی کرد

استاد بزرگ به ما گفت

،که اگر کسی را با نام خانوادگی یو ملاقات کردیم

.باید استاد سوم صدایش کنیم ،خیلی اتقافی

.مرد گفت که فرمانده دوم یو هستش

،با دستان خالی

.گردن جین شی ار رو شکست

.چه آدم بی منطق و متکبری

،کی فرمانده سوم یو کروکدیل نانهای، تبدیل به فرمانده دوم یو شده است؟

.فرمانده سوم یو همیشه گرم مزاج بوده است

.همینطور یک فرد روانی

.لای فو ار

.خانم

.شماهم حتما ترسیدید

.یه استراحتی کنید

.بله

جین شی ار

.سالها با وفاداری به ما خدمت کرده بود

.و حالا، اون توسط دوستان شما کشته شده است

،بهت گفتم که اونا رو به اینجا دعوت نکن

.و تو پا فشاری کردی

،علیرغم همه صحبت های شیرین

فکر میکنم

.شما هیچوقت به من اهمیت نمی دهید

چطور درستیش را بررسی میکنید؟

من بخاطر شما

.آنها را به اینجا دعوت کردم

،ناگر به من اهمیت میدادی

.باید به من گوش میدادید

.به آنها بگو بروند

سه فرد دیگری که مانند او) (شرور باشند وجود داشته باشند؟

.داوان داره من را تحقیر میکند

،اگر من از او انتقام نگیرم

،من، جونگ وان چو

.مقامم را از دست خواهم داد

)،آنجور که میگویند)

)،با اینحال داشتن یک کینه بد است)

)،با ظاهر شما)

.در واقع شما از من بدتان می آید

،اگر واقعا میخواهید از او انتقام بگیرید

چرا نمی روید او را پیدا کنید

و رو در رو با او بجنگید؟

.شما یک گروه رو استخدام کردید

این چطور توانایی شما را ثابت میکند؟

،حتی اگر شما او را شکست دهید

فکر میکنید که یک مسابقه ی منصفانه ست؟

از تعداد زیردستان او

خبر دارید؟

.من میخواهم یک به یک با او بجنگم

.اما، او از من دوری میکند

چکاری میتوانم انجام دهم؟

.بائو

.بائوی عزیزم، من را ببخش

.نباید سرت داد میزدم

.بائو

.من نتوانستم عصبانیت خودم را کنترل کنم

.تقصیر من بود

تو هیچوقت چیزی که در گذشته

.اتفاق افتاده است را فراموش نمیکنی

.زندگی من بی معنی است

چرا فقط من را

نمی کُشی؟

،نه تنها ما میتوانیم ای را پایان دهیم .بلکه خود شما میتوانید عصبانیتتان را تخلیه کنید

،بعد از اینکه من مردم

.میتوانید یک همسر زیبای دیگر را پیدا کنید

.بائو. تو نباید این حرف را بزنی

.تقصیر من است

کی آنجاست؟

تو کی هستی؟

چرا در اتاق همسر من پنهان شدی؟

.بزار برود

.او اینجاست تا برایمان خبر بیاورد

خبر؟

.بچه

،ببین چه قیافه ای دارد

.حتما مرد خوبی نیستی

.به من بگو

چرا در اتاق همسر من پنهان شده بودی؟

.نام خانوادگی من دوان است

.اگر من را میخواهید بکشید همین الان انجام دهید

چرا الکی مضخرف

میگویید؟

دوان نام خانوادگی تو؟

.یک دوان دیگر

،ارباب جونگ

،درست است که نام خانوادگی من دوان است

.اما من همسر شمارا هیچوقت ملاقات نکردم

.نمیخواد انقدر آشفته باشی

واقعا؟

.بله

.من بیشتر از یک ساعت است که اینجا نبودم

.بله

بیشتر از ده سال است که .بائو دره را ترک گفته

،ده سال پیش

احتمالا تو فقط

.هشت یا نه سال می داشتی

...البته که، نمی توانستی

...نمی توانستی

سعی داری چه چیزی را بگویی؟

.تو خیلی گستاخی میکنی

.این بیهوده است

.درست میگویی

.من سزاوار سرزنش هستم

،استاد جوان دوان

پدرت کیست؟

،اگر من یه دروغ دیگر بگویم

.به نظر می آید که من واقعا گناهکار هستم

من اینجایم

.تا طلب کمک کنم

.من نباید شما را فریب میدادم

.نام من دوان یو است

.اهل دالی هستم

نام پدر من

.جنگ چون است

.دوان جنگ چون

.دقیقا

داری میگی که

پدرت

.دوان جنگ چون است

...تو

.تو پسر دوان جنگ چون هستی، دزد

چطور جرات میکنید که به پدرم توهین کنید؟

چرا که نه؟

.دوان جنگ چون

.ای دزد

!دزد

،ارباب جونگ

،اگر بین شما و پدرم دشمنی ای وجود دارد

.باید او را شخصا سرزنش کنید

.یک مرد واقعی پست سر دیگران حرفی نمی زند- ...من-

.پدر من در دالی است

.باید عجله کنید اگر میخواهید او را پیدا کنید

چرا شما تخته ای در جلوی در

قرار دادید

که میگوید اگر کسی با نام خانوادگی دوان وارد شود بالافاصله کشته میشود؟

...تو

...من

.من میترسم که شاید ببازم

...من

...من میترسم که

...من میترسم که پدرت متوجه شود

...متوجه شود

.که بائو اینجا زندگی میکند

.من یک ترسو هستم

.یک عدد ترسو- .ارباب جونگ-

چه اتفاقی می افته اگر پدر من متوجه شود

که همسر شما در اینجا زندگی می کند؟

...او خواهد آ

.استاد جوان دوان

.خاله

پدرت

چطور است؟

حالش خوب است؟

.پدرم در شرایط خوبی ست

.و حالش خوب است

.خوشحالم که میشنوم

.شرایط خوبی دارد

.حالش خوب است

.بسیار خوب

.خاله

،اگرچه ارباب جونگ مزاج تندی دارد

.اما واقعا به شما احترام میگذارد و شما را دوست دارد

.شما یک ازدواج شاد دارید

،پس

لطفا با حرفی که زم

.ناراحت نشوید

شما برای دانستن اینکه یک ازدواج شاد

.چگونه است بسیار جوان هستید

،خاله

.من همین الان هم مودب نبودم

.لطفا عذرخواهی من را به ارباب جونگ برسانید

.استاد جوان دوان، شما خیلی مهربان هستید

.شوهر من خیلی بدبین است

امیدوارم

.که به دل نگرفته باشی

.اینجا

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left